سقوط ۷۲ درصدی سرمایهگذاری جهانی در انرژی بادی فراساحلی در نیمه اول ۲۰۲۶ به دلیل هزینههای بالا و مزایدههای ناموفق
در نیمه اول سال ۲۰۲۶، نهایی شدن قراردادهای مالی جدید برای پروژههای بادی فراساحلی به شدت کاهش یافت، زیرا توسعهدهندگان از قراردادهای دولتی غیرقابل تأمین مالی عقبنشینی کردند. با این حال، ساخت و ساز فیزیکی پروژههایی که قبلاً تأمین مالی شده بودند، به بالاترین حد خود رسید و تضاد شدیدی در بازار ایجاد کرد.
به قلم مرجان موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران بازار
- تمرکز بر خط لوله نهایی شدن قراردادهای مالی جدید و واقعیت هزینههای سرمایه.
- خوشبینان استقرار
- تمرکز بر اتصالات فیزیکی شبکه و کل سرمایه بهکارگرفته شده.
- منتقدان سیاستگذاری
- استدلال میکنند که اقتصاد بنیادی انرژی بادی فراساحلی رو به وخامت گذاشته است.
- جمعبندی تحریریه
- ارائه زمینه خنثی و سیستمی در مورد سازوکارهای تأمین مالی انرژیهای تجدیدپذیر.
رقم اصلی خبری، شوکی برای گذار انرژی جهانی است: در نیمه اول سال ٢٠٢٦، سرمایهگذاری جدید در انرژی بادی فراساحلی نسبت به سال قبل ٧٢ درصد کاهش یافت. بر اساس تحلیل جامع بازار توسط بلومبرگانایاف (BloombergNEF)، این سقوط شدیدترین انقباضی است که این بخش در بیش از یک دهه گذشته تجربه کرده است.[1][2]
با این حال، واقعیت بازار بادی فراساحلی در حال حاضر به دو دنیای موازی تقسیم شده است. در حالی که تحلیلگران مالی سقوط تاریخی در تأمین مالی جدید را رصد میکنند، ناظران منطقهای گزارش میدهند که ساخت و ساز فیزیکی در حال رونق است. آژانس بینالمللی انرژی و ردیابهای منطقهای اشاره میکنند که کل سرمایه بهکارگرفته شده در این بخش در همان دوره ششماهه به رکورد ٦٢ میلیارد دلار رسید و اتصال به شبکه در اروپا سه برابر سال قبل بود.
این تضاد عظیم به سازوکارهای تأمین مالی و ساخت زیرساختهای بزرگ بازمیگردد. ارقام رکوردشکنی استقرار، منعکسکننده پروژههایی هستند که تأمین مالی خود را سه تا پنج سال پیش تضمین کردهاند و اکنون در حال ساخت فیزیکی هستند. در مقابل، سقوط ٧٢ درصدی، «نهایی شدن قرارداد مالی» (Financial Close) را اندازهگیری میکند—نقطه عطف حیاتی که در آن توسعهدهندگان و بانکها رسماً سرمایه لازم برای موج بعدی مزارع بادی آینده را متعهد میشوند.[6]
خط لوله آن پروژههای آتی عملاً تبخیر شده است. علت اصلی در چرخههای فاجعهبار مزایدههای دولتی سالهای ٢٠٢٤ و ٢٠٢٥ نهفته است که تعداد پروژههای قادر به نهایی کردن تأمین مالی در سال ٢٠٢٦ را کاهش داد.[1][6]
سالها، صنعت بادی فراساحلی بر این فرض عمل میکرد که هزینه توربینها، کابلها و شناورهای نصب به طور اجتنابناپذیری کاهش خواهد یافت. توسعهدهندگان به طور تهاجمی برای قراردادهای دولتی تفاوت (Contracts for Difference) با «قیمتهای تضمینی» بسیار پایین پیشنهاد میدادند، با این فرض که تا زمان ساخت واقعی پروژهها، فناوری به اندازه کافی ارزان خواهد بود که سودآوری داشته باشد.[6]
هنگامی که تورم جهانی، افزایش نرخ بهره و تنگناهای شدید زنجیره تأمین در سال ٢٠٢٣ این بخش را تحت تأثیر قرار داد، آن محاسبات از هم پاشید. توسعهدهندگانی که مزایدهها را با قیمتهای پایین برنده شده بودند، ناگهان متوجه شدند که پروژههایشان غیرقابل تأمین مالی است و ریسک بالای سرمایهگذاری ذاتی در این بخش آشکار شد.[1][5]
پیامدهای این اتفاق فوری و بسیار مشهود بود. توسعهدهندگان شروع به پرداخت جریمههای هنگفت برای لغو قراردادهای موجود خود کردند. مزایدههای دولتی بعدی با سکوت مواجه شدند؛ یک مزایده بزرگ آلمان هیچ پیشنهادی دریافت نکرد و دانمارک مجبور شد یک دور برنامهریزی شده اجاره زمین را به طور کامل لغو کند.[1][6]
