رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناقتصاد نفتتحلیل موازنه· 5 دقیقه مطالعه· در انرژی

تخصیص ریسک نفتی: چگونگی توزیع درآمد در قراردادهای امتیازی، مشارکت در تولید و خدماتی

دولت‌های میزبان و شرکت‌های انرژی از سه چارچوب حقوقی اصلی برای تقسیم ریسک سرمایه و ثروت منابع حاصل از استخراج هیدروکربن استفاده می‌کنند. انتخاب این چارچوب تعیین می‌کند که مالک ذخایر کیست و چه کسی زیان مالی ناشی از خشک بودن چاه را متحمل می‌شود.

به قلم وحید بختیاری

دولت‌های میزبان 40%شرکت‌های بین‌المللی نفت 40%تحلیلگران صنعت 20%
دولت‌های میزبان
اولویت‌دهی به حاکمیت مطلق بر منابع طبیعی، به حداکثر رساندن درآمد دولت، و انتقال ریسک اکتشاف به نهادهای خارجی.
شرکت‌های بین‌المللی نفت
به دنبال ساختارهای قراردادی هستند که پتانسیل سود بالایی را برای توجیه ریسک‌های چند میلیارد دلاری اکتشاف و توسعه فراهم کنند.
تحلیلگران صنعت
ارزیابی کارایی رژیم‌های مالی مختلف در ایجاد تعادل بین کنترل دولتی و نیاز به جذب سرمایه خارجی.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • جوامع محلی متأثر از استخراج
  • نهادهای نظارتی زیست‌محیطی
40–60%
سقف معمول بازیابی هزینه در قراردادهای مشارکت در تولید (PSCs)
$1.15–$5.50/bbl
محدوده حق‌الزحمه استاندارد در قراردادهای خدماتی عراق
12.5–20%
محدوده نرخ حق‌الامتیاز استاندارد در قراردادهای امتیازی

در سال ۱۹۶۶، دولت اندونزی چارچوب حقوقی‌ای را پیشگام شد که اقتصاد جهانی انرژی را به طور اساسی تغییر داد: قرارداد مشارکت در تولید (PSC). پیش از این تحول، شرکت‌های نفتی بین‌المللی تقریباً منحصراً تحت قراردادهای امتیازی فعالیت می‌کردند و در ازای پرداخت حق‌الامتیاز و مالیات، مالکیت کامل منابع ملی را در سر چاه به دست می‌آوردند. امروزه، بخش بالادستی (Upstream) جهانی سالانه صدها میلیارد دلار هزینه سرمایه‌ای را به کار می‌گیرد که توسط شبکه‌ای پیچیده از قراردادهای امتیازی، مشارکت در تولید و قراردادهای خدماتی ریسکی اداره می‌شود. این معماری‌های حقوقی دقیقاً نحوه توزیع ریسک زمین‌شناسی ناشی از یک چاه خشک و پاداش مالی ناشی از یک کشف بزرگ را تعیین می‌کنند.[6][7]

تنش اصلی در قراردادهای نفتی در ایجاد تعادل بین مالکیت حاکمیتی و نیازهای سرمایه‌ای عظیم استخراج در آب‌های عمیق و منابع نامتعارف نهفته است. دولت میزبان مالک هیدروکربن‌های زیر خاک یا بستر دریا است، اما اغلب فاقد میلیاردها دلار و فناوری تخصصی مورد نیاز برای انتقال آن‌ها به سطح است. برای پر کردن این شکاف، دولت‌ها سرمایه خارجی را دعوت می‌کنند و این رابطه را از طریق رژیم‌های مالی‌ای ساختار می‌دهند که کنترل عملیاتی، ریسک قیمت و مالکیت نهایی نفت را تخصیص می‌دهند.[1][5]

قراردادهای امتیازی، که اغلب به عنوان سیستم‌های مالیات و حق‌الامتیاز شناخته می‌شوند، قدیمی‌ترین و سرراست‌ترین مدل هستند. تحت یک قرارداد امتیازی، دولت میزبان حق انحصاری اکتشاف، توسعه و تولید هیدروکربن‌ها را در یک بلوک جغرافیایی مشخص به یک شرکت انرژی اعطا می‌کند. طبق تحلیل صنعت توسط Opus Kinetic، نکته حیاتی این است که «مالکیت هیدروکربن‌ها در سر چاه به سرمایه‌گذار منتقل می‌شود.» شرکت ۱۰۰ درصد هزینه‌های اکتشاف و توسعه را متحمل می‌شود. اگر به نفت دست یابند، مالک آن می‌شوند و در ازای آن، یک حق‌الامتیاز ثابت—معمولاً بین ۱۲.۵ درصد تا ۲۰ درصد—به علاوه مالیات بر درآمد شرکت را بر سود حاصله به دولت پرداخت می‌کنند.[1][7]

چگونگی تخصیص ریسک، مالکیت و درآمد توسط سه رژیم مالی اصلی نفت.

