رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاناقتصاد تولیدکنندگان محتواتحلیل و توضیح۹ شهریور ۱۴۰۵، ۷:۲۷· 7 دقیقه مطالعه· در کسب‌وکار

سازوکار بازاریابی محتوای تولید شده توسط کاربر (UGC): برندها چگونه از اقتصاد تولیدکنندگان محتوای نسل ایکس و بیبی بومر کسب درآمد می‌کنند

با بلوغ اقتصاد تولیدکنندگان محتوا، برندها به طور فزاینده‌ای بودجه‌های محتوای تولید شده توسط کاربر (UGC) را به سمت تولیدکنندگان محتوای نسل ایکس و بیبی بومر سوق می‌دهند تا جمعیت‌شناسی با ارزش بالا را جذب کنند. این استراتژی بر اصالت و اعتماد همتایان تکیه دارد و نرخ‌های تبدیلی را به همراه می‌آورد که تبلیغات دیجیتال سنتی به سختی می‌تواند با آن‌ها رقابت کند.

به قلم وحید مهرابی

بازاریابان عملکردگرا 40%تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر 30%روانشناسان مصرف‌کننده 30%
بازاریابان عملکردگرا
تمرکز بر کاهش هزینه‌های جذب مشتری و هدایت بازده سرمایه‌گذاری (ROI) قابل اندازه‌گیری از طریق محتوای معتبر و مقیاس‌پذیر.
تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر
اقتصاد تولیدکنندگان محتوا را به عنوان یک شغل دوم سودآور و انعطاف‌پذیر می‌بینند که برای تجربه زندگی و قابلیت ارتباط با همتایان ارزش قائل است.
روانشناسان مصرف‌کننده
بر تغییر از پیام‌های شرکتی آرمان‌گرایانه به تأیید و اعتماد همتا به همتا تأکید می‌کنند.

چرا مهم است

تغییر جهت به سمت تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر در بازاریابی دیجیتال ثابت می‌کند که اصالت و اعتماد همتایان، عملکرد بهتری نسبت به تبلیغات شرکتی صیقلی دارند. این امر، مسیرهای جدید و سودآوری را در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا برای متخصصان و مصرف‌کنندگان باز می‌کند که در آن، تجربه زندگی بر جوانی ارجحیت دارد.

صنعت تبلیغات دیجیتال از لحاظ تاریخی با یک عدم تطابق جمعیتی عمل کرده است: این صنعت شیفته فرهنگ جوانان است، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق ثروت قابل تصرف در اختیار مصرف‌کنندگان بالای پنجاه سال قرار دارد. سال‌ها، برندها تلاش می‌کردند تا از طریق تبلیغات تلویزیونی صیقلی و پرهزینه یا کمپین‌های چاپی ثابت، به خریداران مسن‌تر دست یابند، با این فرض که پلتفرم‌های دیجیتال منحصراً قلمرو نسل زد و هزاره‌ها هستند. این فرض اکنون در حال فروپاشی است. تنش بین محل صرف هزینه‌های تبلیغاتی و محل واقعی قدرت خرید، از طریق یک تغییر ساختاری در بازاریابی عملکردگرا در حال حل شدن است. برندها به طور فزاینده‌ای از محتوای تولید شده توسط کاربر (UGC) که توسط نسل ایکس و بیبی بومرها ساخته شده، استفاده می‌کنند تا توجه و کیف پول همتایان خود را جلب کنند.[3]

سهم مالی این تغییر قابل توجه است. بازار جهانی پلتفرم‌های UGC در سال ۲۰۲۴ به ۷.۳۷ میلیارد دلار رسید و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۲ به نزدیک به ۵۸ میلیارد دلار گسترش یابد. این رشد نه ناشی از معیارهای پوچ یا کمپین‌های آگاهی‌بخشی برند، بلکه توسط داده‌های عملکردی سخت‌افزاری هدایت می‌شود. بازاریابان در حال کشف این موضوع هستند که ویدئوهای معتبر و بدون زرق و برق که توسط مصرف‌کنندگان قابل اعتماد با تلفن‌های هوشمند گرفته شده‌اند، به طور مداوم در ایجاد فروش واقعی، عملکرد بهتری نسبت به تولیدات استودیویی گران‌قیمت دارند.

