رفتن به محتوای اصلی
سیاست دفاعیاقدام قانونگذاری۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۲۳· 6 دقیقه مطالعه· در اخبار و سیاست

تلاش کنگره برای نهادینه کردن تولید مشترک دفاعی آمریکا و اسرائیل در قانون اختیارات دفاع ملی ۲۰۲۷

بندی در قانون آتی اختیارات دفاع ملی (NDAA) یک عامل اجرایی ایجاد می‌کند تا پایه‌های صنعتی دفاعی آمریکا و اسرائیل را ادغام کند و حمایت نظامی را از کمک سالانه به خریدهای روتین پنتاگون منتقل سازد.

به قلم مریم علوی

حامیان ادغام دفاعی 35%منتقدان نظارت و عدم مداخله 35%ناظران دفاعی و سیاسی 30%
حامیان ادغام دفاعی
از رسمی کردن توسعه مشترک تسلیحات برای حفظ برتری تکنولوژیک و ساده‌سازی همکاری حمایت می‌کنند.
منتقدان نظارت و عدم مداخله
با این اقدام به عنوان دور زدن نظارت کنگره بر کمک‌های خارجی که فناوری خارجی را به طور دائمی در سامانه‌های آمریکا تثبیت می‌کند، مخالفند.
ناظران دفاعی و سیاسی
مکانیسم‌های قانونگذاری و پیامدهای استراتژیک ادغام دفاعی پیشنهادی را دنبال می‌کنند.

نکات کلیدی

  1. بخش ۲۱۹ قانون اختیارات دفاع ملی مصوب مجلس نمایندگان، به پنتاگون دستور می‌دهد تا یک عامل اجرایی برای تسریع تولید مشترک فناوری دفاعی آمریکا و اسرائیل منصوب کند.
  2. این طرح حوزه‌های نوظهور از جمله هوش مصنوعی، سامانه‌های ضد پهپاد و امنیت سایبری را هدف قرار می‌دهد.
  3. حامیان استدلال می‌کنند که این اقدام اتحاد را مدرن کرده و با متمرکز کردن هماهنگی تحت نظر یک مقام دفاعی واحد، نظارت را بهبود می‌بخشد.
  4. منتقدان هشدار می‌دهند که این بند نظارت استاندارد کمک نظامی خارجی را دور می‌زند و فناوری اسرائیلی را به طور دائمی در زنجیره‌های تأمین ایالات متحده تثبیت می‌کند.
  5. تلاش دوحزبی نمایندگان توماس مَسی و رو خانا برای حذف این بند، توسط کمیته قوانین مجلس از رأی‌گیری در صحن علنی محروم شد.
  6. اقدام مشابه سنا، بخش ۱۲۱۷، با مقاومت روبرو است زیرا چندین سناتور قبل از پیشبرد بسته دفاعی گسترده‌تر، خواستار بحث و مناظره هستند.

چرا مهم است

با انتقال حمایت نظامی از تخصیص بودجه کمک خارجی به تولید مشترک ادغام‌شده در پنتاگون، این اقدام رابطه دفاعی آمریکا و اسرائیل را از نظارت منظم کنگره مصون نگه می‌دارد و قطع پیوند تکنولوژیک بین دو ارتش را برای دولت‌های آینده به طور قابل توجهی دشوارتر می‌کند.

بخش ۲۱۹ قانون اختیارات دفاع ملی که توسط مجلس نمایندگان تصویب شد، تنها چند صفحه است، اما یک تغییر ساختاری عمیق در رابطه نظامی بین ایالات متحده و اسرائیل پیشنهاد می‌کند. این بند که در رأی‌گیری جنجالی ۲۲ جولای مجلس کاملاً دست‌نخورده باقی ماند، به وزیر دفاع دستور می‌دهد تا یک «عامل اجرایی» اختصاصی منصوب کند که وظیفه آن تسریع تولید مشترک سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته و ادغام رسمی پایه‌های صنعتی دفاعی دو کشور است. به جای اینکه با اسرائیل صرفاً به عنوان یک دریافت‌کننده خارجی سخت‌افزارهای ساخت آمریکا رفتار شود، این قانون به دنبال آن است که تحقیقات و تولید مشترک نظامی را مستقیماً در معماری اصلی تدارکات پنتاگون تثبیت کند و اساساً نحوه توسعه و استقرار قابلیت‌های رزمی نسل بعدی توسط دو متحد را تغییر دهد.[1][2][3]

