واقعیت جدید ارز جهانی: دفتر کل واحد BIS، تعاملپذیری CBDC و آینده پرداختهای فرامرزی
در حالی که بانکهای مرکزی برای دیجیتالی کردن پول ملی رقابت میکنند، صنعت مالی با یک انتخاب حیاتی روبروست: اتصال «جزایر دیجیتال» تکهتکه شده یا مهاجرت به یک پلتفرم مشترک قابل برنامهریزی. پیشرفتهای اخیر در تسویه اتمی ثابت میکند که یک دفتر کل واحد جهانی از نظر فنی امکانپذیر است و نوید میدهد که تأخیرها و ریسکهای طرف مقابل در پرداختهای فرامرزی سنتی را از بین ببرد.
به قلم قاسم پناهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- معماران بانک مرکزی
- از یک پلتفرم مشترک قابل برنامهریزی برای حفظ نظارت نظارتی و قطعیت تسویه حمایت میکند.
- عملگرایان تعاملپذیری
- بر ایجاد پلهای پیامرسانی برای اتصال ارزهای دیجیتال متفاوت بدون اجبار به یک دفتر کل واحد جهانی تمرکز دارد.
- بخش بانکداری تجاری
- کارایی عملیاتی، کاهش ریسک طرف مقابل و حفظ سیستم بانکداری دو لایه را در اولویت قرار میدهد.
چرا مهم است
در حال حاضر، پرداختهای فرامرزی به دلیل تأخیرهای پردازش متوالی و نیاز به ذخایر ریسک طرف مقابل، میلیاردها دلار را در مسیر انتقال متوقف میکنند. گذار به یک سیستم تسویه اتمی و قابل برنامهریزی، هزینههای تراکنش را برای کسبوکارهای جهانی به شدت کاهش داده و استقرار سرمایه در زمان واقعی را در بازارهای بینالمللی ممکن میسازد.
سیستم مالی جهانی با شتاب در حال دیجیتالی کردن پول ملی است، اما ناخواسته در حال ساختن دنیایی تکهتکه است. از آنجایی که بانکهای مرکزی در سراسر جهان ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) خود را بر روی زیرساختهای فناوری مجزا توسعه میدهند، این خطر وجود دارد که «جزایر دیجیتالی» ایجاد کنند که نتوانند به طور بومی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. [۴][۵] تنش اصلی در قلب امور مالی مدرن بین دو دیدگاه رقیب برای حل این تکهتکه شدن نهفته است: آیا نهادها این جزایر متفاوت را با استفاده از پلهای پیامرسانی به هم متصل میکنند، یا کل زیربنا را بر روی یک پلتفرم مشترک و قابل برنامهریزی بازسازی میکنند؟ [۱][۴]
برای دههها، پرداختهای فرامرزی بر مدل بانکداری کارگزاری (Correspondent Banking) متکی بودهاند، سیستمی که مملو از ناکارآمدیهای ساختاری و فناوری قدیمی است. یک حواله بینالمللی واحد ممکن است تا ۱۲ تبادل پیام متوالی بین بانکها، اتاقهای پایاپای و مؤسسات تسویه مختلف نیاز داشته باشد تا وجوه نهایتاً به مقصد برسند. [۳] این فرآیند چند مرحلهای باعث تأخیر در تراکنشها، افزایش هزینههای عملیاتی و انزوای نقدینگی در حوزههای قضایی مختلف میشود. از آنجایی که تسویه آنی نیست، بانکهای جهانی مجبورند ذخایر سرمایهای عظیمی را در مناطق زمانی مختلف نگهداری کنند تا ریسک طرف مقابل را که در طول دوره انتقال انباشته میشود، مدیریت نمایند. [۳][۶] اصطکاک محض این سیستم به عنوان یک مالیات پنهان بر تجارت جهانی عمل میکند، رشد اقتصادی را محدود کرده و مدیریت خزانهداری را برای شرکتهای چندملیتی پیچیده میسازد.