سازوکاری که این عملکرد را هدایت می‌کند، اعتماد همتایان است. مصرف‌کنندگان نسبت به پیام‌های شرکتی سنتی دچار بدبینی عمیقی شده‌اند. هنگامی که یک برند ادعا می‌کند محصولش کار می‌کند، این ادعا با تخفیف زیادی پذیرفته می‌شود. اما هنگامی که یک مصرف‌کننده ۵۹ ساله عملکرد محصول را در خانه خود نشان می‌دهد، اصطکاک در تصمیم‌گیری خرید به شدت کاهش می‌یابد. این تأیید همتا به همتا به عنوان یک موتور دهان به دهان دیجیتال عمل می‌کند و فیلترهای دفاعی را که مصرف‌کنندگان مدرن در برابر تبلیغات سنتی اعمال می‌کنند، به طور مؤثر دور می‌زند.[3]

اقتصاد تولیدکنندگان محتوا، که زمانی بازی جوانان تلقی می‌شد، به سرعت در حال مسن‌تر شدن است تا این تقاضا را برآورده سازد. بر اساس تحقیقات MBO Partners، سهم بیبی بومرها و نسل ایکس از بازار تولیدکنندگان محتوای مستقل از ۲۷٪ در سال ۲۰۲۲ به ۳۵٪ در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. این تغییر جمعیتی، چشم‌انداز تولیدکنندگان محتوا را از یک فرهنگ جوان یکپارچه به یک نیروی کار چند نسلی تبدیل می‌کند. تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر درمی‌یابند که تجربه زندگی، سوابق حرفه‌ای و اصالت قابل اعتماد آن‌ها، دارایی‌هایی با قابلیت کسب درآمد بالا هستند.

بیبی بومرها و نسل ایکس اکنون بیش از یک سوم کل تولیدکنندگان محتوای مستقل را تشکیل می‌دهند.

نتایج مالی برای این تولیدکنندگان محتوای مسن می‌تواند خیره‌کننده باشد. یک گزارش اخیر در مجله فورچون، یک تولیدکننده محتوای ۵۹ ساله نسل ایکس را برجسته کرد که پس از ۲۸ سال کار در یک محیط شرکتی با درآمد سالانه حداکثر ۷۰,۰۰۰ دلار، توانست ۵۰۰,۰۰۰ دلار در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا درآمد کسب کند. این یک ناهنجاری منفرد نیست. برندها فعالانه به دنبال تولیدکنندگان محتوا در دهه‌های پنجاه، شصت و هفتاد زندگی خود هستند، زیرا آن‌ها یک خط مستقیم و قابل اعتماد به جمعیتی ارائه می‌دهند که کنترل قابل توجهی بر هزینه‌های خانوار دارند.[1]

روایت فرهنگی پیرامون پیری و مشارکت دیجیتال نیز در حال تحول است. کلیشه افراد مسن که از نظر فناوری مردد هستند، با واقعیت تعامل فعال دیجیتال جایگزین می‌شود. همانطور که آینا گارتن، نماد ۷۸ ساله آشپزی، اخیراً در مصاحبه‌ای با بیزینس اینسایدر اشاره کرد، پذیرش چالش‌های جدید در سنین بالاتر – و «کار کردن با ترس» – بخش حیاتی از فعال ماندن است. این طرز فکر در هزاران فرد مسن منعکس شده است که در حال یادگیری ویرایش ویدئو، تسلط بر الگوریتم‌های پلتفرم و ساخت کسب‌وکارهای مستقل سودآور هستند.[2]

برای برندها، سازوکار یک کمپین UGC اساساً با خرید رسانه سنتی متفاوت است. به جای استخدام یک آژانس تبلیغاتی برای نوشتن سناریو و فیلمبرداری یک آگهی، یک برند محصول خود را برای شبکه‌ای از تولیدکنندگان محتوای مستقل ارسال می‌کند. به این تولیدکنندگان محتوا دستورالعمل‌های کلی داده می‌شود، اما تشویق می‌شوند که با صدای خود صحبت کنند و محصول را به طور طبیعی نشان دهند. سپس برند، مجوز بهترین ویدئوهای عملکردی را برای اجرا به عنوان تبلیغات پولی در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی دریافت می‌کند.[3]

برای برندها، سازوکار یک کمپین UGC اساساً با خرید رسانه سنتی متفاوت است.

