مکانیک نظریه پورتفولیوی مدرن: عملکرد واقعی تنوعبخشی، ریسک و مرز کارا
نظریه پورتفولیوی مدرن (MPT) به صورت ریاضی نشان میدهد که ترکیب داراییهای پرنوسان میتواند پورتفولیویی با ریسک کلی کمتر از اجزای منفرد آن ایجاد کند. با بهینهسازی تعادل بین بازده مورد انتظار و واریانس، سرمایهگذاران میتوانند پورتفولیوهایی بسازند که عملکرد را برای هر سطح معینی از ریسک به حداکثر برسانند.
به قلم پروین حیدری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سنتگرایان MPT
- استدلال میکنند که بهینهسازی تخصیص دارایی بر اساس واریانس و کوواریانس تاریخی، از نظر ریاضی مطمئنترین راه برای ساختار پورتفولیو است.
- اقتصاددانان رفتاری
- تأکید میکنند که فرض MPT مبنی بر سرمایهگذاران منطقی و ریسکگریز، واقعیتهای روانشناختی وحشتهای بازار و رفتار گلهای را نادیده میگیرد.
- نظریهپردازان پسا-مدرن
- معتقدند که انحراف معیار یک معیار ناقص برای ریسک است و به جای نوسانات صعودی، طرفدار تمرکز صرف بر ریسک نزولی (افتها) هستند.
با ترکیب داراییهایی که ضریب همبستگی کمتر از ۱.۰ دارند، یک سرمایهگذار میتواند به صورت ریاضی نوسانات کلی پورتفولیو را بدون قربانی کردن بازده مورد انتظار کاهش دهد. این مکانیسم که به عنوان نظریه پورتفولیوی مدرن (MPT) شناخته میشود، اساس مدیریت دارایی نهادی را تشکیل میدهد. این نظریه ثابت میکند که ریسک با نگاه کردن به یک سهم به صورت مجزا ارزیابی نمیشود، بلکه با اندازهگیری نحوه تعامل حرکات قیمت آن سهم با سایر داراییهای موجود در پورتفولیو سنجیده میشود.[3][6]
قبل از سال ۱۹۵۲، دیدگاه غالب در امور مالی این بود که بهترین سهم یا دارایی را شناسایی کرده و تمام سرمایه را روی آن متمرکز کنند. ریسک کاملاً به صورت مجزا دیده میشد و تنوعبخشی اغلب به جای یک مکانیسم حفاظتی، به عنوان تضعیف بازده تلقی میشد. سرمایهگذاران به دنبال اوراق بهادار با بالاترین بازده بودند و تا حد زیادی نحوه رفتار آن اوراق بهادار نسبت به یکدیگر در طول چرخههای بازار را نادیده میگرفتند.[1][5]
هری مارکوویتز این پارادایم را با مقاله خود در سال ۱۹۵۲ با عنوان «انتخاب پورتفولیو» در مجله فایننس تغییر داد. او این مفهوم را معرفی کرد که ریسک یک دارایی فردی به طور قابل توجهی کمتر از کوواریانس آن با بقیه پورتفولیو اهمیت دارد. مارکوویتز نشان داد که یک پورتفولیو که از داراییهای ذاتاً پرریسک ساخته شده است، میتواند در مجموع ریسک کمتری نسبت به هر یک از اجزای تشکیلدهنده خود داشته باشد.[1][4]
مکانیسم اصلی بر دو معیار آماری تکیه دارد: واریانس و همبستگی. واریانس میزان نوسان بازده یک دارایی حول میانگین تاریخی آن را اندازهگیری میکند. همبستگی میزان حرکت دو دارایی نسبت به یکدیگر را در مقیاسی از ۱.۰- (کاملاً معکوس) تا ۱.۰+ (کاملاً همگام) اندازهگیری میکند.[3][6]
اگر دو دارایی همبستگی ۱.۰+ داشته باشند، کاملاً همگام حرکت میکنند. ترکیب آنها هیچ کاهشی در ریسک ارائه نمیدهد؛ واریانس پورتفولیو صرفاً میانگین وزنی دو دارایی است. با این حال، اگر همبستگی آنها کمتر از ۱.۰+ باشد، واریانس ترکیبی آنها به صورت ریاضی کمتر از میانگین وزنی آنها خواهد بود. هنگامی که ارزش یک دارایی کاهش مییابد، دارایی دیگر یا کمتر کاهش مییابد، یا ثابت میماند، یا افزایش مییابد و مسیر کلی بازده را هموار میکند.[6][8]
این کاهش غیرخطی ریسک اغلب به عنوان تنها «ناهار رایگان» در سرمایهگذاری شناخته میشود. با افزودن یک دارایی بسیار پرنوسان به پورتفولیو—به شرطی که همبستگی کم یا منفی با داراییهای موجود داشته باشد—نوسانات کلی پورتفولیو در واقع میتواند کاهش یابد. این واقعیت ریاضی غیرمنتظره همان چیزی است که صندوقهای نهادی را وادار میکند تا به طور همزمان طبقات دارایی متنوعی مانند سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات و کالاها را نگهداری کنند.[4][6]
این رابطه ریاضی مستقیماً به مفهوم مرز کارا منجر میشود. اگر یک تحلیلگر تمام ترکیبات ممکن داراییهای موجود را روی یک نمودار ترسیم کند—با ریسک (انحراف معیار) در محور افقی و بازده مورد انتظار در محور عمودی—یک هذلولی متمایز پدیدار میشود. ناحیه داخل منحنی نشاندهنده تمام پورتفولیوهای ممکن است.[7][8]
لبه بالایی این منحنی، مرز کارا است. پورتفولیوهایی که دقیقاً روی این خط قرار دارند، حداکثر بازده مورد انتظار ممکن را برای آن سطح خاص از ریسک نشان میدهند. برعکس، آنها همچنین حداقل ریسک ممکن را برای سطح هدفگذاری شده بازده نشان میدهند. هیچ راه ریاضی برای ساختن پورتفولیویی که با استفاده از داراییهای داده شده، بالاتر و سمت چپ این خط قرار گیرد، وجود ندارد.[3][7]
پورتفولیوهایی که دقیقاً روی این خط قرار دارند، حداکثر بازده مورد انتظار ممکن را برای آن سطح خاص از ریسک نشان میدهند.
