توافق حماس برای خلع سلاح و واگذاری حاکمیت غزه؛ تأیید هیئت صلح
گروههای مسلح فلسطینی رسماً با خلع سلاح کامل و انتقال حاکمیت تحت یک نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل موافقت کردهاند. با این حال، اختلاف اساسی بر سر توالی عقبنشینی اسرائیل، اجرای این انتقال را تهدید به توقف میکند.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان انتقال مرحلهای
- استدلال میکنند که عقبنشینی همزمان و بازسازی، انگیزههای لازم برای تضمین خلع سلاح داوطلبانه هستند.
- طرفداران اولویت امنیت
- تأکید میکنند که خلع سلاح مطلق باید پیش از هرگونه امتیازدهی سرزمینی برای جلوگیری از تهدید بازسازیشده صورت گیرد.
- ناظران امنیت منطقهای
- بر بیثباتی دوره انتقال و خطر خروج عملیات نظامی از چارچوب دیپلماتیک تمرکز دارند.
نکات کلیدی
- نیکولای ملادنوف، نماینده عالی هیئت صلح غزه، تأیید کرد که حماس با تسلیم تمام سلاحها و واگذاری حاکمیت موافقت کرده است.
- اختیارات تحت یک نقشه راه ۱۵ مادهای به «کمیته ملی اداره غزه» که مورد تأیید سازمان ملل است، منتقل خواهد شد.
- این توافق شامل تمام ردههای تسلیحاتی، از جمله توپخانه سنگین، تونلها و سلاحهای شخصی میشود.
- بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، رویکرد مرحلهای را رد کرده و خواستار خلع سلاح کامل پیش از هرگونه عقبنشینی نیروها شد.
- حملات اخیر اسرائیل به انبارهای تسلیحاتی، تنش مداوم بین توافقات دیپلماتیک و اجرای نظامی را برجسته میکند.
اختلاف اساسی که مانع حل و فصل جنگ غزه شده، دیگر بر سر این نیست که آیا حماس سلاحهای خود را تسلیم خواهد کرد یا خیر، بلکه بر سر توالی دقیق چگونگی و زمان وقوع این خلع سلاح است. ماههاست که میانجیهای بینالمللی تلاش میکنند تا خواستههای یک سازمان شبهنظامی به شدت مسلح را با الزامات امنیتی دولت اسرائیل همسو سازند. روز چهارشنبه، محاسبات دیپلماتیک به طور قابل توجهی تغییر کرد، زمانی که هیئت صلح غزه تأیید کرد که گروههای مسلح فلسطینی رسماً با خلع سلاح جامع و انتقال حاکمیت موافقت کردهاند. این تحول یک واقعیت ساختاری جدید را به درگیری معرفی میکند و بحث را از یک پرسش درباره اهداف نهایی، به یک بنبست پرمخاطره بر سر سازوکارهای اجرا و تأیید انطباق، تبدیل میکند.[1][2]
این اعلامیه که توسط نیکولای ملادنوف، نماینده عالی، به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شد، اولین باری است که حماس صراحتاً با واگذاری زرادخانه نظامی و کنترل اداری خود بر این منطقه موافقت میکند. بر اساس مفاد نقشه راه ۱۵ مادهای تحت حمایت آمریکا، اختیارات حاکمیتی به طور کامل به یک نهاد انتقالی مورد تأیید سازمان ملل به نام «کمیته ملی اداره غزه» منتقل خواهد شد. ملادنوف این امتیاز را به عنوان یک پیشرفت حیاتی توصیف کرد که میتواند شرایط زندگی پایدار برای فلسطینیان را به طور چشمگیری بهبود بخشد و در عین حال تضمینهای امنیتی پایدار و قابل تأیید برای اسرائیلیها فراهم کند. این توافق از لحاظ نظری ساختار حاکمیتی را که از سال ۲۰۰۷ این منطقه را تعریف کرده، برچیده است.[1][3]
با این حال، این پیشرفت دیپلماتیک بلافاصله با واقعیت نظامی ریشهدار در میدان درگیر شد. در حالی که نقشه راه مورد حمایت آمریکا یک فرآیند مرحلهای و همزمان را پیشبینی میکند که در آن برچیدن سلاحها باعث عقبنشینی تدریجی نظامی اسرائیل میشود، دولت اسرائیل دکترین سخت و سازشناپذیر «اول خلع سلاح» را حفظ کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، صراحتاً توالی مرحلهای پیشنهادی هیئت صلح را رد کرده و خواستار خلع سلاح مطلق و تأیید شده پیش از هرگونه استقرار مجدد نیروها یا آغاز بازسازی گسترده است. این واگرایی اساسی در توالی—گامهای همزمان در مقابل پیششرطهای مطلق—اکنون مانع اصلی پایان دادن به خصومتها است.[1][4]
دامنه خلع سلاح مورد توافق، همانطور که در گزارش سازمان ملل تشریح شده است، از نظر جامعیت بیسابقه است. ملادنوف در شورای امنیت توضیح داد که این چارچوب «هر ردهای از سلاح در غزه» را هدف قرار میدهد و صراحتاً اعلام کرد که هیچ منطقه خاکستری و هیچ ردهای از بازرسی مستثنی نخواهد بود. این دستور شامل توپخانه سنگین، شبکههای گسترده تونلهای زیرزمینی، تأسیسات تولید سلاح داخلی، انبارهای مخفی مهمات و حتی سلاحهای شخصی اعضای گروههای مختلف میشود. پیچیدگی لجستیکی محض یافتن، فهرستبرداری و انهدام این زرادخانه غیرمتمرکز، یک چالش عملیاتی عظیم برای ناظران بینالمللی ایجاد میکند.[1][3]
دامنه خلع سلاح مورد توافق، همانطور که در گزارش سازمان ملل تشریح شده است، از نظر جامعیت بیسابقه است.
