بازگشت تورم در سال ۲۰۲۶: چرا بانکهای مرکزی جهان از کاهش نرخ بهره منصرف شدند؟
در پی شوک عظیم انرژی ناشی از درگیریهای مرتبط با ایران، تورم جهانی به شدت افزایش یافته و فدرال رزرو و سایر بانکهای مرکزی بزرگ را مجبور کرده است که برنامههای خود برای کاهش نرخ بهره را کنار بگذارند.
به قلم پروین حیدری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان مهار تورم
- استدلال میکنند که بانکهای مرکزی باید نرخها را بالا نگه دارند تا از رکود تورمی مشابه دهه ۱۹۷۰ جلوگیری کنند.
- طرفداران رشد
- هشدار میدهند که محدود نگه داشتن نرخها در طول شوک انرژی، تقاضای مصرفکننده را نابود کرده و باعث رکود خواهد شد.
- کشورهای در حال توسعه
- بر اثرات سرایتکننده ویرانگر دلار قوی و هزینههای بالای انرژی بر بدهی جهانی تأکید میکنند.
نکات کلیدی
- درگیریهای مرتبط با ایران یک شوک عظیم انرژی جهانی را آغاز کرده و قیمت نفت و گاز را به شدت افزایش داده است.
- فشارهای تورمی دوباره، فدرال رزرو و سایر بانکهای مرکزی را مجبور کرده است که کاهشهای برنامهریزی شده نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را کنار بگذارند.
- سیاستگذاران ثبات قیمت بلندمدت را بر رشد اقتصادی کوتاهمدت اولویت میدهند تا از رکود تورمی به سبک دهه ۱۹۷۰ جلوگیری کنند.
- این چرخش سیاست به این معنی است که هزینههای استقراض برای وامهای مسکن و وامهای تجاری در سطح محدودکننده بالا باقی خواهند ماند.
- بازارهای نوظهور با خطرات شدیدی ناشی از ضربه دوگانه انرژی گران و دلار قوی ایالات متحده مواجه هستند.
بانکهای مرکزی جهان به طور ناگهانی گذار مورد انتظار خود به سمت سیاستهای پولی تسهیلکننده را متوقف کردهاند و در پی افزایش ناگهانی تورم جهانی، مجبور به اتخاذ موضع دفاعی شدهاند. کاتالیزور این چرخش کلان اقتصادی، شوک عظیم انرژی ناشی از تشدید درگیریهای مرتبط با ایران است که بازارهای جهانی نفت و گاز را به شدت مختل کرده است. نهادهایی مانند فدرال رزرو ایالات متحده، بانک مرکزی اروپا و بانک انگلستان ماههای اولیه سال ۲۰۲۶ را صرف اعلام مجموعهای از کاهش نرخهای بهره کرده بودند، با این فرض که موج تورم پس از همهگیری سرانجام مهار شده است. در عوض، سیاستگذاران اکنون این برنامهها را رها کردهاند و ثبات قیمتها را بر گسترش اقتصادی اولویت دادهاند، زیرا افزایش قیمتهای ناشی از انرژی تهدید میکند که به اقتصاد گستردهتر سرایت کند.[1][2][3]
سازوکار انتقال از درگیری ژئوپلیتیکی به تورم جهانی هم سریع و هم شدید بوده است. با بدتر شدن وضعیت در ایران، حق بیمه ریسک در بازارهای انرژی افزایش یافته است که منعکسکننده نگرانیهای عمیق در مورد اختلالات احتمالی در گلوگاههای حیاتی دریایی مانند تنگه هرمز و زیرساختهای گستردهتر انرژی خاورمیانه است. این افزایش فوری در قیمت نفت خام و گاز طبیعی به عنوان یک مالیات قهقرایی بر اقتصاد جهانی عمل میکند و هزینههای ورودی برای تولید، حمل و نقل و کشاورزی را بالا میبرد. رسانههای خبری مالی گزارش میدهند که این شوک سمت عرضه به سرعت به ارقام بالاتر تورم سرفصل در اقتصادهای بزرگ تبدیل شده و اساساً چشمانداز دادههایی را که بانکداران مرکزی برای تعیین سیاست به آن تکیه میکنند، تغییر داده است.[4][5]
