سازوکار فرانک سیافای: عملکرد یک نظام پولی دوران استعمار و بحث بر سر حاکمیت پولی
فرانک سیافای که توسط ۱۴ کشور آفریقایی استفاده میشود، ثبات اقتصاد کلان را از طریق تثبیت نرخ ارز با یورو تضمین میکند، اما سیاست پولی مستقل را محدود میسازد. با تشدید بحثها بر سر حاکمیت اقتصادی، درک سازوکار ساختاری این منطقه پولی، مصالحههای پیچیده بین تورم پایین و رشد صنعتی را آشکار میکند.
به قلم حامد فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- عملگرایان اقتصاد کلان
- استدلال میکنند که تثبیت نرخ ارز، ثبات ضروری، تورم پایین و اعتماد سرمایهگذار را فراهم میکند که ارزهای مستقل آفریقایی اغلب در دستیابی به آن شکست میخورند.
- حامیان حاکمیت پولی
- این سیستم را به عنوان یک سازوکار استعماری نو میبینند که ثروت را استخراج میکند، اعتبار داخلی را محدود میسازد و کشورها را از کنترل سرنوشت اقتصادی خود باز میدارد.
- صنعتگران صادراتمحور
- بر بیشارزشگذاری ساختاری ارز تمرکز میکنند و استدلال مینمایند که تثبیت نرخ ارز با یورو، تولیدات محلی را در بازار جهانی غیررقابتی میکند.
برای ۱۶۰ میلیون شهروند ساکن در ۱۴ کشور آفریقایی، واحد پولی که در جیب دارند، نشاندهنده یک مصالحه اقتصادی عمیق است. پولی که آنها برای خرید نان، پرداخت اجاره و اداره کسبوکارها استفاده میکنند، به سیستمی گره خورده است که بیش از هشتاد سال پیش در اروپا طراحی شده است. این ساختار نه تنها قیمت کالاهای وارداتی، بلکه ظرفیت اساسی دولتهای آنها برای استقراض، توسعه و واکنش به بحرانهای اقتصادی را نیز دیکته میکند.[4]
فرانک سیافای یکی از ماندگارترین و بحثبرانگیزترین اتحادیههای پولی جهان است. این واحد پولی که در ابتدا در سال ۱۹۴۵ با نام فرانک مستعمرات فرانسه در آفریقا (Colonies Françaises d'Afrique franc) تأسیس شد، به دو ارز مجزا اما قابل تعویض تبدیل شده است: فرانک سیافای غرب آفریقا (XOF) و فرانک سیافای آفریقای مرکزی (XAF). این دو با هم، یک بلوک اقتصادی عظیم را تشکیل میدهند که از سنگال تا گابن امتداد یافته و اقتصادهای متنوع را تحت مجموعهای واحد از قوانین پولی متحد میکند.[1]
هسته اصلی سیستم سیافای یک تثبیت نرخ ارز سخت و انعطافناپذیر است. از زمان معرفی یورو در سال ۱۹۹۹، هر دو فرانک سیافای با نرخ ثابت ۶۵۵٫۹۵۷ به ازای ۱ یورو قفل شدهاند. این تثبیت تنها توسط بانکهای مرکزی آفریقایی حفظ نمیشود؛ بلکه به طور بیقید و شرط توسط خزانهداری فرانسه تضمین شده است، که آماده است تا فرانک سیافای را با این نرخ ثابت، صرف نظر از فشارهای بازار، به یورو تبدیل کند.[2]
برای تضمین این پشتوانه، سیستم بر تمرکز ساختاری ذخایر ارزی متکی است. از لحاظ تاریخی، کشورهای عضو ملزم بودند ۵۰ درصد از ذخایر ارزی خود را در «حساب عملیات» نگهداری شده در خزانهداری فرانسه سپردهگذاری کنند. اگرچه توافقهای سیاسی اخیر در منطقه غرب آفریقا به دنبال برچیدن این الزام سپردهگذاری خاص بودهاند، اما سازوکار زیربنایی—پشتیبانی اروپایی در ازای انضباط پولی سختگیرانه—ویژگی تعیینکننده این سیستم باقی مانده است.[1][2]
نتیجه اصلی این ساختار، ثبات اقتصاد کلان است. کشورهای منطقه سیافای با برونسپاری لنگر سیاست پولی خود به بانک مرکزی اروپا، عملاً اهداف تورمی اروپا را وارد میکنند. دادهها به طور مداوم نشان میدهند که کشورهای سیافای نرخ تورم به طور قابل توجهی پایینتر و با نوسان کمتری را نسبت به همتایان غیر سیافای خود در زیر صحرای آفریقا تجربه میکنند، که محیطی قابل پیشبینی برای سرمایهگذاران خارجی فراهم کرده و قدرت خرید مصرفکنندگان محلی را حفظ میکند.[2][3]
کشورهای منطقه سیافای با برونسپاری لنگر سیاست پولی خود به بانک مرکزی اروپا، عملاً اهداف تورمی اروپا را وارد میکنند.
