رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاناقتصاد کلانتوضیح و تحلیل۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۲۲· 7 دقیقه مطالعه· #2 از 2 در دیدگاه

آیا بسته شدن تنگه هرمز یک شوک عرضه است که سیاست بانک مرکزی را منسوخ کرده است؟

بسته شدن تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ یک شوک بزرگ عرضه جهانی ایجاد کرده و محدودیت‌های نرخ بهره سنتی بانک‌های مرکزی را در مبارزه با تورم ناشی از انرژی آشکار ساخته است.

به قلم یاسمن قربانی

روند تحول این خبر

این گزارش بخشی از یک خبر در حال توسعه است — فصل‌های پیشین را در زیر بخوانید.

  1. هشدار آمریکا به ایران درباره طرح ادعایی اسرائیل برای ترور مذاکره‌کنندگان در جریان مذاکرات آتش‌بس
  2. ترامپ با امضای فرمان‌های جدید، تهدید کرد زیرساخت‌های ایران را تا فردا شب نابود می‌کند
  3. حمله تلافی‌جویانه آمریکا به ایران و لغو معافیت‌های نفتی پس از حملات تنگه هرمز
  4. نظم جدید خاورمیانه: چگونه چین پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، آتش‌بس برقرار کرد
  5. فروپاشی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد: تحلیل بازگشت به خصومت‌های آمریکا و ایران و پیامدهای اقتصادی جهانی
  6. ترامپ دستور دائمی حمله به ایران در صورت ترور را صادر کرده و اجرای آن را به معاونش ونس سپرده است
  7. پایان امنیت جهانی نفت: چگونه مناقشه تنگه هرمز قوانین ژئوپلیتیک انرژی را بازنویسی می‌کند
  8. آمریکا ۲۰ درصد تعرفه بر محموله‌های تنگه هرمز وضع کرد، و محاصره دریایی ایران را از سر گرفت
  9. دموکرات‌های سنا لایحه حیاتی دفاعی را به دلیل جنگ ایران و ادغام با اسرائیل مسدود کردند
  10. بسته شواهد: تحلیل ازسرگیری حملات آمریکا و ایران و ادعاهای متقابل درباره رادارها
  11. کاهش حجم سرمایه‌گذاری جهانی در املاک و مستغلات در پی «شوک تغییردهنده وضعیت» ناشی از درگیری ایران و خروج سرمایه
  12. هشدار ژنرال آمریکایی به پنتاگون: نیروی دریایی کافی برای دفاع از اسرائیل در برابر موشک‌های ایران نداریم
  13. ایران پیشنهاد آتش‌بس آمریکا را رد کرد و تل‌آویو را تهدید کرد؛ ترامپ در حال بررسی «حمله گسترده» است
  14. راستی‌آزمایی: آیا ایران درخواست ملاقات با آمریکا در دوحه را داده است؟
  15. حمله پهپادی ایران به بحرین در پی حملات تلافی‌جویانه آمریکا؛ هدف: پایگاه نظامی آمریکا
  16. حمله آمریکا به مواضع موشکی ایران پس از هدف قرار گرفتن کشتی باری؛ آتش‌بس شکننده در بوته آزمایش
  17. حمله ایران به کشتی تجاری در تنگه هرمز، مسیر تخلیه سازمان ملل را متوقف کرد
  18. آتش‌بس آمریکا و ایران، تنگه هرمز را بازگشایی کرد؛ تسهیل کشتیرانی جهانی و کاهش قیمت نفت
  19. ترامپ ناتو را به دلیل جنگ ایران سرزنش می‌کند؛ کاخ سفید ۸۷.۶ میلیارد دلار برای تجهیز مجدد ارتش درخواست کرد
  20. رئیس آژانس اتمی: بازرسان تحت توافق آتش‌بس شکننده از سایت‌های ایران بازدید می‌کنند
  21. تصویب قطعنامه تاریخی اختیارات جنگی سنای آمریکا درباره ایران همزمان با تمجید ناتو از توافق آتش‌بس
  22. بحران ایران و آمریکا و تلاش برای صلح: عوارض تنگه هرمز، بازرسی‌های هسته‌ای و توضیح رای سنا
  23. پیشبرد طرح ایران و عمان برای دریافت عوارض از تنگه هرمز: پیامدهای آن برای تجارت جهانی
  24. آمریکا معافیت‌های گسترده تحریم نفتی ایران را صادر کرد؛ بازآرایی بازارهای جهانی انرژی
  25. آمریکا و ایران از پیشرفت در مذاکرات صلح خبر می‌دهند؛ تهدیدهای ترامپ دیپلماسی ونس را دشوار می‌کند
  26. آمریکا در ازای بازرسی‌های هسته‌ای، تحریم‌های نفتی ایران را لغو و ۱۲ میلیارد دلار آزاد کرد
  27. توافق آمریکا و ایران بر سر «سلول رفع درگیری» در لبنان برای نجات مذاکرات صلح منطقه‌ای
  28. آمریکا تحریم‌های نفتی ایران را در ازای ازسرگیری بازرسی‌های هسته‌ای کاهش داد
  29. آمریکا و ایران برای توافق جدید هسته‌ای و امنیتی در سوئیس، مهلت ۶۰ روزه تعیین کردند
  30. آغاز مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران در سوئیس در بحبوحه تنش بر سر تنگه هرمز
