مکانیک حسابداری انتشار گازهای گلخانهای شرکتها: درک محدودههای ۱، ۲ و ۳
تعهدات اقلیمی شرکتها متکی بر یک سیستم حسابداری استاندارد سهلایه است که انتشار مستقیم را از انتشارات نهفته در زنجیرههای تأمین و مصرف برق جدا میکند. درک این چارچوب نشان میدهد که شرکتها چگونه تأثیر زیستمحیطی خود را اندازهگیری، گزارش و تخصیص میدهند.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تعیینکنندگان استاندارد
- استدلال میکنند که گزارشدهی جامع در هر سه محدوده برای جلوگیری از «سبزشویی» و کشف ریسک اقلیمی واقعی ضروری است.
- انطباق شرکتی
- دشواری لجستیکی اندازهگیری دقیق انتشارات تأمینکنندگان را برجسته میکنند و از پناهگاههای امن و اجازه تخمین حمایت میکنند.
- اقتصاددانان محیط زیست
- بر سازوکار عمدی محاسبه دوگانه به عنوان یک سیگنال بازار ضروری برای هدایت بهرهوری در کل زنجیره ارزش تمرکز میکنند.
چرا مهم است
از آنجا که نهادهای نظارتی در سراسر جهان به سمت اجباری کردن افشای اطلاعات اقلیمی حرکت میکنند، تعاریف فنی این سه محدوده تعیین میکند که آیا یک شرکت از نظر قانونی مسئول ردپای کربن کل زنجیره تأمین خود است یا فقط عملیات فوری خود.
زمانی که یک خردهفروش چندملیتی متعهد میشود تا سال ۲۰۴۰ به انتشار «کربن صفر خالص» برسد، این وعده تحت حاکمیت سندی ۱۵۴ صفحهای است که در سال ۲۰۱۳ توسط پروتکل گازهای گلخانهای (GHG) منتشر شده است. این چارچوب کل ردپای کربن یک شرکت را به سه دسته متمایز، معروف به محدودههای ۱، ۲ و ۳، تقسیم میکند. این سیستم دقیقاً تعیین میکند که مسئولیت کدام تن متریک دیاکسید کربن بر عهده شرکت است و کدام یک به تأمینکنندگان، مشتریان یا شبکه برق تعلق دارد.[1][6]
تقسیم ساختاری انتشارات صرفاً یک تمرین حسابداری نیست؛ بلکه پایه و اساس مقررات زیستمحیطی مدرن و پایداری شرکتی است. بدون یک سازوکار استاندارد برای تخصیص انتشارات، شرکتها میتوانستند به راحتی با برونسپاری فعالیتهای آلاینده خود به اشخاص ثالث، ادعای کاهش انتشار کنند. سیستم سهمحدودهای با ردیابی کربن در کل زنجیره ارزش، از این امر جلوگیری کرده و تضمین میکند که انتشارات صرف نظر از تغییر ساختار شرکت، محاسبه شوند.[1][4]
محدوده ۱ سادهترین دسته را پوشش میدهد: انتشارات مستقیم از منابع تحت مالکیت یا کنترل. اگر شرکتی ناوگانی از کامیونهای دیزلی حمل و نقل را اداره کند، گاز طبیعی را در کوره کارخانه بسوزاند، یا به طور تصادفی مبردهای شیمیایی از سیستم سرمایش تجاری نشت کند، این مولکولهای گاز گلخانهای به عنوان محدوده ۱ طبقهبندی میشوند. اینها انتشاراتی هستند که مستقیماً توسط داراییهای فیزیکی تحت اختیار شرکت تولید میشوند.[3][4]
از آنجا که این انتشارات مستقیماً در محل عملیات شرکت رخ میدهند، اندازهگیری آنها آسانترین و انکار آنها دشوارترین است. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA) راهنمای سختگیرانهای برای موجودی این منابع مستقیم ارائه میدهد و شرکتها را ملزم میکند تا حجم دقیق سوخت مصرف شده را محاسبه کرده و عوامل انتشار استاندارد شده را برای تعیین کل خروجی خود به کار گیرند.[3]
