رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناتحادیه گمرکیتحلیل بده‌بستان· 5 دقیقه مطالعه· در جهان

توزیع عوارض ۵ درصدی: اتحادیه گمرکی شورای همکاری خلیج فارس چگونه درآمد واردات را بین اعضا تقسیم می‌کند

تعرفه مشترک خارجی ۵ درصدی شورای همکاری خلیج فارس، این بلوک را مجبور به انتخاب ساختاری بین مرزهای بدون اصطکاک و توزیع عادلانه درآمد می‌کند. ما مدل «نقطه ورود» را در مقابل چارچوب «مقصد نهایی» مقایسه می‌کنیم تا درک کنیم که این بلوک چگونه سرمایه گمرکی خود را تقسیم می‌کند.

به قلم آوا شیرازی

قطب‌های ترانزیت 35%بازارهای مصرفی 35%حامیان یکپارچگی نهادی 30%
قطب‌های ترانزیت
اولویت‌دهی به تجارت بدون اصطکاک و حفظ درآمد در نقطه ورود برای جبران سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی.
بازارهای مصرفی
اولویت‌دهی به کسب درآمد در مقصد نهایی برای اطمینان از اینکه مالیات‌های پرداخت شده توسط شهروندانشان، خزانه‌های خودشان را تأمین مالی می‌کند.
حامیان یکپارچگی نهادی
طرفداری از تجمیع کلان اقتصادی برای حذف کامل مرزهای داخلی.

عوارض ۵ درصدی که بر حدود ۵۰۰ میلیارد دلار واردات غیرنفتی سالانه شورای همکاری خلیج فارس اعمال می‌شود، تقریباً ۲۵ میلیارد دلار درآمد گمرکی در سال ایجاد می‌کند. اساس این محاسبه ساده است، اما توزیع سرمایه حاصله همچنان اصطکاک ساختاری اصلی اتحادیه گمرکی شورای همکاری خلیج فارس باقی مانده است. هنگامی که یک کانتینر حمل و نقل از شنژن به بندر جبل علی دبی می‌رسد، مراحل گمرکی را طی می‌کند و سپس برای فروش نهایی به ریاض منتقل می‌شود، این بلوک باید تصمیم بگیرد که کدام خزانه این تعرفه ۵ درصدی را نگه دارد. پاسخ این سؤال تعیین می‌کند که آیا این اتحادیه به عنوان یک بازار واحد و یکپارچه عمل می‌کند یا مجموعه‌ای تکه‌تکه از مرزهای ملی.[1][6]

شورای همکاری خلیج فارس اتحادیه گمرکی را در سال ۲۰۰۳ تأسیس کرد و مجموعه‌ای از تعرفه‌های ملی را با یک تعرفه مشترک خارجی (CET) ۵ درصدی بر کالاهای خارجی جایگزین نمود. هدف ایجاد یک بازار واحد بود که به کالاها اجازه می‌داد پس از ورود به بلوک، آزادانه در سراسر شبه جزیره عربستان جابجا شوند. دبیرخانه شورای همکاری خلیج فارس تصریح می‌کند که هر کالایی که از خارج از شش کشور عضو وارد شود، مشمول این عوارض واحد در اولین نقطه ورود است و از لحاظ نظری نیاز به مالیات‌گیری بیشتر در حین جابجایی داخلی را از بین می‌برد.[1]

با این حال، حذف مرزهای داخلی مستلزم سازوکاری برای تخصیص درآمد جمع‌آوری شده در مرز خارجی است. صندوق بین‌المللی پول اشاره می‌کند که بدون یک فرمول دائمی تقسیم درآمد، یک اتحادیه گمرکی به سیستمی باز می‌گردد که در آن اولین نقطه ورود، سرمایه را به دست می‌آورد. در یک بلوک از نظر جغرافیایی و اقتصادی یکنواخت، این ممکن است به مرور زمان متعادل شود. اما در خلیج فارس، جایی که زیرساخت‌های لجستیکی به شدت متمرکز هستند، این امر نابرابری‌های ساختاری فوری ایجاد می‌کند.[4]

این وضعیت عدم توازن ساختاری بین کشورهای ترانزیتی و کشورهای مصرف‌کننده ایجاد می‌کند. امارات متحده عربی، که قطب‌های لجستیکی عظیمی را اداره می‌کند، سهم نامتناسبی از حمل و نقل دریایی ورودی بلوک را پردازش می‌کند – که تقریباً ۷۵ درصد از کل صادرات مجدد شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۳ را تشکیل می‌دهد. تحت یک مدل سختگیرانه «نقطه ورود»، امارات تعرفه ۵ درصدی کالاهایی را که در نهایت برای عربستان سعودی، کویت یا بحرین در نظر گرفته شده‌اند، جمع‌آوری می‌کند. بانک جهانی مشاهده می‌کند که این پویایی عملاً درآمد مالیاتی را از جمعیتی که کالاها را مصرف می‌کنند، به کشوری که بندر را مدیریت می‌کند، منتقل می‌سازد.[6]

نحوه تخصیص تعرفه ۵ درصدی توسط دو مدل اصلی توزیع درآمد گمرکی.

برای جلوگیری از این انتقال ثروت، شورای همکاری خلیج فارس یک سازوکار انتقالی «مقصد نهایی» را اجرا کرد. تحت این سیستم، مقامات گمرکی در اولین نقطه ورود، تعرفه را جمع‌آوری می‌کنند اما وجوه را به کشور عضوی که کالا در آن مصرف می‌شود، منتقل می‌نمایند. سازمان فدرال هویت، شهروندی، گمرک و امنیت بنادر در امارات این چارچوب را به عنوان اساس عملیاتی تجارت درون شورای همکاری خلیج فارس ترسیم می‌کند و مستلزم مستندات دقیق برای اثبات مقصد نهایی محموله است.[2]

برای جلوگیری از این انتقال ثروت، شورای همکاری خلیج فارس یک سازوکار انتقالی «مقصد نهایی» را اجرا کرد.

