رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانتجارت دریاییتوضیح و تحلیل۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۲۴· 5 دقیقه مطالعه· #3 از 3 در جهان

تنگه مالاکا چگونه ۳۰ درصد تجارت دریایی جهان را کنترل می‌کند؟

این آبراهه باریک ۵۰۰ مایلی بین اندونزی و مالزی، به عنوان شریان اصلی کشتیرانی جهانی عمل می‌کند و سالانه بیش از ۹۰,۰۰۰ کشتی و ۸۰ درصد واردات نفت چین را از خود عبور می‌دهد.

به قلم حسین زارعی

کشورهای واردکننده انرژی 40%کشورهای ساحلی 35%صنعت دریایی جهانی 25%
کشورهای واردکننده انرژی
این تنگه را یک آسیب‌پذیری حیاتی می‌دانند و به دنبال تنوع بخشیدن به مسیرها برای تضمین امنیت انرژی هستند.
کشورهای ساحلی
بر حاکمیت، حفاظت از محیط زیست و مدیریت ایمن ترافیک عظیم تمرکز دارند، در حالی که از درگیری قدرت‌های بزرگ اجتناب می‌کنند.
صنعت دریایی جهانی
تنگه را از منظر حق بیمه‌های ریسک، کارایی ترانزیت و تداوم زنجیره تأمین ارزیابی می‌کنند.

در باریک‌ترین نقطه خود در نزدیکی سواحل سنگاپور، کانال فیلیپس (Phillips Channel) به عرض تنها ۲.۸ کیلومتر می‌رسد. اقتصاد جهانی از طریق این آبراهه محدود جریان می‌یابد. هر روز، به طور متوسط ۲۱۰ کشتی تجاری عظیم از این گذرگاه عبور می‌کنند و کاروانی پیوسته و کند از ابرنفتکش‌ها، کشتی‌های کانتینری و کشتی‌های فله‌بر را تشکیل می‌دهند. اینجاست که تنگه مالاکا، یک گلوگاه جغرافیایی، سرعت و قیمت تجارت بین‌المللی را دیکته می‌کند.

این تنگه قیف‌شکل که تقریباً ۸۰۰ کیلومتر امتداد دارد، بین جزیره سوماترا اندونزی در غرب و شبه‌جزیره مالایا در شرق قرار گرفته است. این تنگه به عنوان کوتاه‌ترین و کارآمدترین کریدور دریایی عمل می‌کند که اقیانوس هند را به دریای چین جنوبی و اقیانوس آرام گسترده‌تر متصل می‌سازد. این آبراهه با پیوند دادن تولیدکنندگان انرژی خاورمیانه به قدرت‌های تولیدی آسیای شرقی، به شریان مرکزی بلامنازع کشتیرانی جهانی تبدیل شده است.[1][2]

حجم ترافیک حیرت‌آور است. سالانه بیش از ۹۰,۰۰۰ کشتی تجاری از این تنگه عبور می‌کنند که بین ۲۵ تا ۳۰ درصد از کل تجارت دریایی جهانی را حمل می‌کنند. محموله‌ها شامل همه چیز از لوازم الکترونیکی تولید چین و زغال سنگ اندونزی گرفته تا روغن نخل و محصولات کشاورزی اصلی است. اما حیاتی‌ترین کارکرد این تنگه، حمل و نقل انرژی است.[2][3]

تنگه مالاکا به عنوان کوتاه‌ترین مسیر دریایی بین تأمین‌کنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای آسیای شرقی عمل می‌کند.
تنگه مالاکا به عنوان کوتاه‌ترین مسیر دریایی بین تأمین‌کنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای آسیای شرقی عمل می‌کند.

اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده تنگه مالاکا را به عنوان گلوگاه اصلی نفت در آسیا و دومین گلوگاه بزرگ جهان پس از تنگه هرمز معرفی می‌کند. تخمین زده می‌شود که روزانه ۱۵ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه عبور می‌کند. علاوه بر این، این تنگه تقریباً ۴۰ درصد از محموله‌های گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را نیز جابجا می‌کند که عمدتاً به سمت بازارهای تشنه انرژی در ژاپن، کره جنوبی و چین می‌روند.[1]

برای پکن، این واقعیت جغرافیایی یک آسیب‌پذیری استراتژیک عمیق را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۰۳، هو جینتائو، رئیس‌جمهور وقت چین، اصطلاح «معضل مالاکا» را برای توصیف وابستگی شدید چین به این آبراهه ابداع کرد. تقریباً ۸۰ درصد از نفت خام وارداتی چین باید از این تنگه عبور کند تا به سواحل شرقی آن برسد. اگر یک قدرت متخاصم در طول درگیری، این کانال را مسدود کند، اقتصاد چین فوراً با کمبودهای فاجعه‌بار انرژی مواجه خواهد شد.[2][3]

برای پکن، این واقعیت جغرافیایی یک آسیب‌پذیری استراتژیک عمیق را نشان می‌دهد.

برای کاهش این خطر، چین دهه‌ها تلاش کرده است تا این گلوگاه را دور بزند. پکن از طریق طرح «کمربند و جاده» خود، خطوط لوله نفت و گاز زمینی را از سواحل میانمار به استان یون‌نان و همچنین کریدورهای انرژی را که از آسیای مرکزی و روسیه می‌گذرند، تأمین مالی کرده است. با وجود این سرمایه‌گذاری‌های عظیم زیرساختی، حجم بالای مصرف انرژی چین به این معنی است که مسیر دریایی همچنان غیرقابل جایگزین است.[2][4]

مسیرهای جایگزین برای تنگه مالاکا، تسکین چندانی برای کشتیرانی جهانی فراهم نمی‌کنند. اگر کانال اصلی مسدود شود یا بسیار خطرناک تلقی گردد، کشتی‌ها مجبور خواهند شد مسیر خود را به سمت جنوب و از طریق مجمع‌الجزایر اندونزی، با استفاده از تنگه سوندا یا تنگه لومبوک، تغییر دهند.[1]

تنگه مالاکا حجم بیشتری از تجارت جهانی را نسبت به کانال‌های سوئز یا پاناما جابجا می‌کند.
تنگه مالاکا حجم بیشتری از تجارت جهانی را نسبت به کانال‌های سوئز یا پاناما جابجا می‌کند.

با این حال، این انحراف‌ها مجازات‌های لجستیکی شدیدی به همراه دارند. انحراف یک ابرنفتکش از طریق تنگه لومبوک، تقریباً هفت تا ده روز به سفر بین خلیج فارس و آسیای شرقی اضافه می‌کند. در همین حال، تنگه سوندا مملو از آب‌های کم‌عمق و شن‌های متحرک است که عبور بزرگ‌ترین کلاس از کشتی‌های حامل نفت خام را غیرممکن می‌سازد. تغییر اجباری مسیر ناوگان‌های جهانی فوراً ظرفیت مازاد کشتیرانی را جذب کرده و باعث افزایش شدید نرخ حمل و نقل و قیمت انرژی می‌شود.[1][4]

مسئولیت مدیریت این کریدور حیاتی بر عهده کشورهای ساحلی است: اندونزی، مالزی و سنگاپور. این کشورها باید طرح‌های پیچیده تفکیک ترافیک را برای جلوگیری از برخورد در آب‌های شلوغ هماهنگ کنند، در حالی که خطرات زیست‌محیطی ناشی از نشت احتمالی نفت را نیز تحمل می‌کنند. عمق کم تنگه—که در برخی مناطق به طور متوسط تنها ۲۵ متر است—تقریباً هیچ حاشیه امنی برای خطای ناوبری برای ابرنفتکش‌های کاملاً بارگیری‌شده باقی نمی‌گذارد.[2][4]

امنیت همچنان یک نگرانی دائمی است. از لحاظ تاریخی، کانال‌های باریک و خلیج‌های ساحلی متعدد این تنگه، آن را به پناهگاهی بدنام برای دزدی دریایی تبدیل کرده بود. در حالی که گشت‌زنی‌های دریایی هماهنگ توسط انجمن ملت‌های آسیای جنوب شرقی (آ.سه.آن) از اوایل دهه ۲۰۰۰ به شدت دفعات هواپیماربایی را کاهش داده است، این تهدید به طور کامل از بین نرفته است. هرگونه مجموعه‌ای از حوادث امنیتی می‌تواند باعث افزایش فوری حق بیمه‌های ریسک جنگ شود که در نهایت به مصرف‌کنندگان در سراسر جهان منتقل می‌گردد.[2]