محدوده ۲ تمرکز را از احتراق مستقیم به انرژی خریداری شده تغییر میدهد. هنگامی که یک ساختمان اداری برق را از شبکه محلی مصرف میکند، یا یک کارخانه تولیدی بخار را از یک تأسیسات شهری خریداری میکند، سوزاندن واقعی سوختهای فسیلی در خارج از محل انجام میشود. با این حال، تقاضای عملیاتی شرکت مستقیماً آن تولید را هدایت میکند و این امر آن را به یک جزء حیاتی از ردپای زیستمحیطی آنها تبدیل میکند.[2][3]
راهنمای محدوده ۲ پروتکل GHG سازمانها را ملزم میکند تا این انتشارات غیرمستقیم را محاسبه کنند. این امر یک مدل مسئولیت مشترک ایجاد میکند: نیروگاه انتشارات دودکش را به عنوان محدوده ۱ خود محاسبه میکند، در حالی که مصرفکننده شرکتی دقیقاً همان انتشارات را به عنوان محدوده ۲ خود محاسبه میکند. این همپوشانی یک انتخاب طراحی اساسی در سیستم حسابداری است.[2]
این محاسبه عمدی دوگانه، نه یک نقص، بلکه یکی از ویژگیهای این سازوکار است. با مجبور کردن مصرفکننده به اندازهگیری برق خریداری شده، این چارچوب شرکتها را ترغیب میکند تا در بهرهوری انرژی سرمایهگذاری کنند یا گواهیهای انرژی تجدیدپذیر تهیه کنند، به جای اینکه صرفاً شبکه برق را به خاطر عملیات آلاینده مقصر بدانند. این امر انگیزههای خریدار و فروشنده را در جهت کربنزدایی همسو میکند.[2][4]
این محاسبه عمدی دوگانه، نه یک نقص، بلکه یکی از ویژگیهای این سازوکار است.
پیچیدگی واقعی حسابداری اقلیمی شرکتها در محدوده ۳ نهفته است. این دسته شامل تمام انتشارات غیرمستقیم دیگری است که در زنجیره ارزش یک شرکت، هم بالادستی و هم پاییندستی، رخ میدهد. برای بسیاری از سازمانها، به ویژه در خردهفروشی و امور مالی، محدوده ۳ بیش از ۷۰ درصد از کل ردپای کربن آنها را تشکیل میدهد و انتشارات عملیاتی مستقیم آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.[1][4]
انتشارات بالادستی محدوده ۳ شامل کربنی است که برای استخراج، تولید و حمل و نقل مواد خام قبل از رسیدن به در کارخانه شرکت تولید میشود. انتشارات پاییندستی محصول را پس از خروج از کارخانه ردیابی میکند: انرژی مورد نیاز مصرفکننده برای استفاده از محصول، لجستیک توزیع، و متان تولید شده هنگامی که محصول در نهایت در محل دفن زباله انداخته میشود.[1]
به عنوان مثال، انتشارات محدوده ۱ و ۲ یک تولیدکننده خودرو ممکن است فقط شامل برق و گاز طبیعی مورد استفاده برای اداره کارخانههای مونتاژ آن باشد. با این حال، انتشارات محدوده ۳ آن شامل تولید فولاد برای شاسی، حمل و نقل قطعات، و مهمتر از همه، بنزین سوزانده شده توسط مشتری در طول عمر کامل خودرو است.[1][4]
اندازهگیری محدوده ۳ به طور مشهوری دشوار است. شرکتها به ندرت به صورتحسابهای آب و برق یا گزارشهای سوخت هزاران تأمینکننده خود، چه رسد به مصرفکنندگان نهایی، دسترسی مستقیم دارند. در عوض، آنها برای تخمین ردپای زنجیره تأمین گسترده خود، به میانگینهای صنعتی، محاسبات مبتنی بر هزینه و ابزارهایی مانند ماشین حساب ساده شده انتشار گازهای گلخانهای EPA متکی هستند.[1][5]
