رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانحقوق دریاهاگزارش تشریحی· 6 دقیقه مطالعه· در اخبار و سیاست

کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها چگونه سه منطقه صلاحیت دریایی را تعریف می‌کند؟

کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها، اقیانوس‌های جهان را به مرزهای قانونی مشخصی تقسیم می‌کند و میان کنترل حاکمیتی یک کشور ساحلی بر منابع و نیاز جهانی به ناوبری آزاد، تعادل برقرار می‌سازد.

به قلم مریم علوی

طرفداران آزادی ناوبری 40%مدافعان حاکمیت ساحلی 35%چارچوب حقوقی بین‌المللی 25%
طرفداران آزادی ناوبری
آزادی مطلق حرکت برای تجارت جهانی و ترانزیت نظامی در تمام آب‌های غیرسرزمینی را در اولویت قرار می‌دهد.
مدافعان حاکمیت ساحلی
کنترل حداکثری کشور ساحلی بر آب‌های مجاور را برای امنیت اقتصادی و دفاعی در اولویت قرار می‌دهد.
چارچوب حقوقی بین‌المللی
بر پایبندی دقیق به متن مدون معاهده و مدیریت جمعی منابع مشترک جهانی تمرکز دارد.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • کشورهای در حال توسعه محصور در خشکی که حق ترانزیت و دسترسی به منابع آب‌های آزاد را دارند، اما فاقد ادعاهای مستقیم ساحلی هستند.
  • شرکت‌های بزرگ کشتیرانی تجاری که باید هزینه‌های عملیاتی انطباق با اختلافات ناشی از همپوشانی حوزه‌های صلاحیت را مدیریت کنند.

سطح زمین ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد و ۳۶۱ میلیون کیلومتر مربع از آن با آب پوشیده شده است؛ مساحتی بزرگتر از مجموع هر هفت قاره. اداره این پهنه وسیع نیازمند یک معماری حقوقی است که دقیقاً مشخص کند چه کسی مالک ماهی‌هاست، چه کسی می‌تواند برای استخراج نفت حفاری کند و چه کسی حق دارد یک کشتی جنگی را از بخش خاصی از اقیانوس عبور دهد. کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) این معماری را فراهم می‌کند.[1][2]

این کنوانسیون که در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ در مونتگو بی جامائیکا به تصویب رسید، جایگزین مجموعه‌ای از قوانین عرفی قرن هفدهمی شد که عموماً کنترل یک کشور را به مسافت پرتاب یک گلوله توپ از ساحل (تقریباً سه مایل دریایی) محدود می‌کرد. این معاهده مدرن که در نوامبر ۱۹۹۴ لازم‌الاجرا شد، یک شبکه ریاضی استاندارد ایجاد کرد که از خط ساحلی یک کشور تا اعماق اقیانوس امتداد می‌یابد.[1]

این چارچوب، اقیانوس را به سه منطقه اصلی صلاحیت حقوقی تقسیم می‌کند: دریای سرزمینی، منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ) و آب‌های آزاد. هر منطقه نشان‌دهنده یک مصالحه قانونی متمایز میان تمایل یک کشور ساحلی برای کنترل حاکمیتی و نیاز جامعه بین‌المللی به تجارت دریایی بدون مانع است.[2]

مرز اول، دریای سرزمینی است که تا ۱۲ مایل دریایی (۲۲.۲ کیلومتر) از خط مبدأ رسمی یک کشور ساحلی امتداد دارد. در این نوار ۱۲ مایلی، کشور ساحلی حاکمیت تقریباً مطلقی اعمال می‌کند. این کشور کنترل حریم هوایی، ستون آب، بستر دریا و زیربستر آن را در اختیار دارد.[1]

سه منطقه اصلی صلاحیت دریایی تحت چارچوب کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها.

