گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶: ۵۶ هزار میلیاردر، سه برابر ثروت نیمی از فقیرترین جمعیت جهان را در اختیار دارند.
یک تحلیل جامع جدید نشان میدهد که ۰.۰۰۱ درصد بالای جمعیت جهان اکنون داراییهایی بیش از مجموع داراییهای چهار میلیارد نفر را کنترل میکنند؛ این امر ناشی از بازده مرکب سرمایه و ساختارهای مالیاتی قهقرایی است.
به قلم شاهین فراهانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان اصلاحات ساختاری
- استدلال میکنند که تمرکز شدید ثروت یک شکست عمدی سیاستگذاری است که نیازمند مالیاتستانی تهاجمی است.
- طرفداران رشد بازار
- نسبت به مالیاتهای تهاجمی بر ثروت هشدار میدهند و بر گسترش کلی اقتصاد و دشواری مالیاتستانی از داراییهای غیرنقدی تأکید میکنند.
- حامیان اقتصادهای در حال توسعه
- بر جریان نامتقارن سرمایه از کشورهای فقیرتر به ثروتمندتر و نیاز به بازسازی مالی جهانی تمرکز دارند.
روند رویداد
1995
۰.۰۰۱ درصد بالای جمعیت جهان تقریباً ۴ درصد از کل ثروت جهانی را در اختیار دارند.
2018
آزمایشگاه نابرابری جهانی اولین گزارش اصلی خود را منتشر میکند و توجه جهانی را به شکاف فزاینده بین بازده سرمایه و رشد دستمزد جلب میکند.
2020–2023
تسهیل پولی پس از همهگیری و افزایش قیمت داراییها، تمرکز ثروت را تسریع کرده و دارایی میلیاردرها را به بالاترین حد تاریخی میرساند.
2025
سهم ۰.۰۰۱ درصد بالا از ثروت جهانی به بیش از ۶ درصد افزایش مییابد و رسماً سه برابر داراییهای ۵۰ درصد پایین را کنترل میکنند.
اوایل 2026
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ منتشر میشود و خواستار مالیات حداقل جهانی بر ثروتهای هنگفت برای مبارزه با نابرابریهای ساختاری است.
چرا مهم است
تمرکز ثروت جهانی تعیین میکند که چه کسانی قدرت سیاسی را در دست دارند، بار مالیاتی چگونه تقسیم میشود و آیا دولتها منابع کافی برای تأمین مالی خدمات ضروری مانند بهداشت، آموزش و سازگاری با تغییرات اقلیمی را در اختیار دارند یا خیر. درک این سازوکارها نشان میدهد که چرا بار مالیاتی طبقه متوسط به طور فزایندهای سنگین به نظر میرسد، در حالی که منابع عمومی همچنان تحت فشار هستند.
یک استادیوم فوتبال پر از تماشاگر را تصور کنید. ۵۶ هزار نفری که در آن صندلیها نشستهاند، نماینده ثروتمندترین ۰.۰۰۱ درصد از جمعیت جهان هستند. بر اساس «گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶» که به تازگی منتشر شده، این گروه به اندازه یک استادیوم، اکنون داراییهایی سه برابر بزرگتر از مجموع داراییهای نیمه فقیرتر بشریت – یعنی چهار میلیارد نفر – را کنترل میکنند. این تمرکز فوقالعاده سرمایه، مرحله جدیدی را در نابرابری اقتصادی جهانی نشان میدهد و بحث را از گسترش تدریجی شکاف ثروت به سمت شتاب ساختاری انباشت در بالاترین سطح تغییر میدهد. این گزارش که توسط بیش از ۲۰۰ محقق وابسته به آزمایشگاه نابرابری جهانی (World Inequality Lab) گردآوری شده، جامعترین مجموعه دادهها را در مورد توزیع منابع جهانی تا به امروز ارائه میدهد.[1]
مقیاس محض این واگرایی، مفروضات اقتصادی سنتی در مورد رشد و توزیع را به چالش میکشد. در حالی که اقتصاد جهانی امروز ثروتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر است، توزیع این ثروت به طور فزایندهای نامتوازن شده است. ۵۰ درصد پایینتر جمعیت جهان در حال حاضر تنها ۲ درصد از کل ثروت جهان را در اختیار دارند. در مقابل، ۱۰ درصد بالا مالک ۷۵ درصد از کل ثروت شخصی هستند و ۵۳ درصد از کل درآمد را به خود اختصاص میدهند. این نابرابری در اوج مطلق هرم ثروت، حتی برجستهتر میشود. سهم ۵۶ هزار نفر در ۰.۰۰۱ درصد بالا از داراییهای جهانی، از حدود ۴ درصد در سال ۱۹۹۵ به بیش از ۶ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است؛ این یک تحکیم خاموش اما عمیق قدرت مالی است.[1][2]