با این حال، این ثبات با هزینه سنگین توسعهای همراه است. از آنجایی که بانکهای مرکزی منطقهای—BCEAO در غرب آفریقا و BEAC در آفریقای مرکزی—باید حفظ تثبیت نرخ یورو و ذخایر ارزی کافی را در اولویت قرار دهند، توانایی آنها برای تزریق نقدینگی به اقتصادهایشان به طور ساختاری محدود میشود. در نتیجه، بانکهای تجاری در منطقه سیافای با شرایط وامدهی سختگیرانهای روبرو هستند، که کارآفرینان محلی و کسبوکارهای کوچک را از اعتبارات لازم برای توسعه محروم میسازد.[1][4]
این پویایی در قلب بحث بر سر حاکمیت پولی قرار دارد. منتقدان استدلال میکنند که فرانک سیافای به عنوان سازوکاری برای استخراج مالی عمل میکند و بازگرداندن سود توسط شرکتهای خارجی را بر صنعتیسازی داخلی اولویت میدهد. کشورهای عضو با واگذاری توانایی چاپ پول یا تعیین نرخ بهره مستقل، اهرمهای اصلی مورد استفاده ملتهای مستقل برای عبور از رکودهای اقتصادی یا تحریک رشد را از دست میدهند.[4]
نرخ ارز ثابت همچنین یک چالش ساختاری مداوم برای صادرکنندگان آفریقایی ایجاد میکند. از آنجا که یورو یک ارز قوی است که برای اقتصادهای پیشرفته و بسیار مولد اروپایی طراحی شده است، تثبیت نرخ ارز با آن اغلب باعث میشود فرانک سیافای نسبت به بهرهوری واقعی کشورهای عضو آفریقایی، بیش از حد ارزشگذاری شود. این بیشارزشگذاری، صادرات منطقه سیافای را در بازار جهانی به طور مصنوعی گران میکند، در حالی که واردات اروپایی را به طور مصنوعی ارزان میسازد.[3]
تحلیلهای اقتصادسنجی اخیر با استفاده از روشهای کنترل ترکیبی تصحیحشده، این مصالحه را کمیسازی کردهاند. هنگام مقایسه مسیر تاریخی کشورهای سیافای با همتایان «ترکیبی» که به صورت ریاضی ساخته شدهاند و از ارزهای مستقل استفاده میکنند، دادهها یک واگرایی آشکار را نشان میدهند. سرکوب تورم غیرقابل انکار است، اما با جریمهای قابل اندازهگیری در رشد تولید ناخالص داخلی مبتنی بر صادرات، به ویژه در بخشهای تولید و فرآوری کشاورزی، همراه است.[3]
علاوه بر این، این سیستم بر دو منطقه آن به طور متفاوتی تأثیر میگذارد. جامعه اقتصادی و پولی آفریقای مرکزی (CEMAC)، که به شدت به صادرات نفت متکی است، تثبیت نرخ ارز را متفاوت از اتحادیه اقتصادی و پولی غرب آفریقا (WAEMU)، که پایگاه کشاورزی متنوعتری دارد، تجربه میکند. برای صادرکنندگان نفت، این تثبیت یک حائل در برابر شوکهای قیمت کالاها فراهم میکند، در حالی که برای صادرکنندگان کشاورزی، ارز قوی به طور فعال رقابتپذیری آنها را در برابر تولیدکنندگان آسیایی و آمریکای لاتین تضعیف میکند.[2][4]
سازوکارهای اقتصادی به طور فزایندهای با واقعیتهای سیاسی در حال برخورد هستند. در سراسر ساحل و غرب آفریقا، نسل جدیدی از رهبران سیاسی و جنبشهای جامعه مدنی، فرانک سیافای را به عنوان نماد نهایی استعمار نو معرفی کردهاند. تقاضا برای یک ارز مستقل—که اغلب به عنوان «اکو» (Eco) برای جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (ECOWAS) پیشنهاد میشود—از سمینارهای دانشگاهی به مرکز کارزارهای سیاسی ملی منتقل شده است.[4]