  31. ایران تنگه هرمز را به دلیل حملات لبنان «بسته» اعلام کرد؛ ارتش آمریکا انسداد را تکذیب کرد
  32. توقف تردد در تنگه هرمز توسط ایران در پی تشدید تنش‌های منطقه‌ای بر سر توافق با میانجی‌گری آمریکا
  33. ایران تنگه هرمز را بست؛ آتش‌بس سه‌روزه بر سر حملات لبنان شکست
  34. تعویق مذاکرات هسته‌ای حساس آمریکا و ایران در سوئیس به دلیل تنش‌های منطقه‌ای
  35. بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری نظامی ترامپ به دلیل هزینه‌های جنگ ایران متوقف شد
  36. کاهش حمایت عمومی در حالی که کنگره هزینه‌های فزاینده درگیری آمریکا و ایران را زیر سوال می‌برد
  37. ونس سفر به سوئیس برای مذاکرات ایران را به تعویق انداخت و منتقدان اسرائیلی توافق صلح را سرزنش کرد
  38. تعویق سفر ونس به سوئیس برای مذاکرات هسته‌ای ایران در بحبوحه تنش با اسرائیل و موضع تحریمی اتحادیه اروپا
  39. انتقاد شدید ونس از منتقدان اسرائیلی توافق صلح آمریکا و ایران؛ هشدار درباره دوری از «تنها متحد قدرتمند»
  40. آیا بسته شدن تنگه هرمز یک شوک عرضه است که سیاست بانک مرکزی را منسوخ کرده است؟ (همین مطلب)
  41. توافق آمریکا و ایران بر سر آتش‌بس ۶۰ روزه با معافیت‌های فوری نفتی و چارچوب سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری
  42. از شوک عرضه تا مازاد نفت: چگونه جنگ ایران تقاضای جهانی انرژی را نابود می‌کند
  43. انتقاد شدید ترامپ از نتانیاهو بر سر عملیات لبنان در بحبوحه پیشرفت توافق صلح آمریکا و ایران
  44. سنا تلاش برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ را در آستانه توافق صلح ایران و آمریکا مسدود کرد
  45. آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ ۲۰۲۶ به آتش‌بس تاریخی دست یافتند، اما تنش‌های منطقه‌ای همچنان پابرجاست
  46. توافق اولیه آمریکا و ایران برای پایان جنگ ۱۰۹ روزه: تفاهم‌نامه واقعاً چه می‌گوید؟
  47. تمرکز بر بهبود اقتصادی با کاهش درگیری آمریکا و ایران
  48. توافق آمریکا و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، پایان دادن به چهار ماه انسداد تجارت جهانی
  49. درگیری هگست با سی‌بی‌اس بر سر بحران مهمات آمریکا؛ جنگ ایران ذخایر را تخلیه کرده است
  50. حملات اسرائیل به حومه بیروت پس از نقض آتش‌بس، در حالی که توافق صلح آمریکا و ایران در هاله‌ای از ابهام است
  51. آمریکا و ایران پس از میانجیگری پاکستان به متن نهایی توافق صلح دست یافتند
  52. ترامپ جزئیات درزیافته آتش‌بس ایران را «اخبار جعلی» خواند؛ مذاکرات شکننده در هاله‌ای از ابهام
  53. ریسک تنگه یا انتظار: معمای پرهزینه‌ای که ۵۰۰ کشتی را در خلیج فارس گرفتار کرده است
  54. ترامپ حملات برنامه‌ریزی شده علیه ایران را متوقف کرد؛ ادعای قریب‌الوقوع بودن توافق صلح با وجود احتیاط تهران
  55. اهمیت استراتژیک جزیره خارگ: چرا آمریکا قلب نفتی ایران را تهدید می‌کند؟
  56. حملات نظامی تأسیسات آب ایران در نزدیکی تنگه هرمز را نابود کرد؛ هشدارها درباره جنایت جنگی
  57. حمله آمریکا به اهداف نظامی ایران پس از سرنگونی هلیکوپتر ارتش
  58. تبادل حملات مستقیم بین آمریکا و ایران در خلیج فارس، امیدها برای آتش‌بس را از بین برد
  59. یک کشته و ده‌ها زخمی در پی حمله پهپادی به فرودگاه بین‌المللی کویت در بحبوحه تشدید تنش‌های آمریکا و ایران
  60. آتش‌بس آمریکا و ایران در پی ازسرگیری حملات منطقه‌ای و بررسی قطعنامه اختیارات جنگی در کنگره آمریکا، سست می‌شود
  61. مذاکرات صلح آمریکا و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در میان ادعاهای متناقض
  62. تشدید جنگ آمریکا و ایران به جبهه دریایی دوم؛ حوثی‌ها تنگه باب‌المندب را مسدود کردند
اصلاح‌طلبان ساختاری 40%سنت‌گرایان پولی 30%عمل‌گرایان اقتصاد کلان 30%
اصلاح‌طلبان ساختاری
استدلال می‌کنند که سیاست پولی ابزار اشتباهی برای شوک‌های عرضه است.
سنت‌گرایان پولی
طرفدار افزایش نرخ‌ها برای جلوگیری از تورم ثانویه.
عمل‌گرایان اقتصاد کلان
تمرکز بر رویکردهای مبتنی بر داده و صبر و انتظار برای جلوگیری از سخت‌گیری بیش از حد.