تحت ساختار امنیتی پیشنهادی، کمیته ملی اداره غزه تنها نهادی خواهد بود که مجاز به داشتن یا کنترل سلاح در داخل این قلمرو است و عملاً شاخههای نظامی حماس و گروههای متحد را منحل میکند. این انتقال به شدت متکی بر استقرار پیشبینی شده یک نیروی بینالمللی ثباتساز است که وظیفه مدیریت خلأ امنیتی بیثبات در طول دوره واگذاری را بر عهده خواهد داشت. موفقیت این مرحله کاملاً به تمایل گروههای مسلح برای تن دادن به بازرسیهای خارجی و توانایی نیروهای بینالمللی برای ایمنسازی ذخایر خلع سلاح شده قبل از پنهان شدن یا استفاده مجدد از آنها بستگی دارد.[3][4]
سازوکار تأیید این خلع سلاح همچنان بیثباتترین نقطه اصطکاک بین طرفهای مذاکرهکننده باقی مانده است. نقشه راه صراحتاً عقبنشینی نیروهای اسرائیلی فراتر از یک خط مرزی نظامی تعیینشده—که به «خط زرد» معروف است—را به نقاط عطف مشخص و تأیید شده خلع سلاح مرتبط میکند. در حالی که حماس به این شرایط مرحلهای با میانجیهای بینالمللی متعهد شده است، ارتش اسرائیل بر انجام تأیید فعال خود از طریق عملیات نظامی جاری اصرار دارد. یک منبع سیاسی به خبرگزاری فرانسه تأکید کرد که «به هیچ وجه عقبنشینی صورت نخواهد گرفت» مگر با خلع سلاح واقعی و مطلق که توسط اطلاعات اسرائیل و نه ناظران بینالمللی تأیید شود.[5]
تنش شدید بین توافقات دیپلماتیک در نیویورک و واقعیتهای میدانی در خاورمیانه در طول آخر هفته به وضوح برجسته شد. نیروهای اسرائیلی مجموعهای از حملات را علیه آنچه ارتش به عنوان تأسیسات ذخیره سلاح حماس شناسایی کرد، از جمله سایتهای مجاور زیرساختهای غیرنظامی مانند بیمارستان شهدای الاقصی، انجام دادند. ارتش اسرائیل استدلال میکند که این عملیاتها برای اطمینان از خلع سلاح واقعی و خنثی کردن تهدیدات قریبالوقوع کاملاً ضروری هستند. در مقابل، نمایندگان دفاع مدنی فلسطین و ناظران بینالمللی هشدار میدهند که ادامه حملات نظامی تهدید میکند که آتشبس شکننده را از بین ببرد و روند انتقال سیاسی را قبل از آغاز آن از مسیر خارج کند.[5]
این بنبست یک تله مذاکراتی نامتقارن کلاسیک را نشان میدهد که میانجیها اکنون باید از آن عبور کنند. چارچوب مورد حمایت آمریکا تلاش میکند تا از عقبنشینی مرحلهای و وعده بازسازی بشردوستانه به عنوان اهرم حیاتی برای تضمین خلع سلاح داوطلبانه از سوی گروهها استفاده کند. موضع اسرائیل محاسبه میکند که واگذاری هرگونه کنترل سرزمینی قبل از برچیده شدن کامل زیرساختهای شبهنظامی، تهدیدی بازسازی شده را دعوت میکند و مزیت استراتژیک اصلی آنها را قربانی میسازد. پر کردن این شکاف مستلزم طراحی یک سازوکار تأیید به اندازه کافی قوی است که خواستههای امنیتی اسرائیل را برآورده کند و در عین حال انگیزههای مرحلهای لازم برای تضمین انطباق فلسطینیان را حفظ کند.[4]
در حالی که شورای امنیت سازمان ملل در حال بررسی پارامترهای اجرای نقشه راه ۱۵ مادهای است، تمرکز بینالمللی به طور کامل از تضمین توافق اولیه به طراحی یک سازوکار اجرایی عملی و ضدگلوله تغییر میکند. موفقیت نهایی ابتکار هیئت صلح اکنون بستگی به این دارد که آیا میانجیها میتوانند یک جدول زمانی بسازند که به طور همزمان خلع سلاح حماس و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی را بدون ایجاد فروپاشی امنیتی اجرا کند. تا زمانی که این توالی حل نشود، این توافق یک نقطه عطف دیپلماتیک عمیق است که بر فراز یک صحنه نظامی فعال و بسیار بیثبات معلق مانده است.[1][4]
چرا مهم است
این توافق برای اولین بار نشان میدهد که حماس با خلع سلاح کامل و انحلال ساختار حاکمیتی خود موافقت کرده و مانع ایدئولوژیک اصلی برای پایان جنگ را برداشته است. با این وجود، اختلاف شدید بر سر اینکه آیا خلع سلاح باید پیش از عقبنشینی اسرائیل انجام شود یا همزمان، تعیین میکند که آیا منطقه به سمت بازسازی حرکت میکند یا در یک بنبست نظامی ویرانگر باقی میماند.