با این حال، برچیدن یک اتحادیه پولی هشتاد ساله خطرات فنی عظیمی را به همراه دارد. گذار به یک ارز جدید و بدون تثبیت، نیازمند ذخایر ارزی مستقل گسترده، اعتبار نهادی بالا و تمایل به تحمل یک کاهش ارزش اولیه احتمالی است. برای ۱۴ کشوری که به فرانک سیافای متعهد هستند، مسیر پیش رو مستلزم ایجاد تعادل بین تمایل غیرقابل انکار به حاکمیت اقتصادی و خطرات بسیار واقعی تورم شدید و فرار سرمایه است که گریبانگیر سایر گذارهای پسااستعماری شده است.[2][4]
نکات کلیدی
- فرانک سیافای توسط ۱۴ کشور آفریقایی استفاده میشود و به دو منطقه متمایز تقسیم شده است: غرب آفریقا (XOF) و آفریقای مرکزی (XAF).
- هر دو ارز با نرخ ثابت ۶۵۵٫۹۵۷ به یورو تثبیت شدهاند که به طور بیقید و شرط توسط خزانهداری فرانسه تضمین میشود.
- این سیستم با موفقیت تورم را در مقایسه با کشورهای آفریقایی غیر سیافای سرکوب کرده و ثبات اقتصاد کلان را فراهم میکند.
- منتقدان استدلال میکنند که این تثبیت، دسترسی به اعتبار را محدود کرده و با بیشارزشگذاری ارز، به رقابتپذیری صادرات آسیب میزند.
- شتاب سیاسی برای جایگزینی این سیستم با یک ارز مستقل در حال افزایش است، اگرچه این گذار خطرات اقتصادی قابل توجهی دارد.
چرا مهم است
برای ۱۶۰ میلیون نفری که در منطقه سیافای زندگی میکنند، این ترتیبات ارزی هزینه کالاهای روزمره، دسترسی به اعتبار بانکی و مسیر توسعه ملی را تعیین میکند. برای بازارهای جهانی، آینده این سیستم همسویی اقتصادی یک بلوک عظیم از کشورهای غنی از منابع را مشخص خواهد کرد که در حال حاضر در حال ارزیابی مجدد روابط تاریخی خود با اروپا هستند.
روند رویداد
۱۹۴۵
فرانک سیافای به عنوان فرانک مستعمرات فرانسه در آفریقا ایجاد شد و به فرانک فرانسه تثبیت شد.
۱۹۹۹
فرانسه یورو را پذیرفت؛ تثبیت نرخ فرانک سیافای به طور خودکار به ارز جدید اروپایی منتقل شد.
۲۰۱۹
رهبران غرب آفریقا و فرانسه توافق اولیه برای اصلاح منطقه XOF، از جمله پایان دادن به الزام ذخیره ۵۰ درصدی، را اعلام کردند.
۲۰۲۴
بحثها در سراسر ساحل با زیر سوال بردن فایده حفظ اتحادیه پولی توسط دولتهای تازه روی کار آمده، تشدید میشود.
منابع
[1]IMF Staff Papersعملگرایان اقتصاد کلانThe CFA Franc System
مطالعه در IMF Staff Papers →
[2]IMF eLibraryعملگرایان اقتصاد کلان1 Overview in: The CFA Franc Zone
مطالعه در IMF eLibrary →
[3]Taylor & Francisصنعتگران صادراتمحورFrom the French franc to the euro, is there an economic impact for the CFA franc zone countries? A 'bias-corrected' synthetic control method
مطالعه در Taylor & Francis →
[4]تیم سردبیری کوهستانحامیان حاکمیت پولیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