برای درک سازوکار این تمرکز، لازم است به ماهیت مرکبشونده ثروتهای هنگفت نگاه کنیم. از اواسط دهه ۱۹۹۰، ثروت میلیاردرها و افراد دارای صدها میلیون دلار، با نرخ متوسط ۸ درصد در سال رشد کرده است. این تقریباً دو برابر نرخ رشدی است که نیمه فقیرتر جمعیت تجربه کردهاند. با این حال، نرخهای رشد درصدی، واقعیت نقاط شروع پایه را پنهان میکنند. افزایش سالانه ۳.۴ درصدی برای فردی در ۵۰ درصد پایین، که به طور متوسط ۶۵۰۰ دلار دارایی دارد، به معنای تقریباً ۲۲۰ دلار ثروت اضافی در طول یک سال است. در مقابل، عضوی از ۰.۰۰۱ درصد بالا، با متوسط دارایی خالص ۱ میلیارد دلار، در همان سال بیش از ۴۸ میلیون دلار به دست میآورد.[3]

در اوج این توزیع، اعداد تقریباً انتزاعی میشوند. ۵۰ فرد ثروتمند سیاره، به طور متوسط هر کدام حدود ۵۳ میلیارد دلار ثروت دارند. با نرخ رشد ۸ درصدی، هر یک از آنها سالانه بیش از ۴.۵ میلیارد دلار به دارایی خالص خود اضافه میکنند. همانطور که ریکاردو گومز-کاررا (Ricardo Gómez-Carrera)، نویسنده اصلی گزارش، اشاره میکند، در حالی که یک فرد متوسط در نیمه پایین ممکن است در یک سال به اندازه کافی برای خرید یک یخچال دست دوم درآمد کسب کند، فردی در بالاترین سطح، معادل کل تولید ناخالص داخلی یک کشور کمدرآمد را به دفتر حساب شخصی خود اضافه میکند. این پویایی تضمین میکند که بدون مداخله ساختاری، شکاف به صورت تصاعدی گسترش خواهد یافت.[1]
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ تأکید میکند که این تمرکز شدید، محصول جانبی اجتنابناپذیر جهانیسازی یا پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه نتیجه انتخابهای سیاسی و نهادی خاص است. مهمترین عامل در این میان، ساختار نظامهای مالیاتی مدرن است. در بسیاری از کشورهایی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفتهاند، افراد در بالاترین سطح توزیع ثروت، نرخهای مالیاتی مؤثری را میپردازند که اغلب پایینتر از نرخهای پرداختی توسط خانوارهای طبقه متوسط است. این قهقرایی بودن در بالا، ویژگی بارز اقتصاد جهانی معاصر است که به فوقثروتمندان اجازه میدهد داراییهای خود را از مالیات متناسبی که برای حقوقبگیران اعمال میشود، محافظت کنند.[1][5]
سازوکار پشت این نابرابری مالیاتی در نحوه نگهداری و طبقهبندی ثروت نهفته است. اکثر کارگران عادی درآمد خود را از طریق دستمزد کسب میکنند که مستقیماً و به طور خودکار از طریق سیستمهای حقوق و دستمزد مشمول مالیات میشود. با این حال، افراد فوقثروتمند به ندرت به درآمد دستمزد مشمول مالیات متکی هستند. در عوض، آنها داراییهای خود را از طریق شبکههای پیچیدهای از شرکتها، شرکتهای مادر و تراستها نگهداری میکنند. این ابزارهای مالی به آنها اجازه میدهد تا آنچه را که در غیر این صورت درآمد مشمول مالیات خواهد بود، به سود سرمایهای تحققنیافته یا بازده مالی با مالیات کم تبدیل کنند. از آنجایی که بسیاری از نظامهای مالیاتی تنها درآمد تحققیافته را هدف قرار میدهند نه ثروت انباشته شده را، ثروتهای عظیم میتوانند بدون اینکه مقامات مالیاتی به آنها دست بزنند، به صورت مرکب رشد کنند.[1][6]
سازوکار پشت این نابرابری مالیاتی در نحوه نگهداری و طبقهبندی ثروت نهفته است.