بانک تسویه بینالمللی (BIS) برای حل این اصطکاکهای عمیق، یک خروج رادیکال از این معماری قدیمی را پیشنهاد کرده است. در یک چشمانداز گسترده که «فینترنت» (Finternet) نامیده میشود، BIS از یک سیستم مالی حمایت میکند که بسیار شبیه به اینترنت عمل کند—یعنی اکوسیستمهای متعدد و بههمپیوسته که برای توانمندسازی کاربران، کاهش موانع ورود و کاهش هزینههای تراکنش طراحی شدهاند. [۱] ابزار فناورانه مورد نیاز برای تحقق این چشمانداز، «دفتر کل واحد» (Unified Ledger) است؛ یک پلتفرم مشترک قابل برنامهریزی که در آن پول بانک مرکزی، سپردههای بانک تجاری و داراییهای توکنیزهشده دنیای واقعی، همگی به عنوان اشیاء قابل اجرا همزیستی دارند. [۱][۳] دفتر کل واحد با آوردن تمام اجزای لازم یک تراکنش مالی به یک مکان واحد، قصد دارد جهشی کوانتومی نسبت به مسیرهای پرداخت موجود ایجاد کند و محصولات مالی کاملاً جدیدی را ممکن سازد، در حالی که ثبات ارز فیات را حفظ میکند.
برای آزمایش این معماری نظری در یک محیط واقعی، BIS و مؤسسه مالی بینالمللی، «پروژه آگورا» (Project Agorá) را راهاندازی کردند؛ یک همکاری گسترده دولتی-خصوصی که نقطه عطفی در مهندسی مالی محسوب میشود. این طرح شامل هفت بانک مرکزی بزرگ—از جمله بانک فدرال رزرو نیویورک، بانک انگلستان و بانک ژاپن—به همراه بیش از ۴۰ مؤسسه مالی خصوصی است. [۲] در ماه مه ۲۰۲۶، این پروژه یافتههای مورد انتظار خود را منتشر کرد و نشان داد که یک پلتفرم مشترک قابل برنامهریزی برای پرداختهای عمدهفروشی فرامرزی نه تنها از لحاظ نظری ممکن است، بلکه امروزه از نظر فنی و حقوقی نیز عملی است. [۲] این همکاری ثابت کرد که حوزههای قضایی رقیب میتوانند سیستمهای پولی خود را با موفقیت در یک چارچوب دیجیتال واحد ادغام کنند، بدون اینکه کنترل حاکمیتی خود بر ارزهای ملی را فدا نمایند.
نمونه اولیه پروژه آگورا با موفقیت سپردههای توکنیزهشده بانکهای تجاری را با اعتماد، ایمنی و قطعیت ذخایر توکنیزهشده بانک مرکزی ترکیب کرد. [۲] با آوردن این داراییهای مالی متمایز به یک پلتفرم قابل برنامهریزی واحد، این سیستم «تسویه اتمی» (atomic settlement) را ممکن میسازد—توانایی تکمیل همزمان زنجیرههای پیچیده تراکنشهای عمدهفروشی فرامرزی به صورت «همه یا هیچ». [۲][۶] در محیط تسویه اتمی، تحویل دارایی و پرداخت دقیقاً در یک میلیثانیه رخ میدهد. اگر بخشی از تراکنش نتواند به طور کامل انجام شود، کل عملیات به صورت ایمن شکست میخورد و اصلاً اجرا نمیشود. این سازوکار به طور مؤثری ریسک موقت طرف مقابل را که سیستم متوالی فعلی را آزار میدهد، حذف میکند و تضمین میکند که هیچ یک از طرفین در انتظار تسویه وجوه در معرض خطر قرار نگیرند.
پیامدهای تسویه اتمی برای مدیریت نقدینگی جهانی و عملیات خزانهداری شرکتها بسیار عمیق است. در مدل فعلی بانکداری کارگزاری، بررسیهای انطباق، غربالگری ضد پولشویی و همسویی اطلاعات به صورت متوالی در هر مرحله از تراکنش رخ میدهد و اغلب سرمایه را برای روزها در مسیر انتقال به دام میاندازد. [۳] معماری دفتر کل واحد، این گردش کار را به طور اساسی بازسازی میکند و این بررسیها را به جلو میآورد و تضمین میکند که تمام الزامات نظارتی و انطباق قبل از اختصاص هرگونه نقدینگی به معامله، به طور کامل برآورده شوند. [۲] این تغییر ساختاری، نقدینگی فرامرزی را از یک نیاز به ذخیرهسازی سرمایهبر، به یک دارایی قابل استقرار در زمان واقعی تبدیل میکند و میلیاردها دلاری را که در حال حاضر در برزخ تسویه قفل شدهاند، آزاد میسازد.
