امضای پیمان دفاعی سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان در جده
این سه کشور در حال رسمی کردن یک توافقنامه امنیتی مشترک هستند که سرمایه عربستان، فناوری دفاعی ترکیه و ظرفیت نظامی پاکستان را برای مقابله با بیثباتی منطقهای گرد هم میآورد.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اعضای پیمان سهجانبه
- تمرکز بر ثبات منطقهای، بازدارندگی و یکپارچگی اقتصادی-دفاعی.
- رقبای منطقهای
- این پیمان را نیرویی بیثباتکننده میدانند که ابهام هستهای ایجاد کرده و رقابت امنیتی را سختتر میکند.
- تحلیلگران غربی و مستقل
- نسبت به برچسب «ناتوی اسلامی» تردید دارند و آن را یک ازدواج مصلحتی عملگرایانه و معاملاتی میبینند.
چرا مهم است
این پیمان با ایجاد یک بلوک بازدارندگی قدرتمند و مستقل از ایالات متحده، ساختار امنیتی خاورمیانه را به طور اساسی تغییر میدهد. برای بازارهای جهانی و ثبات منطقهای، این نشان میدهد که قدرتهای میانی اکنون در حال تجمیع داراییهای نظامی و مالی خود برای تأمین منافعشان در بحبوحه درگیریهای جاری خلیج فارس هستند.
نکات کلیدی
- عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان قرار است یک پیمان دفاعی سهجانبه را در جده رسمی کنند.
- این توافق سرمایه عربستان، فناوری دفاعی ترکیه و ظرفیت نظامی پاکستان را تجمیع میکند.
- مقامات توضیح میدهند که این پیمان یک بستر امنیتی لایهای است، نه یک فرماندهی متمرکز «ناتوی اسلامی».
- این همسویی به عنوان یک پوشش ساختاری در برابر بیثباتی منطقهای جاری در خلیج فارس عمل میکند.
- قدرتهای همسایه، از جمله هند و اسرائیل، نسبت به پیامدهای استراتژیک این بلوک ابراز نگرانی کردهاند.
واکنش فوری به پیمان دفاعی سهجانبه قریبالوقوع بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، برچسب «ناتوی اسلامی» به آن بود—یک ائتلاف نظامی واحد و جمعی که آماده است خاورمیانه را بازآرایی کند. اما این چارچوببندی، هم مکانیسمهای توافق و هم انگیزههای ژئوپلیتیکی خاص کشورهای امضاکننده را به طور اساسی اشتباه درک میکند. به جای یک بلوک ایدئولوژیک سخت که توسط تضمینهای سبک ماده ۵ محدود شده باشد، ساختار در حال ظهور یک همسویی بسیار عملگرایانه و معاملاتی است که از سر ضرورت متولد شده است. این نشاندهنده منطقهای است که در آن چترهای امنیتی سنتی در حال فرسایش هستند و قدرتهای میانی را وادار میکند تا شبکههای بازدارندگی خود را بسازند.[6]
هنگامی که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، روز جمعه در جده برای رسمی کردن این پیمان ملاقات میکنند، ساختار فرماندهی نظامی متمرکزی را تأسیس نخواهند کرد. در عوض، شواهد حاکی از یک ترتیبات امنیتی لایهای است که برای تجمیع سه دارایی ملی متمایز و بسیار مکمل طراحی شده است: سرمایه مالی عربستان، فناوری دفاعی-صنعتی ترکیه، و توان نظامی پاکستان. با ترکیب این منابع، این سه کشور قصد دارند یک اکوسیستم امنیتی خودکفا ایجاد کنند که وابستگی جمعی آنها به تأمینکنندگان تسلیحات غربی و ضامنهای امنیتی خارجی را کاهش دهد.[1][2][5]
این توافق مستقیماً بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک که بین ریاض و اسلامآباد در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، بنا شده است. در حالی که آن معاهده دوجانبه شامل زبان قوی بود که حمله به یکی را حمله به دیگری تلقی میکرد، مقامات دیپلماتیک به طور مداوم توضیح دادهاند که اضافه شدن آنکارا یک بستر امنیتی گستردهتر ایجاد میکند، نه اینکه ترکیه را به یک تعهد دفاع متقابل سختگیرانه از نظر قانونی ملزم کند. چارچوب سهجانبه به شدت بر یکپارچهسازی دفاعی-صنعتی، تبادل اطلاعات و آموزش نظامی مشترک تمرکز دارد و به عنوان یک پل عملیاتی بین خلیج فارس، مدیترانه و آسیای جنوبی عمل میکند.[3][7]

زمانبندی نشست جده به طور جداییناپذیری با وخامت محیط امنیتی در خلیج فارس مرتبط است. با توجه به اینکه ایالات متحده و ایران در یک رویارویی طولانیمدت گرفتار شدهاند که حمل و نقل جهانی را مختل کرده و باعث بسته شدن متناوب تنگه هرمز شده است، قدرتهای منطقهای به شدت در حال تنوع بخشیدن به تضمینهای امنیتی خود هستند. درک این واقعیت که تمرکز استراتژیک واشنگتن به طور فزایندهای تقسیم شده است، کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر آن داشته تا به دنبال شرکایی باشند که بتوانند حمایت نظامی فوری و ملموس ارائه دهند، بدون شرایط سیاسی که اغلب به توافقات دفاعی غربی ضمیمه میشود.[2][4]
