رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناقتصاد رفتاریگزارش تحلیلی· 6 دقیقه مطالعه· در دیدگاه‌ها

ضریب ۲.۲۵ برابری: چرا در «نظریه چشم‌انداز» سایه زیان‌ها سنگین‌تر از سودهاست؟

نظریه چشم‌انداز مطرح می‌کند که درد روانی ناشی از زیان، تقریباً دو برابر شدیدتر از لذت یک سود معادل است. با این حال، بررسی‌های تجربی اخیر نشان می‌دهد که این ضریب ۲.۲۵ برابری یک قانون جهان‌شمول در ذات بشر نیست، بلکه اثری وابسته به بستر است که در تصمیم‌گیری‌های کم‌اهمیت به شدت کاهش می‌یابد.

به قلم یاسر یوسفی

نظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز 40%اقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا 35%طرفداران نظریه اینرسی 25%
نظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز
استدلال می‌کنند که ضریب زیان‌گریزی ۲.۲۵ برابری یک عدم تقارن بنیادین و نهادینه در روان‌شناسی انسان است که به طور گسترده در تصمیم‌گیری‌ها صدق می‌کند.
اقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا
استدلال می‌کنند که زیان‌گریزی واقعی است اما به شدت به بستر بستگی دارد، با شدت خطرات تغییر می‌کند و اغلب در انتخاب‌های روزمره ناپدید می‌شود.
طرفداران نظریه اینرسی
استدلال می‌کنند که بسیاری از رفتارهای منتسب به زیان‌گریزی در واقع ناشی از تغییرگریزی و ترجیح پایه‌ای برای حفظ وضع موجود است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • اقتصاددانان عصبی (Neuroeconomists) که مبانی زیستی ریسک را مطالعه می‌کنند
  • سرمایه‌گذاران خرد که معاملات با فرکانس بالا انجام می‌دهند

نکات کلیدی

  • نظریه چشم‌انداز مطرح می‌کند که درد روانی ناشی از یک زیان، تقریباً ۲.۲۵ برابر بیشتر از لذت یک سود معادل است.
  • این عدم تقارن بر ارزیابی پیامدها در برابر یک نقطه مرجع نسبی متکی است، نه محاسبه ثروت مطلق.
  • بررسی‌های تجربی اخیر نشان می‌دهد که ضریب ۲.۲۵ برابری یک ثابت جهان‌شمول نیست، بلکه حد بالایی است که عمدتاً در ریسک‌های پرخطر صدق می‌کند.
  • در تصمیم‌گیری‌های کم‌اهمیت یا روتین، ضریب زیان‌گریزی غالباً به ۱.۳ کاهش می‌یابد یا از نظر آماری بی‌معنی می‌شود.
  • بسیاری از رفتارهایی که به طور سنتی به زیان‌گریزی نسبت داده می‌شوند، ممکن است در واقع ناشی از اینرسی روان‌شناختی و ترجیح حفظ وضع موجود باشند.

برای اینکه زیان‌گریزی بتواند رفتار انسان را دیکته کند، باید یک قید روان‌شناختی خاص برقرار باشد: فارغ از بستر ماجرا، اثر عاطفی یک زیان باید ذاتاً بر لذت یک سود معادل غلبه کند. اگر این تقارن‌شکنی از بین برود، قدرت پیش‌بینی «نظریه چشم‌انداز» در هم می‌شکند. در سال ۱۹۷۹، دو روان‌شناس به نام‌های دنیل کانمن (Daniel Kahneman) و آموس تورسکی (Amos Tversky) دقیقاً همین قید را مطرح کردند و استدلال نمودند که انسان‌ها پیامدها را نه به عنوان وضعیت مطلق ثروت، بلکه به عنوان انحرافات نسبی از یک خط پایه ارزیابی می‌کنند. مقاله بنیادین آن‌ها با بیش از ۷۰ هزار ارجاع در ۴۵ سال پس از انتشار، همچنان پرارجاع‌ترین مقاله در تاریخ اقتصاد است.[4][5]

