کمیسیون اروپا برای جلوگیری از بنبست، لغو حق وتوی کشورهای عضو در گسترش اتحادیه اروپا را پیشنهاد میکند
کمیسیون اروپا در حال آمادهسازی یک اصلاحات گسترده است تا رضایت اجماعی را با رأیگیری اکثریت واجد شرایط برای پذیرش اعضای جدید جایگزین کند. هدف این پیشنهاد جلوگیری از توقف نامحدود گسترش استراتژیک این بلوک توسط کشورهای منفرد است.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اصلاحطلبان نهادی
- استدلال میکنند که لغو وتو یک ضرورت وجودی برای باقی ماندن اتحادیه اروپای بزرگتر به عنوان یک نهاد کارآمد و مرتبط از نظر ژئوپلیتیکی است.
- حامیان حاکمیت ملی
- معتقدند که وتو ضامن نهایی حقوق برابر بین کشورهای عضو است و از غلبه کشورهای بزرگتر بر کشورهای کوچکتر جلوگیری میکند.
- عملگرایان گسترش
- بر نیاز فوری به ادغام کشورهای نامزد از طریق ابزارهای فنی و مرحلهای، صرف نظر از تغییرات گسترده معاهدات، تمرکز میکنند.
نکات کلیدی
- کمیسیون اروپا لغو حق وتوی کشورهای عضو در پذیرش کشورهای جدید به اتحادیه اروپا را پیشنهاد خواهد کرد.
- هدف این اصلاحات جایگزینی رضایت اجماعی با رأیگیری اکثریت واجد شرایط برای جلوگیری از بنبستهای رویهای است.
- این پیشنهاد شامل یک مدل «ادغام مرحلهای» است که به نامزدها اجازه میدهد قبل از عضویت کامل به سیستمهای خاص اتحادیه اروپا بپیوندند.
- تدابیر حفاظتی پس از الحاق برای محدود کردن حقوق اعضای جدید در صورت نقض اصول دموکراتیک طراحی میشوند.
- تصویب این اصلاحات نیازمند تأیید اجماعی هر ۲۷ کشور عضو فعلی است که یک مانع سیاسی بزرگ ایجاد میکند.
کمیسیون اروپا در حال آمادهسازی یک اصلاحات گسترده در سیاست گسترش خود است و پیشنهاد میکند حق دیرینه وتوی کشورهای عضو منفرد برای پذیرش کشورهای جدید لغو شود. پیشنویس این طرح که قرار است در سپتامبر ۲۰۲۶ به رهبران اتحادیه اروپا ارائه شود، مهمترین تلاش برای بازسازی ساختار تصمیمگیری این بلوک در دهههای اخیر است. کمیسیون با هدف قرار دادن اصل اجماع، قصد دارد گلوگاه رویهای را که به طور فزایندهای گسترش استراتژیک اتحادیه را فلج کرده است، برچیند.[1][3]
بر اساس چارچوب پیشنهادی، تصمیمات مربوط به الحاق کشورهای عضو جدید از نیاز به رضایت اجماعی به سیستم رأیگیری اکثریت واجد شرایط (QMV) منتقل خواهد شد. این تغییر ساختاری برای جلوگیری از سوءاستفاده پایتختهای منفرد از روند گسترش برای کسب امتیازات سیاسی نامرتبط یا اعمال فشار دوجانبه بر کشورهای نامزد طراحی شده است. بسته اصلاحات فراتر از سازوکار رأیگیری است و شامل بازنگری جامع در معیارهای واجد شرایط بودن و شرایط قانونی است که متقاضیان باید قبل از پیوستن به بلوک رعایت کنند.[1][4]