این ساختار درآمد را برای کشور میزبان پیش‌پرداخت می‌کند، زیرا حق‌الامتیازها صرف نظر از سودآوری پروژه، بر اساس تولید ناخالص پرداخت می‌شوند. با این حال، حداکثر کنترل و مالکیت منابع را نیز به نهاد خارجی واگذار می‌کند. برای شرکت عامل، قراردادهای امتیازی بالاترین پتانسیل سود را در دوره‌های قیمت بالای کالاها ارائه می‌دهند، زیرا آن‌ها کل حاشیه سود بین هزینه‌های تولید و قیمت بازار جهانی را، منهای سهم مالیاتی دولت، به دست می‌آورند.[3][4]

این ساختار درآمد را برای کشور میزبان پیش‌پرداخت می‌کند، زیرا حق‌الامتیازها صرف نظر از سودآوری پروژه، بر اساس تولید ناخالص پرداخت می‌شوند.

قراردادهای مشارکت در تولید (PSCs) به عنوان پاسخی مستقیم به نگرانی‌های حاکمیتی ذاتی در قراردادهای امتیازی ظهور کردند. در یک PSC، دولت—که معمولاً توسط یک شرکت ملی نفت نمایندگی می‌شود—مالکیت مطلق منابع در زیر زمین و تأسیسات فیزیکی ساخته شده برای استخراج آن را حفظ می‌کند. پیمانکار خارجی صرفاً به عنوان یک ارائه‌دهنده خدمات عمل می‌کند که تأمین مالی عملیات را بر عهده دارد. همانطور که Energies Media اشاره می‌کند، «PSCs به دولت میزبان اجازه می‌دهند تا مالکیت منابع را حفظ کند و در عین حال ریسک‌های مالی و عملیاتی را به پیمانکار منتقل نماید.»[5][6]

مکانیسم مالی یک PSC از طریق سازوکاری به نام «نفت هزینه» (Cost Oil) و «نفت سود» (Profit Oil) عمل می‌کند. هنگامی که تولید آغاز می‌شود، به پیمانکار اجازه داده می‌شود تا درصد مشخصی از هیدروکربن‌های استخراج شده—که اغلب بین ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از کل تولید محدود می‌شود—را برای بازیابی هزینه‌های سرمایه‌ای و عملیاتی خود نگه دارد. پس از بازیابی هزینه‌ها، حجم باقیمانده، که به عنوان نفت سود تعیین می‌شود، بر اساس یک مقیاس متغیر توافق شده بین دولت و پیمانکار تقسیم می‌شود. یک PSC استاندارد ممکن است تقسیم ۷۰/۳۰ نفت سود را به نفع دولت دیکته کند، که تضمین می‌کند سهم دولت با بلوغ و سودآوری بیشتر میدان افزایش یابد.[4][6]

توزیع نظری درآمد در قیمت ۸۰ دلار به ازای هر بشکه در سه مدل قراردادی.

قراردادهای خدماتی ریسکی پتانسیل سود شرکت عامل خارجی را حتی بیشتر کاهش می‌دهند و شرکت را به یک پیمانکار صرف تبدیل می‌کنند که برای اجرای فنی خود دستمزد ثابتی دریافت می‌کند. در این مدل، که به شدت توسط کشورهایی مانند عراق و مکزیک مورد استفاده قرار می‌گیرد، دولت تمام نفت استخراج شده را حفظ کرده و آن را در بازار آزاد می‌فروشد. شرکت عامل تأمین مالی توسعه را بر عهده می‌گیرد و هزینه‌های آن به علاوه یک حق‌الزحمه از پیش تعیین شده به ازای هر بشکه تولید شده به آن بازپرداخت می‌شود. به عنوان مثال، قراردادهای خدمات فنی عراق که در سال ۲۰۰۹ منعقد شدند، بسته به پیچیدگی میدان، حق‌الزحمه‌های ثابتی را در محدوده ۱.۱۵ دلار تا ۵.۵۰ دلار به ازای هر بشکه به شرکت‌ها پیشنهاد دادند.[2][3]

