چرا بازده انرژی کمتر از ۵ به ۱، سوختهای سودآور را به باری بر دوش جامعه تبدیل میکند؟
پیچیدگی یک تمدن کاملاً به مازاد ترمودینامیکی آن بستگی دارد. با افزایش انرژی مورد نیاز برای استخراج سوختهای فسیلی، انرژی خالص در دسترس برای تامین مالی بهداشت، آموزش و زیرساختها به سرعت در حال کاهش است.
به قلم هستی غفاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان بومشناختی
- استدلال میکنند که جریانهای فیزیکی انرژی، و نه معیارهای مالی، محدودیتهای واقعی تمدن بشری و رشد اقتصادی هستند.
- خوشبینان به فناوری
- بر این باورند که کارایی فناوری و منابع تجدیدپذیر نامحدود، بر هرگونه افت موقت در بازده انرژی خالص غلبه خواهند کرد.
- تحلیلگران انرژی
- بر سودآوری مالی فوری و قابلیت اطمینان سوختها در شبکه تمرکز دارند و درباره هزینههای بالای ذخیرهسازی انرژیهای تجدیدپذیر هشدار میدهند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سیاستگذاران کشورهای در حال توسعه
- اپراتورهای شبکه برق
نکات کلیدی
- پیچیدگی یک تمدن دقیقاً محدود به مازاد ترمودینامیکی آن است؛ یعنی انرژی باقیمانده پس از آنکه بخش انرژی، توان مورد نیاز خود را تامین کند.
- اکتشافات نفتی اوایل قرن بیستم بازده انرژی ۱۰۰ به ۱ داشتند، اما استخراجهای نامتعارف امروزی، بازده سوختهای فسیلی را به مرز ۵ به ۱ رساندهاند.
- اقتصاددانان بومشناختی محاسبه کردهاند که برای حفظ بهداشت، آموزش و زیرساختهای مدرن، بازده انرژی حداقل ۵ به ۱ ضروری است.
- وقتی بازده انرژی به زیر ۱۰ به ۱ میرسد، بخش انرژی به شکل تصاعدی شروع به بلعیدن تولیدات خود میکند و یک «پرتگاه انرژی خالص» به وجود میآورد.
- گذار به انرژیهای تجدیدپذیر یک ضرورت ترمودینامیکی برای فرار از روند نزولی بازده انرژی خالص سوختهای فسیلی است.
چرا مهم است
هر فعالیت اقتصادی، از تولید گرفته تا خدمات دیجیتال، وابستهی مستقیم به انرژی خالص است. درک «پرتگاه بازده انرژی» توضیح میدهد که چرا تورم جهانی ماندگار شده و چرا گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، نه فقط یک انتخاب زیستمحیطی، بلکه یک ضرورت ترمودینامیکی است.
یک تمدن تنها در صورتی میتواند بودجه بیمارستانها، دانشگاهها و گالریهای هنری را تامین کند که سیستم انرژی آن بسیار بیشتر از آنچه برای فعالیت خود مصرف میکند، انرژی تولید کند. این مازاد ترمودینامیکی، پیششرط مطلق برای پیچیدگی اقتصاد مدرن است. اگر یک جامعه مجبور باشد نیمی از انرژی خود را صرفاً برای به دست آوردن انرژی بیشتر صرف کند، نیمه باقیمانده نمیتواند یک اقتصاد پیشرفته و جهانیشده را سرپا نگه دارد.[2][8]
این پویایی با «بازده سرمایهگذاری انرژی» یا EROI سنجیده میشود. این یک نسبت ساده است: واحدهای انرژی استخراجشده تقسیم بر واحدهای انرژی مصرفشده برای استخراج آنها. بازده ۱ به ۱ به این معناست که یک فرآیند دقیقاً به همان اندازهای که انرژی تولید میکند، انرژی مصرف میکند؛ و این امر، فارغ از سودآوری مالی، آن را به عنوان یک منبع نیرو بیفایده میسازد.[1][4]
در اوایل قرن بیستم، بازده انرژی اکتشافات نفت متعارف در مکانهایی مانند تگزاس و خاورمیانه به طور معمول از ۱۰۰ به ۱ فراتر میرفت. به ازای هر بشکه نفتی که در اکتشاف و حفاری سوزانده میشد، صد بشکه به جامعه بازمیگشت. آن مازاد عظیم ۹۹ بشکهای، دنیای مدرن را ساخت، توسعه اقتصادی پس از جنگ را تامین مالی کرد و طبقه متوسط جهانی را به وجود آورد.[4][8]
اما دوران انرژی آسان به پایان رسیده است. پژوهشگران دانشگاه لیدز مستند کردهاند که سوختهای فسیلی اکنون بازده سرمایهگذاری «بهشدت ضعیفی» ارائه میدهند. با رانده شدن حفاران به سمت ذخایر آبهای عمیق، محیطهای قطبی و عملیات پیچیده شکست هیدرولیکی، هزینه فیزیکی انرژی برای استخراج سر به فلک میکشد.[3][7]
امروزه، بازده انرژی نفتهای نامتعارف و ماسههای نفتی اغلب بین ۵ به ۱ تا ۱۰ به ۱ در نوسان است. اگرچه نسبت ۵ به ۱ همچنان بازده خالص مثبتی به همراه دارد، اما ریاضیات انرژی خالص دیکته میکند که با نزدیک شدن این نسبت به اعداد تکرقمی، منفعت اجتماعی به شدت افت میکند؛ پدیدهای که اقتصاددانان بومشناختی آن را «پرتگاه انرژی خالص» مینامند.[1][5]
پرتگاه انرژی خالص خطی نیست. در بازده ۱۰۰ به ۱، جامعه ۹۹ درصد از انرژی ناخالص را حفظ میکند. در ۵۰ به ۱، این رقم ۹۸ درصد است؛ تفاوتی که به سختی قابل توجه است. اما با سقوط این نسبت از ۱۰ به ۱ به ۵ به ۱، سهم انرژی بلعیدهشده توسط خود بخش انرژی از ۱۰ درصد به ۲۰ درصد دو برابر میشود و مقادیر عظیمی از توان قابل استفاده را از اقتصاد کلان حذف میکند.[5][8]
در بازده ۱۰۰ به ۱، جامعه ۹۹ درصد از انرژی ناخالص را حفظ میکند.
