سفر وزیر قطری به شرق لیبی پس از ۱۴ سال برای میانجیگری میان جناحهای رقیب
محمد بن عبدالعزیز الخلیفی، وزیر مشاور قطر، در بنغازی با خلیفه حفتر، فرمانده شرق لیبی، دیدار کرد. این اولین مأموریت دیپلماتیک دوحه به این منطقه در ۱۴ سال گذشته است. این دیدار نشاندهنده یک تغییر استراتژیک است، زیرا قطر تلاش میکند تا شکاف بین دولت مستقر در طرابلس و نیروهای شرق را در بحبوحه یک پیمان انتخاباتی شکننده مورد حمایت سازمان ملل پر کند.
به قلم مریم علوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- کارگزاران قدرت عملگرا
- استدلال میکنند که ثبات مستلزم مذاکره مستقیم و توافقات اقتصادی با جناحهای مسلحی است که عملاً کنترل قلمرو را در دست دارند.
- حقوقدانان نهادی
- طرفدار پایبندی دقیق به چارچوب انتخاباتی مورد حمایت سازمان ملل برای تضمین مشروعیت دموکراتیک.
- شکاکان منطقهای
- میانجیگری قطر را به جای یک تلاش واقعی برای صلح، به عنوان یک بازی استراتژیک برای تضمین نفوذ بلندمدت انرژی میبینند.
نکات کلیدی
- وزیر مشاور قطر برای دیدار با خلیفه حفتر به بنغازی سفر کرد و به ۱۴ سال توقف دیپلماتیک با شرق لیبی پایان داد.
- این دیدار با هدف حمایت از پیمان انتخاباتی شکننده «۴+۴» مورد حمایت سازمان ملل است که مهلت ۲۴ ماهه برای رأیگیری سراسری تعیین میکند.
- قطر از سرمایهگذاریهای عظیم اخیر خود در بخش انرژی فراساحلی لیبی به عنوان اهرمی برای تشویق همکاری بین جناحهای رقیب استفاده میکند.
- این فشار دیپلماتیک نشاندهنده تغییر از نقش قطر به عنوان حامی حزبی طرابلس به یک میانجی درگیر در سراسر شکاف است.
- 14 years
- مدت زمان سپری شده از آخرین سفر وزیر قطری به شرق لیبی
- 24 months
- مهلت تعیین شده توسط کمیته «۴+۴» برای برگزاری انتخابات سراسری
- 2
- دولتهای رقیبی که از سال ۲۰۱۴ ادعای مشروعیت میکنند
چرا مهم است
قطر از لحاظ تاریخی از جناحهای غرب لیبی حمایت کرده است، بنابراین این ارتباط مستقیم با خلیفه حفتر، فرمانده شرق، یک تغییر جهت عمده ژئوپلیتیکی محسوب میشود. در صورت موفقیت، این دیپلماسی دو مسیره میتواند سرانجام بنبست نهادی یک دههای را بشکند، بازارهای انرژی شمال آفریقا را تثبیت کند و فضای درگیریهای نیابتی در مدیترانه را کاهش دهد.