با این حال، این حاکمیت مطلق نیست. کنوانسیون حقوق دریاها استثنای خاصی را تحت عنوان «عبور بی‌ضرر» الزامی می‌کند. شناورهای خارجی، از جمله کشتی‌های نظامی، مجاز به عبور از دریای سرزمینی هستند، مشروط بر اینکه حرکت آن‌ها پیوسته، سریع و بدون لطمه به صلح یا امنیت کشور ساحلی باشد. زیردریایی‌ها نیز باید روی سطح آب حرکت کرده و پرچم خود را نشان دهند.[1]

فراتر از دریای سرزمینی، منطقه انحصاری اقتصادی قرار دارد؛ مفهومی که توزیع منابع جهانی را اساساً تغییر داد. این منطقه تا ۲۰۰ مایل دریایی (۳۷۰.۴ کیلومتر) از خط مبدأ ساحلی امتداد می‌یابد. در این پهنه عظیم، کشور ساحلی مالک آب نیست، اما حقوق حاکمیتی انحصاری برای اکتشاف، بهره‌برداری، حفاظت و مدیریت تمام منابع طبیعی را در اختیار دارد.[2]

این بدان معناست که یک کشور ساحلی انحصار سهمیه‌های ماهیگیری، استخراج نفت و گاز و تولید انرژی بادی فراساحلی را در محدوده ۲۰۰ مایلی خود در دست دارد. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی دریانوردی، ایجاد منطقه انحصاری اقتصادی باعث شد تا حدود ۹۰ درصد از کل ذخایر ماهی قابل بهره‌برداری تجاری در جهان، تحت صلاحیت کشورهای ساحلی قرار گیرد.[2]

این بدان معناست که یک کشور ساحلی انحصار سهمیه‌های ماهیگیری، استخراج نفت و گاز و تولید انرژی بادی فراساحلی را در محدوده ۲۰۰ مایلی خود در دست دارد.

در حالی که کشور ساحلی منابع موجود در منطقه انحصاری اقتصادی را کنترل می‌کند، کنترلی بر حرکت کشتی‌های خارجی ندارد. آب‌های این منطقه برای ناوبری و پروازهای بین‌المللی باز باقی می‌مانند. یک کشتی تجاری خارجی یا ناوگان نیروی دریایی می‌تواند بدون درخواست اجازه از منطقه انحصاری اقتصادی کشور دیگری عبور کند، مشروط بر اینکه بدون رضایت آن کشور اقدام به استخراج منابع یا تحقیقات علمی نکنند.[1]

نحوه توزیع حقوق حاکمیتی و آزادی‌های ناوبری در سه منطقه دریایی.

تمایز میان دریای سرزمینی و منطقه انحصاری اقتصادی غالباً کانون اصطکاک‌های ژئوپلیتیکی است. تحلیل وزارت امور خارجه ایالات متحده از ادعاهای دریایی جمهوری خلق چین در دریای جنوبی چین، این تنش را برجسته می‌کند. وزارت امور خارجه خاطرنشان می‌سازد که پکن مدعی حقوق تاریخی بر مناطق دریایی است که از محدوده‌های جغرافیایی و ماهوی کنوانسیون حقوق دریاها فراتر می‌رود و عملاً مناطق انحصاری اقتصادی بین‌المللی را به عنوان آب‌های سرزمینی حاکمیتی خود در نظر می‌گیرد.[3]

در مطالعه وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: «جمهوری خلق چین ادعاهای دریایی گسترده‌ای در دریای جنوبی چین مطرح می‌کند که با حقوق بین‌الملل، آن‌گونه که در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها منعکس شده، ناسازگار است.» این اختلاف در تفسیر، ایالات متحده را بر آن می‌دارد تا عملیات آزادی ناوبری (FONOPs) را برای نشان دادن فیزیکی حق قانونی عبور از این مناطق انجام دهد.[3]

جایی که منطقه انحصاری اقتصادی به پایان می‌رسد، آب‌های آزاد آغاز می‌شوند. این منطقه سوم شامل تمام بخش‌هایی از دریاست که در منطقه انحصاری اقتصادی، دریای سرزمینی یا آب‌های داخلی یک کشور گنجانده نشده‌اند. آب‌های آزاد بر اساس اصل «دریای آزاد» اداره می‌شوند. هیچ کشوری نمی‌تواند به طور قانونی ادعا کند که بخشی از آب‌های آزاد را تحت حاکمیت خود درآورده است.[1]

در آب‌های آزاد، تمامی کشورها (چه ساحلی و چه محصور در خشکی) از آزادی ناوبری، پرواز، تحقیقات علمی و ماهیگیری برخوردارند، که البته منوط به تعهدات خاص معاهده در زمینه حفاظت از محیط زیست است. بستر دریا در زیر آب‌های آزاد که «منطقه» نامیده می‌شود، توسط کنوانسیون حقوق دریاها به عنوان میراث مشترک بشریت تعیین شده و منابع معدنی آن توسط سازمان بین‌المللی بستر دریا مدیریت می‌شود.[1]

