استراتژی دفاعی ۲۰۲۶ پنتاگون صراحتاً اروپا را در اولویت پایینتر قرار میدهد و بر «اولویت میهن» تمرکز میکند
استراتژی ملی دفاعی ۲۰۲۶ که به تازگی منتشر شده است، اولویتهای نظامی آمریکا را به طور اساسی بازآرایی میکند و دفاع سرزمینی از میهن ایالات متحده را در صدر قرار میدهد، در حالی که از متحدان اروپایی میخواهد مسئولیت اصلی دفاع متعارف خود را بر عهده بگیرند.
به قلم مرجان موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران «اول آمریکا»
- استدلال میکنند که اولویت دادن به میهن و مجبور کردن متحدان به تحمل بار دفاع متعارف خودشان برای امنیت پایدار ایالات متحده ضروری است.
- طرفداران استقلال استراتژیک اروپا
- این تغییر را به عنوان یک کاتالیزور اجتنابناپذیر برای اروپا میبینند تا قابلیتهای دفاعی خود را یکپارچه کرده و یک ستون نظامی خودکفا در ناتو بسازد.
- متحدان هند-آرام
- نگرانی خود را در مورد ماهیت مبتنی بر معامله استراتژی جدید، به ویژه حذف تایوان و معیار سختگیرانه ۵٪ هزینههای تولید ناخالص داخلی، ابراز میکنند.
- تحلیلگران نهاد دفاعی
- بر واقعیتهای عملیاتی اجرای استراتژی تمرکز میکنند و به تنش بین اهداف بلندپروازانه دفاع از میهن و چالشهای لجستیکی کالیبراسیون مجدد نیروها اشاره میکنند.
در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶، البریج کولبی (Elbridge Colby)، معاون وزیر سیاستگذاری، بازبینی شش ماههای را برای ۸۰٬۰۰۰ پرسنل نظامی آمریکایی مستقر در سراسر قاره اروپا آغاز کرد. این ممیزی یک تمرین لجستیکی معمول نیست؛ بلکه سازوکار عملیاتی برای اجرای استراتژی ملی دفاعی (NDS) ۲۰۲۶ است. این استراتژی که اوایل سال جاری توسط وزارت جنگ (Department of War) که به تازگی تغییر نام داده، منتشر شد، شدیدترین انقباض ساختاری تعهدات نظامی آمریکا از زمان پایان جنگ سرد را نشان میدهد. پنتاگون با جایگزینی صریح دکترین «بازدارندگی یکپارچه» با یک سلسله مراتب سختگیرانه از اولویتهای جغرافیایی، به طور رسمی به دوران برتری خودکار آمریکا در اروپا پایان داده است.[1][2][3][4][5][7][8]
معماری استراتژی ملی دفاعی ۲۰۲۶ بر دکترین موسوم به «اولویت میهن» استوار است. به مدت هفتاد سال، ارتش ایالات متحده بر این فرض عمل میکرد که استقرار پیشرو – مقابله با تهدیدات در اروپا یا آسیا قبل از رسیدن آنها به سواحل آمریکا – مؤثرترین شکل دفاع است. استراتژی جدید این منطق را معکوس میکند. دفاع سرزمینی از قاره آمریکای شمالی و نیمکره غربی اکنون به عنوان اصل سازماندهنده ارتش ایالات متحده عمل میکند، نه یک وظیفه پشتیبانی.[4][5][6][7]
این جهتگیری مجدد در تفسیری احیا شده و نظامیشده از دکترین مونرو (Monroe Doctrine) آشکار میشود. این استراتژی، امنیت مرزی، عملیات مبارزه با مواد مخدر و حفاظت از مناطق کلیدی نیمکره – به ویژه کانال پاناما، خلیج مکزیک و گرینلند – را به عنوان مأموریتهای نظامی اصلی تعیین میکند. برای محافظت از قاره در برابر تهدیدات پیشرفته هوافضا، این سند توسعه «گنبد طلایی» (Golden Dome)، یک معماری جامع دفاع موشکی و پهپادی نسل بعدی را که برای محافظت از حریم هوایی داخلی طراحی شده است، الزامی میکند.[4][5][6][8]