تصور رایج در مورد شکاف یک دههای لیبی این است که قدرتهای خارجی به شدت در ترازهای نیابتی خود قفل شدهاند. اکنون این ساختار سخت در حال برچیده شدن است. در یک تغییر جهت دیپلماتیک بزرگ، محمد بن عبدالعزیز الخلیفی، وزیر مشاور در امور خارجه قطر، به بنغازی سفر کرد تا مستقیماً با خلیفه حفتر، فرمانده شرق، دیدار کند. این اولین مأموریت دیپلماتیک سطح بالای دوحه به شرق لیبی در ۱۴ سال گذشته است.[1][3]
این دیدار اساساً چشمانداز میانجیگری را تغییر میدهد. سالها، قطر به عنوان حامی اصلی مالی و ایدئولوژیک دولتهای مستقر در طرابلس عمل میکرد و اکسیژن اقتصادی لازم برای حفظ دولت وحدت ملی به رهبری نخستوزیر عبدالحمید دبیبه را فراهم مینمود. با ایجاد یک کانال مستقیم با ارتش ملی لیبی تحت فرماندهی حفتر، دوحه در حال گذار از یک حامی حزبی خارجی به یک میانجی مرکزی و درگیر است که میتواند با هر دو طرف شکاف داخلی صحبت کند.[2][4]
این چرخش دیپلماتیک در یک مقطع حساس برای آینده نهادی لیبی رخ میدهد. اخیراً، مذاکرهکنندگان لیبیایی از کمیته «۴+۴» – متشکل از نمایندگان مجلس نمایندگان شرق و شورای عالی دولت طرابلس – بر سر یک پیمان اولیه انتخاباتی به توافق رسیدند. این چارچوب قوانین حاکم بر انتخابات ریاستجمهوری و قانونگذاری را بازنویسی میکند و یک مهلت سخت ۲۴ ماهه برای برگزاری آنها تعیین مینماید.[1][3]
با این حال، مسیر نهادی مورد حمایت سازمان ملل همچنان بسیار شکننده است. تحلیلگران سیاسی و کارشناسان حقوقی به یک گسست جدی بین مذاکرهکنندگانی که توافق را امضا کردند و نهادهای مسلحی که مسئول اجرای آن در میدان هستند، اشاره میکنند. این پیمان فاقد سازوکارهای مشخص برای اداره لیبی در دوره موقت است و چندین جناح کلیدی ادعا میکنند که به طور کامل از فرآیند تدوین کنار گذاشته شدهاند.[3][6]
با این حال، مسیر نهادی مورد حمایت سازمان ملل همچنان بسیار شکننده است.
قطر با درک این آسیبپذیریهای ساختاری، در حال اجرای استراتژی «دیپلماسی خاموش» برای تکمیل فرآیند رسمی سازمان ملل است. دیدارهای الخلیفی در بنغازی و طرابلس طراحی شدهاند تا شکاف بین توافقات حقوقی رسمی و واقعیتهای سخت کنترل شبهنظامیان را پر کنند. در حالی که دوحه علناً خود را حامی هیئت پشتیبانی سازمان ملل در لیبی (UNSMIL) به رهبری هانا تته معرفی میکند، همزمان در حال ساخت یک مسیر موازی از تعامل مستقیم جناحی است.[2][5]
اهمیت این رویکرد دو مسیره بسیار فراتر از مرزهای لیبی است. بخش انرژی فراساحلی و ذخایر عظیم نفتی این کشور همچنان یک جایزه اصلی در کشمکش قدرت جاری باقی مانده است. اقدامات اخیر «قطر انرژی» برای تضمین سهم در بلوکهای عظیم فراساحلی در حوضه نفتی سرت، منافع اقتصادی بلندمدت دوحه در یک لیبی متحد و باثبات را رسمیت میبخشد. این اهرم اقتصادی اکنون پشتوانه تلاش دیپلماتیک آن است.[4]
برای دولت شرق، تعامل با قطر مسیری را برای به رسمیت شناخته شدن گستردهتر بینالمللی و سرمایهگذاری اقتصادی بالقوه فراهم میکند و اتکای انحصاری آن به حامیان سنتی را کاهش میدهد. برای دولت دبیبه در طرابلس، دخالت قطر تضمین میکند که هرگونه توافق تقسیم قدرت، منافع غرب را به طور کامل به حاشیه نخواهد راند. با این حال، چالش اصلی بدون تغییر باقی میماند: تبدیل گفتگوی دیپلماتیک به توافقات الزامآور و قابل اجرا بین مراکز قدرت رقیبی که یک دهه را صرف مستحکم کردن قلمروهای خود کردهاند.[1][2]
در نهایت، موفقیت این تغییر جهت بستگی به این دارد که آیا مذاکرات مستقیم جناحی میتواند مصالحههای ملموسی را ایجاد کند که چارچوب سازمان ملل به تنهایی قادر به تحمیل آن نیست. اگر ابتکار قطر بتواند تضمینهای امنیتی اولیه را از حفتر و دبیبه بگیرد، ممکن است مهلت ۲۴ ماهه انتخابات حفظ شود. در غیر این صورت، پیمان «۴+۴» در معرض خطر تبدیل شدن به سندی دور انداخته شده دیگر در تاریخ طولانی انتقالهای متوقف شده لیبی قرار دارد.[2][3]
بررسی عمیق دیدگاهها
پیمان انتخاباتی «۴+۴» مورد حمایت سازمان ملل (مسیر نهادی)
یک چارچوب حقوقی رسمی با هدف بازنویسی قوانین انتخاباتی و برگزاری انتخابات سراسری ظرف ۲۴ ماه.