این مزیت ساختاری با این اصل که بازده سرمایه به طور مداوم از رشد کلی اقتصادی پیشی میگیرد، تشدید میشود؛ پویایی که توسط توماس پیکتی (Thomas Piketty)، اقتصاددان و یکی از ویراستاران گزارش، به عنوان «r > g» مشهور شده است. هنگامی که نرخ بازده سرمایهگذاریها، املاک و مستغلات و مالکیت شرکتها از نرخ رشد دستمزدها و تولید اقتصادی فراتر رود، ثروت موروثی و سرمایه انباشته شده به ناچار سریعتر از درآمد کسب شده رشد خواهند کرد. تسهیل پولی پس از همهگیری و افزایش سرسامآور قیمت داراییها طی پنج سال گذشته، به عنوان یک شتابدهنده بر این واقعیت ریاضی زیربنایی عمل کرده و ثروت میلیاردرها را به بالاترین حد تاریخی رسانده است.[1][4]

پیامدهای این تمرکز ثروت فراتر از حسابهای بانکی افراد است و با سایر بحرانهای بزرگ جهانی، به ویژه تغییرات اقلیمی، تلاقی پیدا میکند. این گزارش نابرابری شدیدی را در مسئولیت اقلیمی برجسته میکند و اشاره دارد که ۱۰ درصد بالای جمعیت جهان مسئول ۷۷ درصد از انتشار کربن مرتبط با سرمایه هستند. سبدهای سرمایهگذاری فوقثروتمندان به شدت به سمت صنایع پرکربن گرایش دارند. در نتیجه، تصمیمات مالی بخش کوچکی از جمعیت جهان تأثیر نامتناسبی بر اکوسیستم سیاره دارد، در حالی که هزینههای سازگاری با اقلیم به طور نامتناسبی توسط نیمه فقیرتر بشریت، که کمترین سهم را در این بحران دارند، تحمل میشود.[1][2]
تقسیمات جغرافیایی و منطقهای نیز نقش مهمی در معماری نابرابری جهانی ایفا میکنند. نظام مالی جهانی اغلب به صورت نامتقارن عمل میکند و به نفع کشورهای ثروتمند و به ضرر اقتصادهای در حال توسعه است. بر اساس این گزارش، تقریباً ۱ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی هر سال از طریق انتقال خالص درآمد، از کشورهای فقیرتر به کشورهای ثروتمندتر جریان مییابد. این امر ناشی از بازده مازاد مداوم و پرداخت بهره کمتر بر بدهیهای کشورهای ثروتمند است. این جریان معکوس سرمایه تقریباً سه برابر کل حجم کمکهای توسعه جهانی است و عملاً تلاشها برای ایجاد سرمایه انسانی و زیرساخت در کشورهای جنوب جهانی را تضعیف میکند.[1][3]
در کشورهایی مانند هند، نابرابریها منعکسکننده روند جهانی هستند اما با پیامدهای محلی حاد. ۱۰ درصد بالای درآمدزای هند ۵۸ درصد از درآمد ملی را به خود اختصاص میدهند، در حالی که ۵۰ درصد پایین تنها ۱۵ درصد را دریافت میکنند. تمرکز ثروت حتی شدیدتر است، به طوری که ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد تقریباً ۶۵ درصد از کل ثروت کشور را در اختیار دارند. این شکافهای اقتصادی به طور جداییناپذیری با نابرابریهای اجتماعی مرتبط هستند، مانند نرخ مشارکت نیروی کار زنان که تنها ۱۵.۷ درصد است و یکی از پایینترین نرخها در جهان محسوب میشود. تلاقی جنسیت، جغرافیا و سرمایه، موانع مرکبی را برای تحرک اقتصادی میلیاردها نفر ایجاد میکند.[3][5]
