انقضای پیمان «استارت جدید» چگونه کنترل جهانی تسلیحات هستهای را تغییر میدهد؟
آخرین پیمان هستهای دوجانبه بین آمریکا و روسیه منقضی شده و به رژیم راستیآزمایی چند دههای پایان داده است. در اینجا توضیح میدهیم که این پیمان چگونه کار میکرد و چرا غیبت آن، امنیت جهانی را از اعتماد مبتنی بر راستیآزمایی به خویشتنداری غیررسمی سوق میدهد.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان کنترل تسلیحات
- تأکید میکنند که از دست رفتن سازوکارهای راستیآزمایی، خطر درگیری تصادفی را به شدت افزایش میدهد.
- طرفداران نوسازی استراتژیک
- استدلال میکنند که آمریکا باید زرادخانه خود را گسترش دهد تا به طور همزمان روسیه و چین را بازدارد.
- مذاکرهکنندگان چندجانبه
- معتقدند که چارچوب دوجانبه باید با توافقاتی جایگزین شود که چین را نیز در بر بگیرد.
نکات کلیدی
- پیمان «استارت جدید» رسماً در ۵ فوریه ۲۰۲۶ منقضی شد و به دههها محدودیتهای الزامآور قانونی بر زرادخانههای هستهای آمریکا و روسیه پایان داد.
- مهمترین زیان، رژیم راستیآزمایی پیمان است که شامل بازرسیهای سرزده در محل و تبادل مداوم دادهها بود.
- هر دو کشور در حال حاضر خویشتنداری غیررسمی را اعمال میکنند و داوطلبانه به سقف تاریخی ۱,۵۵۰ کلاهک مستقر پایبند هستند.
- بدون راستیآزمایی، برنامهریزان نظامی مجبور به برنامهریزی بر اساس بدترین سناریوها میشوند که خطر یک مسابقه تسلیحاتی ناشی از ترس را افزایش میدهد.
- تلاشهای آتی کنترل تسلیحات باید با چشمانداز چندقطبی سازگار شوند و گسترش زرادخانه چین و فناوریهای نظامی نوظهور را در نظر بگیرند.
در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۲۶، معماری هستهای جهانی بیسروصدا از یک آستانه عبور کرد. برای اولین بار از زمان آغاز مذاکرات محدودسازی تسلیحات استراتژیک (SALT) در سال ۱۹۶۹، ایالات متحده و روسیه بدون یک پیمان الزامآور قانونی که زرادخانههای هستهای استراتژیک آنها را محدود کند، فعالیت میکنند. انقضای پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک جدید (استارت جدید) هشدارهایی را در مورد یک مسابقه تسلیحاتی مهارنشده برانگیخته است. با این حال، واقعیت فوری کمتر سینمایی و بیشتر بوروکراتیک است: قربانی واقعی این انقضا، نه یک انفجار ناگهانی در تولید موشک، بلکه از دست رفتن یک رژیم بسیار پیچیده و چند دههای تبادل اطلاعات است.[3][5]
این استدلال که پایان «استارت جدید» به معنای فاجعه فوری است، یک نکته ظریف حیاتی را نادیده میگیرد. در حال حاضر، هم واشنگتن و هم مسکو در یک الگوی توقف غیررسمی باقی ماندهاند و داوطلبانه به سقفهای تاریخی این پیمان پایبند هستند. خطر واقعی در فرسایش تدریجی شفافیت نهفته است. بدون سازوکارهای راستیآزمایی پیمان، برنامهریزان نظامی مجبورند به بدترین فرضیات تکیه کنند، پویاییای که از لحاظ تاریخی باعث تقویتهای هستهای پرهزینه و بیثباتکننده میشود.[6][8]
برای درک آنچه از دست رفت، باید نحوه عملکرد واقعی «استارت جدید» را فهمید. این پیمان که در سال ۲۰۱۰ امضا و در سال ۲۰۱۱ اجرایی شد، هر کشور را به ۱,۵۵۰ کلاهک هستهای استراتژیک مستقر و ۷۰۰ وسیله پرتاب مستقر—موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBMs)، موشکهای بالستیک پرتابشده از زیردریایی (SLBMs) و بمبافکنهای سنگین—محدود میکرد. اما اعداد در درجه دوم اهمیت قرار داشتند و سازوکاری که آنها را اجرا میکرد، مهمتر بود.[4][7]
