مکانیسمهای بومگردی: مقایسه تأثیر حفاظت، نشت اقتصادی و استانداردهای اخلاقی
بومگردی وعده تأمین مالی حفاظت از محیط زیست و حمایت از جوامع محلی را میدهد، اما نشت ساختاری اقتصادی اغلب درآمد را از کشورهای میزبان دور میکند. یک تحلیل در سطح سیستمی نشان میدهد که چگونه استانداردهای اخلاقی سختگیرانه و مدلهای مدیریتشده توسط جامعه، تعیین میکنند که آیا سفرهای مبتنی بر طبیعت واقعاً از تنوع زیستی محافظت میکنند یا خیر.
به قلم سامان جعفری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان توانمندسازی جامعه
- تمرکز بر به حداکثر رساندن حفظ اقتصادی محلی و حقوق زمین به عنوان سازوکار اصلی برای حفاظت.
- منتقدان حفاظت
- تأکید بر آسیب اکولوژیکی و ردپای کربن سفرهای طبیعتگردی، و زیر سوال بردن پایداری آن.
- استانداردسازان صنعت
- تأکید بر نیاز به تعاریف سختگیرانه، گواهینامهها و معیارهای قابل اندازهگیری برای جلوگیری از سبزنمایی.
تنش اصلی در بومگردی در یک پارادوکس نهفته است: عمل سفر به محیطهای بکر و شکننده، ناگزیر باعث ایجاد اختلال انسانی میشود، با این حال درآمد حاصل از این سفر اغلب تنها سازوکار مالی است که از قطع درختان، استخراج معدن یا شکار غیرقانونی در آن اکوسیستمها جلوگیری میکند. دهههاست که این صنعت بر این فرض عمل کرده است که هر نوع سفر مبتنی بر طبیعت ذاتاً برای محیط زیست مفید است. منطق این است که اگر جمعیتهای محلی بتوانند از طریق گردشگری از حیات وحش کسب درآمد کنند، به طور طبیعی برای حفاظت از آن اقدام خواهند کرد.[4]
با این حال، یک تحلیل در سطح سیستمی از سازوکارهای مالی و اکولوژیکی پشت این عملیاتها، واقعیت بسیار پیچیدهتری را آشکار میکند. راهحل این پارادوکس در متوقف کردن سفر نیست، بلکه در بازسازی مدلهای اقتصادی است که بر آن حاکم هستند. دادهها نشاندهنده یک تغییر ضروری از عملیاتهای استخراجی و تحت مالکیت خارجی به سیستمهای مدیریتشده توسط جامعه است که سرمایه را به صورت محلی حفظ کرده و مستقیماً از حفظ زیستگاه حمایت میکنند.[1][5]
انجمن بینالمللی بومگردی (TIES) بومگردی را به عنوان «سفر مسئولانه به مناطق طبیعی که محیط زیست را حفظ میکند، رفاه مردم محلی را پایدار میسازد و شامل تفسیر و آموزش است» تعریف میکند. از لحاظ نظری، این امر یک سیستم حلقه بسته ایجاد میکند که در آن دلارهای بازدیدکنندگان مستقیماً صرف تأمین مالی محیطبانان، واحدهای ضد شکار غیرقانونی و زیرساختهای محلی میشود و انگیزههای اقتصادی را با سلامت اکولوژیکی همسو میکند.
در عمل، این برچسب اغلب مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. بررسی سیستماتیک مناطق حفاظتشده نشان میدهد که در حالی که گردشگران برای طبیعت ارزش زیادی قائل هستند، زیرساختهای مورد نیاز برای میزبانی از آنها—جادهها، اقامتگاهها، مدیریت پسماند—اغلب زیستگاههایی را که برای دیدن آنها آمدهاند، تکهتکه میکند. ساخت مسیرهای دسترسی میتواند ناخواسته مناطق بکر را به روی قطع غیرقانونی درختان یا شکار باز کند و اهداف حفاظتی را که گردشگری قرار بود از آنها حمایت کند، تضعیف نماید.[3][4]
بحرانیترین معیار در ارزیابی تأثیر واقعی بومگردی، «نشت اقتصادی» است—درصدی از درآمد گردشگری که کشور میزبان را ترک میکند تا صرف پرداخت هزینههای کالاهای وارداتی، هتلهای تحت مالکیت خارجی و اپراتورهای تور بینالمللی شود. در گردشگری سنتی مبتنی بر طبیعت، نرخ نشت میتواند به سطوح سرسامآوری برسد و اغلب بین ۵۰ تا ۸۰ درصد قرار میگیرد.[2]
این بدان معناست که به ازای هر صد دلاری که یک مسافر خرج میکند، تنها بیست دلار یا کمتر در اقتصاد محلی باقی میماند. هنگامی که نشت بالا باشد، جامعه محلی هزینه اکولوژیکی بازدیدکنندگان را متحمل میشود بدون اینکه از مزایای مالی آن بهرهمند شود. این پویایی اغلب ساکنان را مجبور میکند تا صرفاً برای بقا در کنار مناطق حفاظتشده، به اقدامات ناپایدار مانند جنگلزدایی یا صید بیرویه بازگردند.[2]
برای مقابله با این نشت ساختاری، حافظان محیط زیست به طور فزایندهای به بومگردی مبتنی بر جامعه (CBET) روی آوردهاند. در این مدل، ساکنان محلی مالک اقامتگاهها هستند، عملیات تور را مدیریت میکنند و تصمیمات مربوط به کاربری زمین را میگیرند. این امر تضمین میکند که سازوکار مالی عملیات اساساً برای حفظ سرمایه در داخل منطقه جغرافیایی فوری طراحی شده است.[1]
برای مقابله با این نشت ساختاری، حافظان محیط زیست به طور فزایندهای به بومگردی مبتنی بر جامعه (CBET) روی آوردهاند.