رسیدگی به این نابرابریهای عمیقاً ریشهدار مستلزم فراتر رفتن از مدلهای سنتی بازتوزیع است. نویسندگان گزارش نابرابری جهانی از یک رویکرد دوگانه حمایت میکنند: مالیات تصاعدی برای بازتوزیع ثروت موجود، و سیاستهای «پیشتوزیع» که برای عادلانهتر کردن خود فرآیند تولید ثروت طراحی شدهاند. پیشتوزیع شامل تغییرات ساختاری در بازارهای کار، حاکمیت شرکتی و دسترسی به آموزش است. به عنوان مثال، این گزارش اشاره میکند که میانگین هزینه آموزش به ازای هر کودک در آفریقای زیر صحرا حدود ۲۰۰ یورو است، در حالی که این رقم در آمریکای شمالی ۹۰۰۰ یورو است. بستن این شکاف ۴۰ به ۱ در سرمایهگذاری سرمایه انسانی، برای هموار کردن زمین بازی اقتصادی پیش از تولید ثروت، ضروری است.[1][2]

در جبهه مالیات، این گزارش تأثیر بالقوه یک مالیات حداقل جهانی بر میلیاردرها و افراد دارای صدها میلیون دلار را مدلسازی میکند. حتی با نرخهای متوسط، چنین مالیاتی میتواند بین ۰.۴۵ تا ۱.۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را به عنوان درآمد عمومی جدید ایجاد کند. این به معنای سالانه صدها میلیارد دلار است. این وجوه میتواند برای سرمایهگذاریهای تحولآفرین در مراقبتهای بهداشتی، آموزش و سازگاری با اقلیم اختصاص یابد. طرفداران استدلال میکنند که یک مالیات هماهنگ جهانی بر ثروت نه تنها از نظر اقتصادی امکانپذیر است، بلکه برای بازگرداندن ظرفیت مالی به دولتهایی که پایههای مالیاتیشان توسط پناهگاههای ثروت فراساحلی فرسایش یافته، ضروری است.[1][4]
با این حال، اجرای چنین سیاستهایی با موانع سیاسی و عملی قابل توجهی روبرو است. منتقدان و طرفداران بازار اغلب هشدار میدهند که مالیاتهای تهاجمی بر ثروت میتواند منجر به فرار سرمایه، خفه کردن نوآوری و کاهش رشد کلی اقتصادی شود. ارزشگذاری داراییهای غیرنقدی، مانند شرکتهای خصوصی یا مجموعههای هنری، چالشهای اداری عظیمی را برای مقامات مالیاتی ایجاد میکند. علاوه بر این، هماهنگی جهانی مورد نیاز برای جلوگیری از انتقال ساده داراییهای میلیاردرها به پناهگاههای مالیاتی، بیسابقه است. در حالی که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) با مالیات حداقل جهانی بر شرکتها پیشرفتهایی داشته است، گسترش این چارچوب به ثروت فردی همچنان یک پیشنهاد بسیار بحثبرانگیز باقی مانده است.[5][6]

با وجود این چالشها، نویسندگان گزارش استدلال میکنند که هزینه عدم اقدام بسیار بالاتر است. هنگامی که شهروندان درک میکنند که ثروتمندترین افراد به نسبت مالیاتدهندگان عادی سهم کمتری به جامعه میپردازند، اعتماد به نهادهای دموکراتیک به ناچار از بین میرود. قهقرایی بودن فزاینده در بالا، مشروعیت مالی دولتها را تضعیف میکند و تأمین مالی خدمات عمومی یا پاسخ به بحرانها را به طور فزایندهای دشوار میسازد. گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ هم به عنوان یک تشخیص صریح از واقعیت اقتصادی کنونی عمل میکند و هم یادآوری میکند که قوانین حاکم بر ثروت جهانی توسط سیاستگذاران نوشته شدهاند و بنابراین، میتوانند بازنویسی شوند.[1][5]
نکات کلیدی
- ۵۶ هزار نفر ثروتمندترین فرد روی زمین اکنون سه برابر داراییهای چهار میلیارد نفر فقیرترین جمعیت را کنترل میکنند.