از آنجا که مزایدههای سالهای ٢٠٢٤ و ٢٠٢٥ نتوانستند قراردادهای قابل دوامی ایجاد کنند، پروژههای بسیار کمی آماده نهایی شدن قرارداد مالی در نیمه اول ٢٠٢٦ بودند. کاهش ٧٢ درصدی سرمایهگذاری، پژواک تأخیری آن دورههای سیاستگذاری شکستخورده است که خط لوله ظرفیت جدید موجود در پایان دهه را کاهش میدهد.[1]
از آنجا که مزایدههای سالهای ٢٠٢٤ و ٢٠٢٥ نتوانستند قراردادهای قابل دوامی ایجاد کنند، پروژههای بسیار کمی آماده نهایی شدن قرارداد مالی در نیمه اول ٢٠٢٦ بودند.
این بحران، بازنگری آرام اما عمیقی را در اقتصاد بنیادی این فناوری تحمیل کرده است. در ژانویه ٢٠٢٦، وزارت امنیت انرژی و خالص صفر بریتانیا (UK's Department for Energy Security and Net Zero) پیشبینی هزینه سطحبندی شده (LCOE) خود را برای انرژی بادی فراساحلی تا سال ٢٠٤٠ بهروزرسانی کرد. دولت تقریباً برآورد خود را دو برابر کرد و آن را از ٥١ پوند به ازای هر مگاوات ساعت به ٩٦ پوند به ازای هر مگاوات ساعت افزایش داد.[4]
این بدبینی به فناوریهای نسل بعدی نیز سرایت کرده است. انرژی بادی فراساحلی شناور—که توربینها را در آبهای عمیق به بستر دریا متصل میکند—زمانی به عنوان آینده این صنعت معرفی میشد. اکنون، توسعهدهندگان کاملاً در حال عقبنشینی هستند.[3]
یک نظرسنجی در سال ٢٠٢٥ توسط وستوود گلوبال انرژی (Westwood Global Energy) نشان داد که ٧٢ درصد از ذینفعان صنعت پیشبینی میکنند که تا سال ٢٠٣٠ کمتر از ٣ گیگاوات ظرفیت شناور در سطح جهان عملیاتی شود. توسعهدهندگان هزینههای بالای سرمایه اولیه، فقدان فناوری استاندارد شده و تنگناهای شدید در زیرساختهای بندری را به عنوان موانع غیرقابل عبور کوتاهمدت ذکر کردند.[3]
با وجود سقوط محلی در تأمین مالی انرژی بادی فراساحلی، بخش گستردهتر انرژیهای تجدیدپذیر انعطافپذیری قابل توجهی از خود نشان داده است. سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر در نیمه اول ٢٠٢٦ در سطح ٣٢٧.٥ میلیارد دلار ثابت ماند که با دوره ششماهه قبلی مطابقت دارد.[1][2]
این کمبود به طور کامل توسط انرژی بادی خشکی و نیروگاههای خورشیدی در مقیاس بزرگ، به ویژه پروژههایی که در کنار سیستمهای ذخیرهسازی باتری عظیم قرار دارند، جبران شد. داراییهای هممکان (Co-located assets) در نیمه اول سال رکورد ٢٥ میلیارد دلار سرمایهگذاری دریافت کردند که سه برابر میزان مشاهده شده تنها دو سال قبل است، زیرا توسعهدهندگان به دنبال اجتناب از ازدحام شبکه و قیمتگذاری منفی بودند که مزارع خورشیدی مستقل را آزار میدهد.[1]
جغرافیا نیز نقش بزرگی در پویاییهای بازار فعلی ایفا میکند. سقوط تأمین مالی به شدت در اروپا و ایالات متحده متمرکز است، جایی که توسعهدهندگان نسبت به نرخهای بهره و سقفهای مزایده سختگیرانه بسیار حساس هستند.[6]
با این حال، در ایالات متحده، کل سرمایهگذاری تجدیدپذیر نسبت به سال قبل ٥٤ درصد افزایش یافت. توسعهدهندگان برای رعایت مهلتهای دریافت اعتبارات مالیاتی فدرال عجله کردند و برای ساخت ظرفیت بادی و خورشیدی خشکی تلاش کردند تا رشد بار بیسابقهای را که توسط مراکز داده هوش مصنوعی هدایت میشود، تأمین کنند.[1]
در همین حال، منطقه آسیا و اقیانوسیه در مسیری کاملاً متفاوت عمل میکند. چین تنها در نیمه اول ٢٠٢٦، ٨.٢ گیگاوات ظرفیت جدید بادی فراساحلی اضافه کرد و با توربینهای عظیم ١٥ مگاواتی به شدت به سمت توسعه آبهای عمیق پیش میرود.