ریاضیات این عدم تقارن در سال ۱۹۹۲ متبلور شد، زمانی که کانمن و تورسکی بازنمایی انباشته خود از عدم قطعیت را منتشر کردند. آن‌ها ضریب مشخصی را برای این سوگیری رفتاری محاسبه کردند: ۲.۲۵. این بدان معنا بود که از دست دادن ۱۰۰ دلار، جریمه‌ای روانی ایجاد می‌کند که ۲.۲۵ برابر شدیدتر از رضایت ناشی از پیدا کردن ۱۰۰ دلار است. همین نسبت ساده، اقتصاد رفتاری مدرن را بازآفرینی کرد و توضیح داد که چرا سرمایه‌گذاران سهام در حال افت را نگه می‌دارند، چرا مصرف‌کنندگان از فروش خانه‌های خود زیر قیمت خرید امتناع می‌ورزند، و چرا افراد در برابر پرتاب سکه‌ای که ۵۰ درصد شانس بردن ۱۲۰ دلار و ۵۰ درصد شانس باختن ۱۰۰ دلار دارد، قاطعانه مقاومت می‌کنند.[1][4]

عدم تقارن تابع ارزش از نظر ریاضی با یک «نقطه مرجع» تعریف می‌شود که معمولاً همان وضعیت فعلی (وضع موجود) فرد است. هر پیامدی بالاتر از این نقطه به عنوان سود، و هر پیامدی پایین‌تر از آن به عنوان زیان کدگذاری می‌شود. از آنجا که شیب این منحنی در دامنه منفی تندتر است، زیان ۵۰۰ دلاری مطلوبیت را بیشتر از سود ۵۰۰ دلاری کاهش می‌دهد. این وابستگی به نقطه مرجع توضیح می‌دهد که چرا یک میلیونر ممکن است همچنان برای یک قبض جریمه پارکینگ ۵۰ دلاری غصه بخورد؛ این قبض به عنوان یک زیان فوری نسبت به وضعیت فعلی او ارزیابی می‌شود، نه به عنوان کسر ناچیزی از کل ثروتش.[1][4]

تابع ارزش نامتقارن نشان می‌دهد که چگونه زیان‌ها مطلوبیت را با شیب تندتری نسبت به افزایش مطلوبیت ناشی از سودها کاهش می‌دهند.

یکی از مشهورترین نمودهای این ضریب، «اثر مالکیت» است. در یک آزمایش کلاسیک در سال ۱۹۹۰، محققان به نیمی از شرکت‌کنندگان یک ماگ قهوه دادند و پرسیدند که حاضرند آن را به چه قیمتی بفروشند، در حالی که از نیمه دیگر پرسیدند برای خرید آن چقدر حاضرند بپردازند. فروشندگان تقریباً ۷.۱۲ دلار طلب کردند، در حالی که خریداران تنها حاضر به پرداخت ۲.۸۷ دلار بودند. صرفِ عمل مالکیت، نقطه مرجع را تغییر داد و فروش احتمالی را به یک زیان ادراک‌شده تبدیل کرد و با فعال کردن ضریب ۲.۲۵ برابری، ارزش ذهنی ماگ را متورم ساخت.[1]

در بازارهای مالی، این عدم تقارن به چیزی تبدیل می‌شود که اقتصاددانان آن را «زیان‌گریزی نزدیک‌بینانه» می‌نامند. از آنجا که سرمایه‌گذاران درد افت سبد سهام خود را دو برابر شدیدتر از لذت صعود آن احساس می‌کنند، تمایل دارند موجودی خود را بیش از حد چک کنند. یک مطالعه در سال ۱۹۹۷ نشان داد سرمایه‌گذارانی که گزارش عملکرد سالانه دریافت می‌کردند، ۷۰ درصد از سبد خود را به سهام اختصاص دادند، در حالی که دریافت‌کنندگان گزارش‌های ماهانه تنها ۴۰ درصد را به سهام اختصاص دادند. کسانی که مدام حساب خود را چک می‌کردند، دوره‌های زیان‌ده فردی بیشتری را تجربه کرده و با تحریک زیان‌گریزی‌شان، به سمت اوراق قرضه امن‌تر اما با بازده پایین‌تر سوق داده شدند.[4][5]

در بازارهای مالی، این عدم تقارن به چیزی تبدیل می‌شود که اقتصاددانان آن را «زیان‌گریزی نزدیک‌بینانه» می‌نامند.