بازده سرمایه‌گذاری (ROI) برای این رویکرد قانع‌کننده است. داده‌های صنعت نشان می‌دهد که برندهایی که از UGC استفاده می‌کنند، نرخ تبدیل وب بسیار بالاتری نسبت به آن‌هایی که صرفاً به محتوای برند متکی هستند، تجربه می‌کنند. برخی مطالعات، از جمله موارد ذکر شده توسط وب‌تونیک، نشان می‌دهند که ROI می‌تواند به ۴۰۰٪ برسد، به این معنی که هر دلار سرمایه‌گذاری شده در UGC، چهار دلار درآمد باز می‌گرداند. علاوه بر این، صفحات محصولی که دارای پرسش و پاسخ یا محتوای بصری تولید شده توسط کاربر هستند، افزایش تبدیل بیش از ۱۰۰٪ را مشاهده می‌کنند.

محتوای تولید شده توسط کاربر به طور مداوم در معیارهای تبدیل، عملکرد بهتری نسبت به محتوای برند سنتی دارد.

تحقیقات Deloitte در مورد تجارت اجتماعی، قدرت این رویکرد مبتنی بر تولیدکننده محتوا را تأیید می‌کند. داده‌های آن‌ها نشان می‌دهد که ۴۷٪ از مصرف‌کنندگان پس از تعامل با تأیید یک تولیدکننده محتوا، از وب‌سایت یک برند بازدید خواهند کرد. مهم‌تر از آن، تولیدکنندگان محتوا در کل قیف بازاریابی، اقدام را هدایت می‌کنند. دنبال‌کنندگان بسیار درگیر نه تنها محصولات جدید را کشف می‌کنند؛ بلکه فعالانه آن‌ها را خریداری می‌کنند، کاتالوگ گسترده‌تر برند را بررسی می‌کنند و محصولات را به شبکه‌های خود توصیه می‌کنند.

اقتصاد تولید UGC نیز به شدت به نفع برند است. تبلیغات سنتی نیاز به سرمایه اولیه قابل توجهی برای توسعه خلاقانه، استعداد، تیم‌های تولید و ویرایش پس از تولید دارد. اگر تبلیغ حاصل نتواند با مخاطب هدف ارتباط برقرار کند، سرمایه‌گذاری از دست می‌رود. در مقابل، UGC بر اساس یک مدل غیرمتمرکز و کم‌هزینه عمل می‌کند. برندها می‌توانند ده‌ها ویدئوی مختلف را از تولیدکنندگان محتوای مختلف با کسری از هزینه یک فیلمبرداری استودیویی واحد تأمین کنند.[3]

این حجم از محتوا به بازاریابان اجازه می‌دهد تا درگیر آزمایش سریع و مبتنی بر داده شوند. یک برند ممکن است همزمان بیست ویدئوی UGC مختلف را اجرا کند و مقادیر کمی از هزینه‌های تبلیغاتی را به هر یک اختصاص دهد. الگوریتم‌های پلتفرم به سرعت شناسایی می‌کنند که کدام ویدئوها بالاترین نرخ کلیک و تبدیل را ایجاد می‌کنند. سپس برند بودجه خود را پشت خلاقیت‌های برنده افزایش می‌دهد و اطمینان حاصل می‌کند که دلارهای بازاریابی فقط برای اجراکنندگان اثبات شده هزینه می‌شوند.[3]

ظهور تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر همچنین در حال تغییر زیبایی‌شناسی بازاریابی دیجیتال است. در حالی که محتوای نسل زد اغلب بر ویرایش سریع، صداهای پرطرفدار و ارائه پرانرژی تکیه دارد، UGC که جمعیت‌شناسی مسن‌تر را هدف قرار می‌دهد، تمایل دارد عمدی‌تر باشد. این محتوا به شدت بر آموزش محصول، نمایش‌های عملی و توضیحات واضح ارزش تمرکز می‌کند. این رویکرد آموزشی، اعتماد لازم برای روابط بلندمدت با مشتری را ایجاد می‌کند.[3]

ماهیت غیرمتمرکز UGC به برندها اجازه می‌دهد تا محتوا را بدون هزینه‌های سربار تولیدات استودیویی سنتی تأمین کنند.