ستون فقرات «استارت جدید»، رژیم راستیآزمایی تهاجمی آن بود که برای کنار زدن پرده ابهام نظامی طراحی شده بود. این پیمان ۱۸ بازرسی در محل در سال را الزامی میکرد که به دو دسته تقسیم میشدند. بازرسیهای نوع اول، که سالانه به ده مورد محدود میشد، بر پایگاههایی متمرکز بودند که سامانههای استراتژیک مستقر را در خود جای داده بودند. بازرسیهای نوع دوم، که حداکثر هشت مورد بودند، تأسیساتی را هدف قرار میدادند که سامانههای غیرمستقر داشتند.[1][2]
این بازرسیها تورهای دیپلماتیک تفریحی نبودند؛ آنها بازرسیهای سرزده و سختگیرانه با اطلاعرسانی کوتاه بودند. کشور میزبان تنها ۳۲ ساعت قبل از رسیدن تیم بازرسی به خاکش مطلع میشد و محل دقیق بازرسی تا زمانی که بازرسان وارد کشور نشده بودند، فاش نمیشد. این جدول زمانی فشرده، پنهان کردن فعالیتهای غیرقانونی یا جابهجایی کلاهکها برای فریب فرآیند شمارش را تقریباً غیرممکن میساخت.[2]
در طول بازرسی نوع اول، بازرسان حق داشتند یک موشک بالستیک قارهپیما یا موشک بالستیک پرتابشده از زیردریایی مستقر خاص را انتخاب کرده و تعداد فیزیکی وسایل ورود مجدد—مخروطهایی که کلاهکهای هستهای را در خود جای دادهاند—را که روی موشک قرار داشتند، بشمارند. این یک گام انقلابی در کنترل تسلیحات بود. پیمانهای قبلی بر شمارش وسایل پرتاب تکیه میکردند و فرض میکردند که آنها حداکثر ظرفیت خود را حمل میکنند، اما «استارت جدید» محموله واقعی را راستیآزمایی میکرد و دادههای جزئی بیسابقهای را فراهم مینمود.[2][4]
فراتر از بازرسیهای فیزیکی، این پیمان جریان مداوم و جامعی از دادهها را الزامی میکرد. دو بار در سال، ایالات متحده و روسیه یک پایگاه داده جامع را مبادله میکردند که وضعیت، مکان و ویژگیهای فنی هر سلاح و تأسیسات مشمول پیمان را شرح میداد. این امر با اعلانهای بلادرنگ تکمیل میشد؛ بیش از ۱۹,۰۰۰ پیام از این دست در طول عمر پیمان مبادله شد که جزئیات همه چیز از تعمیر و نگهداری معمول گرفته تا جابهجایی یک بمبافکن واحد را شامل میشد.[2][7]
فراتر از بازرسیهای فیزیکی، این پیمان جریان مداوم و جامعی از دادهها را الزامی میکرد.
برای جلوگیری از شمارش مضاعف و ردیابی چرخه عمر تسلیحات، «استارت جدید» مستلزم آن بود که شناسههای الفبایی-عددی منحصربهفرد به صورت فیزیکی به هر موشک بالستیک قارهپیما، موشک بالستیک پرتابشده از زیردریایی و بمبافکن سنگین متصل شود. اگر موشکی از یک مرکز تولید در ووتکینسک به یک سیلو در سیبری منتقل میشد، برچسب ردیابی تضمین میکرد که این جابهجایی ثبت و راستیآزمایی شده است. این امر یک سیستم حلقه بسته ایجاد کرد که در آن تسلیحات نمیتوانستند به سادگی از دفتر ثبت ناپدید شوند.[4]
قویترین استدلال مخالف برای سوگواری بر «استارت جدید» این است که این پیمان قبلاً به یادگاری از دوران دوجانبه گذشته تبدیل شده بود. منتقدان به درستی اشاره میکنند که چشمانداز هستهای جهانی دیگر یک بازی دو نفره نیست. زرادخانه هستهای چین به سرعت در حال گسترش است و پیشبینیها نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۰ میتواند به ۱۰۰۰ کلاهک برسد. از آنجایی که پکن طرف «استارت جدید» نبود، این پیمان آمریکا و روسیه را محدود میکرد در حالی که یک قدرت سوم در حال ظهور کاملاً بدون کنترل باقی میماند.[3][6]
علاوه بر این، رژیم راستیآزمایی پیمان برای سالها عملاً مرده بود. روسیه مشارکت خود در سازوکارهای بازرسی و تبادل داده را در اوایل سال ۲۰۲۳ به حالت تعلیق درآورد و تنشهای ژئوپلیتیک ناشی از جنگ در اوکراین را دلیل آن اعلام کرد، که این امر ایالات متحده را وادار به اجرای اقدامات متقابل کرد. تا زمانی که پیمان رسماً در فوریه ۲۰۲۶ منقضی شد، خاموشی اطلاعاتی قبلاً وضعیت موجود بود.[6][8]