برای فدرال رزرو، شوک انرژی بدترین سناریویی است که روایت «فرود نرم» را کاملاً از مسیر خارج کرده است. در طول اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، مقامات فدرال رزرو اطمینان داده بودند که تورم به سمت هدف دو درصدی آنها در حال حرکت است و زمینه را برای کاهش تدریجی نرخ وجوه فدرال فراهم میکرد. اکنون، بانک مرکزی مجبور شده است که راهنماییهای آتی خود را به طور ناگهانی تغییر دهد. فدرال رزرو با کنار گذاشتن کاهشهای برنامهریزی شده نرخ بهره، سیگنال میدهد که هزینههای استقراض برای مدت زمان بسیار طولانیتری نسبت به آنچه بازارها پیشبینی کرده بودند، در سطوح محدودکننده باقی خواهند ماند؛ اقدامی ضروری اما دردناک برای جلوگیری از اینکه هزینههای بالاتر انرژی باعث ایجاد مارپیچ ثانویه افزایش دستمزد و قیمتها شود.[3][4]
وضعیت برای سیاستگذاران اروپایی به مراتب مخاطرهآمیزتر است. هم بانک مرکزی اروپا (ECB) و هم بانک انگلستان (BoE) با اقتصادهایی دست و پنجه نرم میکنند که از نظر ساختاری نسبت به اختلالات واردات انرژی آسیبپذیرتر از ایالات متحده هستند. در حالی که ایالات متحده از تولید قوی انرژی داخلی بهره میبرد، اروپا همچنان به شدت در معرض نوسانات بازار جهانی قرار دارد. در نتیجه، تأثیر تورمی درگیریهای مرتبط با ایران با نیرویی نامتناسب به مصرفکنندگان و بخشهای صنعتی اروپا ضربه میزند. این امر ECB و BoE را در موقعیت دشواری قرار داده و آنها را مجبور میکند تا برای مبارزه با تورم، نرخهای بهره بالا را حفظ کنند، حتی در شرایطی که اقتصادهای زیربنایی آنها نشانههایی از رکود و آسیبپذیری در برابر شوک انرژی را نشان میدهند.[1][5]
شبح تاریخی دهه ۱۹۷۰ بر این چرخشهای سیاست سایه افکنده است، دورهای که بانکداران مرکزی مدرن به شدت میخواهند از تکرار آن اجتناب کنند. در آن دوران، بانکهای مرکزی اغلب در واکنش به ضعف اقتصادی، نرخها را خیلی زود کاهش میدادند، اما تورم دوباره اوج میگرفت و در نهایت برای شکستن چرخه، به افزایشهای شدیدتر نرخ بهره نیاز بود. سیاستگذاران کنونی به شدت از این خطای سیاست «توقف و حرکت» آگاه هستند. آنها با ثابت نگه داشتن نرخها در مواجهه با شوک انرژی فعلی، تلاش میکنند انتظارات تورمی بلندمدت را تثبیت کنند و به بازارها و مصرفکنندگان نشان دهند که افزایش دائمی سطح قیمتها را تحمل نخواهند کرد، صرف نظر از درد اقتصادی کوتاهمدت.[3][6]
شبح تاریخی دهه ۱۹۷۰ بر این چرخشهای سیاست سایه افکنده است، دورهای که بانکداران مرکزی مدرن به شدت میخواهند از تکرار آن اجتناب کنند.
