سقف سخت ۶.۰ درصدی: فیزیک فتوسنتز چگونه تولید جهانی غذا و سوخت زیستی را محدود میکند
گیاهان به دلیل محدودیتهای سخت ترمودینامیکی و بیوشیمیایی، بیش از ۹۰ درصد انرژی خورشیدی دریافتی خود را هدر میدهند. درک این سقف بازدهی ۶.۰ درصدی به روشنی نشان میدهد که چرا انرژیهای زیستی در رقابت با پنلهای خورشیدی ناکام ماندهاند و انقلاب بعدی کشاورزی دقیقاً از کجا باید آغاز شود.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان بهینهسازی ژنتیکی
- استدلال میکنند که اصلاح تراریخته مسیر فتوسنتز، تنها راهحل عملی برای تغذیه ۹.۷ میلیارد نفر تا سال ۲۰۵۰ است.
- طرفداران فتوولتائیک
- تاکید میکنند که محدودیت بیولوژیکی ۶.۰ درصدی، سوختهای زیستی مایع را در مقایسه با پنلهای خورشیدی به یک بنبست ترمودینامیکی تبدیل میکند.
- متخصصان بومشناسی کشاورزی
- به جای اتکای کامل به زیستشناسی مصنوعی پیچیده، بر بهینهسازی معماری تاجپوش و اصلاح نژاد سنتی تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشاورزان خرد در کشورهای در حال توسعه
- نهادهای نظارتی زیستشناسی مصنوعی
نکات کلیدی
- حد مطلق ترمودینامیکی برای تبدیل نور خورشید به زیستتوده در گیاهان C4 برابر با ۶.۰ درصد و در گیاهان C3 برابر با ۴.۶ درصد است.
- تقریباً نیمی از تشعشعات خورشیدی بلافاصله هدر میرود، زیرا گیاهان قادر به جذب نور خارج از طیف ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر نیستند.
- پنلهای خورشیدی تجاری در جذب انرژی خورشیدی تقریباً ۲۰ برابر کارآمدتر از محصولات بیولوژیکی قابل برداشت هستند.
- از آنجا که اصلاح نژاد سنتی جذب نور را به حداکثر رسانده است، برای تامین نیازهای غذایی جهان در سال ۲۰۵۰، مهندسی مسیر فتوسنتز امری ضروری است.
حداکثر بازدهی نظری فتوسنتز برای پیشرفتهترین محصولات کشاورزی دقیقاً روی ۶.۰ درصد قفل شده است؛ این یعنی ۹۴ درصد از انرژی خورشیدی که به یک برگ میتابد، برای همیشه در هزارتوی فیزیک و بیوشیمی گم میشود. این سقف سخت ترمودینامیکی، دقیقاً دیکته میکند که یک هکتار زمین چقدر غذا میتواند تولید کند و از نظر ریاضی تضمین میکند که محصولات بیولوژیکی هرگز به گرد پای چگالی انرژی پنلهای خورشیدی تجاری نخواهند رسید.[1][4]
این فرض که طبیعت در طول میلیاردها سال جذب انرژی را به کمال رسانده، از اساس غلط است. تکامل، گیاهان را برای بقا و تولیدمثل در محیطهای رقابتی و کممنابع بهینهسازی کرده است، نه برای تولید حداکثر زیستتوده در یک مزرعه کشاورزی کوددهیشده و آبیاریشده. وقتی در سال ۲۰۰۸ پژوهشگران شروع به محاسبه دقیق تلفات انرژی در مسیر فتوسنتز کردند، با سیستمی روبهرو شدند که پر از نشتهای ترمودینامیکی اجتنابناپذیر بود. از ۱۰۰ درصد کل تشعشعات خورشیدی که به یک برگ برخورد میکند، تقریباً نیمی از آن پیش از آنکه اصلاً فرآیندی آغاز شود، دور ریخته میشود.[1][6]
این هدررفت اولیه به این دلیل رخ میدهد که گیاهان تنها قادر به جذب «تشعشعات فعال فتوسنتزی» (PAR) هستند؛ نوار باریکی از طیف الکترومغناطیسی بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر. نور ماوراء بنفش و مادون قرمز کاملاً نادیده گرفته میشوند. همین محدودیت طیفی، بلافاصله ۴۷ درصد از انرژی خورشیدی ورودی را کسر میکند. از ۵۳ درصد باقیمانده، ۱۶ درصد دیگر نیز از دست میرود، زیرا فوتونهای خارج از طول موج بهینه، حامل انرژی مازادی هستند که گیاه نمیتواند از آن استفاده کند و برای جلوگیری از آسیب سلولی، صرفاً به شکل گرما دفع میشود.[1][5]
