فراتر از قانون ۹۰-۹-۱: فیدهای الگوریتمی چگونه توجه اینترنتی را متمرکز کردند
تغییر از نمودارهای اجتماعی به فیدهای الگوریتمی، موانع تولید محتوا را کاهش داد اما اقتصاد توجه را به سمت نابرابری شدید سوق داد. دادههای جدید نشان میدهند که سیستمهای توصیهگر مبتنی بر «فشار» (Push-based) با ضریب جینی ۰.۹۷ کار میکنند و چشماندازی ایجاد کردهاند که در آن «برنده همه چیز را میبرد» و دیده شدن به انحصار درمیآید.
به قلم سروین قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان طبقه متوسط تولیدکنندگان محتوا
- استدلال میکنند که نابرابری شدید توجه، مشاغل دیجیتالی پایدار را از بین میبرد.
- شایستهسالاران الگوریتمی
- استدلال میکنند که فیدهای الگوریتمی ذاتاً عادلانهتر از نمودارهای اجتماعی قدیمی هستند.
- معماران پلتفرم
- بر کاراییهای فنی و تعاملی توزیع متمرکز تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- تولیدکنندگان محتوای مستقلی که برای کسب درآمد در ۹۰٪ پایینی تلاش میکنند
- روانشناسانی که تأثیر پویاییهای بختآزمایی الگوریتمی بر رفتار کاربر را مطالعه میکنند
اصطلاحات کلیدی
- ضریب جینی (Gini Coefficient)
- یک معیار آماری برای نابرابری که از ۰ (برابری کامل) تا ۱ (انحصار کامل) متغیر است و در اصل برای درآمد ملی استفاده میشد اما اکنون برای توجه دیجیتال نیز به کار میرود.
- توزیع پارتو (Pareto Distribution)
- یک پدیده آماری که در آن درصد کمی از علل، درصد عظیمی از اثرات را تولید میکنند، که اغلب به عنوان قانون ۸۰/۲۰ شناخته میشود.
- نمودار اجتماعی (Social Graph)
- ساختار شبکهای که در آن توزیع محتوا توسط افرادی که کاربر دنبال میکند و کسانی که او را دنبال میکنند تعیین میشود، که مشخصه فیسبوک و توییتر اولیه بود.
- کشینگ پیشنگر (Lookahead Caching)
- یک بهینهسازی فنی که در آن پلتفرم یک توالی خاص از ویدیوهای آینده را از قبل در دستگاه کاربر بارگذاری میکند تا پخش بدون وقفه تضمین شود.
- فایل مانیفست (Manifest File)
- فهرستی مرتب شده از ویدیوهای آینده که توسط یک الگوریتم توصیهگر تولید شده و از قبل برای دستگاه کاربر ارسال میشود.
نکات کلیدی
- «قانون ۹۰-۹-۱» در سال ۲۰۰۶ فرهنگ اولیه اینترنت را تعریف کرد، جایی که ۱٪ از کاربران محتوایی را تولید میکردند که ۹۰٪ به صورت منفعل مصرف میکردند.
- فیدهای الگوریتمی توزیع محتوا را از تعداد دنبالکنندگان جدا کردند و مانع ورود برای تولید محتوا را کاهش دادند.
- با وجود مشارکت گستردهتر، فیدهای الگوریتمی توجه را در انحصارهای شدید متمرکز میکنند، به طوری که بازدیدهای ویدیوها از یک توزیع پارتوی سخت پیروی میکنند.
- تحلیل ماه می ۲۰۲۶ بر روی ۲.۶۵ میلیون ویدیوی تیکتاک تأیید کرد که ۲۰٪ از محتوا، ۸۰٪ از کل بازدیدها را به خود اختصاص میدهد.
- ضریب جینی برای هدایای لایو الگوریتمی در اواسط سال ۲۰۲۶ به ۰.۹۷ رسید که بسیار فراتر از نابرابری هر اقتصاد ملی فیزیکی است.
- پلتفرمها برای بهینهسازی هزینههای سرور به این تمرکز متکی هستند و از «کشینگ پیشنگر» برای ارائه همزمان همان محتواهای وایرال به میلیونها نفر استفاده میکنند.