نکات کلیدی

  1. بسته شدن تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲۰ درصد از مایعات نفتی جهانی را از بازار حذف کرده است.
  2. این شوک عرضه فیزیکی باعث تورم ناشی از انرژی شده است که نرخ بهره بانک مرکزی نمی‌تواند مستقیماً آن را اصلاح کند.
  3. افزایش نرخ بهره در طول یک شوک عرضه، خطر ایجاد رکود را بدون حل کمبود انرژی زمینه‌ای به همراه دارد.
  4. مدل‌های اقتصادی نشان می‌دهند که بسته شدن طولانی‌مدت به طور قابل توجهی رشد واقعی تولید ناخالص داخلی جهانی را کاهش خواهد داد.
  5. اصلاح‌طلبان ساختاری استدلال می‌کنند که دولت‌ها باید به جای تکیه بر بانک‌های مرکزی، از سیاست مالی و ذخایر استراتژیک استفاده کنند.

تنش در قلب سیاست‌های اقتصاد کلان مدرن، مسئله ابزارها در برابر واقعیت است. برای دهه‌ها، اقتصاد جهانی برای مدیریت تورم به بانک‌های مرکزی و تنظیم نرخ بهره متکی بوده است—مکانیزمی که برای خنک کردن یک اقتصاد بیش از حد داغ با گران‌تر کردن استقراض طراحی شده است. اما اگر تورم نه ناشی از مصرف‌کنندگان پرشور که کالاهای زیادی می‌خرند، بلکه ناشی از انسداد فیزیکی حیاتی‌ترین شریان انرژی جهان باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ بسته شدن تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ یک بازنگری اجباری را تحمیل کرده و محدودیت‌های کتابچه راهنمای پولی سنتی را آشکار ساخته است.

