رفتن به محتوای اصلی
تحلیل کوهستاناقتصاد انیمهتحلیل بده‌بستان۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۲۲· 4 دقیقه مطالعه

اقتصاد گیشه ۷۰۰ میلیون دلاری انیمه: فیلم‌های دنباله‌دار فرنچایز در مقابل آثار مستقل

در حالی که فیلم «شیطان‌کش: قلعه ابدیت» با فروش جهانی ۷۹۳ میلیون دلار رکوردها را شکسته است، صنعت انیمه در حال تقسیم شدن به دو مدل سینمایی مجزا و بسیار سودآور است.

به قلم هستی فیروزی

تولیدکنندگان فرنچایز 45%استودیوهای کارگردان‌محور 35%توزیع‌کنندگان بین‌المللی 20%
تولیدکنندگان فرنچایز
اولویت دادن به اقتباس قوس‌های اوج مانگا به رویدادهای سینمایی برای به حداکثر رساندن درآمد به ازای هر بیننده.
استودیوهای کارگردان‌محور
تمرکز بر تجربیات سینمایی مستقل و اصیل که برای مخاطبان گسترده و ناآشنا جذاب باشد.
توزیع‌کنندگان بین‌المللی
برای هر دو مدل ارزش قائل هستند اما برای تثبیت درآمدهای فصلی و گسترش ردپای سینمایی، به قطب‌های فرنچایز تکیه می‌کنند.

نکات کلیدی

  1. «شیطان‌کش: قلعه ابدیت» با فروش جهانی ۷۹۳ میلیون دلار، پرفروش‌ترین فیلم انیمه تاریخ شد.
  2. این فیلم از «ببر خیزان، اژدهای پنهان» پیشی گرفت و به پرفروش‌ترین فیلم بین‌المللی در آمریکای شمالی تبدیل شد.
  3. گیشه انیمه اکنون تحت سلطه «رویدادهای کانونی فرنچایز» است که نیاز به تماشای قبلی سریال تلویزیونی دارند.
  4. فیلم‌های مستقل کارگردان‌محور، که زمانی بر گیشه حاکم بودند، اکنون سقفی تقریباً نصف دنباله‌های فرنچایز دارند.
  5. شبکه‌های توزیع جهانی، اکران‌های انیمه را به عرضه‌های جهانی در ۳۰۰۰ سالن سینما تبدیل کرده‌اند.

چرا مهم است

موفقیت مالی مدلی که مخاطبان را ملزم می‌کند قبل از خرید بلیط سینما، سریال تلویزیونی را تماشا کنند، منطق سنتی هالیوود را زیر و رو کرده و نحوه تأمین مالی، زمان‌بندی و توزیع انیمیشن جهانی را تغییر می‌دهد.

اگر می‌خواهید بدانید صنعت سرگرمی به کدام سو می‌رود، به جدیدترین بازسازی ابرقهرمانی نگاه نکنید. در عوض، به ته بلیط تماشاگرانی نگاه کنید که قیمت‌های ممتاز سینمایی را پرداخت کرده‌اند تا تماشاگر چیزی باشند که از نظر ساختاری، قسمت پایانی یک فصل از یک سریال تلویزیونی است. مرزهای سنتی بین پخش سریالی و فیلم‌های پرفروش سینمایی فرو ریخته است. فیلم «شیطان‌کش: کیمتسو نو یائیبا – فیلم: قلعه ابدیت» اخیراً با فروش ۷۹۳ میلیون دلاری در سراسر جهان، به دوران تاریخی خود پایان داد و جایگاه خود را به عنوان پرفروش‌ترین فیلم انیمه تاریخ تثبیت کرد. این فیلم با جلب نظر همگان به این موفقیت دست نیافت؛ بلکه با جلب نظر شدید یک جمعیت عظیم و از پیش واجد شرایط، به این مهم رسید.[1][2]

مقیاس ردپای مالی این فیلم حیرت‌انگیز است. در ایالات متحده و کانادا، «قلعه ابدیت» ۱۲۸ میلیون دلار فروش داشت و بی‌سروصدا به سلطنت ۲۵ ساله «ببر خیزان، اژدهای پنهان» پایان داد تا پرفروش‌ترین فیلم بین‌المللی تاریخ آمریکای شمالی شود. در ژاپن، این فیلم به تنهایی گیشه ژاپن را به رکورد ۱.۷۹ میلیارد دلاری در آن سال رساند و بخش عظیمی از فروش ملی را به خود اختصاص داد. این یک قدرت مالی عظیم است که مدیران هالیوود را مجبور کرده است تا درک کامل خود از جذب مخاطب را بازنگری کنند.[2][3]

برای دهه‌ها، گیشه انیمه یک بازی پرستیژ بود که تحت سلطه آثار مستقل کارگردان‌محور قرار داشت. «شهر اشباح» هایائو میازاکی تقریباً دو دهه با ۳۹۵ میلیون دلار، تاج جهانی را در اختیار داشت و در نهایت با «نام تو» ماکوتو شینکای که ۴۰۵ میلیون دلار فروش داشت، رقابت کرد. این فیلم‌ها بر اساس منطق سینمایی مرسوم عمل می‌کردند: به هیچ دانش قبلی نیاز نداشتند، داستان‌های مستقل تعریف می‌کردند و برای جذب مخاطبان گسترده جهانی، به مضامین جهانی تکیه داشتند. آنها معادل انیمیشنی فیلم‌های اصلی پرفروش هالیوود بودند.