این قانون که رسماً «طرح همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل» نامیده می‌شود، به طور خاص حوزه‌های نوظهور و بسیار حساس جنگ مدرن را هدف قرار می‌دهد. این طرح، مشارکت‌های دوجانبه در تحقیق، توسعه و تولید را در طیف گسترده‌ای از قابلیت‌ها، از جمله هوش مصنوعی، فناوری ضد پهپاد، امنیت سایبری، محاسبات کوانتومی و سامانه‌های خودمختار، الزامی می‌کند. با ایجاد یک چارچوب قانونی برای این ادغام، هدف این لایحه فراتر رفتن از پروژه‌های مشترک موقت و نهادینه کردن یک خط لوله دائمی از آزمایشگاه تا میدان نبرد است. یک اقدام مشابه، که به عنوان بخش ۱۲۱۷ تعیین شده است، در حال حاضر در نسخه سنای این بسته عظیم دفاعی در دست بررسی است و صحنه را برای یک مذاکره قانونگذاری پرمخاطره در مورد آینده اتحادهای نظامی آمریکا آماده می‌کند.[1][3]

اگر این طرح به قانون تبدیل شود، مکانیسم‌های مالی و بوروکراتیک را که واشنگتن از طریق آنها نزدیک‌ترین متحد خود در خاورمیانه را مسلح می‌کند، به شدت تغییر خواهد داد. تحت چارچوب فعلی، اسرائیل سالانه ۳.۳ میلیارد دلار کمک امنیتی و ۵۰۰ میلیون دلار اضافی برای برنامه‌های مشترک دفاع موشکی دریافت می‌کند. این وجوه مشمول تخصیص‌های منظم کنگره، بحث عمومی و مکانیسم‌های نظارتی سخت‌گیرانه حاکم بر فروش‌های نظامی خارجی هستند. با تغییر الگو از «کمک» به «همکاری»، چارچوب قانونی جدید، پروژه‌های دفاعی مشترک را مستقیماً در چرخه‌های روتین تدارکات پنتاگون ادغام می‌کند و عملاً هزینه‌ها و انتقال فناوری را در بودجه اصلی وزارت دفاع جذب کرده و آنها را از بحث سالانه کمک‌های خارجی مصون می‌دارد.[1][6]

طرح پیشنهادی، حمایت نظامی را از تخصیص بودجه کمک خارجی به خریدهای روتین پنتاگون منتقل خواهد کرد.

حامیان این اقدام، از جمله مایک راجرز، رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس، و گروه‌های برجسته حامی مانند کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک)، استدلال می‌کنند که این تغییر یک ضرورت فوری برای حفظ برتری تکنولوژیک جهانی است. آنها به تولید مشترک بسیار موفق سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین به عنوان یک مدل اثبات‌شده اشاره می‌کنند که اکنون باید به طور تهاجمی به فناوری‌های تهاجمی و نوظهور گسترش یابد. حامیان تأکید می‌کنند که رسمی کردن این ادغام مستقیماً به نفع ایالات متحده است، زیرا از مشاغل تولید دفاعی آمریکا حمایت می‌کند، موانع بوروکراتیک را دور می‌زند و تضمین می‌کند که هر دو کشور از تهدیدات فزاینده پیچیده بازیگران دولتی و غیردولتی جلوتر بمانند.[2][7]

حامیان همچنین به شدت این تصور را که این طرح شفافیت را کاهش می‌دهد، رد می‌کنند و در عوض ادعا می‌کنند که تعیین یک عامل اجرایی خاص در واقع پاسخگویی را افزایش می‌دهد. بر اساس تحلیل‌های کمیته یهودیان آمریکا، چارچوب قانونی پیشنهادی، هماهنگی‌هایی را که در حال حاضر در چندین آژانس پراکنده است، متمرکز می‌کند. حامیان با الزام پنتاگون به ارائه گزارش‌های منظم و دقیق و ارزیابی‌های جامع سالانه به کنگره، استدلال می‌کنند که این اقدام یک سیستم تکه‌تکه از پروژه‌های مشترک را با یک زنجیره فرماندهی ساده و بسیار قابل مشاهده جایگزین می‌کند که تضمین می‌کند منافع استراتژیک آمریکا به طور کارآمد و مؤثر برآورده می‌شوند.[6][7]

حامیان همچنین به شدت این تصور را که این طرح شفافیت را کاهش می‌دهد، رد می‌کنند و در عوض ادعا می‌کنند که تعیین یک عامل اجرایی خاص در واقع پاسخگویی را افزایش می‌دهد.

