چگونه مستندهای طبیعت صدای خود را جعل میکنند (و چرا مجبورند این کار را بکنند)
صداهای فراگیر و جذابی مثل صدای خرد شدن برف زیر پا یا خشخش برگها در مستندهای حیات وحش، به ندرت در طبیعت ضبط میشوند. در عوض، هنرمندان فولِی (Foley) این صداها را در مرحله پستولید بازسازی میکنند تا شکاف میان لنزهای تلهفوتو و شنوایی انسان را پر کنند.
به قلم رسول سرلک
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مربیان طراحی صدا
- بر تکامل تاریخی و فنی فولِی به عنوان یک شکل هنری بنیادی سینمایی تمرکز دارند.
- تکنولوژیستهای صنعت
- معتقدند که فولِی یک ضرورت فنی است که برای انتقال دقیق واقعیت دنیای طبیعی لازم است.
- پاکباوران مستند
- استدلال میکنند که افزودن جلوههای صوتی مصنوعی، یکپارچگی ژورنالیستی مستندهای طبیعت را به خطر میاندازد.
نکات کلیدی
- بیشتر صداهای محیطی در مستندهای طبیعت، مانند صدای پا و جویدن، در استودیو بازسازی میشوند.
- فیلمبرداران باید از صدها فوت دورتر فیلم بگیرند، که ضبط صدای همگام را عملاً غیرممکن میسازد.
- هنرمندان فولِی از اشیاء روزمره مانند کرفس، نشاسته ذرت و دستکشهای کهنه برای شبیهسازی صداهای طبیعی استفاده میکنند.
- بیبیسی از این روش به عنوان ابزاری ضروری برای ایجاد یک موسیقی متن «وفادار به طبیعت» دفاع کرد.
- فولِی یک روش استاندارد در تمام فیلمسازی است، نه فقط مستندهای حیات وحش.
پلنگی در میان بوتهزارهای انبوه قدم میزند، عضلاتش با وضوح بالا موج برمیدارند. حمله میکند و آروارههایش با صدای خرد شدن دلخراش و عمیقی بر جمجمه یک سوسمار کایمن قفل میشود. این لحظهای ناب و بدون فیلتر از طبیعت است—جز این واقعیت که صدای «کرانچ»ی که شنیدید، احتمالاً صدای شکستن یک ساقه کرفس توسط یک مهندس صدا در اتاقی عایقبندی شده، هزاران کیلومتر دورتر بوده است. دهههاست که مخاطبان از فضاهای صوتی صمیمی و فوقواقعگرای مستندهای درجه یک طبیعت شگفتزده میشوند و گمان میکنند که در حال استراق سمع از حیات وحش هستند. اما زمانی که بینندگان سریال شاخص بیبیسی، «سیاره زمین ۲» (Planet Earth II)، متوجه شدند که صدای خزیدن مارمولکها شبیه جتهای جنگنده است و قارچهای در حال رشد انگار صدای جیرجیر میدهند، ناگهان یک راز پنهان صنعتی برملا شد.[2]
تنش میان غوطهوری سینمایی و اصالت مستند، به قدمت خود این رسانه است. وقتی بیبیسی مجبور شد اعتراف کند که بسیاری از صداهای نفسگیر طبیعت در مرحله پستولید بازسازی شدهاند، بخشی از مخاطبان احساس فریبخوردگی کردند و این شبکه را به «جعل» و «لطیفسازی» واقعیت متهم نمودند. با این حال، این خشم اساساً فیزیک فیلمسازی حیات وحش را نادیده میگیرد. حقیقت این است که ضبط صدای همگام در طبیعت اغلب یک امر محال فیزیکی است و این صداهای «جعلی» در واقع یک توهم ضروری هستند که برای روایت یک داستان واقعیتر طراحی شدهاند.[2]
برای درک چرایی این موضوع، باید به تدارکات فیلمبرداری یک مستند طبیعت نگاه کنید. فیلمبرداران معمولاً صدها فوت دورتر از سوژههای خود مستقر میشوند و از طریق لنزهای تلهفوتوی عظیم ۴۰۰ تا ۸۰۰ میلیمتری نگاه میکنند تا حیوانات را آشفته نکنند. در آن فاصله، قانون مربع معکوس صدا حکم میکند که هر میکروفونی که به دوربین متصل باشد، چیزی جز صدای سوت باد، زمزمه حشرات و نفسهای سنگین خود فیلمبردار را ضبط نخواهد کرد. به بیان ساده، هیچ میکروفونی روی زمین وجود ندارد که بتواند صدای پنجه خرس قطبی را که از فاصله نیم مایلی روی برف فشار میآورد، ضبط کند.[5]