منطقه قطب شمال یک آزمون فشار منحصربه‌فرد برای چارچوب کنوانسیون حقوق دریاها محسوب می‌شود. با کاهش یخ‌های دریایی تابستانی در اثر تغییرات اقلیمی، مسیرهای کشتیرانی جدید و منابع بستر دریا که پیش‌تر غیرقابل دسترس بودند، در حال باز شدن هستند. تحلیل سال ۲۰۲۳ پورتال قطب شمال از کاربرد این کنوانسیون در شمالگان تأکید می‌کند که پنج کشور ساحلی قطب شمال (کانادا، دانمارک، نروژ، روسیه و ایالات متحده) برای ادعای حقوق بستر دریا فراتر از مناطق انحصاری اقتصادی ۲۰۰ مایلی استاندارد خود، به مفاد فلات قاره در این معاهده متکی هستند.

مفاد فلات قاره در کنوانسیون حقوق دریاها به کشورها اجازه می‌دهد تا حقوق بستر دریا را تا فاصله ۳۵۰ مایل دریایی از ساحل ادعا کنند.

بر اساس ماده ۷۶ این کنوانسیون، یک کشور می‌تواند تا فاصله ۳۵۰ مایل دریایی از ساحل، ادعای صلاحیت بر بستر دریا (و نه ستون آب بالای آن) داشته باشد، مشروط بر اینکه بتواند از نظر علمی ثابت کند که توده خشکی زیر آب، امتداد طبیعی قلمرو قاره‌ای آن است. این شرط زمین‌شناختی، رقابتی را برای نقشه‌برداری از کف اقیانوس قطب شمال به راه انداخته است، زیرا کشورها داده‌های عمق‌سنجی رقیب را به کمیسیون مرزهای فلات قاره سازمان ملل ارائه می‌دهند.[1]

ظرافت ساختاری کنوانسیون حقوق دریاها در تناسب معکوس آن نهفته است: هرچه یک شناور از ساحل دورتر می‌شود، انحصار اقتصادی کشور ساحلی ضعیف‌تر شده و در مقابل، آزادی‌های ناوبری جامعه بین‌المللی تقویت می‌گردد. این شیب ریاضی با لایه‌بندی انواع مختلف صلاحیت بر روی یک فضای جغرافیایی واحد، از درگیری‌های مرزی دوقطبی جلوگیری می‌کند.[4]

با این وجود، این سیستم کاملاً به پایبندی متقابل متکی است. زمانی که یک کشور به طور یک‌جانبه یک صخره دریایی را به عنوان جزیره بازتعریف می‌کند تا یک منطقه انحصاری اقتصادی ۲۰۰ مایلی جدید ایجاد کند، یا ترانزیت نظامی از طریق یک تنگه بین‌المللی را محدود می‌سازد، متن معاهده نمی‌تواند خود را اجرا کند. یکپارچگی این سه منطقه دریایی در نهایت به تمایل ۱۶۹ کشور عضو برای پذیرش محدودیت‌های جغرافیایی خودشان بستگی دارد.[3][4]

نکات کلیدی

  1. کنوانسیون حقوق دریاها اقیانوس را به سه منطقه اصلی تقسیم می‌کند: دریای سرزمینی، منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ) و آب‌های آزاد.
  2. دریای سرزمینی تا ۱۲ مایل دریایی از ساحل امتداد دارد و حاکمیت تقریباً مطلقی را به کشور ساحلی اعطا می‌کند.
  3. منطقه انحصاری اقتصادی تا ۲۰۰ مایل دریایی امتداد می‌یابد و حقوق انحصاری منابع طبیعی مانند ماهی و نفت را به کشور ساحلی می‌دهد.
  4. شناورهای خارجی آزادی ناوبری در منطقه انحصاری اقتصادی کشورهای دیگر را بدون نیاز به کسب اجازه حفظ می‌کنند.
  5. آب‌های آزاد به هیچ کشوری تعلق ندارند و منابع آن‌ها به صورت بین‌المللی به عنوان میراث مشترک بشریت مدیریت می‌شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مدافعان حاکمیت کشورهای ساحلی

کشورهای ساحلی کنترل حداکثری بر آب‌های مجاور را برای تأمین منابع اقتصادی و دفاع ملی در اولویت قرار می‌دهند.