این بحران در اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، زمانی که درگیری نظامی منجر به بسته شدن مؤثر تنگه هرمز شد. این آبراه باریک بین ایران و عمان، گلوگاه جغرافیایی تقریباً یک پنجم مایعات نفتی جهان است. هنگامی که جریان نفت و گاز طبیعی مایع به طور ناگهانی قطع شد، بازارهای جهانی انرژی یک اختلال تاریخی را تجربه کردند. قیمت‌ها بلافاصله جهش کردند و موجی از تورم ناشی از انرژی را در سراسر جهان فرستادند.[5]

این پدیده به عنوان شوک عرضه شناخته می‌شود—کاهش ناگهانی و برون‌زای در دسترس بودن یک ورودی حیاتی اقتصادی. برخلاف شوک تقاضا، که در آن مصرف‌کنندگان پول زیادی دارند که به دنبال کالاهای کمیاب است، شوک عرضه به این معنی است که خود کالاها به طور فیزیکی از بازار ناپدید شده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی و ناظران صنعتی مانند ICIS، کاهش شدید جریان‌های تجاری جهانی را ردیابی کرده‌اند و خاطرنشان می‌کنند که ادامه بسته ماندن تنگه، ذخایر جهانی نفت را تحت فشار قرار داده و قیمت نفت خام را بالا نگه می‌دارد.[4]

برای بانکداران مرکزی، شوک عرضه کابوس نهایی است. ابزار اصلی آن‌ها—نرخ بهره—ابزاری کُند است که برای سرکوب تقاضا طراحی شده است. اگر یک بانک مرکزی نرخ‌ها را افزایش دهد، وام‌های مسکن گران‌تر می‌شوند، کسب‌وکارها برنامه‌های توسعه را لغو می‌کنند و استخدام کند می‌شود. این امر در صورتی تورم را خنک می‌کند که علت اصلی، هزینه‌های بیش از حد باشد. اما افزایش نرخ بهره، یک تنگه مسدود شده را باز نمی‌کند و میلیون‌ها بشکه نفت را از هیچ به وجود نمی‌آورد.

چگونه یک شوک عرضه فیزیکی ابزارهای سیاست پولی سنتی را دور می‌زند.

در نتیجه، سیاست‌گذاران خود را در یک دوراهی رکود تورمی گرفتار می‌بینند. اگر نرخ‌ها را ثابت نگه دارند، ریسک می‌کنند که تورم انرژی افسارگسیخته شود، که قدرت خرید شهروندان را کاهش می‌دهد. اما اگر برای مبارزه با تورم نرخ‌ها را افزایش دهند، دقیقاً در لحظه‌ای که اقتصاد از کمبود انرژی رنج می‌برد، رشد اقتصادی را عمداً سرکوب می‌کنند. نتیجه اغلب بدترین حالت از هر دو است: قیمت‌های بالا و اقتصادی رو به کوچک شدن.

مدل‌سازی اقتصادی بر شدت این تله تأکید می‌کند. تحقیقات بانک فدرال رزرو دالاس، اثرات بالقوه بسته شدن هرمز بر تولید جهانی را کمی‌سازی می‌کند. تحلیل آن‌ها نشان می‌دهد که یک اختلال طولانی‌مدت—که تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را از بازار حذف می‌کند—رشد واقعی تولید ناخالص داخلی جهانی را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد، در حالی که همزمان میانگین قیمت نفت را به اوج‌های طاقت‌فرسا می‌رساند. هر چه تنگه بیشتر بسته بماند، کشش اقتصادی عمیق‌تر می‌شود.[1]

با وجود این پیش‌بینی‌های تیره، گروهی از سنت‌گرایان پولی استدلال می‌کنند که بانک‌های مرکزی به هر حال باید اقدام کنند. ترس اصلی آن‌ها «اثرات دور دوم» است. حتی اگر تورم اولیه ناشی از شوک انرژی باشد، کارگرانی که با قبوض سوخت و برق بالاتر روبرو هستند، در نهایت دستمزدهای بالاتری طلب خواهند کرد. کسب‌وکارها نیز به نوبه خود، قیمت کالاهای خود را برای پوشش دادن هزینه‌های دستمزد بالاتر افزایش خواهند داد. به گفته این گروه، اگر بانک‌های مرکزی کاری نکنند، انتظارات تورمی از لنگر خارج شده و یک شوک موقت انرژی را به یک مارپیچ تورمی دائمی تبدیل می‌کند.