برای عربستان سعودی، این پیمان یک پوشش ساختاری حیاتی است. ریاض سال گذشته را صرف تماشای تبدیل شدن خلیج فارس به صحنه درگیری مستقیم کرده است، که پادشاهی را وادار به جستجوی مکانیسمهای بازدارندگی کرده که کاملاً به قدرت دریایی آمریکا متکی نباشد. با لنگر انداختن ترکیه و پاکستان در ساختار امنیتی خود، عربستان سعودی عمق استراتژیک عظیمی در برابر دشمنان منطقهای به دست میآورد. این پادشاهی عملاً از ثروت عظیم دولتی خود برای تضمین یک محیط امنیتی استفاده میکند که از مرزهای اروپا تا اقیانوس هند امتداد دارد.[7]
با لنگر انداختن ترکیه و پاکستان در ساختار امنیتی خود، عربستان سعودی عمق استراتژیک عظیمی در برابر دشمنان منطقهای به دست میآورد.
مشارکت ترکیه دو هدف را دنبال میکند، که جاهطلبی ژئوپلیتیکی را با ضرورت اقتصادی در هم میآمیزد. آنکارا فعالانه در حال گسترش بازار صادرات دفاعی خود است—به ویژه برای برنامه جنگنده نسل پنجم KAAN و سامانههای هوایی بدون سرنشین بسیار موفق خود—در حالی که همزمان خود را به عنوان یک دلال امنیتی ضروری در جهان عرب معرفی میکند. این پیمان به ترکیه اجازه میدهد تا نفوذ خود را به خلیج فارس گسترش دهد و قراردادهای دفاعی پرسودی را تضمین کند که پایگاه صنعتی-نظامی داخلی آن را تأمین مالی میکند، همه اینها بدون گسترش بیش از حد نیروهای متعارف خود یا نقض تعهدات موجود خود در ناتو.[5]

پاکستان ظرفیت نظامی خام و چتر هستهای ضمنی را به ارمغان میآورد که دو کشور دیگر فاقد آن هستند. در ازای گسترش تعهدات امنیتی خود به سمت غرب، اسلامآباد خطوط حیاتی اقتصادی، پرداختهای تعویقافتاده نفت و سرمایهگذاریهای دفاعی مستقیم از ریاض، در کنار دسترسی به سختافزار نظامی پیشرفته ترکیه را تضمین میکند. ورود زودهنگام فیلد مارشال عاصم منیر به جده بر اولویت نظامی به نظامی این توافق تأکید میکند و نشان میدهد که چگونه نیروهای مسلح پاکستان این ائتلاف را به عنوان یک مکانیسم حیاتی برای مدرنسازی قابلیتهای خود و در عین حال تثبیت اقتصاد شکننده کشور میبینند.[3][8]
تثبیت این بلوک سهجانبه از هماکنون اضطرابهای ساختاری را در پایتختهای همسایه برانگیخته است. تحلیلگران دفاعی و مقامات سابق اسرائیلی هشدار دادهاند که این پیمان میتواند رقابت امنیتی را سختتر کند و این همسویی را به عنوان یک موازنه بالقوه در برابر چارچوب توافقات ابراهیم میبینند. نگرانی عمیقی در اورشلیم وجود دارد که گسترش ضمنی بازدارندگی هستهای پاکستان به عربستان سعودی میتواند توازن قدرت در خاورمیانه را به طور اساسی تغییر دهد و ریاض را برای اتخاذ موضع سختتر در اختلافات منطقهای جسورتر کند.[6][7]
به طور مشابه، این توافق توجه شدید دهلی نو را به خود جلب کرده است. دولت هند رسماً توافق دوجانبه قبلی عربستان و پاکستان را با احتیاط شدید تأیید کرد و تهدید یک معضل امنیتی دو جبههای را به رسمیت شناخت. اضافه شدن ترکیه—کشوری که روابط دیپلماتیک پرتنشی با هند دارد و مکرراً سیاستهای هند در کشمیر را مورد انتقاد قرار داده است—محاسبات استراتژیک در امتداد کریدور هند-خاورمیانه را پیچیدهتر میکند و به طور بالقوه هند را به تعمیق روابط دفاعی خود با اسرائیل و امارات متحده عربی سوق میدهد.[4][6]
در نهایت، پیمان جده بازتاب خاورمیانهای است که در آن قدرتهای میانی دیگر منتظر نیستند تا ابرقدرتهای خارجی ساختار امنیتی را دیکته کنند. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با تجمیع مزیتهای نسبی خود، در حال ساخت یک شبکه بازدارندگی خودکفا هستند که خودمختاری منطقهای را بر خودنمایی ایدئولوژیک اولویت میدهد. چه این چارچوب به یک ائتلاف رسمی تبدیل شود و چه یک مشارکت دفاعی-صنعتی معاملاتی باقی بماند، به طور غیرقابل انکاری نشاندهنده عصر جدیدی از امنیت چندقطبی در یکی از بیثباتترین مناطق جهان است.[7]
روند رویداد
September 2025
عربستان سعودی و پاکستان یک توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک دوجانبه را در ریاض امضا میکنند.
