رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانقیمت‌گذاری کربنتوضیح سیاست۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۲۴· 5 دقیقه مطالعه

سازوکار قراردادهای کربن برای تفاوت: چگونه قیمت‌های تضمین‌شده ریسک کربن‌زدایی صنایع سنگین را کاهش می‌دهند

قراردادهای کربن برای تفاوت (ق.ک.ت) با تضمین یک قیمت ثابت کربن برای یک دهه یا بیشتر، ریسک مالی کربن‌زدایی فولاد، سیمان و مواد شیمیایی را از توسعه‌دهندگان خصوصی به دولت منتقل می‌کنند. این سازوکار شکاف بین بازارهای نوسانی کربن و هزینه‌های اولیه بالای فناوری‌های صنعتی سبز را پر می‌کند.

به قلم سامان جعفری

توسعه‌دهندگان صنعتی 40%محافظه‌کاران مالی 30%اقتصاددانان اقلیمی 30%
توسعه‌دهندگان صنعتی
استدلال می‌کنند که اطمینان قیمت ۱۵ ساله تنها راه برای ایجاد توجیه اقتصادی قابل اتکا برای فناوری‌های سبز نوظهور است.
محافظه‌کاران مالی
هشدار می‌دهند که تضمین قیمت‌های تضمین‌شده بالا، در صورت سقوط بازارهای کربن، مالیات‌دهندگان را در معرض تعهدات مالی عظیم قرار می‌دهد.
اقتصاددانان اقلیمی
ق.ک.ت‌ها را به عنوان یک پل موقت و ضروری برای توسعه فناوری تا زمانی که قیمت‌گذاری استاندارد کربن کافی باشد، می‌بینند.

نکات کلیدی

  1. ق.ک.ت‌ها یک قیمت ثابت کربن را برای تولیدکنندگان صنعتی تضمین می‌کنند و در صورت کاهش قیمت‌های بازار زیر قیمت تضمین‌شده، مابه‌التفاوت را پرداخت می‌کنند.
  2. این سازوکار از پذیرندگان اولیه فناوری سبز در برابر نوسانات بازار کربن محافظت می‌کند و تأمین مالی خصوصی را ممکن می‌سازد.
  3. اگر قیمت بازار کربن از قیمت تضمین‌شده فراتر رود، شرکت‌ها مازاد را به دولت بازپرداخت می‌کنند و به این ترتیب هزینه‌های عمومی محدود می‌شود.
  4. این سیاست در درجه اول بخش‌هایی را هدف قرار می‌دهد که کربن‌زدایی آنها دشوار است، مانند فولاد، سیمان و مواد شیمیایی پایه.

دولت‌ها از صنایع سنگین می‌خواهند که کربن‌زدایی کنند، اما محاسبات اقتصادی فعلی برای اپراتورهای کارخانه‌ها منطقی نیست. یک تولیدکننده فولاد که کوره بلند سنتی با سوخت زغال‌سنگ را با یک کارخانه احیای مستقیم مبتنی بر هیدروژن سبز جایگزین می‌کند، با هزینه‌های سرمایه‌ای اولیه هنگفت و هزینه‌های عملیاتی روزانه به مراتب بالاتر روبرو می‌شود. ابزار سیاستی اصلی که برای اجبار این تغییر طراحی شده است—سیستم‌های تجارت انتشار (ETS)—ذاتاً نوسان‌پذیر است. اگر شرکتی امروز میلیاردها دلار بر اساس قیمت کربن ۹۰ یورو در هر تن سرمایه‌گذاری کند و رکود اقتصادی آن قیمت بازار را به ۴۰ یورو کاهش دهد، سرمایه‌گذاری سبز به یک فاجعه مالی تبدیل می‌شود. این تنش بین نیاز به استقرار فوری و گسترده سرمایه و ماهیت غیرقابل پیش‌بینی بازارهای کربن، از لحاظ تاریخی گذار صنعتی را فلج کرده است.

قراردادهای کربن برای تفاوت (ق.ک.ت) این فلج‌شدگی را با انتقال ریسک بازار از تولیدکننده صنعتی به دولت حل می‌کنند. تحت یک ق.ک.ت، دولت و شرکت بر سر یک «قیمت تضمین‌شده» (Strike Price) توافق می‌کنند—یک قیمت ثابت و تضمین‌شده کربن که فناوری سبز جدید را در طول عمر قرارداد از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر می‌سازد. این امر یک جریان درآمدی بسیار سفته‌بازانه و وابسته به بازار را به یک دارایی قابل پیش‌بینی و قابل اتکا برای بانک‌ها تبدیل می‌کند که می‌تواند تأمین مالی کم‌هزینه را تضمین نماید.