هر پورتفولیویی که زیر مرز کارا قرار گیرد، ناکارآمد (sub-optimal) در نظر گرفته میشود. یک سرمایهگذار که یک پورتفولیوی ناکارآمد را نگهداری میکند، میتواند به صورت تئوری بازده بالاتری را برای همان ریسک، یا همان بازده را برای ریسک کمتر، صرفاً با تخصیص مجدد وزن داراییهای خود برای مطابقت با یک پورتفولیو روی خط مرز، به دست آورد.[6][7]
برای ساختن یک پورتفولیوی بهینه، سرمایهگذاران باید سه متغیر را برای هر دارایی تخمین بزنند: بازده مورد انتظار، واریانس (ریسک)، و کوواریانس (همبستگی) با هر دارایی دیگر در پورتفولیو. در عمل، این ورودیها معمولاً از دادههای تاریخی بازار استخراج میشوند، که آسیبپذیری اصلی این نظریه را معرفی میکند.[1][6]
در حالی که محاسبات ریاضی ظریف است، MPT بر چندین فرض سختگیرانه تکیه دارد که همیشه در دنیای واقعی صادق نیستند. این نظریه فرض میکند که بازده داراییها از توزیع نرمال پیروی میکند، به این معنی که رویدادهای شدید بازار—که اغلب «دمهای چاق» نامیده میشوند—از نظر آماری بسیار بعید هستند. همچنین فرض میکند که سرمایهگذاران دسترسی آزاد به تمام اطلاعات دارند و میتوانند با نرخ بدون ریسک پول قرض بگیرند یا وام دهند.[3][5]
در واقعیت، بازارهای مالی رویدادهای «قوی سیاه» را بیشتر از آنچه توزیع نرمال پیشبینی میکند، تجربه میکنند. در طول سقوطهای شدید بازار، همبستگی بین داراییهایی که قبلاً همبستگی نداشتند، اغلب به سمت ۱.۰+ همگرا میشود. هنگامی که وحشت حاکم میشود، سهام، اوراق قرضه شرکتی و کالاها میتوانند همگی به طور همزمان سقوط کنند، به این معنی که تنوعبخشی دقیقاً زمانی که سرمایهگذاران بیشترین نیاز را به آن دارند، شکست میخورد.[3][5]
علاوه بر این، MPT فرض میکند که سرمایهگذاران کاملاً منطقی و ریسکگریز هستند و فقط به حداکثر رساندن بازده برای سطح معینی از نوسان اهمیت میدهند. این نظریه سوگیریهای رفتاری، درد عاطفی ناشی از افتهای موقت و این واقعیت را که سرمایهگذاران اغلب در کف چرخه بازار به جای متعادلسازی آرام برای حفظ موقعیت بهینه مرز خود، با وحشت میفروشند، نادیده میگیرد.[2][5]
با وجود این محدودیتها، چارچوب مارکوویتز همچنان سنگ بنای سرمایهگذاری نهادی مدرن است. یک مرور گذشتهنگر در سال ۲۰۰۲ بر کار او در مجله فایننس تأکید کرد که در حالی که ورودیهای دقیق (بازدهها و همبستگیهای تاریخی) پیشبینیکنندههای ناقصی برای آینده هستند، اصل اساسی کاهش واریانس از طریق تنوعبخشی از نظر ریاضی غیرقابل انکار است.[2][4]
امروزه، مشاوران رباتیک (robo-advisors) و صندوقهای با تاریخ هدف از تغییراتی از MPT برای تخصیص خودکار تریلیونها دلار پسانداز بازنشستگی استفاده میکنند. آنها به طور مداوم پورتفولیوها را متعادل میکنند تا آنها را تا حد امکان نزدیک به مرز کارا نگه دارند و سطح ریسک هدف را بر اساس سن و افق زمانی سرمایهگذار تنظیم میکنند.[4][6]
نکات کلیدی
- نظریه پورتفولیوی مدرن (MPT) ثابت میکند که ریسک باید در سطح پورتفولیو ارزیابی شود، نه در سطح دارایی فردی.