- از دهه ۱۹۹۰، ثروت میلیاردرها سالانه ۸ درصد رشد کرده است که تقریباً دو برابر نرخ رشد نیمه فقیرتر جمعیت است.
- افراد فوقثروتمند اغلب با پنهان کردن داراییها در ابزارهای شرکتی، نرخهای مالیاتی مؤثر کمتری نسبت به طبقه متوسط پرداخت میکنند.
- مالیات حداقل جهانی پیشنهادی بر میلیاردرها میتواند تا ۱.۱۱ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را برای سرمایهگذاری عمومی تأمین کند.
- این گزارش تأکید میکند که نابرابری شدید یک انتخاب سیاسی است، نه یک نتیجه اقتصادی اجتنابناپذیر.
- 56,000
- بزرگسالان در ۰.۰۰۱ درصد بالا
- 3x
- ثروت در مقایسه با ۵۰ درصد پایین
- 8%
- رشد سالانه ثروت میلیاردرها (از دهه ۱۹۹۰)
- 2%
- سهم ۵۰ درصد پایین از ثروت جهانی
- 0.45–1.11%
- پتانسیل تولید ناخالص داخلی جهانی از مالیات حداقل بر میلیاردرها
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان اصلاحات ساختاری
اقتصاددانان و محققانی که استدلال میکنند تمرکز شدید ثروت یک شکست عمدی سیاستگذاری است که نیازمند مالیاتستانی تهاجمی است.
این گروه، که شامل نویسندگان گزارش نابرابری جهانی و سازمانهایی مانند آکسفام است، سیستم اقتصادی کنونی را اساساً معیوب میدانند. آنها استدلال میکنند که رشد تصاعدی ثروت میلیاردرها پاداش نوآوری متناسب نیست، بلکه نتیجه ریاضی انباشت سرمایه بدون مالیات در طول دههها است. راهحل اصلی آنها یک مالیات حداقل هماهنگ جهانی بر ثروتهای هنگفت، در کنار سیاستهای ساختاری «پیشتوزیع» است که دستمزدهای عادلانهتر و سرمایهگذاری در سرمایه انسانی را پیش از استخراج سود تضمین میکند. آنها هشدار میدهند که عدم مهار این تمرکز به ناچار منجر به عقبنشینی دموکراتیک و شکست اقلیمی خواهد شد.
طرفداران رشد بازار
تحلیلگران مالی و حامیان بازار آزاد که نسبت به مالیاتهای تهاجمی بر ثروت هشدار میدهند و بر گسترش کلی اقتصاد تأکید میکنند.
صداهایی در بخش مالی اغلب با اشاره به دستاوردهای مطلق در استانداردهای زندگی جهانی در طول قرن گذشته، روایت سیستم شکستخورده را رد میکنند. آنها استدلال میکنند که در حالی که شکاف ثروت گسترش یافته، اندازه کلی کیک اقتصادی رشد کرده و میلیاردها نفر را از فقر شدید نجات داده است. از این منظر، مالیاتهای تهاجمی بر ثروت مخرب اقتصادی تلقی میشوند، زیرا خطر فرار سرمایه، خفه کردن سرمایهگذاری در نوآوری و اثبات نشدن کارایی اداری به دلیل دشواری ارزشگذاری داراییهای غیرنقدی را به همراه دارند. آنها ترجیح میدهند به جای هدف قرار دادن ثروت انباشته شده، از مالیات بر مصرف یا بستن خلأهای قانونی خاص شرکتها استفاده کنند.
حامیان اقتصادهای در حال توسعه
صداهایی از جنوب جهانی که جریان نامتقارن سرمایه از کشورهای فقیرتر به ثروتمندتر را برجسته میکنند.