با این حال، اذعان به این نقصها، ارزش خود سازوکار را نفی نمیکند. شفافیتی که «استارت جدید» فراهم میکرد، به عنوان یک ضربهگیر حیاتی در طول بحرانها عمل میکرد. هنگامی که سازمانهای اطلاعاتی درک تأیید شده و اولیهای از قابلیتهای یک دشمن دارند، احتمال کمتری وجود دارد که تمرینات نظامی معمول را به عنوان آمادگی برای یک حمله پیشگیرانه تفسیر کنند.[5][8]
فقدان این دادهها، تغییر خطرناکی را در وضعیت استراتژیک تحمیل میکند. بدون بازرسیهای در محل برای تأیید اینکه یک سیلو موشکی خالی است یا یک بمبافکن با سلاح هستهای بارگیری نشده است، برنامهریزان دفاعی باید بدترین حالت را فرض کنند. این برنامهریزی «بدترین سناریو» موتور اصلی یک مسابقه تسلیحاتی است و کشورها را مجبور میکند تا سامانههای اضافی بسازند تا با تهدیداتی مقابله کنند که ممکن است فقط روی کاغذ وجود داشته باشند.[3][6]
ما اکنون وارد دوران خویشتنداری غیررسمی میشویم. در اواخر سال ۲۰۲۵، رهبری روسیه پیشنهاد کرد که هر دو کشور به رعایت محدودیتهای کمی پیمان برای یک سال دیگر ادامه دهند، پیشنهادی که اگرچه به یک پیمان جدید رسمی نشد، اما نشاندهنده تردید متقابل برای شتاب فوری به سمت تولید انبوه است. هم واشنگتن و هم مسکو اذعان دارند که مسابقه تسلیحاتی کمی، از نظر اقتصادی فرسایشی و از نظر استراتژیک بیفایده است.[3][6]
با این حال، خویشتنداری غیررسمی شکننده است. این امر متکی بر حسن نیت سیاسی است، کالایی که در حال حاضر به شدت کمیاب است. بدون کمیسیون مشورتی دوجانبه—نهاد دیپلماتیکی که توسط «استارت جدید» برای حلوفصل اختلافات انطباق تأسیس شده بود—هیچ مجمع اختصاصی برای رسیدگی به سوءتفاهمها یا روشن کردن تحرکات نظامی مبهم وجود ندارد.[3][7]
مسیر پیش رو نیازمند بازنگری اساسی در کنترل تسلیحات است. پیمانهای سخت و دهساله دوران جنگ سرد ممکن است در دنیای چندقطبی که با سلاحهای مافوق صوت و هوش مصنوعی مشخص میشود، قابل مذاکره نباشند. در عوض، تمرکز باید به سمت اقدامات انعطافپذیر کاهش ریسک تغییر کند: ایجاد خطوط ارتباطی امن برای بحران، توافق بر سر هنجارهای استفاده از سامانههای خودمختار، و ایجاد ابتکارات شفافیت داوطلبانه که چین را نیز شامل شود.[6][8]
انقضای «استارت جدید» تضمینکننده درگیری هستهای نیست، اما نردههای محافظی را حذف میکند که بزرگراه ژئوپلیتیک را به طور قابل توجهی ایمنتر میکردند. همانطور که جهان در این محیط مهارنشده حرکت میکند، چالش صرفاً شمارش کلاهکها نیست، بلکه بازسازی معماری قابلیت پیشبینی است، پیش از آنکه ترس و عدم قطعیت نسل بعدی استراتژی هستهای را دیکته کنند.[5][8]
اصطلاحات کلیدی
- تسلیحات هستهای استراتژیک
- تسلیحات هستهای با قدرت تخریب بالا که برای استفاده علیه اهدافی در سرزمین دشمن طراحی شدهاند و معمولاً توسط موشکهای بالستیک قارهپیما، زیردریاییها یا بمبافکنهای سنگین حمل میشوند.
- وسیله ورود مجدد
- بخشی از موشک بالستیک که کلاهک هستهای را از فضا و جو زمین عبور داده و به سمت هدف میبرد.
- تلهمتری (دور سنجی)
- دادههای فنی که توسط یک موشک در طول آزمایش پرواز ارسال میشود و به تحلیلگران کمک میکند تا قابلیتها و ظرفیت محموله موشک را راستیآزمایی کنند.
- کمیسیون مشورتی دوجانبه
- نهاد دیپلماتیکی که توسط «استارت جدید» تأسیس شد و در آن مقامات آمریکایی و روسی برای حلوفصل اختلافات انطباق و روشن کردن مسائل فنی ملاقات میکردند.
- ابزارهای فنی ملی
- قابلیتهای جمعآوری اطلاعات، مانند ماهوارههای نظارتی، که برای نظارت بر فعالیتهای نظامی و انطباق با پیمان کشور دیگر از راه دور استفاده میشود.