مارتا کوس، کمیسر گسترش، اخیراً بحث پیش رو را به عنوان «لحظه هلسینکی» برای اتحادیه اروپا توصیف کرد. کوس در اواخر آگوست در جمع دیپلماتها در زاگرب، تشابه مستقیمی با اجلاس ۱۹۹۹ ایجاد کرد که بلوک را مجبور کرد نهادهای خود را پیش از گسترش عظیم ۲۰۰۴ تطبیق دهد. فرض اصلی رویکرد جدید کمیسیون این است که بحث باید از آمادگی کشورهای نامزد برای پیوستن، به توانایی سازوکار داخلی اتحادیه اروپا برای عملکرد با سی یا تعداد بیشتری عضو تغییر یابد.[2]
فوریت این اصلاحات نهادی ناشی از تسریع سریع خط لوله الحاق است. کمیسیون خاطرنشان کرد که هشت ماه اول سال ۲۰۲۶ شاهد باز و بسته شدن فصول مذاکره بیشتری نسبت به هر سال دیگری در طول ربع قرن گذشته بوده است. با مذاکرات فعال مونتهنگرو برای تبدیل شدن به بیست و هشتمین کشور عضو تا سال ۲۰۲۸، و پیشرفت اوکراین و مولداوی در فرآیندهای غربالگری فنی خود، آسیبپذیریهای ساختاری یک اتحادیه وابسته به وتو به یک مسئولیت عملیاتی فوری تبدیل شده است.[5]
قدرت وتو اغلب به عنوان ابزاری برای نفوذ نامتقارن به کار گرفته شده است. برجستهترین مثال اخیر زمانی رخ داد که دولت ویکتور اوربان در مجارستان مکرراً تصمیمات مربوط به چارچوب الحاق اوکراین و بستههای حمایت مالی را متوقف کرد. اگرچه خروج اوربان دینامیک سیاسی فوری را تغییر داد، اما آسیبپذیری اساسی باقی میماند: هر کشور عضو منفرد، صرف نظر از اندازه، قدرت تعلیق نامحدود اهداف ژئوپلیتیکی بلوک را در اختیار دارد.[3][5]
برای کاهش خطرات گسترش سریع، پیشنهاد کمیسیون یک مدل ادغام مرحلهای را معرفی میکند. به جای انتظار برای یک لحظه دوتایی الحاق کامل، کشورهای نامزد به تدریج به سیستمهای ضروری اروپایی – مانند شبکههای انرژی، شبکههای حمل و نقل و بازار واحد – متصل میشوند، زیرا معیارهای خاصی را برآورده میکنند. این رویکرد به اتحادیه اروپا اجازه میدهد تا نفوذ اقتصادی و نظارتی خود را به سمت شرق گسترش دهد، بدون اینکه بلافاصله حقوق رأی کامل را به دموکراسیهای در حال توسعه اعطا کند.[1][2]
برای کاهش خطرات گسترش سریع، پیشنهاد کمیسیون یک مدل ادغام مرحلهای را معرفی میکند.
کوس به صراحت بر اهمیت ژئوپلیتیکی این ادغام تأکید کرد و استدلال نمود که در یک محیط جهانی که وابستگیهای اقتصادی به طور معمول به عنوان سلاح استفاده میشوند، گسترش بلوک یک نیاز اساسی برای امنیت بلندمدت اروپا است. در حالی که قاره با تغییر مواضع نظامی و نیاز به استقلال استراتژیک دست و پنجه نرم میکند، کمیسیون یک اتحادیه بزرگتر و یکپارچهتر را به عنوان دارایی اصلی خود برای تأمین منافعش در برابر قدرتهای رقیب جهانی میبیند.