اینجا پای هنرمند فولِی به میان میآید. فولِی که نامش را از جک فولِی (Jack Foley) گرفته است—کسی که این تکنیک را در دهه ۱۹۲۰، هنگام گذار از فیلمهای صامت به «ناطق»، ابداع کرد—هنر بازسازی جلوههای صوتی روزمره در استودیو است. در زمینه مستندهای طبیعت، این هنرمندان بازیگران نامرئیای هستند که به تصاویر صامت جان میبخشند. آنها فیلم خام را تماشا میکنند و اقدامات خود را با دقت تمام با حیوانات روی صفحه همگامسازی میکنند و از زرادخانهای عجیب و غریب از وسایل خانگی برای پر کردن شکاف صوتی استفاده میکنند.[1][3]
در زمینه مستندهای طبیعت، این هنرمندان بازیگران نامرئیای هستند که به تصاویر صامت جان میبخشند.
نبوغ مورد نیاز در این کار حیرتانگیز است. برای شبیهسازی صدای تار تنیدن عنکبوت، یک هنرمند ممکن است با یک فنر فلزی (اسلینکی) یا نوار فیلم مغناطیسی کار کند. صدای قدمهای سنگین و موزون یک خرس را میتوان با فشار دادن ریتمیک یک جفت دستکش کهنه در سینی پر از شن یا نشاسته ذرت ایجاد کرد. هنگامی که یک شکارچی گوشت را از لاشه پاره میکند، صدای دلآزار پاره شدن اغلب با پوست کندن آهسته یک پرتقال یا پاره کردن پارچههای خیس بازسازی میشود. این یک اجرای عمیقاً لمسی و تقریباً موسیقایی است که نیازمند درک دقیق ریتم، وزن و بافت است.[4]
دفاع بیبیسی در طول جنجال «سیاره زمین ۲» دقیقاً بر همین ضرورت هنری استوار بود. یک سخنگو توضیح داد که فاصله و نویز محیطی تضمین میکند که صداهای حیات وحش به سادگی نمیتوانند در محل ضبط شوند. در نتیجه، فیلمسازان به طراحان صدا روی میآورند تا یک موسیقی متن «وفادار به طبیعت» بازسازی کنند. هدف فریب دادن مخاطب نیست، بلکه بازگرداندن تجربه حسی است که فاصله شدید دوربین آن را از بین برده است. بدون فولِی، صحنهای با کیفیت بالا از دویدن یک گرگ در برف، در سکوتی وهمآلود و ناخوشایند پخش خواهد شد.[2]
این اتکا به صدای پستولید فقط مختص مستندهای حیات وحش نیست؛ بلکه ستون اصلی تمام فیلمسازی است. حتی در درامهای پرهزینه هالیوود که بازیگران میکروفونهای بیسیم دارند، بخش بزرگی از صدای محیط—صدای پا، خشخش لباس، گذاشتن فنجان قهوه—توسط هنرمندان فولِی جایگزین یا تقویت میشود. تفاوت اینجاست که مخاطبان این ترفند را در آثار داستانی میپذیرند، اما مستندها را با معیار غیرممکنی از حقیقت خام و بیپرده میسنجند.[5]
در نهایت، هنر فولِی در مستندهای طبیعت، ترجمه احساسی است. شاید یک میکروفون نتواند سطح دقیق دسیبل صدای قدمهای یک هزارپا را ضبط کند، اما یک هنرمند فولِی میتواند آنچه را که آن قدمها در تخیل انسان ایجاد میکنند، ثبت کند. این بازیگران نامرئی، با ترکیب دقت فنی و بداههپردازی خلاقانه، تضمین میکنند که وقتی دنیای طبیعی روی پردههای ما آشکار میشود، ما فقط آن را نبینیم—بلکه آن را تا مغز استخوان حس کنیم.[5]
بررسی عمیق دیدگاهها
پاکباوران مستند
استدلال میکنند که افزودن جلوههای صوتی مصنوعی، یکپارچگی ژورنالیستی مستندهای طبیعت را به خطر میاندازد.