با این حال، جهان‌شمول بودن ضریب ۲.۲۵ برابری اکنون با فشار تجربی مستمری مواجه است. به نظر می‌رسد قید الزام‌آور این نظریه — اینکه زیان‌ها ذاتاً بیشتر از سودها درد دارند — زمانی که پای تصمیمات مالی کلان یا ریسک‌های شدید در میان نباشد، تضعیف می‌شود. یک بررسی جامع در سال ۲۰۱۸ که در مجله روان‌شناسی مصرف‌کننده (Journal of Consumer Psychology) منتشر شد، ادبیات بنیادین این حوزه را واکاوی کرد و دریافت که اگرچه نسبت ۲.۲۵ برابری در محیط‌های خاص و پرخطر صدق می‌کند، اما در تصمیم‌گیری‌های روزمره غالباً فرو می‌پاشد. دیوید گال (David Gal) و درک راکر (Derek Rucker)، پژوهشگران این مطالعه، نتیجه گرفتند: «شواهد فعلی تایید نمی‌کند که زیان‌ها، در مجموع، تاثیرگذارتر از سودها باشند.»[3]

فراتحلیل‌های اخیر نشان می‌دهند که ضریب زیان‌گریزی در محیط‌های کم‌خطر به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌یابد.

گال و راکر استدلال می‌کنند که بسیاری از رفتارهایی که به طور سنتی به زیان‌گریزی نسبت داده می‌شوند، در واقع توسط مکانیسم ساده‌تری هدایت می‌شوند: اینرسی روان‌شناختی. وقتی از افراد خواسته می‌شود روی پرتاب یک سکه ۱۰ دلار شرط‌بندی کنند، امتناع آن‌ها غالباً ناشی از این محاسبه نیست که باختن ۱۰ دلار ویرانگر است، بلکه ناشی از یک ترجیح پایه‌ای برای حفظ وضع موجود است. در این محیط‌های کم‌خطر، ضریب زیان‌گریزی اغلب از ۲.۲۵ به حدود ۱.۳ کاهش می‌یابد و در چندین مطالعه در طول ۳۰ سال ادبیات پژوهشی، از نظر آماری غیرقابل تمایز از صفر می‌شود.[3][5]

حتی آزمایش معروف ماگ قهوه نیز از این زاویه بازتفسیر شده است. هنگامی که محققان مطالعات اثر مالکیت را تکرار کردند اما چارچوب معاملاتی را حذف نمودند، دریافتند که شرکت‌کنندگان به سادگی ترجیح می‌دهند معامله نکنند. بی‌میلی به فروش ماگ ناشی از درد جانکاه از دست دادن یک ظرف سفالی نبود، بلکه ریشه در یک سوگیری شناختی علیه اقدام کردن در زمانی داشت که انگیزه‌ها ناچیز هستند. در اینجا، «تغییرگریزی» نیروی غالب بود، نه زیان‌گریزی.[3]

این واگرایی به ویژه زمانی آشکار می‌شود که محققان تصمیمات اتخاذ شده از روی تجربه مستقیم را به جای توصیفات انتزاعی آزمایش می‌کنند. یک مطالعه در سال ۲۰۰۹ از مدرسه کسب‌وکار هاروارد نشان داد که وقتی سوژه‌ها احتمالات یک قمار را با بازی کردن مکرر آن یاد می‌گیرند — به جای خواندن شانس‌ها روی یک تکه کاغذ — عدم تقارن بارز بین سود و زیان کاهش می‌یابد. در یادگیری تجربی، سوژه‌ها خود را با فراوانی پیامدها تطبیق می‌دهند و نیش تند یک زیان روتین به مرور زمان کند می‌شود.[2]

اثر مالکیت نشان می‌دهد که چگونه مالکیت، نقطه مرجع را تغییر داده و باعث می‌شود یک فروش احتمالی شبیه به یک زیان احساس شود.