January 2026
مقامات ترکیه و پاکستان علناً تأیید میکنند که مذاکراتی برای گسترش چارچوب امنیتی به یک پیمان سهجانبه در جریان است.
March 2026
وزرای خارجه سه کشور مجموعهای از جلسات چهارجانبه و سهجانبه را برای همسویی در ارزیابی تهدیدات منطقهای برگزار میکنند.
August 7, 2026
رهبران عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در جده گرد هم میآیند تا توافقنامه دفاعی مشترک را رسمی کنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
منطق سهجانبه
چرا ریاض، آنکارا و اسلامآباد منابع خود را تجمیع میکنند.
برای سه امضاکننده، این پیمان یک ضرورت ساختاری است که توسط یک منطقه بیثبات هدایت میشود. عربستان سعودی لایه بازدارندگی به دست میآورد که به واشنگتن متکی نیست، با استفاده از توان نظامی و ابهام هستهای پاکستان. ترکیه یک بازار پرسود و بلندمدت برای پایگاه دفاعی-صنعتی خود، به ویژه برنامههای پهپادی و جنگندههایش، تضمین میکند، در حالی که قدرت را به خلیج فارس فرافکنی میکند. پاکستان، که با بادهای مخالف شدید اقتصادی روبروست، عمق استراتژیک خود را با خطوط حیاتی مالی و تسلیحات پیشرفته مبادله میکند و نقش خود را به عنوان یک دلال امنیتی ضروری تثبیت مینماید.
نگرانیهای استراتژیک
قدرتهای همسایه چگونه به این بلوک در حال ظهور مینگرند.
این توافق بلافاصله زنگ خطر را در دهلی نو و اورشلیم به صدا درآورده است. مقامات دفاعی هند، ادغام رسمی ترکیه—منتقد صریح سیاست هند در کشمیر—در ساختار امنیتی عربستان-پاکستان را به عنوان یک پیچیدگی مستقیم برای کریدور هند-خاورمیانه میبینند. در همین حال، تحلیلگران اسرائیلی هشدار میدهند که این پیمان به عنوان یک موازنه در برابر توافقات ابراهیم عمل میکند و نگرانند که گسترش ضمنی چتر هستهای پاکستان به ریاض میتواند چارچوب بازدارندگی خاورمیانه را به طور اساسی تغییر دهد.
منابع
[1]Reutersتحلیلگران غربی و مستقل
Turkey, Saudi Arabia, Pakistan to sign joint defense agreement on Friday
مطالعه در Reuters →[2]AFPتحلیلگران غربی و مستقل
Saudi Arabia, Turkey, Pakistan to sign defence pact on Friday
مطالعه در AFP →[3]The Thursday Timesاعضای پیمان سهجانبه
Turkey, Saudi Arabia and Pakistan expected to sign a joint defence agreement on Friday
مطالعه در The Thursday Times →[4]India TVرقبای منطقهای
Saudi Arabia, Pakistan and Turkey to sign defence pact on Friday: How it could reset the dynamics in Mideast
مطالعه در India TV →[5]Middle East Eyeتحلیلگران غربی و مستقل
Saudi Arabia, Turkey and Pakistan to sign joint defence deal on Friday
مطالعه در Middle East Eye →[6]Foundation for Defense of Democraciesتحلیلگران غربی و مستقل
Is the new Turkish-Saudi-Pakistani defense pact an attempt at an Islamic NATO or a strategic self-sabotage?
مطالعه در Foundation for Defense of Democracies →[7]IISSتحلیلگران غربی و مستقل
A new geopolitical bloc involving Egypt, Pakistan, Saudi Arabia and Türkiye has been forming in the Middle East
مطالعه در IISS →[8]Turkiye Todayاعضای پیمان سهجانبه
Saudi Arabia, Türkiye, Pakistan set to sign joint defense pact
مطالعه در Turkiye Today →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.