این سازوکار به عنوان یک مسیر مالی دوطرفه عمل می‌کند. اگر قیمت واقعی بازار کربن از قیمت تضمین‌شده توافق‌شده پایین‌تر بیاید، دولت مابه‌التفاوت را به شرکت پرداخت می‌کند و سودآوری کارخانه سبز را تضمین می‌نماید. برعکس، اگر قیمت بازار کربن از قیمت تضمین‌شده بالاتر رود، شرکت مازاد را به دولت بازپرداخت می‌کند. این طراحی متقارن، اطمینان مالی دقیقی را که توسعه‌دهندگان نیاز دارند فراهم می‌کند، در حالی که از لحاظ نظری مالیات‌دهندگان را از پرداخت یارانه بیش از حد در صورت افزایش شدید قیمت کربن محافظت می‌نمارد.

ساختار پرداخت دوطرفه ق.ک.ت، اطمینان درآمدی را برای توسعه‌دهندگان تضمین می‌کند و در عین حال تعهدات دولتی را در صورت افزایش شدید بازارهای کربن محدود می‌سازد.

بر اساس پارامترهای طراحی بنیادی که توسط «آگورا انرژی‌وِنده» (Agora Energiewende) منتشر شده است، قیمت تضمین‌شده مورد نیاز برای رقابتی کردن فولاد سبز در حال حاضر بین ۶۰ تا ۸۰ یورو در هر تن معادل دی‌اکسید کربن قرار دارد، که به شدت به هزینه‌های محلی برق و هیدروژن بستگی دارد. دولت با تثبیت این نرخ برای ۱۰ تا ۱۵ سال، «حق بیمه سبز»—تفاوت هزینه بین فناوری پاک و فناوری آلاینده موجود—را پوشش می‌دهد.

کمیسیون اروپا این مدل را در «صندوق نوآوری» خود ادغام کرده و مکانیسم‌های مناقصه رقابتی را راه‌اندازی نموده است که در آن شرکت‌ها بر سر قیمت تضمین‌شده مورد نیاز خود برای اجرای پروژه‌هایشان پیشنهاد می‌دهند. به جای اینکه دولت قیمت صحیح را حدس بزند، کمترین پیشنهادات برنده قرارداد می‌شوند. این امر رقابت حیاتی بازار را به فرآیند تخصیص یارانه وارد می‌کند و شرکت‌ها را وادار می‌سازد تا مهندسی خود را برای کاهش قیمت نسبت به رقبا بهینه کنند.[1]

به جای اینکه دولت قیمت صحیح را حدس بزند، کمترین پیشنهادات برنده قرارداد می‌شوند.

استانداردسازی این چارچوب‌ها توسط فکت‌لن، مقیاس تعهدات دولتی ذاتی در این سازوکار را آشکار می‌سازد. هنگام استانداردسازی سقف مناقصه آزمایشی ۱۰۰ یورو در هر تن معادل دی‌اکسید کربن اتحادیه اروپا در برابر خط پایه ۶۰ تا ۸۰ یورو که برای صنایع سنگین در یک دوره ۱۵ ساله توصیه شده است، حداکثر تعهد دولت در هر مگاتن کربن کاهش‌یافته، در سناریوی سقف تا ۴۰ درصد بالاتر است (با فرض قیمت ثابت بازار کربن). این گستره، اهمیت حیاتی مناقصه رقابتی را برای کاهش قیمت‌های تضمین‌شده به سمت هزینه‌های واقعی کاهش انتشار برجسته می‌کند.[2]

شواهد نشان می‌دهند که ق.ک.ت‌ها برای بخش برق طراحی نشده‌اند، بخشی که قبلاً انرژی‌های تجدیدپذیر را با موفقیت از طریق قراردادهای تفاوت استاندارد مرتبط با قیمت‌های عمده‌فروشی برق توسعه داده است. در عوض، ق.ک.ت‌ها به طور خاص بخش‌هایی را هدف قرار می‌دهند که «کربن‌زدایی آنها دشوار است»: فولاد، سیمان و مواد شیمیایی پایه. این صنایع تقریباً یک چهارم انتشار جهانی را تشکیل می‌دهند و به جای افزایش تدریجی بهره‌وری، به فرآیندهای تولید کاملاً جدید و اثبات‌نشده نیاز دارند.

قیمت‌های تضمین‌شده تخمینی بسته به بخش صنعتی و هزینه‌های محلی برق پاک و هیدروژن به طور قابل توجهی متفاوت است.