برای این گروه، ارزش اصلی یک مستند، حقیقت بیپرده آن است. هنگامی که بینندگان کشف کردند که صدای خرد شدن جمجمه کایمن یا خشخش بال مارمولک در استودیو تولید شده، بسیاری احساس کردند که قرارداد اجتماعی بین پخشکننده و مخاطب نقض شده است. آنها استدلال میکنند که اگر صدایی را نمیتوان به طور طبیعی ضبط کرد، فیلم باید به صورت صامت یا با روایت ارائه شود، نه اینکه واقعیت با دراماتیزاسیون سینمایی که مرزهای داستان را لمس میکند، «لطیفسازی» شود.
فیلمسازان حیات وحش و طراحان صدا
معتقدند که فولِی یک ضرورت فنی است که برای انتقال دقیق واقعیت دنیای طبیعی لازم است.
متخصصان صنعت به فیزیک غیرقابل عبور ضبط صدا اشاره میکنند. از آنجایی که فیلمبرداران باید از لنزهای تلهفوتوی شدید برای فیلمبرداری از حیوانات وحشی بدون ایجاد مزاحمت استفاده کنند، ضبط صدای همگام عملاً غیرممکن است. آنها استدلال میکنند که فولِی روایت دروغین ایجاد نمیکند؛ بلکه تجربه حسی را که فاصله لنز از بین برده است، بازیابی میکند و در نهایت، نمایشی دقیقتر از آنچه واقعاً در طبیعت حس میشود، ارائه میدهد.
نظریهپردازان رسانه
استفاده از فولِی را به عنوان یک تکامل ضروری در داستانسرایی سینمایی میبینند که حقیقت احساسی را بر ضبط صوتی تحتاللفظی اولویت میدهد.
دانشمندان و نظریهپردازان خاطرنشان میکنند که تمام فیلمسازی، از جمله مستند، یک عمل انتخاب و گزینش است. آنها استدلال میکنند که مخاطبان توسط دههها طراحی صدای هالیوود شرطی شدهاند که سطح خاصی از بازخورد شنیداری را انتظار داشته باشند. اگر یک مستند طبیعت با صدای خام و واقعی خود—که عمدتاً نویز باد و صدای دوربین است—پخش شود، بینندگان آن را ناخوشایند و از نظر احساسی دور مییابند. از این دیدگاه، فولِی ابزاری برای ترجمه است که شکاف بین انتظار انسان و واقعیت صامت فیلمبرداری تلهفوتو را پر میکند.
آنچه نمیدانیم
- دقیقاً چه درصدی از آواهای حیوانات (در مقابل صداهای حرکت) در مستندهای مدرن تقویت یا جایگزین میشوند.
- ابزارهای نوظهور تولید صدای هوش مصنوعی در آینده چگونه بر هنر سنتی و لمسی هنرمندان انسانی فولِی تأثیر خواهند گذاشت.
چرا مهم است
درک نحوه ساخت مستندهای طبیعت، شیوه مصرف رسانهای ما را دگرگون میکند. این موضوع نشان میدهد که «حقیقت» یک فیلم اغلب متکی بر تکنیکهای مصنوعی است تا یک تجربه احساسی واقعی را منتقل کند. این هنر نامرئی، برای برقراری ارتباط مخاطبان امروزی با دنیای طبیعی، ضروری است.
منابع
[1]Wikipediaمربیان طراحی صداFoley (filmmaking)
مطالعه در Wikipedia →
[2]HuffPost UKپاکباوران مستند'Planet Earth 2': BBC Admits To Recreating Sound Effects In The Studio After Being Caught Out By Viewers
مطالعه در HuffPost UK →
[3]Kiddleمربیان طراحی صداFoley (filmmaking) facts for kids
مطالعه در Kiddle →
[4]KidzSearchمربیان طراحی صداFoley (filmmaking) facts
مطالعه در KidzSearch →
[5]تیم سردبیری کوهستانتکنولوژیستهای صنعتتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