قراردادهای خدماتی شرکت عامل را در برابر سقوط قیمت کالاها مصون می‌سازند، زیرا حق‌الزحمه آن‌ها به ازای هر بشکه ثابت می‌ماند، چه نفت با قیمت ۴۰ دلار معامله شود و چه ۱۰۰ دلار. در مقابل، این قراردادها توانایی شرکت برای کسب سودهای بادآورده در طول افزایش شدید قیمت را به طور کامل از بین می‌برند. برای دولت میزبان، این پویایی معکوس است: دولت تمام ریسک قیمت را جذب می‌کند اما ۱۰۰ درصد سود ناشی از افزایش قیمت‌ها در زمان تنگ شدن بازارهای جهانی را به دست می‌آورد.[1][2]

انتخاب مدل قرارداد منعکس کننده اهرم زمین‌شناسی و ظرفیت نهادی یک کشور است. کشورهایی با ذخایر عظیم، به راحتی قابل دسترسی و شرکت‌های ملی نفت قوی می‌توانند قراردادهای خدماتی سخت‌گیرانه را دیکته کنند، زیرا می‌دانند حجم بالای نفت، سرمایه خارجی را با وجود سقف سود محدود، جذب خواهد کرد. حوضه‌های مرزی با زمین‌شناسی اثبات نشده باید بازده بالقوه بالاتر یک قرارداد امتیازی یا یک PSC سخاوتمندانه را ارائه دهند تا شرکت‌ها را ترغیب کنند که میلیاردها دلار را برای اکتشاف به خطر اندازند. از آنجایی که منابع سرمایه‌ای برای استخراج سوخت‌های فسیلی در بحبوحه گذار انرژی محدودتر می‌شود، دولت‌هایی با ذخایر حاشیه‌ای به طور فزاینده‌ای مجبور می‌شوند شرایط مالی خود را بهبود بخشند و سقف‌های بازیابی هزینه و نرخ‌های مالیاتی را برای رقابتی نگه داشتن مناطق خود تنظیم کنند.[5][6]

نکات کلیدی

  • قراردادهای امتیازی مالکیت نفت را در سر چاه در ازای حق‌الامتیاز و مالیات به شرکت عامل اعطا می‌کنند.
  • قراردادهای مشارکت در تولید (PSCs) به دولت اجازه می‌دهند مالکیت منابع را حفظ کند، در حالی که پیمانکار هزینه‌ها را از طریق سهمی از نفت استخراج شده بازیابی می‌کند.
  • قراردادهای خدماتی ریسکی به ازای هر بشکه مبلغ ثابتی به عامل پرداخت می‌کنند، که آن‌ها را از سقوط قیمت مصون می‌دارد اما سودهای بادآورده را حذف می‌کند.
  • انتخاب قرارداد به شدت به اهرم زمین‌شناسی یک کشور بستگی دارد؛ ذخایر اثبات شده قراردادهای خدماتی را جذب می‌کنند، در حالی که حوضه‌های مرزی اثبات نشده نیازمند پتانسیل سود بالاتر قراردادهای امتیازی هستند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

قرارداد امتیازی (مالیات و حق‌الامتیاز)

مدل سنتی که در آن پیمانکار مالک منابع استخراج شده می‌شود و مالیات و حق‌الامتیاز به دولت می‌پردازد.

مزیت: حداکثر بازده بالقوه را برای شرکت عامل در محیط‌های با قیمت بالا فراهم می‌کند و درآمد تضمین شده را از طریق حق‌الامتیاز ناخالص برای دولت پیش‌پرداخت می‌کند. عیب: دولت مالکیت منبع فیزیکی را در سر چاه واگذار می‌کند، که از نظر سیاسی در بسیاری از حوزه‌های قضایی مدرن ناخوشایند است. شواهد: مدل‌های امتیازی همچنان استاندارد در ایالات متحده، کانادا و دریای شمال بریتانیا هستند، جایی که حقوق مالکیت خصوصی و قوانین مالیاتی تثبیت شده بر استخراج حاکم است. زمان مناسب: زمانی که یک کشور میزبان می‌خواهد با ارائه حداکثر پتانسیل سود به سرمایه‌گذاران، اکتشاف سریع را در حوضه‌های مرزی پرخطر و اثبات نشده تشویق کند. زمان نامناسب: زمانی که یک کشور ذخایر هیدروکربنی خود را یک مسئله حاکمیت ملی سخت‌گیرانه می‌داند و از انتقال مالکیت به شرکت‌های خارجی امتناع می‌ورزد.

قرارداد مشارکت در تولید (PSCs)

مدل مشارکتی که در آن دولت مالکیت را حفظ می‌کند و پیمانکار سهمی از نفت را برای بازیابی هزینه‌ها و کسب سود دریافت می‌کند.