با این حال، منتقدان این تغییر ساختاری را به عنوان تلاشی عمدی و خطرناک برای مصون نگه داشتن رابطه نظامی از تغییر افکار عمومی و نظارت دقیق کنگره می‌بینند. تحلیلگران در مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه و مرکز استیمسون هشدار می‌دهند که ماهیت مبهم «تولید مشترک» حفره‌های بزرگی ایجاد می‌کند و به پنتاگون اجازه می‌دهد تا مکانیسم‌های نظارتی سخت‌گیرانه و شرایط حقوق بشری را که معمولاً بر فروش‌های نظامی خارجی سنتی حاکم هستند، دور بزند. مخالفان استدلال می‌کنند که با طبقه‌بندی مجدد حمایت نظامی به عنوان تدارکات مشترک، این قانون عملاً مردم آمریکا و نمایندگان منتخب آنها را از فرآیند تصمیم‌گیری در مورد چگونگی و محل استفاده از دلارهای دفاعی ایالات متحده در خارج از کشور حذف می‌کند.[2][5]

این قانون به وزیر دفاع دستور می‌دهد تا یک عامل اجرایی برای نظارت بر تحقیق و تولید دوجانبه دفاعی منصوب کند.

مکانیسم‌های خاص نقش عامل اجرایی نیز توجه شدید قانونگذاران غیرمداخله‌گرا و ناظران دفاعی را به خود جلب کرده است. از آنجا که عامل تعیین‌شده بر سایر آژانس‌های وزارت دفاع – از جمله آنهایی که به طور خاص وظیفه مدیریت خطرات مرتبط با انتقال فناوری بین‌المللی را دارند – اقتدار خواهد داشت، مخالفان استدلال می‌کنند که این اقدام به پیمانکاران دفاعی اسرائیلی دسترسی بی‌سابقه‌ای و بالقوه ناامنی به زنجیره‌های تأمین نظامی ایالات متحده می‌دهد. منتقدان خاطرنشان می‌کنند که این ادغام عمیق می‌تواند به شرکت‌های خارجی اجازه دهد تا قوانین «خرید از آمریکا» را دور بزنند، اسرار حساس دفاعی آمریکا را به خطر اندازند و قطع پیوند تکنولوژیک بین دو ارتش را برای دولت‌های آینده در صورت تغییر شرایط دیپلماتیک یا اولویت‌های استراتژیک، فوق‌العاده دشوار سازد.[1][5]

نبرد قانونگذاری بر سر این بند، ائتلاف‌های غیرعادی ایجاد کرده و از خطوط حزبی سنتی در هر دو مجلس عبور کرده است. در ماه ژوئن، نمایندگان توماس مَسی، جمهوری‌خواه متمایل به لیبرتارین از کنتاکی، و رو خانا، دموکرات مترقی از کالیفرنیا، یک متمم دوحزبی برای حذف کامل بخش ۲۱۹ از لایحه مجلس ارائه کردند. با وجود تلاش‌های آنها، کمیته قوانین مجلس دو بار رأی‌گیری در مورد این متمم را در صحن علنی رد کرد و عملاً بحث در مورد این اقدام را خاموش کرد و اجازه داد NDAA گسترده‌تر با بند ادغام دست‌نخورده تصویب شود، که این امر باعث ناامیدی قانونگذارانی شد که خواستار رأی‌گیری جداگانه ثبت‌شده در مورد این تغییر سیاست جنجالی بودند.[1][3]

کمک امنیتی فعلی ایالات متحده به اسرائیل مشمول تخصیص بودجه سالانه کنگره است.

سنا اکنون با چالش به مراتب سخت‌تری در پیشبرد قانون مشابه خود، بخش ۱۲۱۷، روبرو است. دموکرات‌های سنا با موفقیت یک طرح اواسط جولای برای شروع بحث در مورد نسخه خود از NDAA را مسدود کردند، و به نگرانی‌های گسترده در مورد سطوح هزینه‌های دفاعی و اعتراضات خاص به اقدام ادغام اشاره کردند. چندین قانونگذار علناً اعلام کرده‌اند که تا زمانی که مفاد همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل به طور علنی در صحن سنا مورد بحث قرار نگیرد، از رأی دادن خودداری کرده و بسته دفاعی ضروری را متوقف خواهند کرد، که این امر زمینه را برای یک رویارویی احتمالی هنگام بازگشت قانونگذاران برای مذاکره در مورد لایحه نهایی مصالحه فراهم می‌کند.[1][3]