بازدارندگی چین همچنان اولویت دوم پنتاگون است، اما رویکرد استراتژی به منطقه هند-آرام به طور قابل توجهی کالیبره شده است. تمرکز به «بازدارندگی از طریق انکار» در امتداد زنجیره جزایر اول محدود میشود و هدف آن جلوگیری از هژمونی منطقهای با غیرممکن ساختن تهاجم از نظر لجستیکی است. با این حال، سند طبقهبندی نشده به طور آشکار از ذکر صریح تایوان خودداری میکند، سکوتی که نشاندهنده حرکت به سمت ابهام استراتژیک و رویکردی مبتنی بر معامله بیشتر به نقاط بحرانی منطقهای است.[1][4][7][9]
فوریترین پیامد این سلسله مراتب متوجه اروپا است، که استراتژی صراحتاً آن را به یک صحنه عملیاتی ثانویه تنزل میدهد. واشنگتن دیگر به طور پیشفرض، دفاع متعارف قاره را تضمین نخواهد کرد. در عوض، استراتژی ملی دفاعی تأکید میکند که متحدان اروپایی از نظر اقتصادی توانمند هستند و باید مسئولیت اصلی مدیریت تهدید نظامی متعارف ناشی از روسیه را بر عهده بگیرند.[1][5][7]
این تقسیم کار، که برخی مقامات آن را «ناتو ۳.۰» توصیف میکنند، به معنای خروج کامل آمریکا از این ائتلاف نیست. ایالات متحده تضمین بازدارندگی هستهای گسترده خود را حفظ خواهد کرد و همچنان توانمندسازهای استراتژیک سطح بالا، مانند زیرساختهای پیشرفته اطلاعاتی، نظارتی و فرماندهی و کنترل را فراهم خواهد نمود. با این حال، نیروهای زمینی انبوه و زرهی متعارفی که به طور تاریخی مانع از تهاجمات سرزمینی میشدند، اکنون باید توسط پایتختهای اروپایی تولید و حفظ شوند.[1][3]
این تقسیم کار، که برخی مقامات آن را «ناتو ۳.۰» توصیف میکنند، به معنای خروج کامل آمریکا از این ائتلاف نیست.
برای اجرای این انتقال، استراتژی زبان سنتی اطمینانبخشی را به نفع مشارکت مشروط کنار میگذارد. تقسیم بار دیگر یک هدف آرمانی نیست، بلکه یک پیشنیاز سختگیرانه برای حمایت آمریکا است. پنتاگون یک معیار جدید تعیین کرده و از متحدان میخواهد ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به هزینههای دفاعی اختصاص دهند – افزایشی عظیم نسبت به استاندارد ۲ درصدی قبلی که بسیاری از اعضای ناتو در حال حاضر برای دستیابی به آن با مشکل مواجه بودند.[1][8]
این دستورالعمل مالی فراتر از اروپا گسترش مییابد. در منطقه هند-آرام، متحدانی مانند ژاپن و استرالیا با فشارهای مشابهی برای گسترش سریع بودجههای نظامی خود و پذیرش بارهای امنیتی منطقهای بیشتر روبرو هستند. این استراتژی تلویحاً بیان میکند که حمایت دیپلماتیک و نظامی آمریکا مستقیماً با خروجی نظامی قابل تأیید و سهم مالی یک متحد کالیبره خواهد شد، نه با همسویی سیاسی تاریخی.[1][9]
انقباض ژئوپلیتیکی به شدت با یک دستور کار صنعتی داخلی مرتبط است. ستون چهارم استراتژی ملی دفاعی بر «فوقالعاده کردن» پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا تمرکز دارد. با مجبور کردن متحدان به خرید تجهیزات بیشتر برای برآورده کردن مسئولیتهای متعارف جدید خود، و در عین حال اولویت دادن به تدارکات داخلی برای دفاع از میهن، هدف این استراتژی تحریک گسترش عظیم ظرفیت تولید ایالات متحده است.[4][8]