با این حال، چشمانداز BIS در مورد دفتر کل واحد، تنها رویکرد برای حل چالش تعاملپذیری جهانی نیست. سازمانهایی که عمیقاً در زیرساختهای پیامرسانی فعلی ریشه دارند، از یک رویکرد عملگرایانهتر و غیرمتمرکز حمایت میکنند که بر اساس شبکههای موجود بنا شده است. [۴] جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی (SWIFT) آزمایشهای گستردهای انجام داده است که نشان میدهد زیرساختهای قدیمی را میتوان با موفقیت برای اتصال شبکههای مختلف CBDC تطبیق داد. [۴] طرفداران این مدل استدلال میکنند که مهاجرت کل سیستم مالی جهانی به یک دفتر کل مشترک واحد، از نظر سیاسی و عملیاتی غیرواقعی است و اتصال متقابل را به مسیری سریعتر برای مدرنسازی تبدیل میکند.
با این حال، چشمانداز BIS در مورد دفتر کل واحد، تنها رویکرد برای حل چالش تعاملپذیری جهانی نیست.
رویکرد سوئیفت بر ایجاد یک «دروازه اتصالدهنده» پیچیده تمرکز دارد که بین شبکههای مختلف CBDC و توکنیزاسیون قرار میگیرد. [۴] به جای مجبور کردن همه شرکتکنندگان جهانی به کنار گذاشتن سیستمهای اختصاصی خود برای یک دفتر کل مشترک واحد، این دروازه پیامرسانی بین آنها را هماهنگ میکند و به مؤسسات اجازه میدهد تا زیرساختهای موجود خود را دوباره استفاده کنند در حالی که با اشکال جدید پول دیجیتال معامله میکنند. [۴] این مدل واقعیت عملی را تأیید میکند که بانکهای مرکزی در حال حاضر ارزهای دیجیتال خود را بر روی پشتههای فناوری بسیار متفاوتی مانند کوردا (Corda)، کووروم (Quorum) یا هایپرلجر (Hyperledger) میسازند و برای تسهیل جریانهای فرامرزی بدون به خطر انداختن معماریهای داخلی خود، به یک پل بیطرف نیاز دارند.
به طور مشابه، شبکههای اوراکل غیرمتمرکز مانند چینلینک (Chainlink) در حال استقرار پروتکلهای پیشرفتهای هستند تا اطمینان حاصل کنند که این جزایر دیجیتال منزوی میتوانند به طور ایمن و بدون وقفه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. [۵] پروتکل تعاملپذیری بین زنجیرهای (CCIP) به عنوان یک استاندارد جهانی برای پیامرسانی بین زنجیرهای عمل میکند و به دفاتر کل خصوصی CBDC عمدهفروشی و CBDCهای خردهفروشی اجازه میدهد تا به طور بومی با بلاکچینهای عمومی و برنامههای مالی غیرمتمرکز تعامل داشته باشند. [۵] طرفداران این رویکرد غیرمتمرکز استدلال میکنند که یک شبکه از شبکهها ذاتاً انعطافپذیرتر، مقاومتر و از نظر سیاسی عملیتر از یک پلتفرم واحد و از بالا به پایین است و به هر حوزه قضایی اجازه میدهد تا با سرعت خود نوآوری کند در حالی که اتصال جهانی حفظ میشود.
بحث بین دفتر کل واحد و جزایر دیجیتال بههمپیوسته صرفاً یک اختلاف فنی نیست؛ بلکه اساساً در مورد حاکمیت، نظارت نظارتی و کنترل است. [۱][۶] BIS تأکید میکند که هر سیستم پولی آینده باید ساختار بانکداری دو لایه تثبیت شده را حفظ کند، جایی که بانکهای مرکزی اعتماد اساسی را از طریق قطعیت تسویه فراهم میکنند و بانکهای تجاری عملیات رو در رو با مشتری و تخصیص اعتبار را مدیریت مینمایند. [۱][۳] معماران بانک مرکزی استدلال میکنند که یک پلتفرم مشترک، امنترین راه برای حفظ این نظارت نظارتی سختگیرانه است، در حالی که مزایای کارایی غیرقابل انکار توکنیزاسیون و قراردادهای هوشمند را نیز به دست میآورد.