برای محققان و سیاستگذارانی که بر کشورهای در حال توسعه تمرکز دارند، بیعدالتی اصلی، استخراج ساختاری ثروت از جنوب جهانی است. آنها به دادههایی اشاره میکنند که نشان میدهد انتقال خالص درآمد از کشورهای فقیرتر به ثروتمندتر جریان مییابد و کمکهای بینالمللی را تحتالشعاع قرار میدهد. این دیدگاه تأکید میکند که نابرابری جهانی را نمیتوان صرفاً با مالیاتستانی از میلیاردرهای غربی حل کرد؛ بلکه نیازمند بازسازی اساسی نظام مالی جهانی، بخشودگی بدهیهای حاکمیتی و سرمایهگذاریهای عظیم و بیقید و شرط در آموزش و زیرساخت در اقتصادهای در حال توسعه برای شکستن چرخه وابستگی است.
اصطلاحات کلیدی
- سود سرمایهای تحققنیافته
- افزایش ارزش یک دارایی، مانند سهام یا املاک و مستغلات، که هنوز به پول نقد فروخته نشده است، به این معنی که اغلب مشمول مالیات بر درآمد نمیشود.
- پیشتوزیع
- سیاستهای اقتصادی با هدف تضمین توزیع عادلانهتر درآمد و ثروت پیش از اعمال مالیات و انتقالات، مانند حمایتهای کارگری و تأمین مالی آموزش.
- r > g
- یک مفهوم اقتصادی که توسط توماس پیکتی رایج شد و بیان میکند زمانی که نرخ بازده سرمایه (r) از نرخ رشد اقتصادی (g) فراتر رود، نابرابری ثروت به ناچار افزایش مییابد.
- نرخ مالیات مؤثر
- درصد واقعی از کل درآمد یا ثروت یک فرد که پس از احتساب تمام کسورات، خلأهای قانونی و معافیتها، به عنوان مالیات پرداخت میشود.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا اقتصادهای بزرگی مانند ایالات متحده و چین هرگز با اجرای یک مالیات جهانی هماهنگ بر ثروت موافقت خواهند کرد یا خیر.
- با توجه به عدم شفافیت پناهگاههای مالیاتی فراساحلی و تراستهای خصوصی، ثروت ۰.۰۰۱ درصد بالا با چه دقتی اندازهگیری میشود.
پرسشهای متداول
چه کسی گزارش نابرابری جهانی را منتشر میکند؟
این گزارش توسط آزمایشگاه نابرابری جهانی (World Inequality Lab)، یک مرکز تحقیقاتی مستقر در دانشکده اقتصاد پاریس، با استفاده از دادههای بیش از ۲۰۰ محقق در سراسر جهان منتشر میشود.
نیمه فقیرتر بشریت چقدر ثروت دارند؟
۵۰ درصد فقیرتر جمعیت جهان، که تقریباً چهار میلیارد نفر را شامل میشود، تنها ۲ درصد از کل ثروت جهان را در اختیار دارند.
چرا افراد فوقثروتمند نرخهای مالیاتی مؤثر کمتری میپردازند؟
برخلاف کارگران عادی که مالیات را مستقیماً بر دستمزد خود میپردازند، فوقثروتمندان اغلب داراییهای خود را در شرکتها و تراستها نگهداری میکنند، که به آنها اجازه میدهد سود سرمایهای تحققنیافته با مالیات کم را انباشته کنند.
مالیات حداقل جهانی بر ثروت چیست؟
این یک سیاست پیشنهادی برای وضع مالیات پایه بر دارایی خالص میلیاردرها و افراد دارای صدها میلیون دلار در سراسر جهان است تا از پنهان کردن داراییها در پناهگاههای مالیاتی جلوگیری شود.
منابع
[1]World Inequality Labحامیان اصلاحات ساختاری
World Inequality Report 2026
مطالعه در World Inequality Lab →[2]Social Justice Irelandحامیان اصلاحات ساختاری
World Inequality Report 2026 highlights extreme economic disparities
مطالعه در Social Justice Ireland →[3]Drishti IASحامیان اقتصادهای در حال توسعه
World Inequality Report 2026
مطالعه در Drishti IAS →[4]Oxfam Internationalحامیان اصلاحات ساختاری
Resisting the Rule of the Rich: Protecting Freedom from Billionaire Power
مطالعه در Oxfam International →[5]تیم سردبیری کوهستانحامیان اصلاحات ساختاری
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →[6]The Economistطرفداران رشد بازار
The wealth tax illusion: Why taxing billionaires is harder than it looks
مطالعه در The Economist →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.







