سازوکارهای حقوق دریاها (کنوانسیون UNCLOS): تعریف آبهای سرزمینی، مناطق انحصاری اقتصادی و آبهای آزاد
کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها یک شیب ریاضی از حاکمیت را تعریف میکند که از خط ساحلی یک کشور به سمت اقیانوس باز گسترش مییابد. این چارچوب تعیین میکند که چه کسی تجارت دریایی، استخراج منابع و ناوبری نظامی را در ۷۰ درصد از سطح زمین کنترل میکند.
به قلم آوا شیرازی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان حاکمیت ساحلی
- از تفسیرهای گسترده خطوط مبدأ و حقوق EEZ برای به حداکثر رساندن کنترل داخلی بر منابع دریایی و امنیت ملی دفاع میکنند.
- طرفداران آزادی ناوبری
- اولویت را به عبور و مرور جهانی بدون مانع، محدودیتهای سختگیرانه بر ادعاهای سرزمینی، و حق عملیات کشتیهای نظامی و تجاری در سطح جهانی میدهند.
- مدافعان میراث مشترک
- بر توزیع عادلانه منابع بستر عمیق دریا تأکید کرده و حفاظت از محیط زیست را بر بهرهبرداری یکجانبه دولتی اولویت میدهند.
نکات کلیدی
- UNCLOS اقیانوس را بر اساس فاصله از خط مبدأ ساحلی به مناطق حقوقی متمایز تقسیم میکند.
- آبهای سرزمینی ۱۲ مایل دریایی گسترش مییابند و به استثنای حق عبور بیضرر، حاکمیت مطلق دولتی را اعطا میکنند.
- مناطق انحصاری اقتصادی (EEZ) ۲۰۰ مایل دریایی گسترش مییابند و حقوق منابع را اعطا میکنند در حالی که ناوبری بینالمللی را حفظ میکنند.
- آبهای آزاد به هیچ دولتی تعلق ندارند و تحت اصل آزادی ناوبری و صلاحیت دولت صاحب پرچم عمل میکنند.
- بستر عمیق دریا فراتر از صلاحیت ملی به صورت بینالمللی به عنوان میراث مشترک بشریت مدیریت میشود.
دقیقاً در ۱۲ مایل دریایی از خط کمآب ساحلی یک کشور، حاکمیت مطلق آن دولت ناگهان به پایان میرسد. فراتر از این خط نامرئی، ساختار حقوقی سیاره تغییر میکند و قوانین داخلی جای خود را به یک چارچوب پیچیده بینالمللی میدهد که حرکت تجارت جهانی، استخراج منابع طبیعی و استقرار قدرت دریایی را دیکته میکند.[1][4]
کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) جایگزین قرنها قانون عرفی شد؛ قانونی که اغلب با «قاعده شلیک توپ» خلاصه میشد و حکم میداد که یک کشور تنها بر آبی کنترل دارد که میتواند با توپخانه ساحلی خود از آن دفاع کند. با پیشرفت فناوری و تلاش دولتها برای ادعای مالکیت ذخایر عظیم نفت فراساحلی و مناطق ماهیگیری، فقدان یک ساختار حقوقی واحد، اقیانوسها را تهدید میکرد که به دریاچههای ملی مورد مناقشه تقسیم شوند.[4]
امروزه، UNCLOS یک چارچوب ریاضی جهانی ارائه میدهد که اقیانوس را به مناطق قضایی متمایز تقسیم میکند. این سیستم یک سیستم دوگانه «داخلی» در مقابل «بینالمللی» نیست، بلکه یک شیب از کاهش کنترل دولتی است. هرچه از ساحل دورتر شویم، حقوق دولت ساحلی کاهش یافته و آزادیهای جامعه بینالمللی افزایش مییابد.[3][4]
خط مبدأ نقطه شروع برای تمام ادعاهای دریایی است. این خط در امتداد خط کمآب ساحل ترسیم میشود و هر چیزی که در سمت خشکی این خط قرار گیرد، آبهای داخلی را تشکیل میدهد. در آبهای داخلی—مانند خلیجها، خورها و بنادر—دولت اقتدار کامل دارد، مشابه کنترل آن بر قلمرو خشکیاش، و هیچ حق ورود خودکاری برای کشتیهای خارجی وجود ندارد.[1]
آبهای سرزمینی از خط مبدأ به سمت بیرون گسترش مییابند و حداکثر عرض آنها ۱۲ مایل دریایی است. در این محدوده، دولت ساحلی حاکمیت کامل بر فضای هوایی بالا، ستون آب، بستر دریا و زیربستر آن را حفظ میکند. دولت میتواند قوانین خود را اجرا کند، تجارت را تنظیم نماید و تمام منابع موجود در این منطقه را بهرهبرداری کند.[1]
با این حال، این حاکمیت مشمول یک استثنای ساختاری حیاتی است: حق «عبور بیضرر». کشتیهای خارجی، از جمله کشتیهای باری تجاری و کشتیهای جنگی نظامی، میتوانند از آبهای سرزمینی عبور کنند، مشروط بر اینکه عبور آنها پیوسته، سریع و غیرمضر برای صلح، نظم خوب یا امنیت دولت ساحلی باشد. زیردریاییها باید در سطح حرکت کرده و پرچم خود را نشان دهند.[1]
فراتر از آبهای سرزمینی، منطقه نظارت (Contiguous Zone) قرار دارد که تا ۲۴ مایل دریایی از خط مبدأ گسترش مییابد. در اینجا، دولت دیگر حاکمیت کامل ندارد، اما اختیارات اجرایی خاصی را حفظ میکند. یک کشور میتواند در این منطقه برای جلوگیری و مجازات نقض قوانین گمرکی، مالی، مهاجرتی یا بهداشتی خود که در قلمرو یا آبهای سرزمینیاش رخ داده است، اقدام کند.[1]
فراتر از آبهای سرزمینی، منطقه نظارت (Contiguous Zone) قرار دارد که تا ۲۴ مایل دریایی از خط مبدأ گسترش مییابد.