اجرای این استراتژی مستلزم عبور از اصطکاکهای نهادی و لجستیکی قابل توجهی است. بازبینی در حال انجام وضعیت نیروها در اروپا احتمالاً منجر به کاهش حضور دائمی خواهد شد، و از پادگانهای بزرگ و دائمی در آلمان و ایتالیا به سمت استقرار چرخشی و واحدهای فنی تخصصی حرکت خواهد کرد. با این حال، خارج کردن دهها هزار نیرو و زیرساختهای مرتبط با آنها بدون ایجاد آسیبپذیریهای موقت، نیازمند توالیبندی دقیق است.[2][3]
علاوه بر این، اتکای استراتژی به «گنبد طلایی» و سیستمهای پیشرفته دفاع از میهن، نیازمند پیشرفتهای فناورانهای است که هنوز اثبات نشدهاند. هدایت مجدد سرمایه از نیروهای متعارف مستقر در جلو به سمت دفاع هوافضای داخلی، یک قمار بزرگ در زمینه تدارکات است، با این شرط که سپرهای فناوری بتوانند جایگزین ارزش بازدارندگی نیروهای مستقر در جلو شوند.[6]
برای وزارتخانههای دفاع اروپا، استراتژی ملی دفاعی ۲۰۲۶ مفهوم دیرینه «استقلال استراتژیک» را از یک بحث فکری به یک ضرورت عملیاتی فوری تسریع کرده است. بدون تضمین حجم متعارف آمریکا، اتحادیه اروپا و ستون اروپایی ناتو باید به سرعت صنایع دفاعی و ساختارهای فرماندهی پراکنده خود را یکپارچه کنند تا یک بازدارنده معتبر در برابر مسکو ارائه دهند.[1][6]
در نهایت، استراتژی ملی دفاعی ۲۰۲۶ امنیت جهانی را به عنوان تخصیص مجموع-صفر منابع محدود در نظر میگیرد. پنتاگون با تعریف میهن به عنوان تنها منافع حیاتی و در نظر گرفتن سایر مناطق به عنوان حاشیه، تلاش میکند تا یک تخریب کنترلشده از معماری امنیتی پس از سال ۱۹۴۵ را مهندسی کند و شبکه گستردهای از تعهدات جهانی را با یک محیط مستحکم و شبکهای از دولتهای حائل مجهز و خودکفا جایگزین نماید.[5][7]
روند رویداد
January 23, 2026
وزارت جنگ استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ را منتشر میکند و به طور رسمی دکترین «اولویت میهن» را پایهگذاری میکند.
June 18, 2026
پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر جنگ، در جریان نشست وزیران ناتو، بازبینی جامعی از وضعیت نیروهای آمریکایی در اروپا را اعلام میکند.
July 28, 2026
معاون وزیر البریج کولبی رسماً بازبینی شش ماهه وضعیت نیروهای اروپایی را برای هماهنگی استقرارها با استراتژی جدید آغاز میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
منطق «اول آمریکا»
طرفداران استدلال میکنند که ایالات متحده دیگر نمیتواند هزینه تضمین امنیت جهانی را بپردازد در حالی که مرزها و پایگاه صنعتی خودش در حال تحلیل رفتن است.
با ایجاد یک سلسله مراتب سختگیرانه از اولویتها، این استراتژی یک اصلاح ضروری را برای دههها گسترش بیش از حد نیروها تحمیل میکند. طرفداران، دستورالعمل ۵ درصدی هزینه را نه به عنوان یک جریمه، بلکه به عنوان مکانیزمی برای شوک وارد کردن به متحدان ثروتمند برای خروج از خودرضایتی میبینند. آنها استدلال میکنند که اتحادها باید بر اساس خروجی نظامی عادلانه و نه احساسات تاریخی بنا شوند، و تضمین میکنند که ارتش ایالات متحده برای دفاع نهایی از میهن آمریکا و نیمکره غربی حفظ شود.
درک اروپایی
سیاستگذاران اروپایی این استراتژی را به عنوان کاتالیزور نهایی برای استقلال استراتژیک واقعی میبینند.