دنباله‌های فرنچایز، سقف گیشه را که قبلاً توسط فیلم‌های مستقل کارگردان‌محور تعیین شده بود، شکسته‌اند.

مدل «شیطان‌کش» – که ابتدا توسط «قطار موگن» در سال ۲۰۲۰ اثبات شد و اکنون توسط «قلعه ابدیت» به کمال رسیده است – تمام قوانین آن کتاب بازی سنتی را زیر پا می‌گذارد. این یک «رویداد کانونی فرنچایز» است. این فیلم به جای یک داستان مستقل یا یک ماجراجویی جانبی غیرکانونی، یک ادامه مستقیم و ضروری برای سریال تلویزیونی است. اگر فیلم را از دست بدهید، فصل بعدی سریال را درک نخواهید کرد.[4]

خرد مرسوم هالیوود مدت‌هاست که حکم کرده است این رویکرد، خودکشی گیشه است. فرض بر این است که ملزم کردن مخاطب به تماشای ده‌ها ساعت سریال تلویزیونی قبل از خرید بلیط سینما، یک مانع غیرقابل عبور برای ورود ایجاد می‌کند. چرا یک تماشاگر معمولی باید ۱۸ دلار برای فیلمی بپردازد که در آن شخصیت‌ها، پیش‌زمینه داستانی یا خطرات را نمی‌شناسد؟[4]

خرد مرسوم هالیوود مدت‌هاست که حکم کرده است این رویکرد، خودکشی گیشه است.

همانطور که مشخص شد، تماشاگر معمولی دیگر اهمیتی ندارد. مدل کانونی فرنچایز، فصل‌های تلویزیونی قبلی را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یک کمپین بازاریابی عظیم و چند ساله در نظر می‌گیرد. تا زمانی که اکران سینمایی فرا می‌رسد، مخاطب کاملاً درگیر شده است. استودیو عملاً فهمیده است که چگونه سریال‌های تلویزیونی را با قیمت‌های ممتاز بلیط سینما نقد کند، که منجر به سقفی در گیشه می‌شود که در حال حاضر ۴۰ تا ۵۰ درصد بالاتر از موفق‌ترین آثار مستقل است.[4]

با این حال، فیلم مستقل کارگردان‌محور هنوز از بین نرفته است. فیلم‌هایی مانند «سوزومه» شینکای که ۳۲۳ میلیون دلار فروش داشت و «پسر و مرغ ماهی‌خوار» میازاکی همچنان فروش جهانی عظیمی را بدون دادن هیچ تکلیفی به مخاطب، به دست می‌آورند. این فیلم‌ها یک مزیت اقتصادی متمایز در ارزش کاتالوگ بلندمدت خود و توانایی نفوذ به بازارهای بین‌المللی دارند که ممکن است به طور کامل تحت تأثیر یک فرنچایز تلویزیونی خاص قرار نگرفته باشند. آنها با پرستیژ، تحسین منتقدان و دسترسی گسترده پیروز می‌شوند.

مدل فرنچایز از سریال‌های تلویزیونی به عنوان یک کمپین بازاریابی چند فصلی برای اکران‌های سینمایی ممتاز استفاده می‌کند.

هر دو مدل در حال حاضر به لطف یک خط لوله توزیع جهانی که به طور اساسی متحول شده است، در حال رشد هستند. شرکت‌هایی مانند کرانچی‌رول و سونی پیکچرز اینترتینمنت، توزیع انیمه را از اکران‌های محدود و یک‌شبه به عرضه‌های جهانی عظیم در ۳۰۰۰ سالن سینما تبدیل کرده‌اند. این زیرساخت تضمین می‌کند که یک فیلم، چه ادامه کانونی تلویزیونی باشد و چه یک شاهکار مستقل، از قدرت بازاریابی و تعداد سالن‌های یک فیلم متوسط هالیوودی برخوردار شود.[2]