این اتکا به تخمینها، عدم قطعیت قابل توجهی در گزارشدهی شرکتها ایجاد میکند. ممکن است یک شرکت کاهش چشمگیری در انتشارات محدوده ۳ گزارش دهد، نه به این دلیل که زنجیره تأمین آن پاکتر شده است، بلکه به این دلیل که به یک نرمافزار حسابداری متفاوت روی آورده، روش تخمین خود را بهروزرسانی کرده یا فعالیتهای تأمینکننده خاصی را مجدداً طبقهبندی کرده است. این نوسان، مقایسههای بین شرکتی را چالشبرانگیز میکند.[4][5]
چشمانداز نظارتی پیرامون این محدودهها به سرعت در حال تغییر است. در حالی که گزارشدهی محدودههای ۱ و ۲ برای شرکتهای بزرگ سهامی عام به یک رویه استاندارد تبدیل شده است، محدوده ۳ همچنان یک میدان نبرد حقوقی و سیاسی باقی مانده است. نهادهای نظارتی مالی در حوزههای قضایی مختلف بحث در مورد الزامات محدوده ۳ را آغاز کردهاند و استدلال میکنند که ریسک اقلیمی پنهان شده در عمق یک زنجیره تأمین، یک ریسک مالی با اهمیت برای سرمایهگذاران است.[1][6]
در مقابل، بسیاری از گروههای لابیگری شرکتی استدلال میکنند که الزامات محدوده ۳ با توجه به عدم دقتهای ذاتی در اندازهگیری انتشارات تولید شده توسط اشخاص ثالث، بیش از حد سنگین و از نظر قانونی خطرناک هستند. آنها هشدار میدهند که مسئولیت سختگیرانه برای انتشارات زنجیره تأمین میتواند شرکتها را مجبور کند تا از تأمینکنندگان کوچکتر که فاقد منابع لازم برای انجام حسابداری پیچیده کربن هستند، سلب سرمایه کنند.[1][6]
در نهایت، سیستم سهمحدودهای تلاشی است برای تحمیل نظم ریاضی بر یک اقتصاد جهانی عمیقاً بههمپیوسته. این سیستم جداسازی ساختاری مسئولیت را تحمیل میکند و تضمین میکند که هر تن کربن منتشر شده، از نظر تئوری، میتواند به تصمیمات شرکتی که آن را طلب کردهاند، ردیابی شود، حتی اگر اندازهگیری همچنان ناقص باقی بماند.[1][2][3]
نکات کلیدی
- انتشارات محدوده ۱ مستقیماً توسط داراییهای تحت مالکیت یا کنترل شرکت تولید میشوند.
- انتشارات محدوده ۲ غیرمستقیم هستند، ناشی از تولید برق، بخار یا سرمایش خریداری شده میباشند.
- محدوده ۳ شامل تمام انتشارات غیرمستقیم دیگر در زنجیره ارزش، از جمله تأمینکنندگان و مصرفکنندگان نهایی است.
- این چارچوب عمداً انتشارات را دو بار محاسبه میکند تا مسئولیت مشترک در سراسر اقتصاد تضمین شود.
- محدوده ۳ اغلب بزرگترین بخش از ردپای کربن یک شرکت است، اما اندازهگیری دقیق آن دشوارترین است.
منابع
[1]GHG Protocolتعیینکنندگان استانداردCorporate Value Chain (Scope 3) Standard
مطالعه در GHG Protocol →
[2]GHG Protocolتعیینکنندگان استانداردScope 2 Guidance
مطالعه در GHG Protocol →
[3]US EPAتعیینکنندگان استانداردScope 1 and Scope 2 Inventory Guidance
مطالعه در US EPA →
[4]SAPانطباق شرکتیWhat are Scope 1, 2, and 3 Emissions? Guide to GHG Emissions
مطالعه در SAP →
[5]US EPAتعیینکنندگان استانداردSimplified GHG Emissions Calculator
مطالعه در US EPA →
[6]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان محیط زیستتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