با حفظ تا ۸۰ درصد درآمد به صورت محلی، CBET ساختار انگیزه اقتصادی را تغییر میدهد. حیات وحش زنده ارزشمندتر از مرده میشود و جنگلهای دستنخورده سودآورتر از زمینهای کشاورزی پاکسازی شده میگردند. تحلیل ما از حفظ درآمد نشان میدهد که تغییر از یک مدل تحت مدیریت خارجی به یک مدل تحت مالکیت جامعه میتواند تأمین مالی مستقیم موجود برای حفاظت را تا ضریب سه افزایش دهد.[1][5]
حتی با وجود سازوکار مالی بینقص، بومگردی باید با محدودیتهای فیزیکی اکوسیستم، که به عنوان ظرفیت تحمل اکولوژیکی شناخته میشود، دست و پنجه نرم کند. این حداکثر تعداد بازدیدکنندگانی است که یک منطقه میتواند تحمل کند قبل از اینکه تخریب محیط زیست غیرقابل برگشت شود. فراتر رفتن از این آستانه، یک ابزار حفاظتی را به یک نیروی مخرب تبدیل میکند.[3][4]
فشردگی خاک، تغییرات رفتاری حیات وحش و آلودگی آب، همگی پیامدهای پاییندستی فراتر رفتن از این ظرفیت هستند. استانداردهای اخلاقی سختگیرانه اپراتورها را ملزم میکند تا سهمیهبندی، تعطیلیهای فصلی و مناطق حائل را اجرا کنند تا اطمینان حاصل شود که حضور انسان الگوهای تولید مثل یا تغذیه را مختل نمیکند. این محدودیتها برای حفظ سلامت پایه اکوسیستم ضروری هستند.[3]
گسترش «سبزنمایی»—که در آن گردشگری متعارف به عنوان بومگردی بدون اقدامات حفاظتی زیربنایی بازاریابی میشود—برنامههای صدور گواهینامه دقیق را ضروری ساخته است. این استانداردها عملیاتها را بر اساس معیارهایی از ردپای کربن و مصرف آب گرفته تا شیوههای کار منصفانه و حقوق بومیان ارزیابی میکنند و یک معیار قابل تأیید برای پایداری ارائه میدهند.[4]
با این حال، خود صدور گواهینامه میتواند یک مانع باشد. هزینه و بار اداری دستیابی به برچسبهای زیستمحیطی شناختهشده اغلب عملیاتهای کوچک و تحت مدیریت جامعه را که در واقع مؤثرترین کار حفاظتی را انجام میدهند، مستثنی میکند. این امر پارادوکسی ایجاد میکند که در آن اپراتورهای خارجی با پشتوانه مالی خوب میتوانند گواهینامههایی را بپردازند که متولیان محلی قادر به پرداخت آن نیستند.
یک آسیبپذیری ساختاری کل بخش بومگردی، وابستگی آن به حمل و نقل هوایی طولانیمدت است. انتشار کربن تولید شده توسط پرواز مسافران به مقاصد دورافتاده اغلب مزایای اکولوژیکی محلی بازدید آنها را خنثی میکند و یک هزینه زیستمحیطی در سطح کلان ایجاد میکند که اصل اساسی سفر پایدار را به چالش میکشد.[4]
این هزینه در سطح کلان به طور فزایندهای صنعت را مجبور میکند تا جمعیت هدف خود را بازنگری کند. مدلهای آیندهنگر بر گردشگری منطقهای تمرکز میکنند و اقامتهای طولانیتر و با دفعات کمتر را تشویق میکنند تا شدت کربن به ازای هر روز بازدیدکننده به حداقل برسد و تلاش میکنند تا تأمین مالی حفاظت محلی را با اهداف اقلیمی جهانی متعادل سازند.[4]
مکانیسمهای بومگردی نشان میدهند که سفر مبتنی بر طبیعت یک نوشدارو نیست، بلکه یک ابزار اقتصادی بسیار حساس است. هنگامی که توسط استانداردهای اخلاقی سختگیرانه، نشت اقتصادی پایین و مالکیت جامعه هدایت شود، یکی از معدود سازوکارهای عملی برای تأمین مالی حفاظت از تنوع زیستی جهانی باقی میماند. چالش دهه آینده، گسترش این مدلهای جامعهمحور در عین دفاع قاطعانه از تعریف بومگردی در برابر تضعیف است.[1]
آنچه نمیدانیم
- آیا هزینه کربن حمل و نقل هوایی طولانیمدت در نهایت باعث انقباض در بازار جهانی بومگردی خواهد شد یا خیر.
- چگونه تغییرات اقلیمی ظرفیت تحمل اکولوژیکی مناطق حفاظتشده محبوب فعلی را تغییر خواهد داد.
- آیا هزینههای صدور گواهینامه میتواند به اندازهای کاهش یابد که امکان مشارکت گسترده عملیاتهای کوچک و تحت مدیریت جامعه فراهم شود.
منابع
[1]ResearchGateحامیان توانمندسازی جامعه(PDF) The Role of Ecotourism in Sustainable Development: A Comprehensive Systematic Review
مطالعه در ResearchGate →
[2]Emerald Insightاستانداردسازان صنعتA comprehensive literature review of theoretical and empirical aspects of economic linkages in tourism destinations
مطالعه در Emerald Insight →
[3]PMCاستانداردسازان صنعتTourists' valuation of nature in protected areas: A systematic review
مطالعه در PMC →
[4]Taylor & Francis Onlineمنتقدان حفاظتProblematizing tourism for conservation: An eco-cultural critique on sustainability
مطالعه در Taylor & Francis Online →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