در تاریخ ۶ می ۲۰۲۶ (۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)، تیمی از دانشمندان کامپیوتر تحلیلی بر روی ۲.۶۵ میلیون ویدیوی تیکتاک منتشر کردند و دقیقاً مشخص کردند که وقتی یک الگوریتم تصمیم میگیرد ویدیوی بعدی چیست، توجه انسان چگونه توزیع میشود. نتیجه یک توزیع پارتوی بیرحمانه بود: ۲۰ درصد از ویدیوها ۸۰ درصد از کل بازدیدها را به خود اختصاص داده بودند. این دادهها که از یک برنامه اهدای جهانی شامل ۱۰۰ کاربر جمعآوری شده بود، ثابت کرد که سیستمهای توصیهگر مبتنی بر «فشار» (Push-based) محیطی ایجاد میکنند که در آن «برنده همه چیز را میبرد».[2]
این یافته، مهر پایانی بر یک قانون بنیادی اینترنت زد. برای دو دهه، فرهنگ دیجیتال با معیاری از نابرابری مشارکت تعریف میشد که توسط محقق قابلیت استفاده، یاکوب نیلسن، ابداع شده بود. نیلسن در سال ۲۰۰۶ نوشت: «در اکثر جوامع آنلاین، ۹۰٪ کاربران تماشاگران خاموشی هستند که هرگز مشارکت نمیکنند، ۹٪ کمی مشارکت میکنند و ۱٪ تقریباً تمام فعالیتها را به خود اختصاص میدهند.» در دوران فرومها، وبلاگها و نسخههای اولیه ویکیپدیا، مانع تولید محتوا بالا بود و اقلیتی بسیار کوچک، محتوایی را تولید میکردند که بقیه مصرف میکردند.[1][3][6]
دوران نمودار اجتماعی (Social Graph) فیسبوک و توییتر کمی از این نابرابری مشارکت کاست، اما دسترسی به محتوا همچنان به شدت توسط تعداد دنبالکنندگان محدود میشد. اگر کاربری دنبالکنندهای نداشت، صدایی هم نداشت. اما فید الگوریتمی – که تیکتاک پیشگام آن بود و متا نیز در اواخر سال ۲۰۲۲ آن را به شدت در پلتفرمهای خود به کار گرفت – وعده داد که این سیستم را دموکراتیک کند. با جدا کردن توزیع از نمودار اجتماعی، معماری جدید به این معنی بود که اولین ویدیوی هر کسی میتوانست صرفاً بر اساس معیارهای تعامل (Engagement) به طور تئوری به میلیونها نفر برسد.[4]
اما در حالی که مانع تولید محتوا به شدت کاهش یافت، تمرکز توجه سر به فلک کشید. وقتی یک الگوریتم بیوقفه برای به حداکثر رساندن زمان تماشای کلی بهینهسازی میکند، به شدت به نفع محتوای اثباتشده و بسیار جذاب عمل میکند. ضریب جینی – یک معیار اقتصادی که در آن ۰ نشاندهنده برابری کامل و ۱ نشاندهنده انحصار کامل است – مقیاس این تغییر را آشکار میکند. برای درک بهتر، نابرابرترین اقتصادهای ملی روی زمین در حدود ضریب جینی ۰.۶۳ قرار دارند.[4]
اما در حالی که مانع تولید محتوا به شدت کاهش یافت، تمرکز توجه سر به فلک کشید.
فیدهای الگوریتمی این محدودیتهای اقتصادی را پشت سر میگذارند. دادههای «استریمورپد» (StreamWrapped) که ۲۲,۲۶۵ استریمر لایو تیکتاک را بین ماههای می و ژوئن ۲۰۲۶ ردیابی کرد، ضریب جینی ۰.۹۷ را برای هدایای مجازی نشان داد. ۱ درصد برتر تولیدکنندگان محتوا، ۷۰ درصد از کل درآمد را به دست آوردند، در حالی که ۵۰ درصد پایینی به طور متوسط هر کدام فقط ۲۸ سنت درآمد داشتند. اقتصاد توجه به سطحی از نابرابری رسیده است که اقتصادهای فیزیکی قادر به تحمل آن نیستند.[5]
مکانیزم محرک این تمرکز، «کشینگ پیشنگر» (Lookahead Caching) است. برخلاف یوتیوب که کاربران فعالانه ویدیوها را انتخاب میکنند، فیدهای الگوریتمی جریانی پیوسته را به کاربر تحمیل میکنند. همانطور که مطالعه آرکایو (arXiv) در می ۲۰۲۶ به تفصیل شرح داد، پلتفرمها یک «فایل مانیفست» از ویدیوهای آینده را از قبل در دستگاه کاربر بارگذاری میکنند. برای اینکه کاربران به تند کشیدن (Swiping) ادامه دهند و هزینههای سرور کاهش یابد، الگوریتم دقیقاً همان محتواهای وایرال شده را به طور همزمان برای میلیونها کاربر همپوشان نمایش میدهد و همپوشانی زمانی را به حداکثر و خطاهای کش را به حداقل میرساند.[2]
این وضعیت یک پارادوکس در قلب فرهنگ اینترنت مدرن ایجاد میکند. فید به نظر بینهایت متنوع میآید زیرا تولیدکنندگان محتواهای وایرال به سرعت در حال چرخش هستند و توهم یک طبقه متوسط پررونق را ایجاد میکنند. ممکن است یک کاربر در یک روز شاهد وایرال شدن ده تولیدکننده محتوای ناشناس باشد. اما از نظر ریاضی، توجه به شدت بر روی همان تعداد انگشتشماری از ویدیوهایی متمرکز شده است که الگوریتم در حال حاضر آنها را به بالای توزیع پارتو میفرستد.[2][4]
قانون ۹۰-۹-۱ دنیایی را توصیف میکرد که در آن مشارکت کمیاب بود اما توجه در هزاران انجمن تخصصی غیرمتمرکز بود. دوران الگوریتمی این معادله را معکوس کرد: مشارکت فراوان است، اما توجه یک انحصار است. راهحل ساختاری برای این تمرکز، نه از طریق دستکاری وزنهای توصیهگر، بلکه از طریق معرفی پروتکلهای غیرمتمرکز مانند «پروتکل اِیتی» (AT Protocol) خواهد بود که به کاربران اجازه میدهد الگوریتمهای خود را انتخاب کنند و انحصار تکفید را به طور کامل بشکنند.[4]
چرا مهم است
درک ریاضیات پشت فیدهای الگوریتمی توضیح میدهد که چرا اینترنت همزمان هم در دسترستر و هم انحصاریتر از همیشه به نظر میرسد. برای هر کسی که تلاش میکند در فضای آنلاین مخاطب یا کسبوکاری بسازد، تشخیص اینکه سیستم با ضریب جینی ۰.۹۷ کار میکند، روشن میسازد که «طبقه متوسط تولیدکنندگان محتوا» تا حد زیادی یک توهم آماری است.
