حمله آمریکا به پرتابگرهای ایرانی در تنگه هرمز و واکنش تلافیجویانه ایران به پایگاههای اردن و امارات
ایالات متحده مواضع موشکی ایران در جزیره لارک را هدف قرار داد و به وقفه چند هفتهای در درگیری ششماهه پایان داد. ایران بلافاصله با حمله به تأسیسات نظامی آمریکا در اردن و امارات متحده عربی تلافی کرد.
به قلم امیر رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نهاد دفاعی آمریکا
- اولویتدهی به تضعیف تهدیدات ساحلی ایران برای تضمین خطوط کشتیرانی جهانی.
- سپاه پاسداران ایران
- تلاش برای ایجاد بازدارندگی با قرار دادن پایگاههای منطقهای آمریکا و کشورهای میزبان در معرض خطر.
- کشورهای میزبان منطقهای
- هدفگذاری برای اجتناب از درگیری مستقیم و جلوگیری از تبدیل شدن قلمروهایشان به میدانهای جنگ فعال.
روند رویداد
اوایل ۲۰۲۶
درگیری گستردهتر آمریکا و ایران آغاز میشود و منجر به ماهها حملات متناوب میشود.
جولای ۲۰۲۶
یک وقفه عملیاتی بالفعل برقرار میشود و درگیریهای نظامی مستقیم برای چندین هفته متوقف میشود.
۳۰ آگوست ۲۰۲۶
نیروهای آمریکایی به پرتابگرهای موشکی ایران مستقر در جزیره لارک در تنگه هرمز حمله میکنند.
۳۱ آگوست ۲۰۲۶
سپاه پاسداران ایران با حمله به تأسیسات نظامی آمریکا واقع در اردن و امارات تلافی میکند.
چرا مهم است
این تشدید تنش، وقفه عملیاتی اخیر در جنگ آمریکا و ایران را در هم میشکند و کشورهای میزبان متحد مانند اردن و امارات را مستقیماً به خط آتش میکشاند. هدفگیری مجدد در اطراف تنگه هرمز نیز بلافاصله این گلوگاه اصلی حمل و نقل جهانی انرژی را تهدید میکند.
این هفته، فرض غالب مبنی بر اینکه درگیری ششماهه بین ایالات متحده و ایران به یک بنبست پایدار و منجمد تبدیل شده است، در هم شکست. هفتههای آرامش، به جای اینکه نشانهای از کاهش دائمی تنش باشد، صرفاً جابهجایی داراییها را پنهان میکرد که در نهایت منجر به تبادل سریع و خشونتآمیز حملات در سه کشور شد. شواهد حاکی از آن است که نه تنها خصومتها رو به کاهش نیست، بلکه شاهد تنظیم مجدد و حسابشده اهداف با تمرکز بر حیاتیترین گلوگاه دریایی جهان هستیم.[2]
خصومتهای از سر گرفته شده زمانی آغاز شد که نیروهای آمریکایی حملات هدفمندی را علیه پرتابگرهای موشکی ایران مستقر در جزیره لارک انجام دادند. این جزیره که در بخش شرقی تنگه هرمز واقع شده است، به عنوان یک پایگاه استراتژیک برای دفاع ساحلی و سامانههای موشکی ضد کشتی ایران عمل میکند. ارتش آمریکا این عملیات را به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ضروری برای تضعیف قابلیتهایی که مستقیماً خطوط کشتیرانی بینالمللی را تهدید میکردند، توصیف کرد. این اولین اقدام نظامی آمریکا در این صحنه در چندین هفته اخیر بود.[2][3]
پاسخ تهران فوری و از نظر جغرافیایی گسترده بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) حملات تلافیجویانهای را با هدف قرار دادن تأسیسات نظامی آمریکا واقع در اردن و امارات متحده عربی انجام داد. ایران با حمله به پایگاهها در کشورهای میزبان متحد، به جای درگیری مستقیم با داراییهای دریایی آمریکا در خلیج، توانایی خود را برای گسترش صحنه درگیری و تحمیل هزینههای سیاسی بر شرکای منطقهای واشنگتن نشان داد.[1]
انتخاب اهداف توسط هر دو طرف، انگیزههای ساختاری هدایتکننده این مرحله از جنگ را نشان میدهد. برای ایالات متحده، خنثیسازی پرتابگرهای جزیره لارک یک ضرورت تاکتیکی برای حفظ آزادی ناوبری از طریق تنگه هرمز است، جایی که بخش قابل توجهی از نفت دریایی جهان روزانه از آن عبور میکند. دکترین نظامی واشنگتن در منطقه بر جلوگیری از گروگانگیری بازارهای جهانی انرژی توسط هر دولت واحدی از طریق جنگ نامتقارن ساحلی استوار است.[2][3]
انتخاب اهداف توسط هر دو طرف، انگیزههای ساختاری هدایتکننده این مرحله از جنگ را نشان میدهد.