فیزیکِ بازده کوانتومی، جریمه سنگین بعدی را تحمیل میکند. تبدیل دیاکسید کربن به گلوکز نیازمند یک توالی دقیق از انتقال الکترونهاست. برای تثبیت تنها یک مولکول CO2 به حداقل هشت تا ده فوتون نیاز است. وقتی پژوهشگران هزینه ترمودینامیکی این الزام کوانتومی را محاسبه میکنند، میبینند که ۲۴ درصد دیگر از انرژی خورشیدی اولیه نیز بر باد میرود. تا زمانی که گیاه واقعاً یک کربوهیدرات را سنتز کند، حداکثر بازدهی نظری تبدیل انرژی به ۱۱ درصد سقوط کرده است.[1][3]
سپس زیستشناسی از طریق تنفس و تنفس نوری، سهم خود را طلب میکند. گیاهان مجبورند بخشی از قندهای تولیدی خود را صرفاً برای حفظ زیرساختهای سلولیشان بسوزانند؛ یک مالیات متابولیک پایه که حدود یکسوم از کل انرژی جذبشده آنها را میبلعد. اما ویرانگرتر از آن، نقص موجود در روبیسکو (RuBisCO) است؛ آنزیم اصلی مسئول تثبیت کربن. روبیسکو در اتمسفر باستانی زمین که غنی از دیاکسید کربن و فقیر از اکسیژن بود، تکامل یافت. در اتمسفر غنی از اکسیژنِ امروز، این آنزیم غالباً اشتباه میکند و به جای CO2، یک مولکول اکسیژن را میقاپد.[2][5]
این خطا که به عنوان تنفس نوری شناخته میشود، گیاه را مجبور میکند تا مقادیر عظیمی از انرژی خود را برای بازیافت محصولات جانبی سمی هدر دهد. برای گیاهان استاندارد C3 - دستهای که شامل گندم، برنج و سویا میشود - این باگ بیوشیمیایی، حداکثر بازدهی نظری مطلق آنها را روی ۴.۶ درصد متوقف میکند. گیاهان C4 مانند ذرت و نیشکر، یک پمپ فضایی تخصصی را تکامل دادهاند تا CO2 را در اطراف روبیسکو متمرکز کرده و خطای اکسیژنگیری را سرکوب کنند. اما حتی با این ارتقای تکاملی، مسیر C4 نیز در نهایت به سقف سخت و غیرقابلعبور ۶.۰ درصدی برخورد میکند.[1][2]
این خطا که به عنوان تنفس نوری شناخته میشود، گیاه را مجبور میکند تا مقادیر عظیمی از انرژی خود را برای بازیافت محصولات جانبی سمی هدر دهد.
این محدودیتهای سخت، پیامدهای عمیقی برای گذار جهانی به سمت انرژیهای تجدیدپذیر دارند. سالهاست که سوختهای زیستی مایعِ بهدستآمده از ذرت یا علف ترکه، به عنوان جایگزینی بدون کربن برای سوختهای فسیلی تبلیغ میشوند. با این حال، وقتی مبدل اصلی انرژی در سقف ۶.۰ درصدی کار میکند، ریاضیاتِ استفاده از زمین بیرحمانه است. تحلیل سال ۲۰۱۲ سرویس تحقیقات کشاورزی وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA ARS) با مقایسه مستقیم جذب انرژی بیولوژیکی با فتوولتائیکهای مهندسیشده، این اختلاف فاحش را عیان کرد.[4][6]
پژوهشگران USDA ARS به این نتیجه رسیدند که «سلولهای خورشیدی در حال حاضر در تبدیل نور خورشید به انرژی، بسیار کارآمدتر از گیاهان هستند.» در حالی که یک مزرعه علف ترکه به زحمت میتواند ۱ درصد از نور سالانه خورشید را به زیستتوده قابل برداشت تبدیل کند، پنلهای خورشیدی سیلیکونی تجاری به طور معمول به بازدهی تبدیل ۲۰ تا ۲۲ درصدی دست مییابند. این اختلاف عظیم به این معناست که تولید یک مگاوات برق از طریق سوختهای زیستی، در مقایسه با تولید همان یک مگاوات از طریق آرایه خورشیدی، به زمینهای زراعی بسیار وسیعتری نیاز دارد.[4]
استدلال متقابل متخصصان کشاورزی این است که گیاهان اساساً کار متفاوتی نسبت به پنلهای خورشیدی انجام میدهند. یک سلول فتوولتائیک جریان الکتریکی گذرا تولید میکند که باید فوراً مصرف شود یا در باتریهای لیتیوم-یونی گرانقیمت و پرمصرف ذخیره گردد. اما یک گیاه، ساختار فیزیکی خود را میسازد، خود را ترمیم میکند و انرژی جذبشدهاش را در پیوندهای شیمیایی متراکم و پایداری ذخیره میکند که ماهها بعد قابل برداشت، حملونقل و مصرف هستند. سقف بازدهی ۶.۰ درصدی، در واقع بهایی است که زیستشناسی برای استقلال و ذخیرهسازی شیمیایی میپردازد.[3][6]