کنار گذاشتن کاهش نرخ بهره، باعث بازنگری شدید قیمتگذاری در بازارهای مالی جهانی شده است. بازده اوراق قرضه، که در انتظار تسهیل پولی روند نزولی داشت، به شدت تغییر مسیر داده و شرایط مالی را در همه بخشها سختتر کرده است. بازارهای سهام نیز به طور مشابه برای هضم واقعیت جدید دچار مشکل شدهاند، زیرا موانع دوگانه نرخهای تنزیل بالاتر و حاشیههای سود فشرده شرکتها، بر ارزشگذاریها سنگینی میکند. سرمایهگذاران به سرعت در حال تغییر سبد سهام خود برای تطبیق با رژیم «بالاتر برای مدت طولانیتر» هستند و از داراییهای رشد محور که به سرمایه ارزان وابسته هستند، دور شده و در بخشهایی که به طور سنتی در برابر فشارهای رکود تورمی مقاوم هستند، پناه میجویند.[3][4]
برای مصرفکنندگان و کسبوکارهای روزمره، پیامدهای این تغییر سیاست فوری و ملموس است. کاهش مورد انتظار در نرخ وام مسکن، که بسیاری از خریداران احتمالی خانه منتظر آن بودند، از بین رفته و توانایی خرید مسکن را نزدیک به پایینترین سطح تاریخی خود نگه داشته است. به طور مشابه، هزینههای وام خودرو، بدهی کارت اعتباری و تأمین مالی کسبوکارهای کوچک بالا باقی خواهد ماند. انتظار میرود این دوره طولانیمدت اعتبار محدودکننده، به تدریج از شتاب هزینههای مصرفکننده و سرمایهگذاری شرکتها بکاهد و احتمال رکود اقتصادی جهانی همزمان را با پیشرفت سال افزایش دهد.[2][6]
اثرات موجی تصمیم فدرال رزرو برای بالا نگه داشتن نرخها به ویژه برای بازارهای نوظهور ویرانگر است. با بالا ماندن نرخهای بهره ایالات متحده، دلار آمریکا معمولاً تقویت میشود و سرمایه را از اقتصادهای در حال توسعه دور میکند. این پویایی یک شوک دوگانه مجازاتکننده برای کشورهای نوظهور ایجاد میکند: آنها باید برای واردات انرژی که به دلار قیمتگذاری شده است، هزینه بیشتری بپردازند، در حالی که همزمان با هزینههای بالاتری برای پرداخت بدهیهای دولتی دلاری خود مواجه هستند. تحلیلگران مالی هشدار میدهند که این ترکیب میتواند چندین اقتصاد آسیبپذیر را به آستانه بحران بدهی سوق دهد و نیازمند مداخله نهادهای مالی بینالمللی باشد.[1][5]
معضل اساسی پیش روی بانکهای مرکزی این است که سیاست پولی ابزاری کُند است که برای مقابله با شوکهای سمت عرضه مناسب نیست. نرخهای بهره بالاتر میتوانند تقاضا را کاهش دهند، اما نمیتوانند نفت بیشتری تولید کنند، درگیریهای ژئوپلیتیکی را حل و فصل کنند، یا انسدادها در تنگه هرمز را برطرف سازند. سیاستگذاران عملاً مجبورند فعالیت اقتصادی داخلی را سرکوب کنند تا تأثیر تورمی رویدادهای خارجی را که کنترلی بر آنها ندارند، جبران کنند. این پویایی بحثهای شدیدی را در میان اقتصاددانان در مورد محدودیتهای مناسب سیاست پولی و نیاز بالقوه به مداخلات مالی یا ساختاری برای رسیدگی به امنیت انرژی برانگیخته است.[4][6]
با نگاه به آینده، آستانه برای هرگونه تسهیل پولی آتی به طور قابل توجهی بالا رفته است. بانکهای مرکزی اکنون نه تنها به شواهد قاطعی نیاز دارند که شوک فوری انرژی از بین رفته است، بلکه تورم هسته – که قیمتهای نوسانپذیر مواد غذایی و انرژی را حذف میکند – نیز تحت تأثیر اثرات دور دوم قرار نگرفته باشد. تا زمانی که وضعیت ژئوپلیتیکی پیرامون ایران تثبیت نشود و بازارهای انرژی جهانی به تعادل جدیدی دست یابند، دوران سیاست پولی محدودکننده ادامه خواهد یافت و اقتصاد جهانی را مجبور میکند تا مسیری خطرناک را بین تورم ریشهدار و فشارهای رکودی طی کند.[2][3]
چرا مهم است
مصرفکنندگان و کسبوکارهایی که انتظار کاهش هزینههای بالای استقراض را داشتند، در عوض با نرخهای بهره محدودکننده طولانیمدت مواجه خواهند شد. این چرخش سیاست مستقیماً بر توانایی خرید مسکن، گسترش شرکتها تأثیر میگذارد و خطر رکود اقتصادی جهانی همزمان را افزایش میدهد.
بررسی عمیق دیدگاهها
سیاستگذاران بانک مرکزی
حفظ اعتبار و تثبیت انتظارات تورمی بلندمدت بسیار مهم است، حتی اگر باعث درد اقتصادی کوتاهمدت شود.
