رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
تحلیل کوهستاناقتصاد تجارتتحلیل مبادله· 5 دقیقه مطالعه· در دیدگاه‌ها

برتری رفاهی بلندمدت مزیت نسبی بر تاب‌آوری زنجیره تأمین: یک محاسبه اقتصادی پنهان

در حالی که اختلالات جهانی اخیر، زنجیره‌های تأمین محلی‌شده را محبوب کرده است، داده‌های اقتصادی نشان می‌دهند که مدل سنتی ریکاردویی مزیت نسبی همچنان برتری بسیار بیشتری در رفاه بلندمدت ایجاد می‌کند. سیاست‌های تجاری که تاب‌آوری را بر تخصص ارجح می‌دانند، ناخواسته به عنوان یک مالیات خالص بر رفاه مصرف‌کننده عمل می‌کنند.

به قلم الناز احمدی

اقتصاددانان تجارت آزاد 60%تحلیلگران زنجیره تأمین 40%
اقتصاددانان تجارت آزاد
استدلال می‌کنند که قوانین ریاضی مزیت نسبی، محرک اصلی رفاه جهانی باقی می‌مانند.
تحلیلگران زنجیره تأمین
بر شکنندگی شبکه‌های فوق‌العاده متصل و آسیب محلی ناشی از شوک‌های بین‌المللی تمرکز می‌کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • اتحادیه‌های تولید داخلی که با جابجایی شغل مواجه هستند
  • مقامات امنیت ملی که زنجیره‌های تأمین دفاعی را مدیریت می‌کنند

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مورد تخصص ریکاردویی

اولویت دادن به حداکثر رشد اقتصادی بلندمدت و قدرت خرید مصرف‌کننده از طریق مزیت نسبی جهانی.

مزایا: ثروت کلی را به حداکثر می‌رساند، قیمت‌های مصرف‌کننده را تقریباً ۱۲٪ (۱۲٪) در بخش‌های کلیدی کاهش می‌دهد و تضمین می‌کند که سرمایه در کارآمدترین کاربرد خود مستقر شود. معایب: بازارهای داخلی را در برابر شوک‌های ناگهانی تأمین بین‌المللی و تحریم‌های ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر می‌سازد. شواهد: داده‌های صندوق بین‌المللی پول و NBER نشان می‌دهد که رشد سالانه مرکب ایجاد شده توسط تخصص، از نظر ریاضی زیان‌های مقطعی اختلالات زنجیره تأمین را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. مناسب است زمانی که: هدف، افزایش سطح استاندارد زندگی پایه و به حداکثر رساندن قدرت خرید جهانی است. مناسب نیست زمانی که: یک جزء حیاتی خاص به طور کامل توسط یک رقیب ژئوپلیتیکی متخاصم کنترل می‌شود.

مورد تاب‌آوری زنجیره تأمین

اولویت دادن به امنیت لجستیکی و ظرفیت تولید داخلی به جای حداکثر کارایی اقتصادی.

مزایا: صنایع داخلی را در برابر شوک‌های بین‌المللی آبشاری محافظت می‌کند، از زیرساخت‌های حیاتی حمایت می‌کند و در طول بحران‌ها دسترسی به کالاهای ضروری را تضمین می‌کند. معایب: به عنوان یک مالیات پنهان دائمی بر مصرف‌کنندگان عمل می‌کند، نیروی کار و سرمایه را به اشتباه تخصیص می‌دهد و تولید اقتصادی کلی را کاهش می‌دهد. شواهد: مدل‌سازی Nature Communications نشان می‌دهد که شبکه‌های فوق‌العاده متصل، مواجهه‌های شوک شدید و نابرابری را برای شرکت‌های داخلی در طول اختلالات جهانی ایجاد می‌کنند. مناسب است زمانی که: محصول مورد نظر، مسئله بقای فوری ملی است و قیمت اهمیتی ندارد. مناسب نیست زمانی که: به طور گسترده برای کالاهای مصرفی و کشاورزی اعمال می‌شود، جایی که هزینه یارانه‌های داخلی به مراتب بیشتر از خطر کمبودهای موقت است.