این دیدگاه استدلال می‌کند که امنیت و بقای اقتصادی یک کشور به طور جدایی‌ناپذیری با آب‌های مجاور آن گره خورده است. کشورهای ساحلی با به حداکثر رساندن تفسیر دریای سرزمینی و منطقه انحصاری اقتصادی، به دنبال محافظت از صنایع ماهیگیری داخلی در برابر ناوگان‌های خارجی و تأمین ذخایر انرژی فراساحلی هستند. آن‌ها غالباً حضور نظامی خارجی در منطقه انحصاری اقتصادی خود را یک تهدید امنیتی پنهان می‌دانند و از الزامات سخت‌گیرانه‌تر برای اطلاع‌رسانی ترانزیت‌های دریایی حمایت می‌کنند.

قدرت‌های ناوبری دریایی

قدرت‌های تجاری و نظامی جهانی، آزادی مطلق حرکت در سراسر اقیانوس‌های جهان را در اولویت قرار می‌دهند.

کشورهایی که دارای ناوگان تجاری بزرگ و قابلیت‌های جهانی نیروی دریایی هستند، استدلال می‌کنند که اقتصاد جهانی به ترانزیت دریایی بدون مانع بستگی دارد. آن‌ها کنوانسیون حقوق دریاها را به شدت تفسیر می‌کنند تا حاکمیت کشور ساحلی را به دریای سرزمینی ۱۲ مایلی محدود کنند و اصرار دارند که منطقه انحصاری اقتصادی تنها حقوق اقتصادی اعطا می‌کند، نه کنترل امنیتی. این گروه به طور فعال ادعاهای دریایی بیش از حد را از طریق عملیات ترانزیت فیزیکی به چالش می‌کشد تا از تغییر حقوق عرفی به نفع محصور کردن سواحل جلوگیری کند.

مدافعان منابع مشترک جهانی

گروه‌های زیست‌محیطی و بین‌الملل‌گرا بر آب‌های آزاد به عنوان یک منبع مشترک انسانی که نیازمند حفاظت جمعی است، تمرکز می‌کنند.

این دیدگاه بر تعیین بستر عمیق دریا به عنوان میراث مشترک بشریت در کنوانسیون حقوق دریاها تأکید دارد. این مدافعان به جای تمرکز بر مرزهای دولتی، حفاظت از تنوع زیستی دریایی فراتر از صلاحیت ملی را در اولویت قرار می‌دهند. آن‌ها استدلال می‌کنند که آزادی آب‌های آزاد نباید به معنای آزادی برای صید بی‌رویه یا آلودگی باشد و برای مکانیسم‌های نظارت بین‌المللی سخت‌گیرانه‌تر جهت مدیریت ۶۴ درصد از اقیانوس که خارج از منطقه انحصاری اقتصادی هر کشوری قرار دارد، فشار می‌آورند.

چرا مهم است

نزدیک به ۹۰ درصد از تجارت جهانی از طریق دریا انجام می‌شود و تعریف دقیق قانونی از نقطه پایان آب‌های یک کشور، تعیین می‌کند که چه کسی کنترل تریلیون‌ها دلار نفت فراساحلی، مواد معدنی در اعماق دریا و شیلات جهانی را در دست دارد. زمانی که کشورها بر سر این مرزها اختلاف نظر پیدا می‌کنند، تنش‌های ناشی از آن خطوط کشتیرانی بین‌المللی را مختل کرده و به رویارویی‌های نظامی منجر می‌شود.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران آزادی ناوبری 40%مدافعان حاکمیت ساحلی 35%چارچوب حقوقی بین‌المللی 25%
  1. [1]United Nationsچارچوب حقوقی بین‌المللی

    United Nations Convention on the Law of the Sea (Montego Bay, 10 December 1982)

    مطالعه در United Nations
  2. [2]International Maritime Organizationچارچوب حقوقی بین‌المللی

    United Nations Convention on the Law of the Sea

    مطالعه در International Maritime Organization
  3. [3]U.S. Department of Stateطرفداران آزادی ناوبری

    Study on the People’s Republic of China’s South China Sea Maritime Claims

    مطالعه در U.S. Department of State
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانچارچوب حقوقی بین‌المللی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.