رفتن به محتوای اصلی
بررسی عمیق کوهستانگذار انرژیمقایسه استراتژی۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۲۳· 4 دقیقه مطالعه· در جهان

مکانیسم صادرات انرژی خاورمیانه: مقایسه توسعه گاز مایع قطر با شرط‌بندی عربستان سعودی بر هیدروژن سبز

در حالی که گذار جهانی انرژی شتاب می‌گیرد، دو بزرگترین شرط‌بندی انرژی خاورمیانه دیدگاه‌های متفاوتی را ارائه می‌دهند: قطر بر گاز طبیعی مایع (LNG) به عنوان سوخت گذار تمرکز کرده است، در حالی که عربستان سعودی در حال ساخت بزرگترین تأسیسات هیدروژن سبز جهان است.

به قلم آوا شیرازی

حامیان گذار عمل‌گرایانه 45%صنعتگران پسا-کربن 40%اقتصاددانان انرژی 15%
حامیان گذار عمل‌گرایانه
استدلال می‌کنند که گاز مایع تنها راه واقع‌بینانه برای جایگزینی زغال‌سنگ در مقیاس بزرگ در آسیا در حال حاضر است.
صنعتگران پسا-کربن
استدلال می‌کنند که سرمایه‌گذاری زودهنگام در هیدروژن سبز برای مقیاس‌دهی فناوری و کاهش هزینه اضافی (Premium) سبز ضروری است.
اقتصاددانان انرژی
در مورد تفاوت عظیم هزینه و خطر دارایی‌های بلااستفاده (Stranded Assets) هم برای گاز مایع و هم برای هیدروژن هشدار می‌دهند.

نکات کلیدی

  1. قطر در حال سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری برای توسعه ظرفیت گاز مایع میدان شمالی خود است تا سال ۲۰۳۰ آن را ۸۵ درصد افزایش داده و به ۱۴۲ میلیون تن در سال برساند.
  2. عربستان سعودی در حال ساخت پروژه ۸.۴ میلیارد دلاری هیدروژن سبز نئوم است تا سالانه ۱.۲ میلیون تن آمونیاک بدون کربن تولید کند.
  3. هیدروژن سبز در حال حاضر تا ۲۲ برابر گران‌تر از گاز طبیعی (بر اساس معادل انرژی) است و بازار فوری آن را به صنایع سنگین محدود می‌کند.
  4. قطر در حال انعقاد قراردادهای ۲۷ ساله با شرکت‌های تاسیساتی آسیایی است، با این شرط‌بندی که گاز مایع برای دهه‌ها سوخت غالب جایگزین زغال‌سنگ باقی خواهد ماند.

خاورمیانه بنیان اقتصادی مدرن خود را بر یک کالای واحد و مورد تقاضای جهانی بنا نهاد: نفت خام. اما با شتاب گرفتن گذار جهانی انرژی، این منطقه مجبور به یک تغییر ساختاری است که نفوذ ژئوپلیتیکی آن را برای قرن آینده بازتعریف خواهد کرد.

دو مدل رقیب برای تضمین تسلط خلیج فارس در دوران پس از نفت ظهور کرده‌اند. قطر بر گاز طبیعی مایع (LNG) تمرکز کرده و آن را به عنوان سوخت پل ضروری برای جهان در حال توسعه معرفی می‌کند. در مقابل، عربستان سعودی تلاش می‌کند با ساخت زیرساخت‌های اقتصاد هیدروژن سبز، به طور کامل از سوخت‌های فسیلی جهش کند.

مقیاس این سرمایه‌گذاری‌های کلان بی‌سابقه است. قطر ده‌ها میلیارد دلار برای توسعه میدان شمالی خود اختصاص داده است و قصد دارد تولید گاز طبیعی مایع خود را از ۷۷ میلیون تن در سال به ۱۴۲ میلیون تن خیره‌کننده تا سال ۲۰۳۰ افزایش دهد.[1][2]

در سوی دیگر شبه جزیره عربستان، عربستان سعودی در حال ساخت پروژه ۸.۴ میلیارد دلاری هیدروژن سبز نئوم در سواحل دریای سرخ است که طراحی شده تا بزرگترین تأسیسات هیدروژن در مقیاس تاسیساتی و تجاری در جهان باشد.[3][4]

توسعه گاز مایع قطر از نظر حجم، تولید اولیه هیدروژن سبز عربستان سعودی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

منطق اصلی استراتژی قطر بر واقعیت‌های فوری جایگزینی زغال‌سنگ با گاز استوار است. برای اقتصادهای آسیایی که به سرعت در حال رشد هستند، استقرار انرژی‌های تجدیدپذیر به تنهایی در حال حاضر نمی‌تواند تقاضای رو به افزایش برق پایه را تأمین کند.