با وجود این پیش‌بینی‌های تیره، گروهی از سنت‌گرایان پولی استدلال می‌کنند که بانک‌های مرکزی به هر حال باید اقدام کنند.

این دیدگاه به شدت در محافل سیاست‌گذاری مورد بحث است. همانطور که Central Banking اشاره کرده است، بسته شدن جزئی تنگه هرمز چالش‌های جدید و پیچیده‌ای را برای سیاست‌گذارانی ایجاد می‌کند که باید تصمیم بگیرند آیا شرایط پولی را در مواجهه با یک پدیده صرفاً سمت عرضه سخت‌تر کنند یا خیر. ترس از مارپیچ دستمزد-قیمت واقعی است، اما هزینه جلوگیری از آن از طریق افزایش نرخ، یک رکود عمدی و ناشی از بانک مرکزی است.

مدل‌سازی اقتصادی نشان می‌دهد که بسته شدن طولانی‌مدت به طور قابل توجهی رشد واقعی تولید ناخالص داخلی جهانی را کاهش می‌دهد.

گروه رو به رشدی از اصلاح‌طلبان ساختاری استدلال می‌کنند که کل این بحث ثابت می‌کند سیاست بانک مرکزی برای بحران‌های دهه ۲۰۲۰ منسوخ شده است. مؤسساتی مانند مؤسسه روزولت (Roosevelt Institute) اشاره می‌کنند که بانک‌های مرکزی به سادگی ابزارهای لازم برای مقابله با تورم ناشی از انرژی را ندارند. هنگامی که پاسخ‌های تجویز شده به شوک‌های عرضه اینقدر محدود هستند، بار ثبات اقتصادی باید از سیاست پولی به سمت ابزارهای دیگر منتقل شود.[2]

این تغییر در عمل چگونه به نظر می‌رسد؟ به معنای تکیه بر سیاست مالی و سرمایه‌گذاری‌های ساختاری به جای نرخ بهره است. طرفداران استدلال می‌کنند که کاهش نوسانات قیمت مستلزم سرمایه‌گذاری در ذخایر استراتژیک، ظرفیت مازاد و انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین است—اقداماتی که بازارهای خصوصی اغلب آن‌ها را به دلیل ناکارآمدی مجازات می‌کنند و بانک‌های مرکزی نمی‌توانند آن‌ها را اجباری کنند. از این دیدگاه، دولت، نه بانک مرکزی، باید رهبری جذب شوک را بر عهده بگیرد.[2]

تکه‌تکه شدن ژئوپلیتیکی که بحران هرمز را هدایت می‌کند، همچنین باعث واگرایی در نحوه واکنش ملت‌های مختلف می‌شود. انجمن رسمی نهادهای پولی و مالی (OMFIF) تأکید می‌کند که تشدید تنش‌ها پیرامون تنگه، نوسانات جدیدی را به محیطی که از قبل دارای کاهش تورم شکننده بود، تزریق می‌کند. اقتصادهای واردکننده انرژی با فشار مالی شدیدی روبرو هستند، در حالی که صادرکنندگان انرژی مجموعه‌ای کاملاً متفاوت از فشارهای اقتصاد کلان را مدیریت می‌کنند. این واگرایی، هماهنگی یک پاسخ پولی جهانی را تقریباً غیرممکن می‌سازد.[3]

زمینه تاریخی این بحران عمیق است. همانطور که منابع دایرةالمعارفی که درگیری ۲۰۲۶ را ردیابی می‌کنند مستند کرده‌اند، بسته شدن تنگه بزرگترین اختلال در عرضه انرژی جهان از زمان بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ است. در طول دهه ۱۹۷۰، بانک‌های مرکزی به طرز مشهوری برای مدیریت رکود تورمی ناشی از تحریم‌های نفتی اعراب دچار مشکل شدند، که منجر به یک دهه کسادی اقتصادی شد تا اینکه در نهایت افزایش بی‌رحمانه نرخ‌ها، تقاضا را به طور کامل در هم شکست.[5]

تغییر پارادایم از مداخله پولی به مالی.