برای پایتختهای اروپایی، این استراتژی تأیید میکند که دوران نجات خودکار آمریکا به پایان رسیده است. طرفداران استقلال استراتژیک به جای اینکه این را صرفاً یک رهاسازی ببینند، استدلال میکنند که این یک زنگ بیدارباش ضروری است. آنها معتقدند که ایجاد یک ستون اروپایی معتبر و خودکفا در ناتو تنها راه برای تأمین امنیت قاره در برابر تجاوز روسیه است، در حالی که واشنگتن منابع خود را بر نیمکره غربی و هند-آرام متمرکز میکند.
اضطراب هند-آرام
شرکای منطقهای لحن مبتنی بر معامله و حذفیات خاص استراتژی را با نگرانی عمیق مشاهده میکنند.
در حالی که متحدان از تمرکز بر بازدارندگی چین در امتداد زنجیره جزایر اول استقبال میکنند، حذف صریح تایوان و تأکید شدید بر میهن ایالات متحده نشان میدهد که تضمینهای امنیتی آمریکا ممکن است قابل مذاکره باشند. کشورهایی مانند استرالیا و ژاپن نگرانند که معیار سختگیرانه ۵٪ تولید ناخالص داخلی میتواند اقتصاد داخلی آنها را بیثبات کند در حالی که تضمینکننده مداخله ایالات متحده در یک بحران نیست، و آنها را در برابر تغییر توازن قدرت آسیبپذیر میسازد.
چالش اجرا
تحلیلگران دفاعی در مورد شکاف خطرناک بین لفاظیهای استراتژی و اجرای عملیاتی آن هشدار میدهند.
خروج نیروهای متعارف از اروپا قبل از اینکه متحدان ظرفیت جایگزینی را ایجاد کنند، میتواند یک پنجره آسیبپذیری موقت ایجاد کند که ممکن است متخاصمان از آن سوء استفاده کنند. علاوه بر این، تحلیلگران هشدار میدهند که مفهوم دفاع موشکی «گنبد طلایی» متکی بر فناوریهای اثبات نشده است و میلیاردها دلار را در معرض خطر قرار میدهد برای یک سپر دفاعی که ممکن است به طور مؤثر از میهن در برابر تهدیدات هوافضای همرده محافظت نکند، در حالی که به طور همزمان بازدارندههای مستقر در جلو را تضعیف میکند.
چرا مهم است
پنتاگون با تنزل صریح اروپا به یک صحنه عملیاتی ثانویه و درخواست از متحدان برای مدیریت دفاع متعارف خود، معماری امنیتی جهانی پس از جنگ جهانی دوم را به طور بنیادی بازنویسی میکند و این امر مستلزم تخصیص مجدد گسترده هزینهها و مسئولیتهای نظامی در سراسر جهان است.
منابع
[1]European Policy Centreطرفداران استقلال استراتژیک اروپاThe 2026 NDS is not an incremental update but a deliberate reordering of American defence priorities
مطالعه در European Policy Centre →
[2]Defense Newsتحلیلگران نهاد دفاعیPentagon formally launches Europe force posture review
مطالعه در Defense News →
[3]Observer Research Foundationتحلیلگران نهاد دفاعیNATO 3.0: The US reassesses its military posture in Europe
مطالعه در Observer Research Foundation →
[4]Department of Defenseطرفداران «اول آمریکا»2026 National Defense Strategy
مطالعه در Department of Defense →
[5]Center for Strategic and International Studiesتحلیلگران نهاد دفاعیThe Trump II Defense Strategy: 'America First'
مطالعه در Center for Strategic and International Studies →
[6]German Marshall Fundطرفداران استقلال استراتژیک اروپاThe homeland-first philosophy that guides the Trump administration's National Defense Strategy
مطالعه در German Marshall Fund →
[7]Beyond the Horizonمتحدان هند-آرامShifting U.S. Priorities: Homeland First?
مطالعه در Beyond the Horizon →
[8]Military.comطرفداران «اول آمریکا»The Department of War released its 2026 National Defense Strategy
مطالعه در Military.com →
[9]Foreign Policy In Focusمتحدان هند-آرامThe American gaze has shifted inward, leaving the 'Indo' part of the Indo-Pacific to seek its own equilibrium
مطالعه در Foreign Policy In Focus →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