بررسی عمیق دیدگاهها
طرفداران نوسازی استراتژیک
استدلال میکنند که پیمانهای دوجانبه منسوخ شدهاند و آمریکا باید زرادخانه خود را گسترش دهد تا به طور همزمان روسیه و چین را بازدارد.
این گروه معتقد است که پایبندی به محدودیتهای «استارت جدید» در دنیای پس از پیمان، یک اشتباه استراتژیک است. آنها به گسترش سریع هستهای چین و توسعه سامانههای پرتاب جدید توسط روسیه—مانند موشکهای کروز با نیروی هستهای و وسایل پروازی مافوق صوت—به عنوان شواهدی اشاره میکنند که آمریکا با یک محیط تهدید کاملاً جدید روبرو است. از این منظر، انقضای پیمان واشنگتن را آزاد میکند تا سهگانه هستهای خود را نوسازی کند و ظرفیت لازم برای بازدارندگی دو رقیب هستهای همتراز را ایجاد کند، با این استدلال که سقفهای مصنوعی فقط تهاجم را دعوت میکنند.
حامیان کنترل تسلیحات
تأکید میکنند که از دست رفتن سازوکارهای راستیآزمایی، خطر درگیری تصادفی را به شدت افزایش میدهد و از توافقات فوری کاهش ریسک حمایت میکنند.
برای کارشناسان منع گسترش و حامیان کنترل تسلیحات، خطر اصلی دوران کنونی، نه یک حمله اول عمدی، بلکه یک سوءتفاهم فاجعهبار است. آنها استدلال میکنند که شفافیت ارائه شده توسط تبادل دادهها و بازرسیهای در محل، سنگ بنای ثبات استراتژیک بود. بدون آن، کشورها به ناچار درگیر برنامهریزی بدترین سناریو میشوند که منجر به یک مسابقه تسلیحاتی پرهزینه و بیثباتکننده خواهد شد. این گروه خواستار اقدامات شفافیت غیررسمی و متقابل و ایجاد کانالهای ارتباطی بحران اختصاصی برای جایگزینی ساختارهای پیمان از کار افتاده هستند.
مذاکرهکنندگان چندجانبه
معتقدند که چارچوب دوجانبه آمریکا و روسیه باید به طور دائمی با توافقاتی جایگزین شود که چین و سایر کشورهای دارای سلاح هستهای را در بر بگیرد.
این دیدگاه، مرگ «استارت جدید» را به عنوان یک کاتالیزور دیرهنگام برای نوسازی معماری منع گسترش جهانی میبیند. آنها استدلال میکنند که محدود کردن تنها واشنگتن و مسکو در حالی که پکن زرادخانه خود را گسترش میدهد، از نظر استراتژیک نامنسجم است. چندجانبهگرایان از نسل جدیدی از کنترل تسلیحات حمایت میکنند که همه قدرتهای هستهای بزرگ را به میز مذاکره بیاورد، و نه تنها بر شمارش کلاهکها، بلکه بر تنظیم فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی در فرماندهی و کنترل هستهای، و ایجاد هنجارهای جهانی علیه استفاده از سامانههای خودمختار تمرکز کند.
چرا مهم است
درک سازوکارهای کنترل تسلیحات هستهای—اینکه کشورها چگونه تعداد کلاهکها را راستیآزمایی کرده و سیلوهای موشکی را نظارت میکنند—به رمزگشایی از یک بنبست پیچیده ژئوپلیتیک کمک میکند و خوانندگان را قادر میسازند تا آینده امنیت جهانی را بدون تکیه بر بدترین سناریوهای ممکن ارزیابی کنند.
منابع
[1]U.S. Department of Stateمذاکرهکنندگان چندجانبهNew START Treaty Inspection Activities
مطالعه در U.S. Department of State →
[2]Carnegie Endowment for International Peaceمذاکرهکنندگان چندجانبهNew START Treaty Verification and Monitoring
مطالعه در Carnegie Endowment for International Peace →
[3]Nuclear Threat Initiativeحامیان کنترل تسلیحاتDecades of Legally Binding Limits on Global Nuclear Weapons Stockpiles Come to an End
مطالعه در Nuclear Threat Initiative →
[4]Arms Control Associationحامیان کنترل تسلیحاتNew START at a Glance
مطالعه در Arms Control Association →
[5]United Nationsحامیان کنترل تسلیحاتUN chief warns of 'grave moment' as final US-Russia nuclear arms treaty expires
مطالعه در United Nations →
[6]Vienna Center for Disarmament and Non-Proliferationحامیان کنترل تسلیحاتEnd of New START: Short- and Medium-Term Options
مطالعه در Vienna Center for Disarmament and Non-Proliferation →
[7]Wikipediaمذاکرهکنندگان چندجانبهNew START
مطالعه در Wikipedia →
[8]تیم سردبیری کوهستانطرفداران نوسازی استراتژیکتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