به عنوان مثال، در بخش سیمان، انتشار گازها عمدتاً شیمیایی است نه انرژی‌زا—این گازها هنگام حرارت دادن سنگ آهک برای تولید کلینکر آزاد می‌شوند. کربن‌زدایی سیمان مستلزم ادغام مستقیم فناوری جذب و ذخیره‌سازی کربن (CCS) در دودکش‌های خروجی است، فرآیندی که نیازمندی‌های سرمایه‌ای عظیم و بارهای انرژی انگلی بالایی دارد. یک ق.ک.ت تضمین می‌کند که هر تن کربن جذب و دفن شده، بازده مالی مشخصی خواهد داشت و این امر ساخت زیرساخت اولیه CCS را توجیه‌پذیر می‌سازد.

با این حال، مجموعه شواهد همچنین عدم قطعیت شفافی را در مورد عدم تقارن اطلاعاتی نشان می‌دهد. دولت‌ها باید سقف‌های مناقصه را تعیین کرده و قیمت‌های تضمین‌شده را بپذیرند بدون اینکه مسیرهای هزینه واقعی آینده این فناوری‌های نوظهور را بدانند. اگر شرکتی بر اساس برآوردهای مهندسی فعلی ۸۰ یورو در هر تن معادل دی‌اکسید کربن پیشنهاد دهد، اما منحنی‌های یادگیری سریع فناوری، هزینه واقعی کاهش انتشار را ظرف سه سال به ۵۰ یورو کاهش دهند، دولت برای یک قرارداد ده‌ساله بسیار سودآور برای توسعه‌دهنده متعهد خواهد ماند.[2]

علاوه بر این، بحث‌های جاری در مورد تحریف تجارت بین‌المللی وجود دارد. اگر تولیدکنندگان فولاد اروپایی ق.ک.ت دریافت کنند، نسبت به تولیدکنندگان در حوزه‌های قضایی فاقد چنین مکانیسم‌هایی، مزیت رقابتی با حمایت دولت کسب می‌کنند. این امر مستلزم آن است که ق.ک.ت‌ها با مکانیسم‌های تنظیم مرزی کربن (CBAMs) همراه شوند تا زمین بازی در برابر واردات ارزان‌تر و پرکربن هموار شود، که شبکه‌ای پیچیده از سیاست‌های اقلیمی و تجاری در هم تنیده ایجاد می‌کند.

اجرای ق.ک.ت‌ها نیازمند نظارت، گزارش‌دهی و تأیید قوی برای ردیابی دقیق کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است.

بار اداری ق.ک.ت‌ها نیز ناچیز نیست. نظارت، گزارش‌دهی و تأیید کاهش دقیق انتشار گازهای گلخانه‌ای یک کارخانه شیمیایی پیچیده، نیازمند ظرفیت نهادی قوی است. تنظیم‌کنندگان باید اطمینان حاصل کنند که خطوط پایه دقیق هستند و شرکت‌ها انتشار تاریخی خود را به طور مصنوعی افزایش نمی‌دهند تا مبالغ یارانه بیشتری را تحت قرارداد مطالبه کنند.[1]

با وجود این ریسک‌های ساختاری، اجماع در میان اقتصاددانان اقلیمی این است که ق.ک.ت‌ها یک پل ضروری هستند. هدف آن‌ها یارانه دائمی نیست، بلکه یک داربست سیاستی موقت است که برای توسعه فناوری‌های صنعتی سبز طراحی شده تا زمانی که به برابری هزینه با جایگزین‌های سوخت فسیلی برسند. هنگامی که این برابری حاصل شود، داربست می‌تواند برداشته شود و یک پایه صنعتی که به طور بنیادی متحول شده است، باقی می‌ماند.[2]

چرا مهم است

صنایع سنگین تقریباً یک چهارم انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای را به خود اختصاص می‌دهند، اما فناوری‌های لازم برای پاک‌سازی آن‌ها در حال حاضر برای رقابت بسیار گران هستند. ق.ک.ت‌ها اطمینان مالی لازم را برای جذب میلیاردها سرمایه خصوصی فراهم می‌کنند و پروژه‌های صنعتی سبز نظری را به کارخانه‌های فولاد و شیمیایی عملیاتی تبدیل می‌نمایند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه توسعه‌دهندگان صنعتی

اپراتورهای صنایع سنگین استدلال می‌کنند که اطمینان قیمت بلندمدت تنها سازوکاری است که فناوری سبز را قابل اتکا برای بانک‌ها می‌سازد.