با این وجود، حتی چین نیز از واقعیتهای مالی در حال تغییر مصون نیست. تحلیلگران بازار اشاره کردند که چین تنها یک چهارم سرمایهگذاری جدید جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر را در نیمه اول ٢٠٢٦ به خود اختصاص داده است، که نسبت به بیش از نیمی از سهم جهانی در سال ٢٠٢٢ کاهش یافته است، زیرا توسعهدهندگان پس از اصلاحات گسترده بازار برق داخلی، انتظارات درآمدی خود را تعدیل کردند.[1]
در نهایت، تحلیلگران بازار سقوط ٧٢ درصدی را نه به عنوان مرگ انرژی بادی فراساحلی، بلکه به عنوان یک اصلاح شدید بازار میبینند. این صنعت در حال حاضر در بنبست با سیاستگذاران قرار دارد و از تعهد سرمایه جدید خودداری میکند تا زمانی که دولتها سقف قیمت مزایدهها را افزایش دهند تا منعکسکننده هزینه واقعی ساخت و ساز در اقیانوس باشند.[6]
پیشبینیکنندگان انتظار دارند که این عقبنشینی موقتی باشد. با پذیرش واقعیت اقتصادی جدید توسط دولتها و ارائه قراردادهای سودآورتر، انتظار میرود خط لوله پروژههای قابل تأمین مالی دوباره پر شود و پیشبینی میشود که افزایش ظرفیتهای جدید تا سال ٢٠٢٧ مسیر صعودی خود را از سر بگیرد.[1]
نکات کلیدی
- نهایی شدن قراردادهای مالی جدید برای انرژی بادی فراساحلی در نیمه اول ٢٠٢٦ نسبت به سال قبل ٧٢ درصد سقوط کرد.
- این سقوط ناشی از مزایدههای ناموفق دولتی در سالهای ٢٠٢٤ و ٢٠٢٥ است که توسعهدهندگان را بدون قراردادهای قابل تأمین مالی رها کرد.
- با وجود رکود تأمین مالی، ساخت و ساز فیزیکی پروژههایی که قبلاً تأمین مالی شده بودند به رکورد ٦٢ میلیارد دلار رسید.
- سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر در سطح ٣٢٧.٥ میلیارد دلار ثابت ماند که با افزایش پروژههای خورشیدی و ذخیرهسازی هممکان تقویت شد.
- دولت بریتانیا پیشبینی هزینه سطحبندی شده خود را برای انرژی بادی فراساحلی تا سال ٢٠٤٠ تقریباً دو برابر کرد که نشاندهنده پایان کاهش بیوقفه هزینهها است.
چرا مهم است
سقوط ناگهانی در تأمین مالی جدید انرژی بادی فراساحلی، یک آسیبپذیری حیاتی را در گذار انرژی جهانی آشکار میکند: دوران کاهش بیوقفه هزینههای انرژیهای تجدیدپذیر به پایان رسیده است. از آنجا که دولتها مجبورند برای قابل تأمین مالی کردن پروژهها، قیمتهای تضمینشده بالاتری ارائه دهند، هزینه کربنزدایی شبکه به طور فزایندهای به قبوض برق مصرفکنندگان و نرخدهندگان صنعتی منتقل خواهد شد.