با این وجود، در حالی که صنعت سوختهای زیستی میتواند به سمت انرژی خورشیدی تغییر مسیر دهد، تامین غذای جهانی چنین امکانی ندارد. تا سال ۲۰۵۰، تولیدات کشاورزی باید حدود ۷۰ درصد افزایش یابد تا بتواند جمعیت پیشبینیشده ۹.۷ میلیارد نفری را تغذیه کند. انقلاب سبز در دهه ۱۹۶۰ با تغییر نحوه توزیع منابع در گیاهان - پرورش گونههای کوتوله گندم و برنج که انرژی بیشتری را به دانهها و انرژی کمتری را به ساقهها اختصاص میدادند - به افزایش چشمگیر محصول دست یافت. اما پتانسیل آن استراتژی اکنون تا حد زیادی ته کشیده است.[2][5]
ارقام برتر و مدرن امروزی، تقریباً تمام نور موجود را جذب کرده و حداکثر مقدار ممکن از زیستتوده را به دانههای قابل برداشت اختصاص میدهند. همانطور که مقالهای در سال ۲۰۱۵ در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (PNAS) خاطرنشان کرد: «فتوسنتز تنها فرآیند بیولوژیکی عمدهای است که میتوان آن را برای افزایش پتانسیل عملکرد محصول به طور قابلتوجهی بهبود بخشید.» اگر علم کشاورزی نمیتواند با افزودن کود بیشتر یا تغییر معماری گیاه، اندازه کیک را بزرگتر کند، پس باید بازدهی بنیادین خودِ موتور را تغییر دهد.[2]
اکنون متخصصان ژنتیک فعالانه در تلاشند تا سقف ۶.۰ درصدی را هک کنند. یکی از ابتکارات مهم، دور زدن کامل تنفس نوری است. پژوهشگران با وارد کردن مسیرهای ژنتیکی مصنوعی به محصولات کشاورزی، قصد دارند محصولات جانبی سمیِ ناشی از خطای اکسیژنگیری روبیسکو را در داخل کلروپلاست پردازش کنند و گیاه را از هزینه عظیم انرژی برای انتقال این مولکولها در بین بخشهای سلولی نجات دهند. آزمایشهای میدانی اولیه روی تنباکو نشان داده است که استفاده از این مسیرهای جایگزین مصنوعی میتواند زیستتوده را تا ۴۰ درصد افزایش دهد.[2][5]
تیمهای دیگر روی گسترش طیف PAR متمرکز هستند. برخی از سیانوباکتریها و باکتریهای ارغوانی از اشکال متفاوتی از کلروفیل استفاده میکنند که قادر به جذب نور مادون قرمز نزدیک هستند. اگر متخصصان ژنتیک گیاهی بتوانند تاجپوش محصولات را برای استفاده از این طول موجهای گسترده مهندسی کنند، از نظر تئوری میتوانند سقف ترمودینامیکی را از مرز ۶.۰ درصد فراتر برده و آن ۴۷ درصد از تشعشعات خورشیدی را که در حال حاضر بیفایده از روی برگ بازتاب میشود، به دام بیندازند.[3][5]
جدول زمانی برای استقرار این محصولات مهندسیشده هنوز نامشخص است؛ موانع نظارتی و پیچیدگیهای تثبیت ژنتیکی، تجاریسازی آنها را به دهه ۲۰۳۰ موکول میکند. با این حال، ریاضیاتِ تقاضای جهانی برای کالری، جایگزینهای معدودی باقی میگذارد. فیزیک فتوسنتز دیکته میکند که کشاورزی سنتی در حال نزدیک شدن به یک دیوار سخت ترمودینامیکی است و عبور از آن، نیازمند بازنویسی معادلات بنیادین انرژی برای حیات روی زمین خواهد بود.[6]
چرا مهم است
تا سال ۲۰۵۰، تولید جهانی کشاورزی باید ۷۰ درصد افزایش یابد تا بتواند بدون نابودی بیشتر جنگلها، جمعیت رو به رشد را تغذیه کند. از آنجا که اصلاح نژاد سنتی پیشتر ظرفیت گیاهان در جذب نور و توزیع مواد مغذی را به حداکثر رسانده است، هک کردن ناکارآمدی بنیادین فتوسنتز، تنها مسیر بیولوژیکی باقیمانده برای تضمین امنیت غذایی جهان است.