بحث بر سر این ضریب، پدیده را پاک نمی‌کند، بلکه آن را بازطبقه‌بندی می‌نماید. اقتصاددانان رفتاری اکنون به طور فزاینده‌ای رقم ۲.۲۵ را نه به عنوان یک ثابت روان‌شناختی صلب، بلکه به عنوان یک حد بالا در نظر می‌گیرند که عمدتاً زمانی اعمال می‌شود که نقطه مرجع عمیقاً تثبیت شده باشد یا خطرات مالی، امنیت مادی فرد را تهدید کند. وقتی یک صاحب‌خانه با ارزش ویژه منفی ۵۰ هزار دلاری مواجه می‌شود، شیب تند تابع ارزش رفتار او را دیکته می‌کند؛ اما وقتی یک مصرف‌کننده به تغییر برند خمیردندان ۵ دلاری خود فکر می‌کند، اینرسی کنترل اوضاع را به دست می‌گیرد.[3][5]

روان‌شناسان تکاملی معتقدند این مقیاس‌پذیری از منظر سازگاری کاملاً منطقی است. در محیط اجدادی ما، یک زیان شدید — مانند از دست دادن ذخیره غذایی زمستان — جریمه‌ای مرگبار به همراه داشت، در حالی که یک سود معادل تنها مزیت بقای حاشیه‌ای ارائه می‌کرد. مغز به گونه‌ای تکامل یافت که با خطر نزولی فاجعه‌بار با هشداری نامتناسب برخورد کند. اما اعمال همان زنگ خطر ۲.۲۵ برابری برای یک شرط‌بندی ۱۰ دلاری یا یک انتخاب مصرفی جزئی، نشان‌دهنده کاربرد نادرست این نظریه است.[3][6]

کالیبراسیون مجدد این ضریب، نحوه اعمال تلنگرهای رفتاری توسط نهادها را تغییر می‌دهد. اگر ضریب ۲.۲۵ برابری تنها تحت ریسک شدید فعال می‌شود، سیاست‌گذاران و بازاریابان نمی‌توانند برای تغییر قابل‌اعتماد رفتارهای روزمره به تهدید جریمه‌های جزئی تکیه کنند. شرط مرزی نظریه چشم‌انداز اکنون روشن است: برای اینکه سایه یک زیان سنگین‌تر از یک سود احساس شود، آن زیان ابتدا باید به اندازه کافی بزرگ باشد که اهمیت پیدا کند.[3][6]

چرا مهم است

درک مرزهای واقعی «زیان‌گریزی» نحوه تصمیم‌گیری‌های مالی و طراحی سیاست‌ها را تغییر می‌دهد. اگر ترس از زیان تنها در شرایط ریسک شدید رفتار ما را دیکته کند، نهادها دیگر نمی‌توانند برای هدایت عادات مصرف‌کنندگان به جریمه‌های جزئی تکیه کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

نظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز

استدلال می‌کنند که ضریب زیان‌گریزی ۲.۲۵ برابری یک عدم تقارن بنیادین و نهادینه در روان‌شناسی انسان است.