با این حال، فشار برای گسترش با تدابیر حفاظتی جدید و سختگیرانهای همراه است که برای محافظت از ارزشهای اصلی اتحادیه پس از الحاق طراحی شدهاند. کمیسیون در حال توسعه مکانیسمهایی است که به اتحادیه اروپا اجازه میدهد حقوق خاصی از اعضای جدید – که احتمالاً شامل امتیازات رأیگیری یا دسترسی به وجوه مشترک آنها میشود – را محدود کند، در صورتی که آنها پس از پیوستن، اصول دموکراتیک یا حاکمیت قانون را زیر پا بگذارند.[4]
این استراتژی منعکس کننده نگرانیهای عمیق در بروکسل در مورد پذیرش دولتهای «اسب تروآ» است که ممکن است به طور رسمی معیارهای الحاق را در طول مذاکرات رعایت کنند، اما بعداً انتخابهای استراتژیک مشترک بلوک را از درون تضعیف کنند. کمیسیون با طراحی مکانیسمهای اصلاحی که پس از عضویت یک کشور اعمال میشوند، تلاش میکند تا دائمی بودن عضویت در اتحادیه اروپا را از دائمی بودن اعتماد نهادی جدا کند.
با وجود منطق ساختاری پیشنهاد کمیسیون، مسیر اجرا مملو از تناقضات سیاسی است. تغییر قوانین اساسی رأیگیری اتحادیه اروپا برای لغو وتو، بنا به تعریف، نیازمند تأیید اجماعی هر ۲۷ کشور عضو فعلی است. این آستانه به این معنی است که دقیقاً همان سازوکاری که کمیسیون به دنبال برچیدن آن است، باید برای صدور مجوز حذف آن استفاده شود.[1][4]
انتظار میرود این بحث خطوط گسل عمیقی را بین مراکز قدرت مختلف بلوک آشکار کند. کشورهای عضو کوچکتر به طور تاریخی از حقوق وتوی خود محافظت میکنند و اجماع را به عنوان یک عامل تعادلبخش حیاتی میبینند که از رأیگیری سیستماتیک آنها توسط کشورهای بزرگتر و پرجمعیتتر مانند فرانسه و آلمان جلوگیری میکند. برای این پایتختها، وتو صرفاً یک ابزار رویهای نیست، بلکه ضامن نهایی حاکمیت ملی در یک ساختار فراملی است.[2]
در مقابل، آلمان یکی از حامیان صریح اصلاحات داخلی بوده است و مقامات آن به طور مداوم استدلال میکنند که یک اتحادیه اصلاح نشده متشکل از ۳۵ کشور به ناچار به بنبست دائمی سقوط خواهد کرد. موضع برلین این است که اتحادیه اروپا نمیتواند به سادگی تحت چارچوبی که برای گروه بسیار کوچکتر و همگنتر از کشورهای اروپای غربی طراحی شده است، به فعالیت خود ادامه دهد، به ویژه در حالی که بلوک به مناطق بیثباتتر گسترش مییابد.[5]
اگر کمیسیون نتواند تأیید سیاسی اجماعی مورد نیاز برای تغییر معاهدات رأیگیری را تضمین کند، مقامات اعلام کردهاند که به پیشبرد جنبههای فنی و مرحلهای گسترش ادامه خواهند داد. با این حال، بدون حل مسئله اصلی اجماع، اتحادیه اروپا در معرض خطر بزرگتر شدن در دامنه جغرافیایی است، در حالی که به طور همزمان در توانایی خود برای اقدام قاطع در صحنه جهانی شکنندهتر میشود.[2]
چرا مهم است
توانایی یک کشور واحد برای مسدود کردن گسترش اتحادیه اروپا بارها اهداف استراتژیک این بلوک را فلج کرده است. لغو حق وتو، توازن قدرت در اروپا را به طور اساسی تغییر خواهد داد، ادغام اوکراین و بالکان غربی را تسریع میکند و در عین حال نفوذ فردی کشورهای عضو کوچکتر را کاهش میدهد.
بررسی عمیق دیدگاهها
کشورهای عضو طرفدار اصلاحات
کشورهای بزرگتر استدلال میکنند که یک اتحادیه وابسته به وتو با بیش از ۳۰ عضو به ناچار با فلج استراتژیک مواجه خواهد شد.