- ترکیب داراییهایی با همبستگی کمتر از ۱.۰، نوسانات کلی پورتفولیو را به صورت ریاضی کاهش میدهد.
- مرز کارا پورتفولیوهایی را نشان میدهد که حداکثر بازده مورد انتظار را برای سطح معینی از ریسک به دست میآورند.
- هر پورتفولیویی که زیر مرز کارا قرار گیرد، ناکارآمد در نظر گرفته میشود.
- MPT شرایط عادی بازار و سرمایهگذاران منطقی را فرض میکند، که میتواند در طول سقوطهای شدید بازار شکست بخورد.
- این نظریه همچنان چارچوب بنیادی برای تخصیص دارایی نهادی و مشاوران رباتیک مدرن است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه سنتگرایان
از چارچوب ریاضی اصلی کاهش واریانس دفاع میکند.
سنتگرایان معتقدند که در حالی که دادههای تاریخی پیشبینیکننده ناقصی برای آینده هستند، واقعیت ریاضی کاهش واریانس مطلق است. آنها استدلال میکنند که ساختار پورتفولیو بدون بهینهسازی کوواریانس، سرمایهگذاران را در معرض ریسک جبراننشده قرار میدهد. از این منظر، مرز کارا قابل اعتمادترین قطبنما برای تخصیص دارایی بلندمدت باقی میماند، حتی اگر مختصات دقیق آن در طول زمان تغییر کند.
انتقاد رفتاری
بر غیرمنطقی بودن انسان که فرضیات MPT را نقض میکند، تمرکز دارد.
اقتصاددانان رفتاری استدلال میکنند که اتکای MPT به «انسان اقتصادی»—یک سرمایهگذار کاملاً منطقی و ریسکگریز—اساساً ناقص است. آنها اشاره میکنند که سرمایهگذاران واقعی درد زیان را بسیار شدیدتر از لذت سود معادل تجربه میکنند، که منجر به فروش وحشتزده در طول افتها میشود. از آنجا که MPT این واقعیتهای روانشناختی را نادیده میگیرد، منتقدان رفتاری استدلال میکنند که این نظریه یک راهحل ریاضی کامل برای دنیایی ارائه میدهد که در واقع وجود ندارد.
تنظیم پسا-مدرن
استدلال میکند که انحراف معیار معیار اشتباهی برای اندازهگیری ریسک است.
نظریهپردازان پورتفولیوی پسا-مدرن (PMPT) استدلال میکنند که انحراف معیار نوسانات صعودی را به همان اندازه نوسانات نزولی جریمه میکند. آنها معتقدند که برای سرمایهگذاران مهم نیست که یک دارایی به طور غیرمنتظرهای افزایش یابد؛ آنها فقط نگران ریسک از دست دادن پول هستند. بنابراین، PMPT طرفدار بهینهسازی پورتفولیوها صرفاً بر اساس ریسک نزولی و رویدادهای «دم چاق» است و استدلال میکند که MPT سنتی سرمایهگذاران را به طور خطرناکی در معرض سقوطهای بازار قوی سیاه قرار میدهد.
چرا مهم است
درک مکانیسمهای مرز کارا به سرمایهگذاران این امکان را میدهد که فراتر از انتخاب سهامهای برنده فردی عمل کنند و در عوض یک پورتفولیوی انعطافپذیر مهندسی کنند که ضمن کسب رشد بلندمدت، ثروت را در طول رکودهای بازار حفظ کند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه همبستگیهای تاریخی چقدر دقیق رفتار داراییهای آینده را در عصر معاملات الگوریتمی پیشبینی خواهند کرد.
- اینکه آیا مدل سنتی پورتفولیوی ۶۰/۴۰ در محیط تورم بالا در مرز کارا باقی خواهد ماند یا خیر.
منابع
[1]Journal of Financeسنتگرایان MPTPORTFOLIO SELECTION
مطالعه در Journal of Finance →
[2]Journal of Financeسنتگرایان MPTMarkowitz's “Portfolio Selection”: A Fifty‐Year Retrospective
مطالعه در Journal of Finance →
[3]Britannica Moneyاقتصاددانان رفتاریModern Portfolio Theory: Definition, Examples, & Limitations
مطالعه در Britannica Money →
[4]UBS Globalسنتگرایان MPTHarry Markowitz: Diversifying Risk
مطالعه در UBS Global →
[5]StreetFinsاقتصاددانان رفتاریThe Evolution of Modern Portfolio Theory and Its Implications for Asset Allocation
مطالعه در StreetFins →
[6]Investopediaسنتگرایان MPTModern Portfolio Theory (MPT)
مطالعه در Investopedia →
[7]WikipediaEfficient frontier
مطالعه در Wikipedia →
[8]تیم سردبیری کوهستاننظریهپردازان پسا-مدرنتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت مالی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