در مقابل، رویکرد اتصال متقابل فرض میکند که استقلال قضایی و واقعیتهای ژئوپلیتیکی به ناچار منجر به انتخابهای فناوری تکهتکه در بلوکهای اقتصادی مختلف خواهد شد. [۴][۵] اگر هر کشوری دفتر کل CBDC منزوی خود را بسازد، یک بانک جهانی که در دهها کشور فعالیت میکند، باید نقدینگی را در چندین بلاکچین مجزا مدیریت کند، که یک کابوس لجستیکی ایجاد میکند. [۵] بدون استانداردهای تعاملپذیری قوی و دروازههای اتصالدهنده، این تکهتکه شدن میتواند در واقع ناکارآمدی سرمایه و پیچیدگی عملیاتی را در مقایسه با سیستم بانکداری کارگزاری قدیمی افزایش دهد و هدف از دیجیتالی شدن را به طور کامل از بین ببرد.
یافتههای اخیر پروژه آگورا نشان میدهد که یک راه میانه عملگرایانه بین این دو فلسفه رقیب در حال ظهور است. معماری نمونه اولیه لایهبندی شده این پروژه، بانکهای مرکزی را قادر میسازد تا استقلال کامل خود را بر ارزهای ملی و عملیات داخلی خود حفظ کنند، در حالی که همچنان در یک پلتفرم مشترک و تعاملپذیر برای جریانهای بینالمللی شرکت میکنند. [۲] نکته مهم این است که تحلیل حقوقی جامعی که در طول پروژه انجام شد، نشان داد که قطعیت تسویه در هر هفت حوزه قضایی شرکتکننده، بدون تغییر ماهیت حقوقی اساسی ذخایر بانک مرکزی یا نیاز به بازنویسی کامل قوانین مالی بینالمللی، قابل دستیابی است.
حریم خصوصی همچنان یک مانع حیاتی برای هر سیستم دفتر کل مشترک است، زیرا مؤسسات مالی نمیتوانند دادههای حساس تراکنش، هویت مشتریان یا استراتژیهای معاملاتی اختصاصی را در یک شبکه شفاف افشا کنند. [۲][۵] نمونه اولیه آگورا با اجرای فناوریهای پیشرفته حفظ حریم خصوصی که از دادهها در سطوح موجودی و تراکنش محافظت میکنند، مستقیماً به این چالش پرداخت. [۲] این تکنیکهای رمزنگاری تضمین میکنند که اطلاعات حساس فقط برای طرفین معامله و مقامات نظارتی مربوطه قابل مشاهده باشد و الزامات سختگیرانه اشتراکگذاری داده و شفافیت را برآورده سازد، در حالی که همچنان به قراردادهای هوشمند اجازه میدهد به طور خودکار اجرا شوند.
با حرکت صنعت مالی به سمت افقهای پیادهسازی ۲۰۲۷ برای ابتکارات مختلف ارز دیجیتال، تمرکز به سرعت از اثباتهای مفهومی نظری به آزمایش ارزش واقعی در شرایط بازار زنده در حال تغییر است. [۲][۶] پروژه آگورا قصد دارد مراحل آزمایش خود را پیش ببرد تا تراکنشهای با ارزش واقعی شامل ارزهای واقعی و شرکتکنندگان تجاری را در بر گیرد و دفتر کل واحد را از یک طرح مفهومی به یک زیرساخت بازار عملیاتی تبدیل کند. [۲] این گذار یک نقطه بلوغ حیاتی برای امور مالی توکنیزهشده است و ثابت میکند که این فناوری میتواند مقیاس و دقت بازارهای سرمایه جهانی را مدیریت کند.
در نهایت، گذار به یک سیستم مالی جهانی کاملاً توکنیزهشده نیازمند همکاری بیسابقهای بین مقامات دولتی، بانکهای مرکزی و مؤسسات بخش خصوصی خواهد بود. [۱] چه معماری آینده در نهایت شبیه به یک دفتر کل واحد باشد که توسط اجماع بینالمللی اداره میشود، یا یک شبکه بههمپیوسته از جزایر دیجیتال حاکمیتی که توسط دروازههای پیشرفته متصل شدهاند، مقصد روشن است. [۱][۴][۶] اقتصاد جهانی به سمت یک زیرساخت مالی قابل برنامهریزی و همیشه فعال در حرکت است که هزینه، ریسک و اصطکاک انتقال ارزش در سراسر مرزها را به شدت کاهش داده و آینده تجارت بینالمللی را دگرگون خواهد کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
معماران بانک مرکزی
از یک پلتفرم مشترک قابل برنامهریزی برای حفظ نظارت نظارتی و قطعیت تسویه حمایت میکند.