بررسی عمیق دیدگاهها
چارچوب انتقال مرحلهای
نقشه راه ۱۵ مادهای تحت حمایت آمریکا که عقبنشینی تدریجی اسرائیل را به خلع سلاح تأیید شده تحت نظارت سازمان ملل مرتبط میکند.
مزایا: با ارائه نقاط عطف ملموس انتقال حاکمیت و بازسازی در ازای سلاح، گروههای شبهنظامی را به انطباق ترغیب میکند. معایب: نیروهای اسرائیلی را در طول دوره انتقال در معرض قابلیتهای باقیمانده قرار میدهد و به اجرای بینالمللی آزمایش نشده متکی است. شواهد: گزارش ملادنوف به شورای امنیت سازمان ملل که موافقت حماس با انتقال اختیارات به کمیته ملی اداره غزه (NCAG) ۱۵ مادهای را تأیید میکند. مناسب است زمانی که: یک نیروی بینالمللی ثباتساز قوی بتواند امنیت را در طول واگذاری تضمین کند و هر دو طرف ریسک افزایشی را بپذیرند. مناسب نیست زمانی که: گروههای مسلح ذخایر پنهانی خارج از بازرسی سازمان ملل داشته باشند، یا زمانی که فشار سیاسی داخلی مانع از اولین امتیازدهی توسط هر یک از طرفین شود.
دکترین اول خلع سلاح
الزام دولت اسرائیل مبنی بر برچیده شدن تمام زیرساختهای شبهنظامی پیش از هرگونه عقبنشینی نیروها یا بازسازی.
مزایا: خطر تهدید بازسازیشده را از بین میبرد و امنیت مطلق را قبل از واگذاری کنترل سرزمینی تضمین میکند. معایب: بازسازی بشردوستانه را به طور نامحدود به تعویق میاندازد و اهرم دیپلماتیک اصلی مورد نیاز برای تضمین خلع سلاح داوطلبانه از سوی گروههای ریشهدار را حذف میکند. شواهد: رد صریح توالی مرحلهای توسط بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، به همراه عملیات نظامی جاری ارتش اسرائیل که ۵ انبار تسلیحاتی شناسایی شده در نزدیکی زیرساختهای غیرنظامی را در آخر هفته هدف قرار داد. مناسب است زمانی که: یک طرف دارای سلطه نظامی قاطع باشد و جدول زمانی برای حل و فصل نامحدود باشد. مناسب نیست زمانی که: اشغال طولانیمدت باعث تشدید تنشهای منطقهای گستردهتر شود، یا زمانی که فروپاشی بشردوستانه نیازمند مداخله ساختاری فوری باشد.
آنچه نمیدانیم
- آیا نیروی بینالمللی ثباتساز تعهداتی را از کشورهایی که مایل به اعزام نیرو به خلأ امنیتی بیثبات هستند، تضمین کرده است یا خیر.
- ناظران بینالمللی چگونه قصد دارند تخریب شبکههای تونل زیرزمینی را بدون نظارت نظامی اسرائیل تأیید کنند.
- آیا رهبری سیاسی حماس میتواند توافق خلع سلاح را بر سلولهای شبهنظامی غیرمتمرکز و عمیقاً ریشهدار اعمال کند.
منابع
[1]Anadolu Agencyمدافعان انتقال مرحلهایHamas agrees to surrender arms, relinquish governance, Peace Board says
مطالعه در Anadolu Agency →
[2]Middle East Monitorمدافعان انتقال مرحلهایHamas agrees to surrender arms, relinquish governance, Peace Board says
مطالعه در Middle East Monitor →
[3]Yeni Şafakمدافعان انتقال مرحلهایHamas agrees to surrender arms, cede Gaza governance: Mladenov
مطالعه در Yeni Şafak →
[4]Ground Newsطرفداران اولویت امنیتHamas agrees to surrender arms, relinquish governance, Peace Board says
مطالعه در Ground News →
[5]The Express Tribuneناظران امنیت منطقهایHamas agrees to surrender arms, relinquish governance, Peace Board says
مطالعه در The Express Tribune →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