بررسی عمیق دیدگاهها
متخصصان ژنتیک گیاهی
تمرکز بر مهندسی مسیرهای جایگزین مصنوعی برای اصلاح نقصهای تکاملی در تثبیت کربن.
پژوهشگران این اردوگاه استدلال میکنند که تکامل، گیاهان را برای بقا بهینهسازی کرده است، نه برای بازدهی عظیمی که کشاورزی مدرن به آن نیاز دارد. آنها با در نظر گرفتن گیاه به عنوان یک ماشین بیولوژیکی با موتوری معیوب، در تلاشند تا مسیرهای ژنتیکی مصنوعی را وارد کنند که فرآیند هدردهنده انرژیِ تنفس نوری را به طور کامل دور بزند. آزمایشهای اولیه نشان داده است که اصلاح خطای روبیسکو در داخل کلروپلاست میتواند زیستتوده را تا ۴۰ درصد افزایش دهد و ثابت کند که سقف ۶.۰ درصدی از نظر تئوری از طریق مداخله تراریخته قابل به چالش کشیدن است.
شکاکان انرژی زیستی
استدلال میکنند که محدودیت بیولوژیکی ۶.۰ درصدی، سوختهای زیستی مایع را به استفادهای ناکارآمد از زمینهای زراعی تبدیل میکند.
این دیدگاه بر ریاضیات بیرحمانه استفاده از زمین تکیه دارد. از آنجا که پنلهای خورشیدی تجاری با بازدهی بالای ۲۰ درصد کار میکنند در حالی که محصولات قابل برداشت به زحمت به ۱ درصد میرسند، شکاکان استدلال میکنند که اختصاص دادن بخشهای عظیمی از زمینهای کشاورزی برای پرورش ذرت یا علف ترکه به منظور تولید اتانول، یک بنبست ترمودینامیکی است. آنها مدافع بازگرداندن این زمینها به تولید غذا یا تاسیسات کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) هستند، جایی که پنلهای خورشیدی میتوانند بدون رقابت با محدودیتهای بیولوژیکی فتوسنتز، انرژی قابل استفاده بسیار بیشتری در هر هکتار تولید کنند.
متخصصان بومشناسی کشاورزی
تاکید بر بهینهسازی معماری تاجپوش و اصلاح نژاد سنتی به جای زیستشناسی مصنوعی پیچیده.
متخصصان بومشناسی کشاورزی ضمن اذعان به محدودیتهای ترمودینامیکی تکتک برگها، استدلال میکنند که فوریترین دستاوردها از مدیریت نحوه تعامل کل مزارع گیاهی با نور حاصل خواهد شد. آنها بر پرورش محصولاتی با برگهای عمودیتر تمرکز دارند که اجازه میدهد نور خورشید به عمق بیشتری از تاجپوش نفوذ کند و اطمینان حاصل شود که برگهای پایینی از نظر فتوسنتزی فعال باقی میمانند. این اردوگاه هشدار میدهد که اصلاحات پیچیده تراریخته روی روبیسکو ممکن است با دههها موانع نظارتی و پیامدهای اکولوژیکی ناخواسته روبهرو شود، که این امر بهینهسازی تاجپوش را به مسیری امنتر و سریعتر برای افزایش محصول تبدیل میکند.
منابع
[1]Current Opinion in BiotechnologyWhat is the maximum efficiency with which photosynthesis can convert solar energy into biomass?
مطالعه در Current Opinion in Biotechnology →
[2]PNASمدافعان بهینهسازی ژنتیکیRedesigning photosynthesis to sustainably meet global food and bioenergy demand
مطالعه در PNAS →
[3]Journal of Experimental Botanyمتخصصان بومشناسی کشاورزیConstraints to the potential efficiency of converting solar radiation into phytoenergy in annual crops: from leaf biochemistry to canopy physiology and crop ecology
مطالعه در Journal of Experimental Botany →
[4]USDA ARSطرفداران فتوولتائیکComparing Energy Conversion of Plants and Solar Cells
مطالعه در USDA ARS →
[5]Frontiers in Plant Scienceمدافعان بهینهسازی ژنتیکیPhotosynthetic Energy Conversion Efficiency: Setting a Baseline for Gauging Future Improvements in Important Food and Biofuel Crops
مطالعه در Frontiers in Plant Science →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