از آنجایی که گاز طبیعی مایع هنگام سوزاندن برای تولید برق تقریباً نصف زغال‌سنگ دی‌اکسید کربن منتشر می‌کند، قطر قصد دارد بازار را با گاز مقرون به صرفه پر کند و راهی عمل‌گرایانه برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای بدون قربانی کردن رشد اقتصادی به بازارهای نوظهور ارائه دهد.[1]

برای تضمین این آینده، شرکت قطر انرژی (QatarEnergy) استراتژی پیشگامانه‌ای را برای قفل کردن خریداران در قراردادهای عرضه عظیم ۲۷ ساله در پیش گرفته است. دوحه با گره زدن شرکت‌های تاسیساتی آسیایی به قراردادهای بلندمدت، عملاً خود را در برابر نوسانات کوتاه‌مدت قیمت و بلوغ نهایی فناوری‌های تجدیدپذیر مصون می‌سازد.[2]

رویکرد عربستان سعودی با نئوم نشان‌دهنده یک محاسبه اساساً متفاوت است. هیدروژن سبز به جای اینکه به عنوان یک پل گذار عمل کند، به عنوان مقصد نهایی برای بخش‌هایی که کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در آنها دشوار است، مانند تولیدات سنگین و کشتیرانی، طراحی شده است.[6]

رویکرد عربستان سعودی با نئوم نشان‌دهنده یک محاسبه اساساً متفاوت است.

تأسیسات نئوم از ۴ گیگاوات نیروی خورشیدی و بادی اختصاصی برای راه‌اندازی الکترولیزرهای عظیم استفاده خواهد کرد و تا سال ۲۰۲۶ روزانه ۶۰۰ تن هیدروژن بدون کربن تولید می‌کند.[3]

تولید هیدروژن سبز نیازمند مقیاس‌های بی‌سابقه‌ای از تولید اختصاصی انرژی تجدیدپذیر است.

از آنجایی که حمل و نقل گاز هیدروژن از طریق کشتی به طور مشهودی دشوار و پرهزینه است، خروجی نئوم سالانه به ۱.۲ میلیون تن آمونیاک سبز تبدیل خواهد شد و یک زنجیره تأمین لجستیکی جدید برای صادرات جهانی ایجاد می‌کند.[3][4]

تفاوت بین این دو استراتژی در نهایت به اقتصاد واحد (Unit Economics) بازمی‌گردد. تفاوت هزینه بین این دو سوخت، رفتارهای بازار، مشخصات خریدار و زمان‌بندی پذیرش کاملاً متفاوتی را دیکته می‌کند.

در حال حاضر، هزینه‌های تولید هیدروژن سبز بین ۴۵ تا ۹۰ دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) متغیر است، که عمدتاً به دلیل هزینه‌های سرمایه‌ای هنگفت مورد نیاز برای الکترولیزرها و تولید اختصاصی انرژی تجدیدپذیر است.[5]

در مقابل، گاز طبیعی متعارف بین ۲.۵۰ تا ۴.۰۰ دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا معامله می‌شود. این بدان معناست که هیدروژن سبز تا ۲۲ برابر گران‌تر از گازی است که قطر به بازار عرضه می‌کند.[5]

هیدروژن سبز بر اساس معادل انرژی، همچنان تا ۲۲ برابر گران‌تر از گاز طبیعی متعارف است.

این شکاف ارزش‌گذاری شدید توضیح می‌دهد که چرا قطر می‌تواند قراردادهای گسترده‌ای با شرکت‌های تاسیساتی در سراسر آسیا امضا کند، در حالی که هیدروژن سبز عربستان سعودی متکی به قراردادهای تضمین شده و بلندمدت خرید با خریداران صنعتی تخصصی است که مایل به پرداخت هزینه اضافی قابل توجه برای محصول سبز هستند.[2][5]

هر دو استراتژی ریسک‌های سیستمی عظیمی را به همراه دارند. قطر با تهدید قریب‌الوقوع مازاد جهانی گاز طبیعی مایع تا سال ۲۰۳۰ مواجه است، زیرا ظرفیت‌های جدید و عظیمی از ایالات متحده، روسیه و آفریقا به طور همزمان وارد مدار تولید می‌شوند.[1]

اگر ذخیره‌سازی باتری و استقرار انرژی‌های تجدیدپذیر سریع‌تر از پیش‌بینی‌ها شتاب بگیرد، قراردادهای ۲۷ ساله قطر ممکن است با فشار شدید برای مذاکره مجدد از سوی خریدارانی مواجه شوند که دارایی‌های فسیلی بلااستفاده دارند.[2]

هر دو مدل گاز مایع و هیدروژن سبز، ریسک‌های سیستمی قابل توجهی برای منطقه خلیج فارس به همراه دارند.