تنش بین این دو مدل اکنون سؤال اقتصادی تعیین‌کننده برای استودیوهای انیمیشن است. در حالی که کمیته‌های تولید به فروش ۷۹۳ میلیون دلاری «قلعه ابدیت» نگاه می‌کنند، فشار مالی برای اقتباس قوس‌های اوج مانگا به سه‌گانه‌های سینمایی به جای فصل‌های استاندارد تلویزیونی، بسیار زیاد است. این امر نحوه زمان‌بندی داستان‌ها، نحوه تخصیص بودجه و نحوه جبران خسارت انیماتورها را تغییر می‌دهد.[4]

برای درک آینده این رسانه – و شاید آینده فیلمسازی فرنچایز به طور کلی – باید موتورهای اقتصادی این دو استراتژی متمایز را بسنجیم. بازار سینمایی انیمه به دو فلسفه بسیار سودآور و اساساً متضاد تقسیم شده است که هر کدام بده‌بستان‌ها، ریسک‌ها و سناریوهای استقرار ایده‌آل خود را دارند.[4]

شبکه‌های توزیع جهانی، انیمه را از اکران‌های محدود و رویدادمحور به عرضه‌های جهانی در ۳۰۰۰ سالن سینما تبدیل کرده‌اند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

رویداد کانونی فرنچایز

اقتباس قوس‌های اصلی خط داستانی به اکران‌های سینمایی به جای فصل‌های تلویزیونی.

مزایا: مخاطب تضمین شده، افتتاحیه عظیم، و توانایی نقد کردن مالکیت فکری موجود با قیمت‌های ممتاز بلیط سینما به جای کسری استریمینگ. معایب: بیگانه‌سازی تماشاگران معمولی، نیاز به هماهنگی عظیم بین کمیته‌های تولید تلویزیونی و فیلم، و خطر خستگی از فرنچایز. شواهد: «شیطان‌کش: قلعه ابدیت» ۷۹۳ میلیون دلار در سطح جهانی فروش داشت، در حالی که پیشینیان آن «قطار موگن» ۵۰۷ میلیون دلار کسب کرد، که ثابت می‌کند سقف این مدل در حال حاضر بالاترین در صنعت است.

اثر مستقل کارگردان‌محور

داستان‌های سینمایی اصیل و مستقل که توسط دیدگاه کارگردان هدایت می‌شوند.

مزایا: عدم وجود مانع برای ورود، جذابیت گسترده برای چهار گروه جمعیتی، پرستیژ بالا و پتانسیل جوایز، و ارزش کاتالوگ بلندمدت. معایب: نیاز به ایجاد آگاهی مخاطب از صفر، وابستگی شدید به نام تجاری کارگردان، و ریسک مالی بالاتر اگر مفهوم اصلی نتواند ارتباط برقرار کند. شواهد: «نام تو» ماکوتو شینکای (۴۰۵ میلیون دلار) و «شهر اشباح» هایائو میازاکی (۳۹۵ میلیون دلار) نشان می‌دهند که فیلم‌های مستقل می‌توانند بدون هیچ بازاریابی تلویزیونی قبلی، به نفوذ جهانی عظیمی دست یابند.

حکم: تناسب استراتژیک

جایی که هر مدل در اقتصاد مدرن انیمه موفق می‌شود و شکست می‌خورد.

زمانی مناسب است که: مدل کانونی فرنچایز برای آثاری به کار رود که قبلاً به اشباع تلویزیونی جریان اصلی رسیده‌اند و دارای اکشن سینمایی و پر زرق و برق هستند (مانند شیطان‌کش، جوجوتسو کایسن). مدل مستقل کارگردان‌محور زمانی ایده‌آل است که از کارگردانان بصری تثبیت شده (میازاکی، شینکای، هوسودا) استفاده شود یا بازارهای پرستیژ بین‌المللی هدف قرار گیرند. زمانی نامناسب است که: مدل فرنچایز اگر یک سریال هنوز در حال جذب مخاطب باشد یا اگر قوس داستانی دیالوگ‌محور باشد و فاقد مقیاس سینمایی باشد، شکست می‌خورد. مدل مستقل زمانی دچار مشکل می‌شود که استودیوهای اثبات نشده تلاش کنند صرفاً بر اساس جلوه‌های ویژه و بدون پایگاه هواداری یا کارگردان برجسته رقابت کنند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

تولیدکنندگان فرنچایز 45%استودیوهای کارگردان‌محور 35%توزیع‌کنندگان بین‌المللی 20%
  1. [1]Wikipediaتوزیع‌کنندگان بین‌المللی

    Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba – The Movie: Infinity Castle

    مطالعه در Wikipedia
  2. [2]Crunchyrollتولیدکنندگان فرنچایز

    Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle I Ends Japan Theatrical Run With Over 40 Billion Yen Box Office Gross

    مطالعه در Crunchyroll
  3. [3]Men's Journalتولیدکنندگان فرنچایز

    Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba – The Movie: Infinity Castle Helps Japan Break Major Box Office Record

    مطالعه در Men's Journal
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانتوزیع‌کنندگان بین‌المللی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.