در مقابل، تلافی ایران علیه پایگاههای اردن و امارات دو هدف را دنبال میکند. از نظر تاکتیکی، شبکههای دفاع هوایی تأسیسات آمریکا در سراسر خاورمیانه را آزمایش میکند. از نظر استراتژیک، این اقدام پیام صریحی به پایتختهای عربی میفرستد که میزبانی نیروهای آمریکایی خطرات جدی داخلی و زیرساختی به همراه دارد. هدف تهران این است که با تبدیل حضور نیروهای آمریکایی به یک مسئولیت به جای سپر دفاعی برای دولتهای میزبان، معماری امنیتی تحت رهبری آمریکا را متلاشی کند.[1]
قرار گرفتن امارات و اردن در خط آتش، محاسبات دیپلماتیک این کشورها را به طور اساسی تغییر میدهد. هر دو کشور ماهها تلاش کردهاند تا پیوندهای امنیتی عمیق خود با واشنگتن را با ضرورت اجتناب از رویارویی مستقیم با تهران متعادل سازند. حملات سپاه پاسداران این دولتها را در موقعیت ناخوشایندی قرار میدهد و آنها را ملزم میکند تا ضمن مدیریت نگرانیهای داخلی، تصمیم بگیرند که آیا حملات را علناً محکوم کنند یا بیسروصدا از آمریکا بخواهند که از تشدید بیشتر تنش خودداری کند.[1][2]
این تبادل آتش همچنین شکنندگی وقفههای غیررسمی را که مشخصه درگیری ششماهه بودهاند، برجسته میکند. بدون مکانیسم آتشبس رسمی یا کانالهای دیپلماتیک مستقیم، بازدارندگی صرفاً از طریق کالیبراسیون مهمات منتقل میشود. حمله آمریکا به جزیره لارک با هدف نشان دادن مرزها در مورد تهدیدات دریایی انجام شد، اما پاسخ ایران نشان میدهد که تهران هرگونه حمله مستقیم به قلمرو خود—حتی یک جزیره فراساحلی—را آستانهای میداند که نیازمند پاسخی چندجانبه است.[3]
در ادامه، سؤال فوری این است که آیا این تبادل آتش نشاندهنده یک تلافی محدود و متقابل است یا اولین شلیک یک کارزار پایدار. ارتش آمریکا اکنون باید مزایای عملیاتی تضعیف بیشتر سامانههای ساحلی ایران را در برابر خطر دعوت به حملات سنگینتر به پایگاههای منطقهای خود بسنجد. در حال حاضر، توهم یک درگیری منجمد از بین رفته و جای خود را به واقعیت یک جنگ فعال و بیثبات داده است که خلیج فارس و شام را در بر میگیرد.[1][2]
نکات کلیدی
- نیروهای آمریکایی به پرتابگرهای موشکی ایران در جزیره لارک حمله کردند و به وقفه عملیاتی چند هفتهای پایان دادند.
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در اردن و امارات تلافی کرد.
- این تبادل آتش، خصومتهای فعال در درگیری ششماهه آمریکا و ایران را دوباره شعلهور میکند.
- حملات بر تنگه هرمز، یک گلوگاه حیاتی برای بازارهای جهانی انرژی، متمرکز شدهاند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه فرماندهی استراتژیک آمریکا
اولویتدهی به خنثیسازی تهدیدات نامتقارن برای حفظ آزادی ناوبری.
برای ارتش آمریکا، هدف اصلی در خلیج فارس جلوگیری از دیکته کردن جریان انرژی جهانی توسط هر بازیگر واحدی است. حملات به جزیره لارک به عنوان حفظ ضروری بازدارندگی تلقی میشود، که سامانههای ساحلی ایران را قبل از اینکه بتوانند برای تهدید کشتیرانی تجاری استفاده شوند، تضعیف میکند. از این منظر، وقفه عملیاتی صلح دائمی نبود، بلکه پنجرهای بود که به محض اینکه اطلاعات نشاندهنده سطح غیرقابل قبولی از تهدید از سوی پرتابگرهای موشکی جزیره شد، بسته شد.
دکترین بازدارندگی تهران
هدفگذاری برای تحمیل هزینههای غیرقابل قبول بر آمریکا و شرکای منطقهای آن در قبال هرگونه حمله مستقیم.
استراتژی نظامی ایران متکی بر نشان دادن این است که هرگونه حمله به قلمرو حاکمیتی آن—از جمله جزایر فراساحلی—پاسخی نامتناسب و چندجانبه را به دنبال خواهد داشت. تهران با هدف قرار دادن پایگاهها در اردن و امارات، سیگنال میدهد که تلافی خود را به صحنه فوری حمله آمریکا محدود نخواهد کرد. این دکترین طراحی شده است تا حضور آمریکا را به یک مسئولیت سیاسی برای کشورهای میزبان عرب تبدیل کند و از نظر تئوری آنها را تحت فشار قرار دهد تا عملیات نظامی آمریکا از خاک خود را محدود کنند.
معضل کشورهای میزبان خلیج فارس
تلاش برای ایجاد تعادل بین تضمینهای امنیتی واشنگتن و تهدید فوری تهران.
کشورهایی مانند امارات و اردن خود را در موقعیت فزایندهای خطرناک مییابند. آنها برای امنیت منطقهای گسترده به زیرساختهای نظامی آمریکا متکی هستند، با این حال میزبانی این پایگاهها اکنون آنها را به اهداف مستقیمی برای تلافی ایران تبدیل کرده است. این دولتها از نظر ساختاری انگیزه دارند که پشت درهای بسته برای کاهش تنش فشار بیاورند، زیرا ثبات داخلی و زیرساختهای اقتصادی آنها به طور منحصر به فردی در برابر تبادل طولانی مدت حملات بین واشنگتن و تهران آسیبپذیر است.
منابع
[1]Al Jazeeraسپاه پاسداران ایرانIran war live: Tehran says it attacked bases in Jordan, UAE after US strike
مطالعه در Al Jazeera →
[2]CBS Newsنهاد دفاعی آمریکاU.S. strikes Iran for first time in weeks as six-month war reignites over Strait of Hormuz
مطالعه در CBS News →
[3]APنهاد دفاعی آمریکاU.S. strikes Iranian rocket launchers on the Strait of Hormuz in first military action in weeks
مطالعه در AP →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