کشورهای ساحلی مانند مالزی و اندونزی بار گشت‌زنی در آبراهه شلوغ را برای جلوگیری از دزدی دریایی و برخوردها بر عهده دارند.
کشورهای ساحلی مانند مالزی و اندونزی بار گشت‌زنی در آبراهه شلوغ را برای جلوگیری از دزدی دریایی و برخوردها بر عهده دارند.

امروزه، محاسبات استراتژیک پیرامون این تنگه به طور فزاینده‌ای توسط رقابت قدرت‌های بزرگ تعریف می‌شود. با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در منطقه هند-آرام، برنامه‌ریزان نظامی در واشنگتن، پکن و پایتخت‌های منطقه‌ای به شدت آگاهند که کنترل گلوگاه‌های دریایی می‌تواند نتیجه درگیری‌های گسترده‌تر را تعیین کند. توانایی جلوگیری از دسترسی به تنگه مالاکا، یکی از قوی‌ترین، هرچند ناگفته‌ترین، عوامل بازدارنده در استراتژی دریایی مدرن باقی مانده است.[3]

با وجود پیشرفت‌ها در لجستیک زمینی و مهندسی خطوط لوله، واقعیت‌های اساسی جغرافیای جهانی بدون تغییر باقی مانده‌اند. تنگه مالاکا به عنوان یادآوری آشکار عمل می‌کند که اقتصاد مدرن و به هم پیوسته جهانی هنوز به طور کامل به چند آبراهه باریک وابسته است که در برابر هوس‌های ژئوپلیتیک، آب و هوا و خطای انسانی آسیب‌پذیرند.[4]

نکات کلیدی

  1. تنگه مالاکا ۲۵ تا ۳۰ درصد از کل تجارت دریایی جهانی، شامل ۹۰,۰۰۰ کشتی در سال، را مدیریت می‌کند.
  2. این آبراهه ۵۰۰ مایلی به عنوان کوتاه‌ترین مسیر اتصال اقیانوس هند به دریای چین جنوبی عمل می‌کند.
  3. تقریباً ۸۰ درصد از نفت خام وارداتی چین از این تنگه عبور می‌کند و یک آسیب‌پذیری استراتژیک به نام «معضل مالاکا» ایجاد کرده است.
  4. مسیرهای جایگزین از طریق مجمع‌الجزایر اندونزی تا ۱۰ روز به سفرها اضافه می‌کنند و هزینه‌های کشتیرانی جهانی را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.

روند رویداد

  1. ۱۵۱۱

    نیروهای پرتغالی برای کنترل تجارت پرسود ادویه که از تنگه می‌گذشت، سلطان‌نشین مالاکا را فتح کردند.

  2. ۱۸۲۴

    پیمان انگلیس و هلند، مجمع‌الجزایر مالایی را تقسیم کرد و مرزهای ژئوپلیتیکی مدرن را در امتداد تنگه تثبیت کرد.

  3. ۲۰۰۳

    هو جینتائو، رئیس‌جمهور چین، اصطلاح «معضل مالاکا» را برای توصیف آسیب‌پذیری استراتژیک چین در مورد واردات انرژی ابداع کرد.

  4. دهه ۲۰۱۰

    گشت‌زنی‌های دریایی هماهنگ توسط کشورهای آ.سه.آن، دفعات حوادث دزدی دریایی در آبراهه را به شدت کاهش داد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

کشورهای واردکننده انرژی 40%کشورهای ساحلی 35%صنعت دریایی جهانی 25%
  1. [1]U.S. Energy Information Administrationصنعت دریایی جهانی

    World Oil Transit Chokepoints

    مطالعه در U.S. Energy Information Administration
  2. [2]Wikipediaکشورهای واردکننده انرژی

    Strait of Malacca

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]Lowy Instituteکشورهای ساحلی

    The strategic relevance of maritime choke points

    مطالعه در Lowy Institute
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانصنعت دریایی جهانی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.