بررسی عمیق دیدگاهها
تحلیلگران بازار
تمرکز بر خط لوله نهایی شدن قراردادهای مالی جدید و واقعیت هزینههای سرمایه.
تحلیلگران مالی و شرکتهای تحقیقات بازار مانند بلومبرگانایاف و وستوود گلوبال انرژی، سقوط ٧٢ درصدی را یک اصلاح بازار ضروری، هرچند دردناک، میدانند. آنها استدلال میکنند که این صنعت سالها بر اساس این فرض که هزینههای سرمایه به طور نامحدود کاهش مییابد، به طور تهاجمی برای قراردادهای دولتی پیشنهاد میداد. هنگامی که تورم و تنگناهای زنجیره تأمین این روند را در سال ٢٠٢٣ معکوس کرد، خط لوله پروژههای قابل تأمین مالی از بین رفت. برای این گروه، رکود فعلی پایان انرژی بادی فراساحلی نیست، بلکه یک مرحله گذار است که در آن توسعهدهندگان دولتها را مجبور میکنند قبل از تعهد سرمایه جدید، قیمتهای تضمینی بالاتری را بپذیرند.
خوشبینان استقرار
تمرکز بر اتصالات فیزیکی شبکه و کل سرمایه بهکارگرفته شده.
گروههای صنعتی و ناظران منطقهای تأکید میکنند که ساخت فیزیکی انرژی بادی فراساحلی هرگز قویتر از این نبوده است. در حالی که نهایی شدن قراردادهای مالی جدید متوقف شده است، فولاد با سرعت بیسابقهای در حال ورود به آب است. ویندایروپ (WindEurope) اشاره میکند که اتصالات شبکه اروپا در نیمه اول ٢٠٢٦ سه برابر سال قبل بود، در حالی که منطقه آسیا و اقیانوسیه ٢٨ میلیارد دلار سرمایه بهکارگرفته شده را شاهد بود. از این منظر، تنگنای تأمین مالی یک شکست سیاستگذاری محلی در اروپا و آمریکا است، نه یک عقبنشینی فناوری جهانی، و شتاب گذار انرژی کاملاً دست نخورده باقی مانده است.
منتقدان سیاستگذاری
استدلال میکنند که اقتصاد بنیادی انرژی بادی فراساحلی رو به وخامت گذاشته است.
اتاقهای فکر و منتقدان سیاستگذاری استدلال میکنند که بخش بادی فراساحلی قیمت محصول خود را به طور بنیادی اشتباه محاسبه کرده است. گروههایی مانند آنوارد (Onward) به بازنگری آرام دولت بریتانیا در پیشبینی هزینه سطحبندی شده ٢٠٤٠—تقریباً دو برابر کردن آن از ٥١ پوند/مگاوات ساعت به ٩٦ پوند/مگاوات ساعت—به عنوان شاهدی اشاره میکنند که این فناوری برق ارزان وعده داده شده را ارائه نخواهد داد. این گروه معتقد است که ادامه تحمیل استقرار بادی فراساحلی از طریق یارانههای دولتی بالاتر، در نهایت درآمد اختیاری خانوارها را سرکوب کرده و با بالا بردن قیمتهای پایه برق، سرمایهگذاری صنعتی را دلسرد خواهد کرد.
منابع
[1]BloombergNEFتحلیلگران بازارRenewable Energy Investment Hits $327.5 Billion in H1 2026
مطالعه در BloombergNEF →
[2]Saur Energyتحلیلگران بازارGlobal renewable energy investment held steady at $327.5 billion in H1 2026
مطالعه در Saur Energy →
[3]Westwood Global Energyتحلیلگران بازارIndustry adopts a pragmatic outlook as nearly three out of four respondents now anticipate less than 3GW of online capacity by 2030
مطالعه در Westwood Global Energy →
[4]Onwardمنتقدان سیاستگذاریThe Evidence on Offshore Wind Costs
مطالعه در Onward →
[5]Wood Mackenzieتحلیلگران بازارU.S. Wind Energy Monitor report
مطالعه در Wood Mackenzie →
[6]تیم سردبیری کوهستانجمعبندی تحریریهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