در همین حال، عربستان سعودی ریسک ساخت یک شگفتی تکنولوژیک را می‌پذیرد که از نظر اقتصادی غیررقابتی باقی بماند. اگر هزینه الکترولیزرها به شدت کاهش نیابد، هیدروژن سبز ممکن است به جای یک کالای جهانی، یک محصول خاص و محدود باقی بماند.[5][6]

در نهایت، خاورمیانه در مقیاس منطقه‌ای در حال پوشش ریسک‌های خود است. با دنبال کردن هم سوخت گذار نهایی و هم سوخت نهایی بدون کربن، منطقه خلیج فارس تضمین می‌کند که صرف نظر از سرعت کربن‌زدایی جهان، انرژی همچنان از سواحل آن جریان خواهد داشت.[7]

142 mtpa
ظرفیت هدف‌گذاری شده گاز مایع قطر تا سال ۲۰۳۰
$8.4 billion
تأمین مالی برای هیدروژن سبز نئوم
$45–$90
هزینه هر MMBtu هیدروژن سبز
27 years
مدت زمان قراردادهای گاز مایع قطر با آسیا

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مدل گذار گاز مایع (LNG)

اولویت‌بندی جایگزینی فوری و مقیاس‌پذیر زغال‌سنگ با استفاده از فناوری اثبات‌شده و قیمت‌گذاری موجود در بازار.

مزایا: مقیاس‌پذیری فوری و قیمت‌گذاری بسیار رقابتی (۲.۵۰ تا ۴.۰۰ دلار در هر MMBtu)، که به عنوان جایگزین مستقیم زغال‌سنگ عمل می‌کند. معایب: زیرساخت سوخت فسیلی را برای تقریباً سه دهه تثبیت می‌کند و خطر مازاد عرضه شدید تا سال ۲۰۳۰ را به همراه دارد. شواهد: قطر با موفقیت قراردادهای ۲۷ ساله با شرکت‌های تاسیساتی بزرگ آسیایی منعقد کرده و ظرفیت خود را ۸۵ درصد افزایش داده و به ۱۴۲ میلیون تن در سال رسانده است. مناسب برای زمانی که: اقتصادهای نوظهور برای حذف تدریجی زغال‌سنگ بدون بی‌ثبات کردن شبکه‌های خود، به برق پایه فوری و مقرون به صرفه نیاز دارند. نامناسب برای زمانی که: بازارها الزامات سختگیرانه کربن صفر خالص را اعمال می‌کنند یا مکانیسم‌های سنگین تعدیل مرزی کربن را تحمیل می‌کنند.

مدل هیدروژن سبز

اولویت‌بندی کربن‌زدایی مطلق و مزیت پیشگام بودن در اقتصاد پس از سوخت‌های فسیلی.

مزایا: انتشار کربن صفر، استفاده از منابع فراوان خورشیدی و بادی داخلی، ایجاد یک پایگاه صنعتی جدید، و مقاوم‌سازی اقتصاد در برابر الزامات اقلیمی آینده. معایب: هزینه‌های فعلی بسیار بالا (۴۵ تا ۹۰ دلار در هر MMBtu) و نیاز به زیرساخت‌های جدید عظیم برای حمل و نقل از طریق تبدیل به آمونیاک. شواهد: پروژه ۸.۴ میلیارد دلاری نئوم یک قرارداد خرید ۳۰ ساله برای ۱.۲ میلیون تن آمونیاک سبز تولید سالانه خود تضمین کرده است. مناسب برای زمانی که: صنایع سنگین مانند فولاد، کشتیرانی و مواد شیمیایی به سوخت‌های بدون کربن نیاز دارند و مایل به پرداخت هزینه اضافی سبز هستند. نامناسب برای زمانی که: شرکت‌های تاسیساتی حساس به قیمت در کوتاه‌مدت به تولید برق ارزان نیاز دارند.

چرا مهم است

برنده این رقابت سرمایه‌بر، نحوه تأمین برق شبکه‌های تاسیسات آسیایی و اروپایی را برای سه دهه آینده دیکته خواهد کرد و هم سرعت کربن‌زدایی جهانی و هم نفوذ ژئوپلیتیکی آینده خلیج فارس را تعیین می‌کند.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان گذار عمل‌گرایانه 45%صنعتگران پسا-کربن 40%اقتصاددانان انرژی 15%
  1. [1]Middle East Council on Global Affairsحامیان گذار عمل‌گرایانه

    Can Qatar Thread the Needle Between LNG Expansion and Carbon Reduction?

    مطالعه در Middle East Council on Global Affairs
  2. [2]Forbesحامیان گذار عمل‌گرایانه

    Qatar's North Field expansion reveals the commercial logic behind this technical reality

    مطالعه در Forbes
  3. [3]Saudi Energy Consultingصنعتگران پسا-کربن

    Saudi Arabia is moving from planning to execution in clean fuels

    مطالعه در Saudi Energy Consulting
  4. [4]Oil & Gas Middle Eastصنعتگران پسا-کربن

    These initiatives are designed to ensure operational readiness

    مطالعه در Oil & Gas Middle East
  5. [5]Egypt Oil & Gasاقتصاددانان انرژی

    Economics, geopolitics, and technology are forcing a multi-speed transition

    مطالعه در Egypt Oil & Gas
  6. [6]Deloitteصنعتگران پسا-کربن

    From oil to hydrogen: The Middle East's next global advantage

    مطالعه در Deloitte
  7. [7]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان انرژی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.