یک تحلیل برجسته که در نشریه MDPI منتشر شد، به دنبال محاسبه حداقل بازده انرژی دقیقی بود که یک جامعه پایدار باید داشته باشد. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که اگرچه بازده ۳ به ۱ ممکن است سیستمهای پایه کشاورزی و حملونقل را حفظ کند، اما برای حمایت از هنر، آموزش عالی و سیستمهای پیشرفته بهداشت و درمان که تمدن مدرن را تعریف میکنند، حداقل نسبت ۵ به ۱ ضروری است.[2]
این واقعیت ترمودینامیکی اغلب توسط بازارهای مالی پنهان میماند. یک پروژه نفتی در آبهای عمیق ممکن است با نفت بشکهای ۸۵ دلار بسیار سودآور باشد و میلیاردها دلار سرمایه جذب کند. اما اگر بازده انرژی آن ۴ به ۱ باشد، به طور همزمان به عنوان یک بار ترمودینامیکی بر دوش اقتصاد کلان عمل میکند و نیازمند ورودیهای عظیم انرژی است که هزینه پایه تمام کالاها و خدمات دیگر را بالا میبرد.[1][8]
به همین دلیل است که گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، مستقل از اهداف اقلیمی، یک ضرورت ساختاری است. ابتکار «روز تخطی زمین» تاکید میکند که زیرساختهای تجدیدپذیر، پس از ساخته شدن، راهی برای خروج از تله انرژی خالص ارائه میدهند. در حالی که تولید پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی نیازمند سرمایهگذاری اولیه قابلتوجهی از انرژی است، هزینههای انرژی عملیاتی آنها نزدیک به صفر است.[6]
توربینهای بادی مدرن در طول عمر ۲۵ ساله خود به طور مکرر به بازده انرژی ۲۰ به ۱ یا بالاتر دست مییابند و به راحتی از آستانه اجتماعی ۵ به ۱ عبور میکنند. فتوولتائیکهای خورشیدی، بسته به موقعیت جغرافیایی و کارایی تولید، عموماً بین ۱۰ به ۱ تا ۱۵ به ۱ بازده دارند و یک مازاد ترمودینامیکی پایدار فراهم میکنند.[1][6]
قویترین استدلال متقابل از سوی تحلیلگران انرژی بر روی مسئله تناوب متمرکز است. همانطور که فوربز در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد، بازده انرژی ابزاری حیاتی برای پیشبینی بهترین ترکیب انرژی است، اما بازده خام تجدیدپذیرها هزینه انرژی ذخیرهسازی باتری یا تعدیل شبکه را در نظر نمیگیرد. وقتی انرژی مورد نیاز برای تولید ذخیرهسازهای لیتیوم-یون محاسبه میشود، بازده انرژی «تعدیلشده» خورشیدی و بادی به طور قابلتوجهی کاهش مییابد و گاهی به طرز خطرناکی به مرز ۵ به ۱ نزدیک میشود.[4][8]
اقتصاد جهانی در حال حاضر با مازاد رو به کاهش سوختهای فسیلی قدیمی کار میکند. چالش اصلی دهه ۲۰۲۰ استفاده از این مازاد باقیمانده با بازده بالا برای تولید نسل بعدی زیرساختهای تجدیدپذیر است. اگر جامعه تا زمانی که میانگین بازده انرژی فسیلی به زیر ۵ به ۱ برسد صبر کند، ظرفیت ترمودینامیکی اضافی برای ساخت سیستم جایگزین را نخواهد داشت.[2][5]
این محدودیت مطلق است. یارانههای مالی و قیمتگذاری بازار میتوانند بازده انرژی پایین را برای سالها پنهان کنند، اما نمیتوانند قوانین فیزیک را بازنویسی کنند. موفقیت گذار انرژی نه با هزینه دلاری زیرساختها، بلکه با این مسئله تعیین میشود که آیا شبکه جدید میتواند به طور مداوم مازاد ترمودینامیکی ۵ به ۱ مورد نیاز برای حفظ جامعه مدرن را ارائه دهد یا خیر.[8]
منابع
[1]EconPapersاقتصاددانان بومشناختیEROI of different fuels and the implications for society
مطالعه در EconPapers →
[2]MDPIاقتصاددانان بومشناختیWhat is the Minimum EROI that a Sustainable Society Must Have?
مطالعه در MDPI →
[3]University of Leedsتحلیلگران انرژیFossil fuels offer a poor return on energy investment
مطالعه در University of Leeds →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران انرژیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران انرژیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]Earth Overshoot Dayخوشبینان به فناوریRenewable energy - Power of Possibility
مطالعه در Earth Overshoot Day →
[7]Energy Voiceتحلیلگران انرژیFossil fuels offer 'increasingly poor' returns on investment, study finds
مطالعه در Energy Voice →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران انرژیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