این رویکرد مشروعیت نهادی و قوانین بینالمللی را در اولویت قرار میدهد. با استفاده از کمیتهای که به طور مساوی از مجلس نمایندگان شرق و شورای عالی دولت مرتبط با طرابلس تشکیل شده است، سازمان ملل به دنبال ایجاد یک ساختار حقوقی الزامآور برای انتخابات است. **مزایا:** یک جدول زمانی ۲۴ ماهه روشن تعیین میکند، یک مأموریت دموکراتیک فراهم میسازد و از حمایت جامعه بینالمللی برخوردار است. **معایب:** بر این فرض تکیه دارد که جناحهای مسلح داوطلبانه قدرت را به مقامات منتخب واگذار خواهند کرد. **شواهد:** تحلیلگران اشاره میکنند که توافقات قبلی سازمان ملل، مانند توافق صخیرات ۲۰۱۵، دقیقاً به این دلیل شکست خوردند که فاقد سازوکارهای اجرایی در برابر شبهنظامیان ریشهدار بودند. **مناسب برای:** زمانی که هدف اصلی ایجاد اجماع حقوقی بینالمللی است. **نامناسب برای:** زمانی که بازیگران مسلح در میدان از به رسمیت شناختن اقتدار نهادی حاصله خودداری میکنند.
تقسیم قدرت مستقیم جناحی (رویکرد قطر)
یک مسیر دیپلماتیک عملگرایانه که بر تضمین توافقات مستقیم بین کارگزاران واقعی قدرت در شرق و غرب متمرکز است.
این استراتژی از نهادهای قانونگذاری به بنبست رسیده عبور میکند تا مستقیماً با شخصیتهایی که کنترل قلمرو و سلاحها را در دست دارند – یعنی نخستوزیر دبیبه و فرمانده حفتر – مذاکره کند. **مزایا:** واقعیت قدرت در لیبی را مورد توجه قرار میدهد و تضمین میکند کسانی که توانایی خرابکاری در انتخابات را دارند، به جای آن به فرآیند انتقال متعهد شوند. سرمایهگذاریهای اخیر انرژی قطر اهرم اقتصادی ملموسی برای تشویق همکاری فراهم میکند. **معایب:** خطر مشروعیت بخشیدن به جنگسالاران و نادیده گرفتن آرمانهای دموکراتیک مردم لیبی را در پی دارد و عملاً تقسیم غنایم را به جای یک دولت واحد رسمیت میبخشد. **شواهد:** توانایی قطر در تأمین دیدار با حفتر پس از ۱۴ سال خصومت، نشاندهنده امکانپذیری فوری عملگرایی اقتصادی و دیپلماتیک بر خلوص ایدئولوژیک است. **مناسب برای:** زمانی که ثبات فوری و جلوگیری از جنگ داخلی مجدد اولویت مطلق هستند. **نامناسب برای:** زمانی که هدف برچیدن ساختار قدرت مبتنی بر شبهنظامیان و ایجاد یک دموکراسی غیرنظامی کاملاً پاسخگو است.
منابع
[1]Al Jazeeraکارگزاران قدرت عملگراQatar pushes for united Libya with visit to country's east
مطالعه در Al Jazeera →
[2]Middle East Onlineکارگزاران قدرت عملگراNavigating Libya's political impasse
مطالعه در Middle East Online →
[3]ABC Nepal TVشکاکان منطقهایQatar's Minister of State Mohammed bin Abdulaziz al-Khulaifi affirmed his country's commitment
مطالعه در ABC Nepal TV →
[4]Middle East Forumشکاکان منطقهایQatar's Mediterranean Gambit: Buying Influence in Libya's Energy Future
مطالعه در Middle East Forum →
[5]ANewsحقوقدانان نهادیQatar expressed concern Saturday about recent developments in the Libyan capital
مطالعه در ANews →
[6]The Peninsula Qatarحقوقدانان نهادیLibya's warring factions sign UN deal to end conflict and form unity government: Witness
مطالعه در The Peninsula Qatar →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