چرا مهم است

دولت‌ها میلیاردها دلار برای بازگرداندن تولید به داخل کشور به نام امنیت ملی و تاب‌آوری زنجیره تأمین هزینه می‌کنند. درک مبادله ریاضی بین تولید محلی و تخصص جهانی تعیین می‌کند که آیا این سیاست‌ها از شهروندان محافظت می‌کنند یا سطح زندگی آن‌ها را برای همیشه کاهش می‌دهند.

چرخش جهانی به سمت تاب‌آوری محلی زنجیره تأمین، هزینه پایه کالاهای مصرفی را به طور دائمی افزایش داده و ما را مجبور به ارزیابی مجدد ریاضی کاهش ۱۲٪ (۱۲٪) هزینه تجاری می‌کند که در طول تاریخ توسط تخصص بین‌المللی ایجاد شده است. دولت‌ها با اولویت دادن به تولید داخلی به جای کارایی جهانی، عملاً مالیاتی پنهان بر مصرف خانوارها وضع کرده‌اند و رشد اقتصادی بلندمدت را با امنیت لجستیکی کوتاه‌مدت معاوضه کرده‌اند. این تغییر مستقیماً یک اصل ریاضی را به چالش می‌کشد که بیش از دو قرن بر تجارت بین‌المللی حاکم بوده است: مدل مزیت نسبی دیوید ریکاردو.[5]

در سال ۱۸۱۷ (۱۸۱۷)، ریکاردو نشان داد که حتی اگر یک ملت در تولید هر کالایی نسبت به ملت دیگر کارایی کمتری داشته باشد، هر دو ملت همچنان از نظر ریاضی با تخصص در چیزی که در آن «کمتر بد» هستند و تجارت برای بقیه کالاها، سود می‌برند. دفتر ملی تحقیقات اقتصادی (NBER) اشاره می‌کند که این ایده قدیمی در حال تجربه یک «احیای ریکاردویی» است، زیرا مدل‌های کمی مدرن، صحت پایدار آن را تأیید می‌کنند. بینش اصلی دست‌نخورده باقی مانده است: مزیت مطلق تعیین می‌کند چه کسی بیشترین تولید را دارد، اما مزیت نسبی تعیین می‌کند چه کسی چه چیزی را تولید کند.[3]

استدلال متقابل مدرن، که توسط اختلالات جهانی اخیر تسریع شده است، بر شکنندگی زنجیره تأمین متمرکز است. یک تحلیل در سال ۲۰۲۴ (۲۰۲۴) که در نشریه Nature Communications منتشر شد، «نابرابری در مواجهه با شوک‌های اقتصادی در سراسر شبکه تأمین جهانی در سطح شرکت‌ها» را ترسیم کرد و نشان داد که زنجیره‌های تأمین بسیار تخصصی و فوق‌العاده متصل، شرکت‌های داخلی را در معرض شوک‌های بین‌المللی آبشاری قرار می‌دهند. هنگامی که بسته شدن یک بندر یا یک درگیری منطقه‌ای، تحویل یک جزء حیاتی را متوقف می‌کند، کل خط تولید از کار می‌افتد و سیاست‌گذاران را وادار به درخواست زنجیره‌های تأمین محلی و مازاد می‌کند.[4]

تخصص، میانگین هزینه‌های تجارت جهانی را تقریباً ۱۲٪ (۱۲٪) کاهش می‌دهد و سود رفاهی سالانه مرکب ایجاد می‌کند.