مهمترین نوآوری اقتصادی UNCLOS، منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ) است که تا ۲۰۰ مایل دریایی از خط مبدأ امتداد مییابد. در داخل EEZ، دولت ساحلی مالک خود آب نیست، اما حقوق حاکمیتی برای اکتشاف، بهرهبرداری، حفاظت و مدیریت منابع طبیعی را در اختیار دارد.
این صلاحیت شامل حق انحصاری ماهیگیری، حفاری نفت و گاز، و تولید انرژی از آب و باد است. ایجاد EEZ تقریباً ۳۶ درصد از سطح اقیانوسهای جهان—و اکثریت قریب به اتفاق منابع دریایی قابل بهرهبرداری تجاری آن—را تحت صلاحیت اقتصادی دولتهای ساحلی قرار داد و توزیع منابع جهانی را به طور اساسی تغییر داد.
نکته مهم این است که EEZ آزادیهای بینالمللی را برای سایر کشورها حفظ میکند. دولتهای خارجی آزادی ناوبری، پرواز و کابلکشی و خط لوله زیردریایی را در داخل EEZ کشور دیگر حفظ میکنند، مشروط بر اینکه به حقوق منابع و مقررات زیستمحیطی دولت ساحلی احترام بگذارند.[3]
در جایی که فلات قاره یک کشور به طور طبیعی فراتر از ۲۰۰ مایل دریایی گسترش مییابد، UNCLOS به دولتها اجازه میدهد تا بر بستر دریا و زیربستر آن—اما نه ستون آب بالای آن—تا ۳۵۰ مایل دریایی از خط مبدأ ادعای صلاحیت کنند. این ادعاهای گسترده منوط به تأیید علمی دقیق توسط کمیسیون سازمان ملل در مورد حدود فلات قاره است.[3]
هر چیزی فراتر از EEZ، آبهای آزاد (High Seas) را تشکیل میدهد. این آبها برای همه دولتها، چه ساحلی و چه محصور در خشکی، باز است و هیچ کشوری نمیتواند به طور معتبر ادعا کند که بخشی از آنها را تحت حاکمیت خود درآورد. آبهای آزاد به عنوان یک مشترکات جهانی عمل میکنند.[2]
آبهای آزاد تحت اصل آزادی اداره میشوند، که شامل ناوبری، پرواز، تحقیقات علمی و ماهیگیری است، اگرچه این آزادیها باید با توجه کافی به منافع سایر دولتها اعمال شوند. صلاحیت قضایی در آبهای آزاد عموماً به دولت صاحب پرچم—کشوری که کشتی در آن ثبت شده است—باز میگردد، که مسئولیت اصلی اجرای مقررات بینالمللی بر کشتیهای خود را بر عهده دارد.[2]
بستر عمیق دریا در زیر آبهای آزاد، که رسماً «منطقه» (The Area) نامیده میشود، توسط UNCLOS به عنوان «میراث مشترک بشریت» تعیین شده است. منابع آن، که عمدتاً گرهکهای پلیمتال با ارزش حیاتی برای الکترونیک و باتریهای مدرن هستند، نمیتوانند توسط هیچ کشور واحدی ادعا شوند. در عوض، اکتشاف و استخراج توسط سازمان بینالمللی بستر دریا مدیریت میشود، که موظف است از تقسیم عادلانه منافع مالی اطمینان حاصل کند.[3]
با وجود تصویب تقریباً جهانی آن توسط بیش از ۱۶۰ طرف، چارچوب UNCLOS با محدودیتهای ساختاری مواجه است. این معاهده فاقد یک مکانیسم اجرایی مستقل است و در عوض بر انطباق دولتها و دادگاههای بینالمللی تکیه دارد که نمیتوانند به طور فیزیکی کشورهای قدرتمند را مجبور به پذیرش احکام خود یا کنار گذاشتن ادعاهای دریایی بیش از حد کنند.[4]
علاوه بر این، این چارچوب برای انطباق با واقعیتهای ژئوپلیتیکی و زیستمحیطی مدرن دچار مشکل است. ساخت جزایر مصنوعی برای نمایش قدرت و جابجایی خطوط مبدأ به دلیل افزایش سطح آب دریا، دوام متن ۱۹۸۲ را به چالش میکشد و جامعه بینالمللی را مجبور میکند تا یک کد حقوقی قرن بیستم را در برابر چالشهای قرن بیست و یکم تفسیر کند.[4]
چرا مهم است
تقریباً ۹۰ درصد تجارت جهانی از طریق آب انجام میشود و بستر دریا حاوی تریلیونها دلار ذخایر معدنی و انرژی کشفنشده است. درک اینکه اقتدار قانونی یک کشور کجا به پایان میرسد و آبهای بینالمللی از کجا آغاز میشوند، اساس حل و فصل اختلافات سرزمینی، حفاظت از محیط زیست دریایی و جلوگیری از درگیریهای دریایی است.
منابع
[1]UNحامیان حاکمیت ساحلیPart II Territorial Sea and Contiguous Zone
مطالعه در UN →
[2]UNحامیان حاکمیت ساحلیPart VII, High Seas
مطالعه در UN →
[3]UNحامیان حاکمیت ساحلیTable of Contents - UNCLOS with article titles
مطالعه در UN →
[4]تیم سردبیری کوهستانمدافعان میراث مشترکتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