پایتختهایی مانند برلین و پاریس معتقدند که اتحادیه اروپا نمیتواند تحت چارچوب تصمیمگیری طراحی شده برای یک بلوک کوچکتر و همگنتر به فعالیت خود ادامه دهد. آنها استدلال میکنند که وتو بیش از حد مکرر به عنوان سلاح استفاده شده است و مراحل معمول الحاق را به مذاکرات گروگانگیری برای اختلافات دوجانبه نامرتبط تبدیل کرده است. برای این اصلاحطلبان، لغو وتو یک ضرورت وجودی برای اطمینان از باقی ماندن اتحادیه اروپا به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیکی توانمند است.
کشورهای عضو کوچکتر
کشورهای کوچکتر میترسند که حذف وتو آنها را به وضعیت درجه دوم در داخل بلوک تنزل دهد.
برای بسیاری از کشورهای عضو کوچکتر، اصل اجماع ضامن نهایی حاکمیت ملی و حقوق برابر در اتحادیه اروپا است. آنها استدلال میکنند که انتقال به رأیگیری اکثریت واجد شرایط به قدرتهای بزرگتر اجازه میدهد تا به طور سیستماتیک منافع ملی آنها را نادیده بگیرند. این نگرانی عمیق وجود دارد که تغییر قوانین رأیگیری، توازن قدرت را به طور دائمی تغییر دهد و به ائتلافی از کشورهای بزرگ اجازه دهد شرایط گسترش و سیاست داخلی را دیکته کنند.
کشورهای نامزد
کشورهای متقاضی از تسریع استقبال میکنند اما نسبت به مدلهای عضویت رقیقشده محتاط هستند.
کشورهای بالکان غربی، همراه با اوکراین و مولداوی، به شدت از تلاشها برای حذف وتوهایی که به طور تاریخی پیشرفت آنها را متوقف کردهاند، حمایت میکنند. با این حال، آنها با احتیاط به پیشنهادات همراه برای «ادغام مرحلهای» و محدودیتهای پس از الحاق نگاه میکنند. دولتهای نامزد نگران هستند که این مکانیسمها ممکن است برای ارائه یک «عضویت درجه دوم» دائمی به آنها استفاده شود، که دسترسی به بازار واحد را بدون نمایندگی کامل سیاسی در بروکسل به آنها اعطا کند.
روند رویداد
۱۹۹۹
اجلاس هلسینکی نهادهای اتحادیه اروپا را برای گسترش تاریخی ۲۰۰۴ آماده میکند.
۲۰۲۲
تهاجم روسیه به اوکراین فوریت ژئوپلیتیکی جدیدی به روند متوقف شده گسترش اتحادیه اروپا تزریق میکند.
۲۰۲۴ - ۲۰۲۵
مجارستان مکرراً از قدرت وتوی خود برای به تأخیر انداختن تصمیمات مربوط به الحاق اوکراین و حمایت مالی استفاده میکند.
آگوست ۲۰۲۶
مارتا کوس، کمیسر گسترش، چارچوب سیاسی اصلاحات نهادی را در سخنرانی در زاگرب تشریح میکند.
سپتامبر ۲۰۲۶
کمیسیون اروپا قرار است رسماً پیشنهاد خود را برای لغو وتوی گسترش ارائه دهد.
منابع
[1]Daily Beirutعملگرایان گسترشEU Commission to Scrap Veto Power in Enlargement Decisions
مطالعه در Daily Beirut →
[2]Logos Pressحامیان حاکمیت ملیA 'Helsinki Moment' for the EU
مطالعه در Logos Press →
[3]Yaffa News Networkعملگرایان گسترشEuropean Commission Mulls Ending Member States' Veto on New EU Membership
مطالعه در Yaffa News Network →
[4]TodayPress TVحامیان حاکمیت ملیA major reform of the European Union's enlargement policy is being prepared
مطالعه در TodayPress TV →
[5]The Guardianاصلاحطلبان نهادیThe EU could deny future member states veto rights for several years
مطالعه در The Guardian →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