مدل مقصد نهایی نیازمند مستندسازی و ردیابی گسترده است که هزینه‌های اقتصادی خاص خود را به همراه دارد. مقامات گمرکی باید مصرف‌کننده نهایی هر محموله را تأیید کنند، که مستلزم حفظ ایست‌های بازرسی در مرزهای داخلی بین کشورهای عضو است. بانک جهانی اشاره می‌کند که این بررسی‌های داخلی اصطکاک ایجاد کرده، حمل و نقل را به تأخیر می‌اندازند و مزیت اقتصادی اصلی یک اتحادیه گمرکی، یعنی حرکت سریع و بدون اصطکاک کالاها در سراسر یک بازار واحد، را تضعیف می‌کنند.[6]

بانک مرکزی اروپا در ارزیابی ساختاری خود از یکپارچگی پولی خلیج فارس که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، خاطرنشان کرد: «دوره انتقالی برای اتحادیه گمرکی بارها تمدید شده است زیرا کشورهای عضو نمی‌توانند بر سر یک سازوکار توزیع دائمی به توافق برسند.» دو دهه بعد، تنش اصلی همچنان حل نشده باقی مانده است، زیرا کشورهای عضو، زیان درآمد حاکمیتی را در برابر بار اقتصادی تأخیرهای مرزی می‌سنجند.[3]

عربستان سعودی، که بزرگترین جمعیت بلوک و بیش از ۶۰ درصد از بازار مصرفی شورای همکاری خلیج فارس را در اختیار دارد، منطقاً از مدل‌های توزیعی حمایت می‌کند که منعکس‌کننده مصرف نهایی باشند و تضمین کند که خزانه آن مالیات کالاهایی را که شهروندانش خریداری می‌کنند، به دست آورد. در مقابل، قطب‌های ترانزیت استدلال می‌کنند که کشوری که مدیریت ترخیص فیزیکی گمرکی، امنیت بندر و زیرساخت‌های لجستیکی را بر عهده دارد، متحمل هزینه اداری اتحادیه می‌شود و باید سهم متناسبی از درآمد را حفظ کند.[6]

عدم توازن ساختاری: قطب‌های ترانزیت کالاها را پردازش می‌کنند، در حالی که کشورهای پرجمعیت بازار مصرف نهایی را فراهم می‌آورند.

روزنامه جردن تایمز گزارش داد که کشورهای خلیج فارس فعالانه به دنبال «سازوکارهای شفاف‌تر برای توزیع درآمدهای گمرکی» برای حل این اختلافات جاری هستند. این بحث به سمت امکان ایجاد یک اتاق تسویه حساب کلان اقتصادی تغییر یافته است، جایی که تمام درآمدهای گمرکی در یک صندوق مرکزی شورای همکاری خلیج فارس تجمیع شده و بر اساس یک فرمول ثابت مبتنی بر تولید ناخالص داخلی، اندازه جمعیت یا سهم واردات تاریخی توزیع می‌شود.[4][5]

تا زمانی که یک فرمول کلان اقتصادی دائمی تصویب نشود، این بلوک در یک مصالحه ساختاری گرفتار می‌ماند. تعرفه مشترک خارجی ۵ درصدی با موفقیت مرز خارجی را یکپارچه کرد، اما توزیع داخلی آن سرمایه همچنان نیازمند ایست‌های بازرسی فیزیکی است. مرحله بعدی یکپارچگی کاملاً به این بستگی دارد که آیا شش کشور عضو می‌توانند بر سر یک فرمول ریاضی که جایگزین نگهبان مرزی فیزیکی شود، به توافق برسند یا خیر.[1][6]

چرا مهم است

توزیع درآمد گمرکی تعیین می‌کند که آیا یک بلوک چند کشوری می‌تواند به عنوان یک بازار واحد واقعی عمل کند یا خیر. اگر کشورهای عضو نتوانند در مورد نحوه تقسیم تعرفه ۵ درصدی به توافق برسند، بازرسی‌های مرزی داخلی باقی می‌مانند، که باعث تأخیر در حمل و نقل و افزایش هزینه کالاهای مصرفی در سراسر منطقه می‌شود.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

قطب‌های ترانزیت 35%بازارهای مصرفی 35%حامیان یکپارچگی نهادی 30%
  1. [1]GCC Secretariat

    PROCESS OF THE CUSTOMS UNION (THE GCC CUSTOMS UNION 2012)

    مطالعه در GCC Secretariat
  2. [2]Federal Authority for Identity, Citizenship, Customs & Port Securityقطب‌های ترانزیت

    Customs Union for GCC States

    مطالعه در Federal Authority for Identity, Citizenship, Customs & Port Security
  3. [3]European Central Bankحامیان یکپارچگی نهادی

    Regional monetary integration in the member states of the Gulf Cooperation Council

    مطالعه در European Central Bank
  4. [4]International Monetary Fundحامیان یکپارچگی نهادی

    Monetary Union Among Member Countries of the Gulf Cooperation Council

    مطالعه در International Monetary Fund
  5. [5]Jordan Timesبازارهای مصرفی

    Gulf states want clearer mechanisms for distributing customs revenues

    مطالعه در Jordan Times
  6. [6]World Bankحامیان یکپارچگی نهادی

    Economic Integration in the GCC

    مطالعه در World Bank
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.