برای توسعه‌دهندگان صنعتی، گذار به فرآیندهای بدون کربن اساساً یک مشکل تخصیص سرمایه است. فناوری‌هایی مانند احیای مستقیم هیدروژن برای فولاد یا جذب کربن برای سیمان نیازمند میلیاردها دلار هزینه اولیه هستند. بدون ق.ک.ت، بازده آن سرمایه‌گذاری کاملاً به قیمت آتی کربن در سیستم تجارت انتشار متکی است—قیمتی که تابع تغییرات سیاسی، شوک‌های اقتصاد کلان و تغییرات نظارتی است. توسعه‌دهندگان استدلال می‌کنند که بانک‌های تجاری در برابر چنین جریان‌های درآمدی نوسانی وام نخواهند داد. با تثبیت یک قیمت تضمین‌شده برای ۱۵ سال، ق.ک.ت‌ها یک پروژه محیط زیستی سفته‌بازانه را به یک دارایی زیرساختی استاندارد با جریان‌های نقدی قابل پیش‌بینی تبدیل می‌کنند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهند بدهی کم‌هزینه لازم برای ساخت کارخانه‌ها را تأمین کنند.

دیدگاه محافظه‌کاران مالی

منتقدان هشدار می‌دهند که تضمین قیمت‌های تضمین‌شده بالا، مالیات‌دهندگان را در معرض تعهدات مالی عظیم و بلندمدت قرار می‌دهد.

محافظه‌کاران مالی و برخی اقتصاددانان بازار هشدار می‌دهند که ق.ک.ت‌ها حجم عظیمی از ریسک را از ترازنامه‌های خصوصی به دفتر کل عمومی منتقل می‌کنند. اگر دولتی یک قرارداد ۱۵ ساله را با ۸۰ یورو در هر تن معادل دی‌اکسید کربن امضا کند و یک رکود اقتصادی شدید قیمت بازار کربن را برای مدت طولانی به ۲۰ یورو در هر تن کاهش دهد، دولت قانوناً موظف است ۶۰ یورو مابه‌التفاوت را برای هر تن کربن کاهش‌یافته پرداخت کند. در کل یک بخش صنعتی، این می‌تواند به ده‌ها میلیارد تعهد مالیاتی منجر شود. علاوه بر این، آن‌ها استدلال می‌کنند که عدم تقارن اطلاعاتی به شدت به نفع شرکت‌ها است؛ شرکت‌ها ممکن است قیمتی بالاتر از هزینه‌های واقعی مورد انتظار خود پیشنهاد دهند و سودهای تضمین‌شده را به هزینه عمومی تثبیت کنند، پیش از آنکه منحنی‌های یادگیری فناوری به طور طبیعی قیمت تولید سبز را کاهش دهند.

دیدگاه اقتصاددانان اقلیمی

اقتصاددانان ق.ک.ت‌ها را به عنوان یک داربست موقت و ضروری برای پر کردن شکاف تا زمان بلوغ بازارهای کربن می‌دانند.

اقتصاددانان جریان اصلی اقلیمی عموماً ق.ک.ت‌ها را نه به عنوان یک ویژگی دائمی چشم‌انداز انرژی، بلکه به عنوان یک ابزار گذار می‌بینند. آن‌ها ریسک‌های مالی را تأیید می‌کنند اما استدلال می‌کنند که هزینه عدم اقدام—شکست در کربن‌زدایی صنایع سنگین—بسیار بالاتر است. از این دیدگاه، ق.ک.ت‌ها یک مداخله هدفمند هستند که برای پایین کشیدن فناوری‌های نوظهور در منحنی هزینه طراحی شده‌اند. دولت‌ها با یارانه‌دهی به موج اول کارخانه‌های فولاد و سیمان سبز، به ایجاد زنجیره‌های تأمین، آموزش نیروی کار و اصلاح فرآیندهای مهندسی کمک می‌کنند. هنگامی که این فناوری‌ها به صرفه به مقیاس و برابری هزینه با سوخت‌های فسیلی برسند، نیاز به ق.ک.ت‌ها از بین می‌رود و قیمت‌گذاری استاندارد کربن اجازه می‌دهد بازار به طور مؤثر مدیریت شود.

منابع

پوشش منابع

2 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

توسعه‌دهندگان صنعتی 40%محافظه‌کاران مالی 30%اقتصاددانان اقلیمی 30%
  1. [1]European Commissionتوسعه‌دهندگان صنعتی

    Competitive Bidding under the Innovation Fund

    مطالعه در European Commission
  2. [2]تیم سردبیری کوهستانمحافظه‌کاران مالی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.