مزیت: به دولت میزبان اجازه می‌دهد تا حاکمیت مطلق بر منابع طبیعی خود را حفظ کند و در عین حال ۱۰۰ درصد ریسک اکتشاف را به پیمانکار خارجی منتقل نماید. عیب: مدیریت آن بسیار پیچیده است. حسابرسان دولتی باید به شدت هزینه‌های اعلام شده پیمانکار را نظارت کنند تا از متورم شدن ادعاهای «نفت هزینه» که سهم «نفت سود» دولت را کاهش می‌دهد، جلوگیری کنند. شواهد: از زمان آغاز به کار در اندونزی، PSCها به چارچوب غالب در آسیای جنوب شرقی، آفریقا و بخش‌هایی از آمریکای لاتین تبدیل شده‌اند. زمان مناسب: زمانی که یک کشور در حال توسعه دارای ذخایر اثبات شده است اما فاقد سرمایه داخلی و تخصص فنی برای استخراج مستقل آن‌ها است. زمان نامناسب: زمانی که کشور میزبان فاقد ظرفیت نهادی برای حسابرسی حسابداری‌های پیچیده چندملیتی است و در برابر دستکاری بازیابی هزینه آسیب‌پذیر می‌شود.

قراردادهای خدماتی ریسکی (RSCs)

مدل مبتنی بر حق‌الزحمه که در آن به پیمانکار نرخ ثابتی به ازای هر بشکه تولید شده پرداخت می‌شود؛ ریسک قیمت را نمی‌پذیرد اما سودی کسب نمی‌کند.

مزیت: دولت ۱۰۰ درصد سود بادآورده را در زمان افزایش شدید قیمت جهانی کالاها به دست می‌آورد و پیمانکار از سقوط قیمت مصون می‌ماند. عیب: پیمانکاران انگیزه کمی برای بهینه‌سازی سلامت بلندمدت میدان یا به حداکثر رساندن کل بازیابی دارند، اگر فقط در کوتاه‌مدت دستمزد ثابتی به ازای هر بشکه دریافت کنند. شواهد: قراردادهای خدمات فنی عراق پس از سال ۲۰۰۹ با موفقیت و به سرعت تولید را با ارائه حق‌الزحمه‌های ثابت ۱.۱۵ تا ۵.۵۰ دلاری به ازای هر بشکه به شرکت‌ها افزایش دادند. زمان مناسب: زمانی که یک کشور دارای ذخایر عظیم، به راحتی قابل دسترسی و کم‌ریسک و شرکت‌های ملی نفت قوی است که صرفاً به اجرای فنی تخصصی نیاز دارند. زمان نامناسب: زمانی که زمین‌شناسی پیچیده یا اثبات نشده است؛ یک حق‌الزحمه ثابت به ازای هر بشکه نمی‌تواند ریسک چند میلیارد دلاری حفاری چاه‌های خشک در آب‌های عمیق را توجیه کند.

چرا مهم است

درک این رژیم‌های مالی برای ارزیابی پویایی‌های قدرت ژئوپلیتیک و توجیه مالی پروژه‌های انرژی چند میلیارد دلاری حیاتی است. ساختار قرارداد مشخص می‌کند که ثروت ملی چگونه تولید می‌شود و یک کشور تا چه حد در برابر سقوط قیمت جهانی کالاها مصون می‌ماند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

دولت‌های میزبان 40%شرکت‌های بین‌المللی نفت 40%تحلیلگران صنعت 20%
  1. [1]Sirionتحلیلگران صنعت

    Types of Oil and Gas Contracts: A Complete Overview

    مطالعه در Sirion
  2. [2]United Advocatesدولت‌های میزبان

    Petroleum Contract Models

    مطالعه در United Advocates
  3. [3]London Premier Centreتحلیلگران صنعت

    Comprehensive Overview of Oil and Gas Contract Types

    مطالعه در London Premier Centre
  4. [4]KE Leadersشرکت‌های بین‌المللی نفت

    Oil & Gas Contract Management: Types, Systems & Training

    مطالعه در KE Leaders
  5. [5]Energies Mediaتحلیلگران صنعت

    Contracting in the Oil and Gas Industry - An In-Depth Guide

    مطالعه در Energies Media
  6. [6]University of Oklahoma College of Law Digital Commonsدولت‌های میزبان

    Evolving Trends in Production Sharing Agreements & Cost Recovery Systems

    مطالعه در University of Oklahoma College of Law Digital Commons
  7. [7]Opus Kineticشرکت‌های بین‌المللی نفت

    Differences between Production Sharing Contracts and Concessionary Contracts

    مطالعه در Opus Kinetic
  8. [8]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.