در نهایت، تلاش برای نهادینه کردن تولید مشترک دفاعی با یک تلاش گسترده‌تر و بلندمدت توسط برخی قانونگذاران و استراتژیست‌های سیاست خارجی همسو است تا رابطه آمریکا و اسرائیل را از یک مدل سنتی اهداکننده-گیرنده به سمت یک مشارکت دفاعی متقابل غیرقابل برگشت منتقل کنند. در حالی که کنگره متن نهایی پیچیده قانون اختیارات دفاعی سالانه را بررسی می‌کند، بحث اصلی نه تنها بر سر این است که این دو کشور در دهه‌های آینده چه تسلیحات پیشرفته‌ای را با هم خواهند ساخت، بلکه بر سر این است که چه کسی در نهایت کنترل نظارت، تأمین مالی و استقرار آن قابلیت‌های نظامی مشترک را در دست خواهد داشت.[1][4]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

حامیان ادغام دفاعی

استدلال می‌کنند که رسمی کردن تولید مشترک، اتحاد را مدرن کرده و هر دو کشور را از تهدیدات نوظهور جلوتر نگه می‌دارد.

حامیان، از جمله آیپک و کمیته یهودیان آمریکا، این طرح را به عنوان یک تحول ضروری در مشارکت آمریکا و اسرائیل می‌بینند. آنها استدلال می‌کنند که با تغییر جنگ به سمت هوش مصنوعی، سامانه‌های خودمختار و قابلیت‌های سایبری، مدل سنتی صرفاً فروش سخت‌افزار کافی نیست. حامیان ادعا می‌کنند که با ادغام تحقیق و تولید، ارتش آمریکا دسترسی مستقیمی به نوآوری‌های اسرائیلی که در نبرد آزمایش شده‌اند، پیدا می‌کند و در عین حال از مشاغل تولید دفاعی آمریکا حمایت می‌شود. آنها معتقدند که ایجاد یک عامل اجرایی اختصاصی، موانع بوروکراتیک را ساده کرده و گزارش‌دهی کنگره را متمرکز می‌کند، بنابراین نظارت را بهبود می‌بخشد نه اینکه آن را کاهش دهد.

منتقدان نظارت و عدم مداخله

هشدار می‌دهند که این اقدام عمداً نظارت بر کمک‌های خارجی را دور می‌زند و ارتش آمریکا را به طور دائمی به یک قدرت خارجی گره می‌زند.

مخالفان، شامل دموکرات‌های مترقی و جمهوری‌خواهان متمایل به لیبرتارین، استدلال می‌کنند که این بند یک دور زدن ساختاری عمدی از اختیارات کنگره است. تحلیلگران در مؤسسه کوئینسی و مرکز استیمسون خاطرنشان می‌کنند که با طبقه‌بندی مجدد حمایت نظامی به عنوان «تولید مشترک»، تأمین مالی و انتقال فناوری در بودجه اصلی پنتاگون جذب می‌شود و آنها را از بحث عمومی که همراه با رأی‌گیری‌های سالانه کمک خارجی است، مصون می‌دارد. منتقدان همچنین هشدار می‌دهند که اعطای قدرت به یک عامل اجرایی برای نادیده گرفتن پروتکل‌های استاندارد امنیت فناوری، خطر به خطر انداختن اسرار دفاعی ایالات متحده را به همراه دارد و باز کردن زنجیره‌های تأمین دو کشور را برای دولت‌های آینده در صورت انحراف منافع استراتژیک، تقریباً غیرممکن می‌سازد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان ادغام دفاعی 35%منتقدان نظارت و عدم مداخله 35%ناظران دفاعی و سیاسی 30%
  1. [1]TIMEناظران دفاعی و سیاسی

    Congress Quietly Moves to Institutionalize US-Israel Defense Co-Production in NDAA

    مطالعه در TIME
  2. [2]Military Timesناظران دفاعی و سیاسی

    House panel quashes attempt to stop integration of US, Israel defense tech sectors

    مطالعه در Military Times
  3. [3]Military.comناظران دفاعی و سیاسی

    House Advances NDAA With US-Israel Defense Tech Cooperation Initiative Intact

    مطالعه در Military.com
  4. [4]Middle East Eyeناظران دفاعی و سیاسی

    US House passes bill to permanently integrate US and Israeli military tech

    مطالعه در Middle East Eye
  5. [5]Quincy Instituteمنتقدان نظارت و عدم مداخله

    The Dangers of the US-Israel Defense Technology Cooperation Initiative

    مطالعه در Quincy Institute
  6. [6]American Jewish Committeeحامیان ادغام دفاعی

    What to Know About Section 219

    مطالعه در American Jewish Committee
  7. [7]AIPACحامیان ادغام دفاعی

    The United States-Israel Defense Technology Cooperation Initiative

    مطالعه در AIPAC

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.