بررسی عمیق دیدگاهها
شایستهسالاران الگوریتمی
استدلال میکنند که فیدهای الگوریتمی ذاتاً عادلانهتر از نمودارهای اجتماعی قدیمی هستند.
این گروه تمرکز شدید بازدیدها را نه یک شکست، بلکه دلیلی بر شایستهسالاری محض میدانند. در دوران نمودار اجتماعی، تولیدکنندگان محتوای قدیمی با میلیونها دنبالکننده میتوانستند با محتوای متوسط به کار خود ادامه دهند، در حالی که صداهای جدید قفل میشدند. فیدهای الگوریتمی با هر بار آپلود، زمین بازی را از نو تنظیم میکنند. آنها استدلال میکنند که ضریب جینی ۰.۹۷ قابل قبول است زیرا ۱٪ برتر دائماً در حال چرخش هستند و به هر کسی که ویدیوی به اندازه کافی جذابی داشته باشد اجازه میدهند به طور موقت توجه جهانی را به خود جلب کند.
حامیان طبقه متوسط تولیدکنندگان محتوا
استدلال میکنند که نابرابری شدید توجه، مشاغل دیجیتالی پایدار را از بین میبرد.
سازماندهندگان کارگری و حامیان تولیدکنندگان محتوا به ضریب جینی ۰.۹۷ به عنوان شاهدی اشاره میکنند که نشان میدهد «اقتصاد تولیدکنندگان محتوا» بیشتر شبیه یک بختآزمایی عمل میکند تا یک بازار کار. وقتی ۷۰٪ درآمد به ۱٪ برتر میرسد و ۵۰٪ پایینی فقط پنی درآمد دارند، ساختن یک شغل با ثبات در طبقه متوسط غیرممکن میشود. آنها استدلال میکنند که پلتفرمها عمداً این پویاییهای «برنده همه چیز را میبرد» را طراحی میکنند تا میلیونها تولیدکننده محتوا را وادار به تولید محتوای رایگان به امید برنده شدن در قرعهکشی الگوریتمی کنند.
معماران پلتفرم
بر کاراییهای فنی و تعاملی توزیع متمرکز تمرکز دارند.
برای مهندسانی که شبکههای تحویل محتوا (CDNs) را طراحی میکنند، ارائه یک ویدیوی وایرال یکسان به ۵۰ میلیون نفر بسیار ارزانتر و سریعتر از ارائه ۵۰ میلیون ویدیوی مختلف است. تحمیل یک توزیع پارتوی بسیار متمرکز از محتوا به پلتفرمها اجازه میدهد تا از «کشینگ پیشنگر» به طور مؤثر استفاده کنند و هزینههای پهنای باند زیرساخت را تا ۱۱۱٪ کاهش دهند. از این منظر، نابرابری توجه یک بهینهسازی فنی است که همزمان حداکثر زمان تماشای کلی کاربر را به حداکثر میرساند و سربار زیرساخت را به حداقل میرساند.
منابع
[1]Nielsen Norman Groupمعماران پلتفرمThe 90-9-1 Rule for Participation Inequality in Social Media and Online Communities
مطالعه در Nielsen Norman Group →
[2]arXivمعماران پلتفرمSILC: Lookahead Caching for Short-form Video Delivery Systems
مطالعه در arXiv →
[3]Wikipediaمعماران پلتفرم1% rule (Internet culture)
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانشایستهسالاران الگوریتمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[5]StreamWrappedحامیان طبقه متوسط تولیدکنندگان محتواTikTok Live Earnings Tracker — Real-Time Creator Rankings
مطالعه در StreamWrapped →
[6]Systems Community of Inquiryحامیان طبقه متوسط تولیدکنندگان محتوا“The 90-9-1 Rule for Participation Inequality” | Jakob Nielsen | 2006
مطالعه در Systems Community of Inquiry →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