با این حال، ادغام UGC بدون چالش نیست. برندها باید قراردادهای پیچیده مجوزدهی را مدیریت کنند، اطمینان حاصل کنند که تولیدکنندگان محتوا روابط پولی خود را مطابق با دستورالعمل‌های نظارتی افشا می‌کنند و در عین حال که اصالت تولیدکننده محتوا را مجاز می‌دانند، هویت برند ثابتی را حفظ کنند. کنترل کیفیت یک مانع مداوم است؛ در حالی که محتوای بدون زرق و برق مطلوب است، اما همچنان باید استانداردهای اساسی نورپردازی، وضوح صدا و ایمنی برند را برآورده کند.[3]

علاوه بر این، اتکا به الگوریتم‌های پلتفرم، لایه‌ای از نوسان را معرفی می‌کند. یک قالب UGC که تبدیل‌های عظیمی را در یک پلتفرم ایجاد می‌کند، ممکن است در پلتفرم دیگری شکست بخورد. بازاریابان باید به طور مداوم داده‌های عملکرد را تجزیه و تحلیل کرده و استراتژی‌های خود را با ترجیحات متغیر هم الگوریتم‌ها و هم پایگاه مصرف‌کننده تطبیق دهند. این امر نیازمند یک معماری اندازه‌گیری پیچیده است که فراتر از انتساب ساده آخرین کلیک باشد.[3]

با وجود این چالش‌ها، مسیر صنعت روشن است. ادغام تجارت اجتماعی و اقتصاد تولیدکنندگان محتوا اساساً نحوه کشف و خرید محصولات را بازسازی می‌کند. همانطور که جمعیت‌شناسی مسن‌تر به افزایش مصرف دیجیتال خود ادامه می‌دهند، تقاضا برای تولیدکنندگان محتوای قابل اعتماد و مسن‌تر تنها تشدید خواهد شد.[3]

تأیید تولیدکنندگان محتوا، اقدام قابل اندازه‌گیری را در کل قیف خرید مصرف‌کننده هدایت می‌کند.

در نهایت، موفقیت بازاریابی UGC برای جمعیت‌شناسی مسن‌تر، یک اصل بازاریابی جاودانه را اثبات می‌کند: مصرف‌کنندگان از افرادی خرید می‌کنند که به آن‌ها اعتماد دارند. برندها با توانمندسازی تولیدکنندگان محتوای نسل ایکس و بیبی بومر برای به اشتراک گذاشتن تجربیات معتبر خود، نه تنها هزینه‌های تبلیغاتی خود را بهینه می‌کنند؛ بلکه روابط انعطاف‌پذیرتر و معتبرتری با ارزشمندترین مشتریان خود ایجاد می‌کنند.[3]

نکات کلیدی

  • بیبی بومرها و نسل ایکس اکنون ۳۵٪ از کل تولیدکنندگان محتوای مستقل را تشکیل می‌دهند.
  • بازار جهانی پلتفرم‌های UGC پیش‌بینی می‌شود از ۷.۳۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به نزدیک به ۵۸ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۲ رشد کند.
  • کمپین‌های UGC می‌توانند تا ۴۰۰٪ بازده سرمایه‌گذاری برای برندها به همراه داشته باشند.
  • نزدیک به نیمی از مصرف‌کنندگان پس از تعامل با تأیید یک تولیدکننده محتوا، از وب‌سایت برند بازدید خواهند کرد.
  • تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر از اعتماد همتایان برای دور زدن بدبینی مصرف‌کننده نسبت به تبلیغات سنتی استفاده می‌کنند.

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

بازاریابان عملکردگرا 40%تولیدکنندگان محتوای مسن‌تر 30%روانشناسان مصرف‌کننده 30%
  1. [1]Fortuneتولیدکنندگان محتوای مسن‌تر

    This Gen Xer spent 28 years in a cubicle and never made more than $70,000. At 59, she made $500,000 in the creator economy

    مطالعه در Fortune
  2. [2]Business Insiderتولیدکنندگان محتوای مسن‌تر

    Ina Garten says she takes on new challenges at 78 because she likes ‘working scared’

    مطالعه در Business Insider
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانروانشناسان مصرف‌کننده

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت کسب‌وکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.