با این حال، ارزیابی صندوق بین‌المللی پول (IMF) تحت عنوان «مزیت تعاونی»، هزینه سرسام‌آور این تاب‌آوری را کمی‌سازی می‌کند. داده‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که کنار گذاشتن چارچوب‌های تجاری تعاونی به نفع تولید محلی و تکه‌تکه، ۱۵٪ تا ۲۰٪ (۱۵٪ تا ۲۰٪) از سود رفاهی پایه‌ای ایجاد شده توسط تخصص را از بین می‌برد. گیتا گوپینات و همکارانش تشریح می‌کنند که چگونه سیاست‌های تجاری تعاونی با کاهش قیمت‌های نسبی کالاهای ضروری، میلیون‌ها نفر را از فقر نجات داده است.[1]

مؤسسه کاتو (Cato Institute) این مبادله را بیشتر روشن می‌کند و استدلال می‌کند که پیگیری تاب‌آوری مطلق زنجیره تأمین یک توهم اقتصادی است. هنگامی که یک کشور تولید داخلی کالاهایی را که در آن‌ها مزیت نسبی ندارد، اجباری می‌کند، سرمایه و نیروی کار را از پربازده‌ترین بخش‌های خود منحرف می‌سازد. این تخصیص نادرست منابع، تولید اقتصادی کلی را کاهش می‌دهد، به این معنی که ملت صرفاً برای جلوگیری از ناراحتی موقت یک شوک تأمین، بهای دائمی را در قالب دستمزدهای پایین‌تر و قیمت‌های بالاتر می‌پردازد.[2]

مؤسسه کاتو (Cato Institute) این مبادله را بیشتر روشن می‌کند و استدلال می‌کند که پیگیری تاب‌آوری مطلق زنجیره تأمین یک توهم اقتصادی است.

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) شواهد ملموسی از این پویایی در بازارهای جهانی مواد غذایی ارائه می‌دهد. تحلیل آن‌ها نشان می‌دهد که تخصص، میانگین هزینه‌های تجارت را تقریباً ۱۲٪ (۱۲٪) کاهش می‌دهد و تضمین می‌کند مناطقی با شرایط رشد بهینه، نیاز مناطق دارای کسری ساختاری را تأمین کنند. تلاش برای دستیابی به تاب‌آوری کشاورزی از طریق کشاورزی محلی در آب و هوای نامناسب، مستلزم یارانه‌های عظیم و ورودی‌های انرژی است که در نهایت به جای جلوگیری از ناامنی غذایی، آن را افزایش می‌دهد.[5]

شبکه‌های تأمین بسیار متصل، مواجهه‌های نابرابر با شوک ایجاد می‌کنند که تقاضای سیاسی برای تاب‌آوری را هدایت می‌کند.

واقعیت ریاضی مدل ریکاردویی این است که سود رفاهی مزیت نسبی به صورت سالانه مرکب می‌شود، در حالی که هزینه‌های شوک‌های زنجیره تأمین مقطعی هستند. اگر ملتی ۳٪ (۳٪) سود سالانه در کارایی اقتصادی را قربانی کند تا از شوک ۵٪ (۵٪) تولید ناخالص داخلی که هر ده سال یک بار رخ می‌دهد جلوگیری کند، زیان تجمعی سیاست تاب‌آوری به مراتب بیشتر از خسارت شوکی است که از آن جلوگیری کرده است. مطالعه Nature Communications تأکید می‌کند که در حالی که مواجهه با شوک‌ها دارای ضریب واریانس ۲.۵ (۲.۵) برابر است، این رفاه پایه‌ای است که توسط شبکه ایجاد می‌شود که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد اصلاً آن شوک‌ها را جذب کنند.[4]

این امر یک واگرایی شدید بین انگیزه‌های سیاسی و واقعیت اقتصادی ایجاد می‌کند. سیاستمداران به دلیل کمبودهای آشکار زنجیره تأمین، به شدت توسط رأی‌دهندگان مجازات می‌شوند، اما به ندرت به دلیل از دست دادن نامرئی و تدریجی قدرت خرید ناشی از سیاست‌های حمایتی پاسخگو هستند. همانطور که تحقیقات NBER نشان می‌دهد، نسل جدید مدل‌های ریکاردویی به اقتصاددانان اجازه می‌دهد این زیان‌های رفاهی دقیق را محاسبه کنند و ثابت می‌کند که روایت تاب‌آوری اغلب به عنوان پوششی از نظر سیاسی قابل قبول برای حمایت‌گرایی استاندارد عمل می‌کند.[3]