برای بانکداران مرکزی، اولویت اصلی جلوگیری از تبدیل شدن تورم به یک ویژگی دائمی اقتصاد است. آنها استدلال میکنند که کاهش نرخها در طول شوک انرژی، سیگنالی مبنی بر تحمل قیمتهای بالاتر خواهد بود که به طور بالقوه باعث یک مارپیچ خطرناک میشود که در آن کارگران برای مطابقت با تورم، دستمزدهای بالاتر میخواهند و کسبوکارها برای پوشش آن دستمزدها، قیمتها را افزایش میدهند. آنها با بالا نگه داشتن نرخها، قصد دارند تقاضای کلی را به اندازه کافی سرکوب کنند تا فشارهای تورمی شوک انرژی را جبران کنند، و میپذیرند که این امر احتمالاً رشد اقتصادی را کند کرده و بیکاری را در کوتاهمدت افزایش خواهد داد.
دولتهای بازارهای نوظهور
ترکیب نرخهای بهره بالای ایالات متحده و واردات انرژی گرانقیمت، بار غیرقابل تحملی است که بحرانهای بدهی دولتی را تهدید میکند.
کشورهای در حال توسعه محیط کلان اقتصادی کنونی را به عنوان یک مجازات منحصر به فرد میبینند. از آنجایی که کالاهای جهانی مانند نفت به دلار آمریکا قیمتگذاری میشوند، دلار قوی – که توسط نرخهای بهره بالای فدرال رزرو تقویت میشود – واردات انرژی را برای کشورهایی که از ارزهای محلی استفاده میکنند، به طور تصاعدی گرانتر میکند. همزمان، این کشورها با هزینههای سرسامآوری برای پرداخت بدهیهای دولتی دلاری خود مواجه هستند. وزرای دارایی در این مناطق استدلال میکنند که مبارزه داخلی فدرال رزرو با تورم، بیثباتی مالی شدیدی را به جهان در حال توسعه صادر میکند و خطر موجی از نکولها را در پی دارد.
اقتصاددانان کبوتر
استفاده از ابزارهای سمت تقاضا برای مبارزه با شوک سمت عرضه، به طور غیرضروری خطر سوق دادن اقتصاد جهانی به رکود عمیق را در پی دارد.
منتقدان چرخش تهاجمی بانکهای مرکزی استدلال میکنند که سیاست پولی ابزار اشتباهی برای بحران کنونی است. نرخهای بهره نمیتوانند نفت بیشتری تولید کنند یا درگیری در ایران را حل کنند. این اقتصاددانان هشدار میدهند که بانکهای مرکزی با بالا نگه داشتن محدودکننده هزینههای استقراض، مصرفکنندگان و کسبوکارها را به خاطر افزایش قیمتهایی که کنترلی بر آنها ندارند، مجازات میکنند. آنها استدلال میکنند که سیاستگذاران باید افزایش موقتی قیمت انرژی را نادیده بگیرند و برای حمایت از اقتصاد جهانی شکننده، کاهش نرخ بهره را ادامه دهند، نه اینکه برای مبارزه با یک مشکل سمت عرضه، رکود را مهندسی کنند.
آنچه نمیدانیم
- درگیریهای مرتبط با ایران تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا منجر به اختلالات دائمی در زیرساختهای انرژی خاورمیانه میشود یا خیر.
- آیا افزایش قیمت انرژی از طریق افزایشهای ثانویه دستمزد و قیمت، به تورم «هسته» سرایت خواهد کرد یا خیر.
- آیا دوره طولانیمدت نرخهای بهره بالا به جای فرود نرم، باعث یک رکود جهانی همزمان خواهد شد یا خیر.
منابع
[1]The Straits TimesUS Fed says Iran war driving 'moderate-to-strong' inflation
مطالعه در The Straits Times →
[2]Financial TimesIran war inflation shock seen below 2022 levels
مطالعه در Financial Times →
[3]AxiosIran war will have limited effect on labor market, says Boston Fed
مطالعه در Axios →
[4]Financial PostEmerging Markets Lead Rate Hikes as Iran War Stokes Inflation
مطالعه در Financial Post →
[5]The Times of IsraelUS Fed says Iran war driving 'moderate-to-strong' inflation
مطالعه در The Times of Israel →
[6]The Edge SingaporeEmerging Asian stocks hit record high on AI, currencies lower as oil climbs
مطالعه در The Edge Singapore →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت کسبوکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