سیاست‌گذاران امروز به شدت می‌خواهند از تکرار دهه ۱۹۷۰ اجتناب کنند، اما آن‌ها در یک اقتصاد جهانی کاملاً متفاوت عمل می‌کنند. گذار به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر یک مسیر فرار بلندمدت از گلوگاه‌های سوخت فسیلی ارائه می‌دهد، اما در کوتاه‌مدت، اقتصاد جهانی عمیقاً به نفتی که از طریق خلیج فارس جریان دارد، وابسته است. تا زمانی که این وابستگی ساختاری شکسته نشود، بانک‌های مرکزی در معرض رحمت بازیگران ژئوپلیتیکی خواهند ماند که جریان فیزیکی کالاها را کنترل می‌کنند.

راه‌حل نهایی برای تنش اقتصاد کلان فعلی در اتاق کمیته بانک مرکزی یافت نخواهد شد. این راه‌حل در آب‌های تنگه هرمز، در مذاکرات دیپلماتیک برای پایان دادن به انسداد، و در تصمیمات مالی بلندمدتی که دولت‌ها برای محافظت از اقتصاد خود در برابر شوک‌های آینده می‌گیرند، یافت خواهد شد. دوران تکیه صرف بر جادوی نرخ بهره برای هموار کردن اقتصاد جهانی به حد فیزیکی خود رسیده است.[6]

در نهایت، بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک رویداد روشنگرانه سخت عمل می‌کند. این نشان می‌دهد که در حالی که بانک‌های مرکزی می‌توانند آب و هوای مالی را مدیریت کنند، نمی‌توانند اقلیم ژئوپلیتیکی را تغییر دهند. همانطور که جهان وارد دورانی می‌شود که با تسلیحاتی شدن زنجیره تأمین و محدودیت‌های منابع فیزیکی تعریف می‌شود، ابزارهای مدیریت اقتصاد کلان باید تکامل یابند و بپذیرند که یک مسیر کشتیرانی مسدود شده به راه‌حلی اساساً متفاوت از یک بازار مسکن بیش از حد داغ نیاز دارد.[6]

چرا مهم است

درک نحوه عملکرد شوک‌های عرضه نشان می‌دهد که چرا هزینه‌های زندگی شما در حال افزایش است و چرا راه‌حل‌های اقتصادی سنتی—مانند افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی—ممکن است با کند کردن اقتصاد بدون کاهش قیمت‌ها، وضعیت را بدتر کنند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اصلاح‌طلبان ساختاری 40%سنت‌گرایان پولی 30%عمل‌گرایان اقتصاد کلان 30%
  1. [1]Federal Reserve Bank of Dallasعمل‌گرایان اقتصاد کلان

    The closure of the Strait of Hormuz following the outbreak of military conflict

    مطالعه در Federal Reserve Bank of Dallas
  2. [2]Roosevelt Instituteاصلاح‌طلبان ساختاری

    Central banks have few tools to address energy-driven inflation

    مطالعه در Roosevelt Institute
  3. [3]OMFIFعمل‌گرایان اقتصاد کلان

    Money Disrupted: Escalating tensions around the Strait of Hormuz

    مطالعه در OMFIF
  4. [4]ICISعمل‌گرایان اقتصاد کلان

    IEA cuts 2026 oil demand forecast again as traffic on Strait of Hormuz remains low

    مطالعه در ICIS
  5. [5]Wikipediaعمل‌گرایان اقتصاد کلان

    2026 Strait of Hormuz crisis

    مطالعه در Wikipedia
  6. [6]تیم سردبیری کوهستاناصلاح‌طلبان ساختاری

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.