این مبادله بین یک بازار جهانی پرخطر و یک بازار داخلی امن نیست؛ بلکه بین یک اقتصاد ثروتمند و به هم پیوسته است که گهگاه دچار لغزش می‌شود و یک اقتصاد فقیرتر و منزوی که به طور دائمی راکد می‌ماند. مؤسسه کاتو تأکید می‌کند که تاب‌آوری واقعی از ثروت و سازگاری ناشی می‌شود، که هر دوی آن‌ها از طریق کاربرد دقیق مزیت نسبی به حداکثر می‌رسند. یک جامعه ثروتمندتر می‌تواند کالاهای حیاتی را انبار کند یا در طول بحران قیمت‌های بالاتری بپردازد، در حالی که یک جامعه فقیرتر قادر به این کار نیست.[2]

بازگرداندن تولید به داخل کشور اغلب سرمایه را از پربازده‌ترین بخش‌های یک ملت منحرف می‌کند.

داده‌ها تأیید می‌کنند که ریاضیات قرن نوزدهمی (۱۹) دیوید ریکاردو همچنان بر اقتصاد جهانی قرن بیست و یکم (۲۱) حاکم است. در حالی که ساختار شبکه‌های تأمین جهانی به طور بی‌نهایت پیچیده‌تر شده است، قانون اساسی هزینه فرصت مطلق باقی می‌ماند. نقطه بازرسی قابل تأیید بعدی، کنفرانس وزارتی آتی سازمان تجارت جهانی (WTO) خواهد بود، جایی که آستانه دقیق زیان رفاهی قابل قبول در جداول تعرفه جهانی جدید تدوین خواهد شد.[6]

نکات کلیدی

  • تغییر جهانی به سمت تاب‌آوری زنجیره تأمین، به مثابه یک مالیات پنهان دائمی بر کالاهای مصرفی عمل می‌کند.
  • مدل مزیت نسبی دیوید ریکاردو (۱۸۱۷) در تحلیل‌های کمی مدرن همچنان از نظر ریاضی قوی و معتبر است.
  • تخصص، میانگین هزینه‌های تجارت جهانی را تقریباً ۱۲٪ (۱۲٪) کاهش می‌دهد و رفاه کلی را به حداکثر می‌رساند.
  • سود سالانه مرکب تجارت آزاد، از نظر ریاضی بر هزینه‌های مقطعی شوک‌های زنجیره تأمین برتری دارد.
15-20%
سود رفاهی تخمینی ناشی از همکاری تجاری
2.5x
ضریب نابرابری مواجهه با شوک
1817
سال انتشار مدل توسط دیوید ریکاردو
12%
کاهش میانگین هزینه تجارت از طریق تخصص

منابع

پوشش منابع

6 منبع

2 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان تجارت آزاد 60%تحلیلگران زنجیره تأمین 40%
  1. [1]International Monetary Fundاقتصاددانان تجارت آزاد

    A Cooperative Advantage

    مطالعه در International Monetary Fund
  2. [2]Cato Instituteاقتصاددانان تجارت آزاد

    Comparative Advantage

    مطالعه در Cato Institute
  3. [3]NBERاقتصاددانان تجارت آزاد

    Old Idea, New Insights: The Ricardian Revival in International Trade

    مطالعه در NBER
  4. [4]Nature Communicationsتحلیلگران زنجیره تأمین

    Inequality in economic shock exposures across the global firm-level supply network

    مطالعه در Nature Communications
  5. [5]Food and Agriculture Organization of the UNتحلیلگران زنجیره تأمین

    Comparative advantage, trade policies and trade costs

    مطالعه در Food and Agriculture Organization of the UN
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه‌ها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.