طرفداران چارچوب اصلی نظریه چشم‌انداز بر این باورند که تابع ارزش نامتقارن یک ویژگی جهان‌شمول در شناخت انسان است که توسط فشارهای تکاملی در دورانی که زیان‌ها پیامدهای مرگباری داشتند، شکل گرفته است. آن‌ها به دهه‌ها آزمایش آزمایشگاهی و ناهنجاری‌های بازار در دنیای واقعی — مانند معمای صرف سهام — به عنوان شواهدی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد افراد به طور مداوم به جریمه‌ها وزن بیشتری می‌دهند. در این دیدگاه، ضریب ۲.۲۵ برابری یک خط پایه مستحکم است که توضیح می‌دهد چرا انسان‌ها در مواجهه با سودهای احتمالی ذاتاً ریسک‌گریز هستند، اما هنگام تلاش برای جلوگیری از زیان‌های قطعی، ریسک‌پذیر می‌شوند.

اقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا

استدلال می‌کنند که زیان‌گریزی واقعی است اما به شدت به بستر بستگی دارد و با شدت خطرات تغییر می‌کند.

این گروه واقعیت زیان‌گریزی را می‌پذیرد اما ایده یک ثابت روان‌شناختی ۲.۲۵ برابری را رد می‌کند. آن‌ها استدلال می‌کنند که این ضریب بیشتر شبیه یک مقیاس متغیر عمل می‌کند که تنها زمانی به طور کامل فعال می‌شود که خطرات مالی، امنیت مادی فرد را تهدید کند یا زمانی که نقطه مرجع عمیقاً تثبیت شده باشد. این اقتصاددانان با تجمیع دهه‌ها مطالعات تکرارپذیر، نشان می‌دهند که این عدم تقارن در تصمیمات روزمره به شدت کاهش می‌یابد، که نشان می‌دهد قدرت پیش‌بینی نظریه چشم‌انداز در نقاط افراطی در قوی‌ترین حالت و در مسائل پیش‌پاافتاده در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد.

طرفداران نظریه اینرسی

استدلال می‌کنند که بسیاری از رفتارهای منتسب به زیان‌گریزی در واقع ناشی از تغییرگریزی و حفظ وضع موجود است.

محققانی که اجماع بر سر زیان‌گریزی را به چالش می‌کشند، استدلال می‌کنند که این حوزه به طور سیستماتیک اینرسی روان‌شناختی را به اشتباه به عنوان ترس از زیان شناسایی کرده است. وقتی سوژه‌ها از پرتاب یک سکه کم‌ارزش امتناع می‌ورزند یا از معامله یک ماگ قهوه خودداری می‌کنند، آن‌ها از درد یک جریمه جزئی رنج نمی‌برند؛ بلکه صرفاً در حال نشان دادن یک سوگیری شناختی علیه اقدام کردن در زمانی هستند که انگیزه‌ها ناچیزند. این دیدگاه نشان می‌دهد که تغییرگریزی نیروی غالب واقعی در تصمیم‌گیری‌های روزمره است و چارچوب زیان‌گریزی بیش از حد به موقعیت‌هایی تعمیم داده شده است که از نظر ریاضی به آن‌ها تعلق ندارد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز 40%اقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا 35%طرفداران نظریه اینرسی 25%
  1. [1]Journal of Risk and Uncertaintyنظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز

    Advances in Prospect Theory: Cumulative Representation of Uncertainty

    مطالعه در Journal of Risk and Uncertainty
  2. [2]Harvard Business Schoolطرفداران نظریه اینرسی

    Does Losses Loom Larger than Gains in Decisions from Experience

    مطالعه در Harvard Business School
  3. [3]Journal of Consumer Psychologyطرفداران نظریه اینرسی

    The Loss of Loss Aversion: Will It Loom Larger than Its Gain?

    مطالعه در Journal of Consumer Psychology
  4. [4]Econometricaنظریه‌پردازان کلاسیک چشم‌انداز

    Prospect Theory: An Analysis of Decision under Risk

    مطالعه در Econometrica
  5. [5]Journal of Economic Perspectivesاقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا

    Thirty Years of Prospect Theory in Economics: A Review and Assessment

    مطالعه در Journal of Economic Perspectives
  6. [6]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان رفتاری زمینه‌گرا

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه‌ها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.