این گروه، که توسط نهادهایی مانند BIS رهبری میشود، استدلال میکند که اگر زیرساختهای اصلی تکهتکه باقی بمانند، صرفاً دیجیتالی کردن پول کافی نیست. آنها معتقدند که یک دفتر کل واحد—که در آن پول بانک مرکزی و سپردههای تجاری همزیستی دارند—تنها راه برای دستیابی به تسویه اتمی واقعی است. با نگه داشتن CBDCهای عمدهفروشی در هسته سیستم، بانکهای مرکزی تضمین میکنند که کنترل بر سیاست پولی و قطعیت تسویه را حفظ میکنند و از غصب نقش ارز فیات ملی در تجارت فرامرزی توسط استیبلکوینهای خصوصی جلوگیری مینمایند.
عملگرایان تعاملپذیری
بر ایجاد پلهای پیامرسانی برای اتصال ارزهای دیجیتال متفاوت بدون اجبار به یک دفتر کل واحد جهانی تمرکز دارد.
سازمانهایی که در زیرساختهای مالی موجود ریشه دارند، مانند سوئیفت و شبکههای اوراکل غیرمتمرکز، استدلال میکنند که یک دفتر کل واحد جهانی از نظر ژئوپلیتیکی غیرممکن است. در عوض، آنها از «دروازههای اتصالدهنده» حمایت میکنند که به کشورهای مستقل اجازه میدهد CBDCهای خود را بر روی پشتههای فناوری دلخواه خود بسازند. این رویکرد عملگرایانه، اتصال متقابل این «جزایر دیجیتال» را از طریق استانداردهای پیامرسانی جهانی در اولویت قرار میدهد و تضمین میکند که مؤسسات میتوانند مسیرهای پرداخت خود را مدرن کنند بدون اینکه سیستمهای قدیمی خود را کنار بگذارند یا کنترل معماری را به یک نهاد بینالمللی واگذار کنند.
بخش بانکداری تجاری
کارایی عملیاتی، کاهش ریسک طرف مقابل و حفظ سیستم بانکداری دو لایه را در اولویت قرار میدهد.
برای مؤسسات مالی خصوصی، گذار به پول قابل برنامهریزی کاملاً در مورد کارایی سرمایه است. مدل فعلی بانکداری کارگزاری آنها را مجبور میکند میلیاردها دلار نقدینگی را برای ذخیرهسازی در برابر تأخیرهای پیامرسانی متوالی قفل کنند. بانکهای تجاری به شدت از ابتکاراتی مانند پروژه آگورا حمایت میکنند زیرا تسویه اتمی این ریسک موقت طرف مقابل را از بین میبرد. علاوه بر این، آنها از معماریهایی حمایت میکنند که مدل سنتی بانکداری دو لایه را حفظ کند و تضمین نماید که بانکهای تجاری رابط اصلی برای سپردههای مشتری و تخصیص اعتبار باقی بمانند.
نکات کلیدی
- بانکهای مرکزی در حال توسعه ارزهای دیجیتال بر روی پشتههای فناوری مجزا هستند که خطر ایجاد «جزایر دیجیتالی» تکهتکه را به همراه دارد.
- BIS «دفتر کل واحد» را پیشنهاد میکند تا ذخایر بانک مرکزی و سپردههای تجاری را به یک پلتفرم واحد قابل برنامهریزی بیاورد.
- پروژه آگورا با موفقیت نشان داد که «تسویه اتمی» میتواند ریسک طرف مقابل ذاتی در پرداختهای فرامرزی قدیمی را از بین ببرد.
- رویکردهای جایگزین بر ایجاد دروازههای اتصالدهنده برای پیوند دادن شبکههای متفاوت، بدون نیاز به یک دفتر کل واحد جهانی، تمرکز دارند.
منابع
[1]Bank for International Settlementsمعماران بانک مرکزیFinternet: the financial system for the future
مطالعه در Bank for International Settlements →
[2]Bank for International Settlementsمعماران بانک مرکزیProject Agorá: A shared programmable platform for wholesale cross-border payments
مطالعه در Bank for International Settlements →
[3]Bank for International Settlementsمعماران بانک مرکزیBlueprint for the future monetary system: improving the old, enabling the new
مطالعه در Bank for International Settlements →
[4]SWIFTعملگرایان تعاملپذیریConnecting digital islands: Paving the way for global use of CBDCs and tokenised assets
مطالعه در SWIFT →
[5]تیم سردبیری کوهستانبخش بانکداری تجاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

